200 baris pertama.
ویکتور دربارهی سلامتیش
و دختر استریگویش دروغ گفته
من رو حمایت کنین تا بهتون خدمت کنم
سونیا من رو التیام داد چون به من باور داشت
نمیتونی الان نقش شوهر
و پدر دوست داشتنی رو بازی کنی
میدونم باید تعداد حدنصابم رو پس بگیرم
ازدواج کنم و آموزش ببینم
و همهی اینها زمان میبره
اما براتون یه پیشنهاد دارم
واسیلسا دراگومیر
رو وارث تاجوتخت اعلام میکنم
نگهبان بلیکوف شما بازداشت هستین
من به ساشا کمک کردم فرار کنه
مجازات خیانت خیلی سنگینه
من دارم میرم
باید خودم رو بدون تو
بتونم بشناسم
این خداحافظی نیست - نه -
فقط بعدا میبینمت هست
فکر میکردم یه جایی درونتـون هنوز دوستم دارین
ما اومدیم تغذیه کنیم
دیگه باخوبی بازی کردن بسه
حالا دیگه با روش من پیش میریم آندره
این آلارم آزمایشی نیست
چیزیه که براش آموزش دیدین
شجاع باشین
رحم نکنین
چرا که بهتون رحم نمیکنن
زودباشین فرار کنین
زودباشین تکون بخورین - زود از این طرف -
برید بیرون
زودباشین برین
اصلا کجا بریم آخه؟
دستم رو بگیر - نمیخوام بمیرم -
از سرراه برید کنار - بریم -
خانم - در رو ببندین -
بانو دراگومیر باید شما و ملکه
رو به موقعیت مکانی حفاظت شده بریم
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
برید - اما تو آسیب دیدی -
برید
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«مترجم: کیمیا» ::. ♤Sherlocked ♤ .::
پروتکل تخلیه درحال انجامه
برای دستورات به نگهبانان مراجعه کنین
دیوونگیه - به اندازه کافی اتوبوس نیست -
پیش من بمون
وایسا داری کجا میری
بدون آزاد کردن حصار نمیتونین برید
نمیتونم انجامش بدیم - البته که میتونی -
دیدم چه جوری انجامش میدن اهرمش رو دیدم
اهرم گم شده
بدون اون نمیتونیم حصارها رو ببندیم
حالا که میتونین برید بیرون هردوتون
من این کار رو کردم
تقصیر منه
اینکه والدینت بد هستن تقصیر تو نیست
والدین آمهای مزخرفین
زود از این طرف
این یکی - باید سوار این اتوبوسه بشم -
غیرسلطنتیها با دوره بعدی هستن |
حتی موقعی حمله هم
باید این فاصله طبقاتی رو داشته باشیم؟
وقتی سلطنتیها رفتن
اتوبوسها برمیگردن
حالا برو کنار - میتونهذ به جای من بره -
گفتم برو کنار
باید سوار اون اتوبوس شی
من؟ دارم میرم توی آشیوها
آرشیوهای توی تونل
که ممکنه کلی استریگوی پنهان شده باشن؟
خورشید به زودی طلوع میکنه
توی طول روز جامون امنه
اما اگه تا فردا شب نتونیم حصار رو ببندیم
کارمون تمومه
میا
کلی دنبالت گشتم
میتونی من رو ببخشی؟
نباید این سوال رو از من بپرسی
میا خواهش میکنم
میا صبر کن
میا
چه غلطا - حقیقت داره -
یکی از رانندههای ملکه بهم پول سر شرط باخته بود
به جاش ازش تعالیم رانندگی گرفتم
ماشین چی؟
اندازه کل دامینیون بهم پول بدهکار بود
منم مدارکش رو در ازای این جیگر خریدم
یه مغزمتفکر واقعی هستی
شاید بهتره بریم لاسوگاس
روشنش کن
موندم میتونم لیسا رو از اونجا حس کنم یا نه
الان میتونی؟
میدونم یه خبرهاییه
... تموم وجودم میخواد برگرده اما
حالا دیگه میتونه از خودش محافظت کنه
دیمیتری هم کنارشه
نه دقیقا
باید الان تویا توبوس باشین نه اینجا پیش هم باشن
اینجا جای منه مخصوصا توی این وضع
تا حالا همچین اتفاقی افتاده بوده؟
