The Originals

The Originals

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 5

Maklumat siaran

The Originals S05E09 HDTV @DC EMPIRE
The Originals S05E09 XviD-AFG
The Originals S05E09 HDTV XviD-RMX
The Originals S05E09 480p x264-mSD
The Originals S05E09 HDTV x264-KILLERS
The Originals S05E09 720p HDTV x264-KILLERS
The Originals S05E09 480p HDTV x264-RMTeam
The Originals S05E09 720p HDTV x265-HETeam
The Originals S05E09 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Originals S05E09 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Ulasan oleh subtitles_1
ترجمه ای از حسین داونی جونیور | @DC_EMPIRE

Tag

x264
480p
480
XviD
Diterbitkan pada: 2018-06-21
Muat Turun: 42
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫- آنچه گذشت ‫- ماردی گرا

تمام اختلافاتمون به کنار کل شهر

فصل کارنیوال رو در کنار هم جشن میگیره

زمانش رسیده که خون آشام ها

‫جایگاهمون

به عنوان صدر جدول زنجیره غذایی پس بگیرن

و جامعه رو از کثافت ها

تمیز کنن

بهش میگن اتاق شکار

یک زندان روانی و سحر آمیزه

همیشه یک راه خروج وجود داره

هوپ داخل سنت ان بود

اون همه ی شما رو جمع کرد تا

طلسمی که بین شما تقسیم شده رو پس بگیره

‫این نابودش می‌کنه

هوا ، هوای بد شگونیه

‫نشون‌ دهنده ی

اتفاقیه که در حال حاضر داره داخل نیواورلئانز میوفته

باید از اینجا خارج بشیم شهر رو قراره سیل ببره

هوپ ازم کمک خواست اولین باری بود که

این کار رو کرد چون دلتنگ پدرش بود

‫باید جلوش رو بگیری

‫نه

‫تو بهم نیاز داری

‫و من به تو نیاز دارم

ترجمه ای از حسین داونی جونیور @HOSSEIN_Downey_Junior

برای اطلاع از آخرین اخبار سریال به کانال تلگرامی ما مراجعه کنید. @DC_EMPIRE

نفرینی که برای هفت سال خانواده رو پاره کرد.

تاثیرات بدش به همه ی ما رسید

داخل شهرمون

داخل خونمون

خانوادمون

نتایجه

در کنار هم بودنمون مرگه

ولی امروز به لطف جنابعالی

شروعی دوباره رو جشن میگیریم

شروعی که آزادانه میتونیم

کنار همدیگه بایستیم

و هر اتفاقی که بیافته

درکنار هم باهاش رو در رو میشیم

‫به عنوان یه خانواده

" همیشه و تا ابد "

‫میشه از اون شیرینی‌ها بدی بهم؟

بعله البته

خب ربکا

‫چند روز دیگه برمی‌گرده

اونور آب داره ترتیب چندتا کاره نیمه تموم رو میده

‫خوب میشه اگه در کنارمون باشه

خوب میشه که هممون زیر یه سقف باشیم

‫صبح بخیر

مشخصه که کلی حرف داریم

هوپ اجازه بده با این شروع کنم که

چقدر شرمندتم

بابت صبحونه تشکر

اما باید مشقام رو بنویسم

نورمال نیس

‫حالش عادی نیست

اون مامانش رو از دست داده نیکلاوس

نباید اینجا میومدم

‫حداقل تو بر عکس خواهرمون ‫که به خواست خودش

‫به یه بچه کمک کرد

‫که زندگیش رو نابود بکنه ‫بهونه‌ ی فراموشی داری

هوپ که بچه نیس

‫اصلا فکرش رو کردی که

جذب کردن یه کوه جادو چه بلایی سرش میاره؟؟؟

راه دیگه ای هم داشتم؟؟؟ قبول نمیکردی.

باهاش مخالفت میکردی. ما مثلا یه نقشه داشتیم

تا جادوی سیاه رو ازش دور کنیم

نقشه ای که کارساز نبود

اره خب به لطف تو الان جادوی سیاه داخلشه

اگر دخترم ذره ای آسیب

ببینه حالا هر جور آسیبی

شخص جنابعالی رو مقصر میدونم

مثل اینکه امیونت و شب گردهاش

به لطف تو حالشون خوبه

‫آره

اشتباهه که میخوام با صلح همه چیز رو درست کنم؟

راستی بگو ببینم

از کدوم بخشه " از همه مدل اعتقادات نفرت دارم "

به نظرت حس و حاله خونه خاله رو بهشون داده ؟؟؟

‫خب ، مشکل اینه که

اصلا اهمیتی براشون نداره که به چی فکر میکنی

‫یا هر کس دیگه ‫تا جایی که می‌دونم

ما به دلیل افزایش خشونت

‫در نیواورلئانز خیلی ناراحتیم

چند روز پیش تمام گونه ها با هم در کنار هم زندگی میکردن

چون نظم در شهر داشتیم و مرزهایی وجود داشت

هر کسی جایگاه خودشو داشت

در تلاشی برای برگردوندن ثبات

‫خون آشام ‌های محله ی فرانسوی

به عنوان خونه ای بر حقشون خواستند و شر و ور و فلان و فلان

اونا خواستار بازگشت گرگینه ها به رودخونه هستن

‫چه کسی؟؟؟ ‫- این خون آشام های متعصبه کس مشنگه

خب اینم یه دلیل خوب دیگه برای ترک کردن شهر

‫میری؟

‫آره ، صبحه زود

فکر میکردم تو فریا برگشتین پیش هم

تو تشییع جنازه

‫نه ، من عاشقش بودم

همیشه هم عاشقش میمونم ولی...

