Delico's Nursery

Delico's Nursery (デリコズ・ナーサリー)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Delico's Nursery - 13
Ulasan oleh Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tag

hdtv
Diterbitkan pada: 2024-11-27
Muat Turun: 30
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

155 baris pertama.

مهدکودک دلیکو

قسمت 13 : خداحافظ ، مهدکودک

ممنون

... میگم

یادت میاد که چطور وقتی کوچیک بودیم دزدیده شدیم ؟

دزدیده شدیم ؟ در مورد چی داری حرف میزنی ؟

یادت نمیاد ؟

در مورد چند سالگیمون حرف میزنی ؟

... اونقدر کوچیک بودیم که یه جورایی خاطراتش محوه ، اما

! اوه ، درسته ، مهدکودک

مهدکودک ؟

آره ، همونجایی که برای یه مدت با هم زندگی کردیم

ما با هم زندگی کردیم ؟ تو و من ؟

پدرهامون توی ملک دلیکو یه مهدکودک راه انداخته بودند

هرچند ، خنده داره ... خیلی برام مبهمه

نگو که دوباره برگشتی به دوران پیلگیت

هرچند در مورد تو ، بعضی وقتها دلم می خواد بدونم که اصلاً تموم شده یا نه

حتی در موردش شوخی هم نکن ! اصلاً دلم نمی خواد دوباره تجربه اش کنم

دیگه تقریباً کارم اینجا تمومه ، پس یه لحظه بهم وقت بده

باید بگم ، رئیسهامون مطمئناً از اینکه از خون آشامها تا جایی که می تونند کار بکشند لذت می برند