نه
یادمه دربارهی پروتکل تخلیه کردن
وقتی برادرت به عنوان وارث انتخاب شد حرف میزدم
فکر نمیکردم یه روز واقعا بهش نیاز بشه
غذاتون علیاحضرت
چه طور اینقدر آروم هستین؟
ویکتور با گفتنِ
اینکه یه حاکم خوب باید همه چیز
رو برای زیردستانش فدا کنه برندهی آزمونها شد
گاهی به این معناست که باید ترس خودت رو نادیده بگیری
برات خاصه؟
از طرف کریستین هست
بعد از اون جریانات ازدواج
متاسفم
الان وقت فکر کردن به این چیزها نیست
به نظرم رسم و رسوم ازدواج
خیلی زیبا هستن
تو چی؟
فکر نمیکردم خوشم بیاد
اما آره
خوشحالیهای سوپرایزکننده وجود دارن
امید هم همینطور
گاهی کار یه حاکم خوب
اینه که این باور رو پخش کنه
حتی اگه کاری که خودش میخواد بکنه گریه کردنه
فکر کنم هوا داره روشن میشه
در طول روز
نگهبانان کنترل رو به دست میگیرن
میبینی امید وجود داره
اون مرده علیاحضرت
احساس سرمای شدید دارم
به نظر سم بوده
از وقتی به دامینیون اومدم
ازت خوشم میاومد آندره
وقتی به اوزراها دستور دادم به ماشینـون حمله کنن
هدفم تو بودی
من میخوام ملکه بشم تو هم قراره کمکم کنی
قبلش من میمیرم - لیسا هم بعد تو میمیره -
کاملا انتخاب توئه
بدون من هیچ وارث قطعیای وجود نداره
ویکتور داشکوف رهبر نیست، پیروئه
اما هیچوقت از یه غریبه حمایت نمیکنه
برای همین هم قراره حمایتِ کاهنهی اعظم
و عنصرگرها رو میخوام بگیرم
اول براشون نمایش مومن بودن میذارم
ترس رو پخش میکنم تهدید استریگویها رو بالا میبرم
بعد هم نشون میدم تنها کسی که میتونه نجاتشون بده منم
تبصرهی قانونیای برای ملکه شدن من وجود داره؟
اگه ووگل باشی نه
یه حکم محرمانه هست
که وارث باید تعداد رای کافی داشته باشه
ووگلها خاندان بزرگی هستن
شرایطت خوبه
نمیدونستی که نصحیتت باعث میشه
به سنت جود حمله کنن
و باعث بشه لیسا از تاجوتخت کنار گذاشته شه
بدون تعداد آرای کافی نمیتونی به حکومت برسی
در کل خیلی کمککننده بودی
تموم فضاهای داخلی ساختمون باید فورا تخلیه بشن
اینجا امن نیست
یه سوال دارم
پروتکل اضطراری برای جانشین چیه؟
باید رئیس همهی خاندانها رای بدن؟
...منظورت از همه
بذارین خلاصش کنم از زندگی
نه تا وقتی که من بگم
هنوزم بهم نیاز داری
حاکمرانی به یه دامینیون تقسیم شده آسون نیست
هرچی میخوان باهم دعوا کنن
من خیلی ملکه نمیمونم
همیشه دربارهی گرفتن تاج و تخت حرف میزنی
نه حکمرانی کردن
.نمیخوای ملکه باشی چی میخوای؟
دهنت رو ببند
تا وقتی بهت نگفتم کاریش نداری
...اگه توی جلسه اضطراری
عین دامپیرها حرکت میکنی
تموم اعضای شورا نمیتونن رای بدن
برنامهی رایگیری باید دوباره چیده بشه
عزیزم
خیلی وقته من رو میشناسی
اگه چیزی که میخوام رو بهم ندی کار لیسا تمومه
جوابم رو بده
در صورت غیبت
یا مرگ
یکی از اعضای شورا
بقیهی اعضا میتونن برای رایگیری موافقت کنن
استریگویهای توی ساختمونها قایم شدن
تا غروب خارج از ساختمون امنتره
خیلی وضع گهیه
فکر کردم الان کیلومترها دور شدی
نگران لیسا بودم - کجاست؟ -
حالش خوبه - پیش ملکهست -
تحت حفاظته
همهی اینا منتظر رفتن هستن؟
سلطنتیها با اولین اتوبوس رفتن
خودتون رو بپوشونین توی آفتاب جاتون امنتره
شنیدیم اتوبوسها؟
No comments yet. Be the first to leave one.