اون نمیتونه با من باشه پس...

همیشه ی خدا یه مشکلی بدای خانوادش پیش میاد

و خانواده ی اون

پیچیده هستش بعله

‫اون باید اینجا باشه

و من باید جایی تو دنیا باشم

که بتونم توش یه تغییری ایجاد بکنم

‫حتما شوخیت گرفته

‫می‌دونم اونجایی

نمیخواستم باعث اسباب مزاحمت بشم

‫بابا ، اگر نگرانی

ای کاش یه چیزی بگی

از فاصله ی دور حفاظت کردن بهت نمیخوره

یه چنگال رو خم کردی از وسط

بهتر از این بود که بکنمش تو گردن الایژا

هوپ اون اونموقع خودش نبود

برام اهمیتی نداره

خب ؟؟؟ من بدای بخشش آماده نیستم.

‫حالا فراموشی گرفته بود یا نه

باشه ، پس تنها دلیلش الایژاس دیگه؟؟؟ مورد دیگه ای نداره ، نه؟؟

‫خیلی خب ، باشه

‫اونقدر میگم که بالاخره باور کنی

من حالم خوبه

‫قول میدم

نگاه کن میدونم که فکر میکنی

کارم اشتباه بود که طلسم رو اجرا کردم

‫ولی قسم می‌خورم فکر همه جا رو کردم

و میدونی چیه؟بازم انجامش میدم

چونکه برای یک بار هم که شده دور هم هستیم

و دنیا به فاک نمیره

میدونی هر روز خدا

از مقاومت و زیباییه تو

شگفت زده میشم

که مطمئنا همه اینا از مادرت بهت به ارث رسیده.

‫کاش اون اینجا بود

‫آره ، همینطوره

‫بیشتر از اونی که فکر کنی

بیا بغلم

‫کلاوس ، باید صحبت کنیم

نه صحبتی باقی نمونده

دخترم نیاز به کمک داره میرم براش کمک جور کنم

کلاوس ، خواهش میکنم من دشمنت نیستم

باشه؟ هر دفعه

‫به هوپ نگاه می‌کنم دختر کوچولوم می‌بینم که

هیچوقت نتونستم بزرگش بکنم من همچین حسی به هوپ دارم

تا این حد میخوام ازش محافظت کنم

اون با کلی درد و رنج اومد پیشم

و اینم میدونستم که چه با من و چه بی من اون این قدرت رو میگیره

از شماها میگیره

حله؟ برای همین کمکش کردم

اگر احساس بکنه که ما طرف اونیم

شاید این اجازه رو بده که کمکش کنیم

خب باید عرض کنم که کاملا اشتباه میکردی

الان هم وینسنت باید یه راهی گیر بیاره

گیر اوردم

دستبنده هوپ

‫چند سال پیش برای همیشه درش آورد

گفت بهش نیازی ندارم ولی

الان بهش نیاز داره

این جلوی بلایی که جدوی سیاه

سرش میاره رو نمیگیره

ولی عذابش رو کم میکنه

تا زمانی که یه راه حله ابدی پیدا بکنیم

‫می‌دونم دوستش داری

‫هیچوقت شکی نداشتم

فقط

ای کاش شرایط یجور دیگه بود؟؟؟

همینطور

‫یه ملاقاتی داری

پیغام صوتی؟

با یه پیغام صوتی خبر مرگ دوست دخترم رو میفرستی؟؟؟

بعدشم جواب تلفت رو نمیدی؟؟؟

‫ خیلی سریع اتفاق افتاد ‫چی؟؟؟

چجوری مرد؟

تصادف کرد

‫ترمز برید

خیلی سریع مرد

بدون هیچ درد و عذابی

هوپ حالش چطوره؟

داره کنار میاد با این جریان

میشه ببینمش؟

میدونی ، الان

وقت خوبی نیست

متاسفم دکلن ‫- ترمزها که همینطوری زرتی بریده نمیشن

‫دیگه از این جور اتفاقا نمی افته

من از جزئیاتش خبری ندارم ، خب؟ همونطور که میبینی

‫یه طوفان اومده بود

پس چرا تو این طوفان با ماشین بیرون رفته بود؟؟ کجا رفته بود؟؟

واقعا نمیدونم و مشکلی با این موضوع نداری ؟؟؟

‫اینکه جوابی نداری؟

چون ندونستن اینکه چه اتفاقی افتاده داره میکشه منو

دکلن ، من که اینجا نبودم

‫تا نجاتش بدم و شما

‫بدون من مراسم ختمش رو برگذار کردین

‫تا نتونم باهاش خداحافظی کنم

یه مسئله ای اینجا درست نیست فریا

یه جای کار میلنگه

جشن تمومه

امیونت

‫تو و گروهت باید نیواورلئانز رو ترک کنید

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left