شاید نجیب زاده های نخبه باشیم ، اما همه از یه نقطه شروع می کنند

وضعیت همینه

می دونم از لحاظ فنی تازه کاریم

اما الان چهار ساله که توی شورای پیمان خونیم

وقتی مقاممون بالا رفت

صبر ندارم تا از اون احمقهای از خود راضی حسابی کار بکشم

واقعاً بخاطر همچین هدف کوچیکی می خواهی ترفیع بگیری ؟

ما اشراف زاده ایم ، نه ، بیشتر از اونیم

وظیفه داریم سربلندتر از هرکس دیگه ای باشیم

که یعنی هم به مردم و هم جامعه به عنوان کل متعهدیم

می دونم ، تعهد نجبا ، درسته ؟

از دید شورای پیمان خون پدر من و پدر تو خیلی از خودشون شجاعت نشون دادند

مورد احترام و ترس همه هستند ، امیدوارم ما هم بتونیم یه روزی اونجوری باشیم

نه ، من قصد ندارم دنباله روی پدرم باشم

دلم می خواد از اون پیشی بگیرم

و با کمک تو ، فکر کنم شاید بتونم

چه چیز خجالت آوری برای گفتن

روراست گفتم ، مشکلی هست ؟

نه ، اما می دونی ، حق با توست ، پیشی گرفتن ... از دالی دلیکو و گرهارد فرا

هدف بزرگیه ، اما باید امتحانش کنیم

یه روزی ، جایگاه خودمون رو در راس شورای پیمان خون بدست میاریم

و با همدیگه ، از جامعه ی خون آشامها محافظت می کنیم

خیلی خوب ، تموم شد

باید بتونیم به موقع برسیم

آره ، خیلی وقته همگی دور هم جمع نشدیم

... فکر می کردم قرار نیست هیچوقت تموم بشه

در مورد چی داری حرف میزنی ؟

دوران پیلگی

واقعاً فکر می کردم شاید توی دوران پیلگی ای که هیچوقت تموم نمیشه گیر افتادیم

آره ، تصور زندگی توی اون یکی طرف سخت بود

چه برسه به تصور اینکه وقتی تموم بشه وضعیتم چطوری قراره باشه

و بااینحال ، بالاخره اینجاییم

الان دیگه بزرگسالیم

! خیلی دیر کردند

اوه ، اونها نیستند ؟

چی ؟ کجا ؟

! هی

! اینجا ، اینجا

لوچیا ، النا ... خیلی وقته ندیده بودیمتون

چیکار داشتید می کردید که دو تا خانم رو اینقدر منتظر گذاشتید ؟

ببخشید ، ببخشید ، به سختی کار رو تموم کردم

شما دو تا اصلاً عوض نشدید

فکر کنم آخرین دفعه ای که شما رو دیدیم برای قبل از ورود به کلن بود

دوازده سال شده

آنجلیکو و رافائل ، خوشحالم که می بینم اوضاع هردوتون خوبه

... اوه ، ائـ ... اوه نه

... می بخشید

... اون

تئودوره

چیکار داره میکنه ؟

بنظر میاد اون هم عوض نشده

تئودور ، خیلی وقته ندیدمت

آره ، خیلی وقت گذشته

آنجلیکو ، لوچیا و النا هم همینطور

اونا چیه با خودت حمل میکنی ؟

از اونجایی که توی شهر بودم یه سری به کتاب فروشی زدم

چند تا کتاب بزرگ توجهم رو جلب کردند

تعجب کردم

کی فکرش رو می کرد که وارث خاندان ... مشهور کلاسیکو یه نویسنده بشه

اما ، یه جورایی منطقی بنظر میاد

همینطوره

بیشتر نجبا به شورای پیمان خون ملحق میشند اما اون تنها مسیر ممکن برای ما نیست

بودن چند تایی مثل من ضرری نداره

آره ، واقعاً بهت میاد

اوه ، فکر کنم همین قطاره

! اورو

! برادر

من اومدم

خوش اومدی ، بنظر میاد بالاخره دوران پیلگیت رو پشت سر گذاشتی

آره

قدت بلندتر شده ، ممکنه حتی الان قدت از من هم بلندتر شده باشه

جدی ؟

... برادر ، نکن

! برادر کوچولوم اینقدر بزرگ شده

بس کن ، خجالت آوره

ببخشید

! هی ، نمیشه که همش اورو رو برای خودت برداری

! درسته

دلیل اینکه ما اینجوری اینجا جمع شدیم اینه که برگشتنش رو از کلن خوش آمد بگیم

ببخشید ، ببخشید

اورو ، خیلی وقته ندیدمت

خوشحالم که همگی تونستیم با همدیگه بیایم

آره ، منم از دیدن همه خوشحالم

راستی ، یه نفر هست که می خوام به همه معرفیش کنم

ما توی کلن با همدیگه بودیم

سوفی اندرسون هستم

رافائل دلیکو ، فکر میکنم که شما هوای برادرم رو داشتید

نه ، برعکسش بود

من اول وارد کلن شدم ، اما آخرش با همدیگه از دوران پیلگیمون خارج شدیم

برای همین هم زمان اونجا رو ترک کردیم

میگم ، من اهل ایستاده صحبت کردن نیستم ، پس بیاید بریم یه جایی رو برای نشستن پیدا کنیم

من توی یه رستوران در همین نزدیکی جا رزرو کردم

برای مهمونمون هم جا هست ؟

صاحبش رو می شناسم ، مشکلی پیش نمیاد

سوفی ، از نظرت اشکالی نداره به ما ملحق بشی ؟

... نه ، واقعاً باید زحمت رو کم

چی داری میگی ؟

تازه از دوران پیلگیت خارج شدی ، مگه نه ؟

در اونصورت ، برای تو هم به همون اندازه ی اورو جشن می گیریم

... اما

مشکلی نیست ، همه ی اونها آدمهای مهربونی هستند

خجالتی نباش

پشت سر گذاشتن دوران پیلگیتون رو تبریک میگم

! اوه ، ببین اون آنجلیکوی زر زرو چی شده

!به کی میگی زر زرو ؟

آخه ، قبلاً تمام مدت گریه می کردی

مگه نه ، لوچیا ؟

آره ، واقعاً

! چه بی ادب ! اون موقع فقط یه بچه بودم

خوب ، آنجلیکو ، ما باید بریم

آره

منم با اجازه میرم

خیلی خوش گذشت

مگه نه ؟

می دونی ، باید بعضی وقتها اینجوری دور هم جمع بشیم

آره

... اورو

چیه ؟

راستش

در مورد اینکه دوران پیلگیت رو چطوری توی کلن می گذرونی نگران بودم

اما بنظر میاد نیازی به نگرانی نبود

همونطور که آنجلیکو اونجا در کنارم بود تو هم یه دوست رو در کنارت داشتی

آره ، اون بهترین دوستمه

و همیشه خواهد بود

خوب ، باید بریم خونه

مطمئنم پدر هم برای دیدنت صبر نداره

آره

! کجا بودی ، پدر ؟ بچه دیگه بدنیا اومده

! آره ! و یه پسر کوچولوی سلامته

... فقط یه خواب بود

مهدکودک دلیکو

رافائل

مادرت رفته یه جای دور و برنمی گرده خونه

پدر ... ؟

از الان به بعد ، اورو برادر کوچولوی تو میشه

Delico's Nursery subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Delico's Nursery

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left