200 baris pertama.
❤ بگو که دوستم داری ❤
"شخصیت ها، مکان ها و سازمان ها در این سریال ساختگی میباشند"
!سنگ، کاغذ، قیچی
!همینه
!سنگ، کاغذ، قیچی
من باختم
بعد از اینکه تا 10 شمردم، میام دنبالتون
یک
دو
سه
چهار
پنج
شش
هفت
هشت
نه
ده
اومدم
...وقتی قایم باشک بازی میکنین
نباید خیلی خوب یا خیلی تابلو قایم بشین
نباید تابلو باشین و بازی رو حوصله سر بر کنین
!پیدات کردم
مین هو، جین وو
کجا قایم شدین؟
و نباید خیلی خوب قایم بشین که کسی نتونه پیداتون کنه
وقتی به تنهایی یه جای خیلی ساکت قایم شده بودم تا پیدام نکنن
همزمان دو احساس متفاوت داشتم
نمیخواستم پیدام کنه
...و
میخواستم که پیدام کنه
!هر جا هستی، بیا بیرون
هی، اون سو
!مامان
کی هیون، خداحافظ
خداحافظ
کجا قایم شده؟
مین هو، نو هی، وقت غذائه
بله- بله-
بریم
بریم
جین وو، الان میتونی بیای بیرون
!چا جین وو
...نمیخواستم پیدا بشم
و میخواستم که پیدام کنن
...دو تا احساس کاملا متضادن
ولی در واقع، فقط یه چیز بود که میخواستم
آهای، 4 ساعته دارم دنبالت میگردم
بقیه بچه ها رفتن خونه هاشون
میدونی چقدر صدات کردم؟
بیخیال، بریم
!وای
...آهای، فکر کنم اینجا
یه سگ بزرگ هست
تو نمیترسی؟
اینطوری نمیشه
!فرار کنیم
!بیا
...میخواستم مطمئن بشم با اینکه
...نمیتونیم با همدیگه حرف بزنیم
...هنوزم مثل قبل
دوست های خوبی برای هم هستیم
کنجکاوم که الان چی میخوام
میخوام ازش فاصله بگیرم
ولی هم زمان میخوام که بهش نزدیک بشم
به نظر دو احساس کاملا متضاد میان
میخوای بریم دریا رو ببینیم؟
...تنها چیزی که ازش مطمئنم اینه که
...تمام موضوعات بی شماری که میخوام ازشون سر در بیارم
همهشون در مورد یک شخصه
اون روز تولدت بود، مگه نه؟
...خب
...خب... از کجا
از کجا فهمیدی؟
با اینکه دیر شده، تولدت مبارک
من یکم کندم
یکم کند"؟"
دوستت دارم
...اگه احیانا
خبر نداری
نه
...حتی اگه
...تظاهر میکنی که خبر نداری
خواستم که بهت گفته باشم
...که من
...واقعا
دوستت دارم
چون یکم کندی
...نمیدونم
که میتونم احساساتت رو قبول کنم یا نه
مطمئن نیستم
من نمیتونم به زبان تو صحبت کنم
...ولی تو سخت تلاش میکنی
تا زبان اشاره یاد بگیری، زبان من رو
من همیشه بابتش قدردان و متاسفم
...فقط میتونم با زبان اشراه صحبت کنم
...ولی اگه باهاش مشکلی نداری
...میخوام بهت بگم
...که دوست دارم از الان
باهات تجربیات مختلف خوبی داشته باشم
...دوست داری باهام
تجربیات مختلفی داشته باشی؟
...کار هایی که تو دوست داری
بیا با هم انجامشون بدیم
و دیگه بیش از حد احتیاط نکنیم
نظرت چیه؟
"قسمت پنجم: آغاز"
❤ بگو که دوستم داری ❤
میخوای طلوع آفتاب رو ببینی؟
چی رو ببینم؟
طلوع آفتاب؟
خیلی سرده
بگیرش
خوشمزه بود؟
این با زبان اشاره چی میشه؟
انگار داری میخوریش
خب "فصل" چی میشه؟
اینطوری؟
پس "بهار" چی میشه؟
"بهار"
اینطوری؟
اینطوری؟
حالا "تابستون" چی میشه؟
فصل گرما؟
باد؟ فهمیدم
زمستون
...پس
هی
...عجبا
این نقاشی هم توی ججو بوده
...و این یکی هم
این امضا رو داشت پس در نظر میگیریم که کار دینو ئه
بعدی؟
تصویر یه دختر، روی دیوار یه مدرسهی راهنمایی
مکان عمومیه، پس احتمالا تا الان پاکش کردن
هنوز همون جاست؟
...خب، در موردش بحث شده
ولی مدرسه تصمیم گرفته که فعلا پاکش نکنه
دختر توی تصویر، دانش آموز اون مدرسه بوده
و چند وقت پیش، به خاطر سرطان فوت کرده
...وقتی داستانش پخش شد
خیلی ها درخواست دادن که نقاشی پاک نشه
آها
نقاشی های دینو همین ها بودن
بله، خسته نباشین
ولی یه چیز دیگه هم میخوام نشونتون بدم
امضای دینو رو نداره ولی مطمئنم که کار خودشه
روی یه مغازهی سنتی بسته شدهست
و یه خانم پیره که ده ها سال اونجا سبزی میفروخته
...با توجه به اینکه ناتموم مونده و امضا نداره
شاید نقاش به خاطر پلیس، مجبور شده فرار کنه
ممکنه
این کجاست؟- ...این-
مغازهی دِمین، توی دمین دونگ
دمین دونگ؟ نزدیک اینجا نیست؟
بله، درسته
مدیر گفت بعد از ظهر برمیگرده
پس آماده باشین- بله-
آماده باشیم
سلام- سلام-
اینجا بذارمشون؟- بله-
نوش جانتون
"کلاس زودتر از انتظارم تموم شد"
"منم خیلی زود کارم تموم میشه"
"بریم فیلم ببینیم؟"
"بریم، دوست دارم"
سلام
سلام
برای تحویل قهوه اومده بودم وقتی سرم شلوغ نباشه، خودم میام
آها، پس اینطوره
زبان اشارهات بهتر شده؟
بله
ساده به نظر میاد ولی هر چی بیشتر یاد میگیرم، سخت تر میشه
حتما برای آقای چا خیلی کمک کننده بوده ...که توی دانشگاه دوستی مثل شما
داشته باشه، که به زبان اشاره مسلط باشه
در واقع نه
بیشتر برای من کمک بود
....به خاطر اینکه با ترجمه و جزوه نوشتن کمکش میکردم
برای 4 سال بورسیه شدم
آها
آقای چا، زمان دانشگاه چطور بود؟
...جین وو؟ خب
خیلی غر میزد
...شاید مهربون به نظر بیاد
ولی خیلی سختگیره
غر میزد؟
...نمیتونم تصورش کنم
من دانشجوی بدی بودم ...که دوست داشتم برم بیرون و خوش بگذرونم
و بیشتر مواقع برای کلاس ها، دیر میرسیدم
ولی اگه سر کلاس نمیرفتم جین وو نمیتونست به درس گوش بده
...آها- آره-
به خاطر همین خیلی بهم غر میزد
فهمیدم
بقیه احتمالا فکر میکردن که فقط یه دانشجوی نقاشی ساکته
خب، غر زدن های بی صدایی بود که فقط من میتونستم ببینمش
درسته
روز خوبی داشته باشین
میخواستی یه فیلم دیگه ببینی، مگه نه؟
آره
یه حسی بهم میگفت که اون فیلم رو به خاطر من انتخاب کردی
صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.