Maklumat siaran

Forever Love E08[@AirenTeam]
Ulasan oleh AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

Tag

other
Diterbitkan pada: 2023-09-15
Muat Turun: 3
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

108 baris pertama.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيـــ(عشـق همیشگـی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

چین مویائو

چرا منو بردی خانوم وانگ رو ببینم؟

یکی فکر میکنه من پدرشو کشتم

میخوام اسممو پاک کنم

متاسفم

لازم نیست از من عذرخواهی کنی

من لایقش نیستم

وقتی پدرم مرد، یووی و چی شن اونجا بودن

چرا یووی گفت

که هیچکس جز پدرم تو اون چند روز توی اتاق مطالعه نبوده؟

چرا انفدر آروم اومدی داخل؟

دارم لباسامو عوض میکنم

من هیچی نمیبینم

داری زیادی فکر میکنی

خانم لین، چه کاری از دستم بر میاد براتون؟

میخوام بنوشم

من نمی نوشم

تو نوشیدن منو نگاه کن

آهسته تر

نمیتونم بفهممش

چرا چی شن و یووی دروغ گفتن؟

،خانم لین

واقعا هیچ وقت به چی شن شک نکردی؟

چی شن؟

،درست بعد از اینکه آقای لی فوت شد

عجله داشت که خاکسپاری رو انجام بده

بعلاوه، سهام داران تصمیم گرفتن که

سهام رو به اون انتقال بدن به جای تو

،و

وقتی آقای لین به رحمت خدا رفت

اون اونجا بوده

فکر نمیکنی

همه اینا مشکوکه؟

غیرممکنه

چی شن منو دوست داره

میدونم

،خانم لین

مشکوک نیستی

یا میترسی که باشی؟

غیرممکنه

چی شن منو دوست داره

میدونم

،و

...اون

اون منو نجات داد

چند سال پیش، من یه تصادف با ماشین داشتم

تقریبا سوخته و مرده بودم تو ماشین

چی شن منو علارغم خطرش نجات داد

،بدون اون

من خیلی وقت پیش مرده بودم

،خانوم لین

انقدر مطمئنی

که اونی که نجاتت داد اون بود؟

من دیدمش

یه بریدگی بزرگ تو قسمت پایین کمرش داره

برای وقتیه که منو نجات داده

وقتی اولین بار چی شن رو دیدم

و زخم قسمت پایین کمرش رو دیدم

میدونستم

که اون خودشه

بنظر میاد دوست داری

آدما رو با زخم هاشون بشناسی

چین مویائو

اگه حتی میتونم به تو اعتماد کنم

چرا نتونم به کسی اعتماد کنم

که زندگیشو به خطر انداخت تا منو نجات بده؟

و در طول سال های گذشته

واقعا با من خوب رفتار کرده

،تونگ

چرا اینجایی؟

،یووی

کس دیگه ای تو اتاقته؟

نه

چطور مگه؟

مهم نیست

ممکنه اشتباه شنیده باشم

بشین

از آخرین باری که همو دیدیم چند روزی میگذره

اومدم باهات گپ بزنم

،تونگ

متاسفم

اخیرا سرم با کمک کردن به چی شن

تو کارای گروه شلوغ بود

برای همین تو رو نادیده گرفتم

،راستی

کارت مموری دوربین نظارتی رو تو اتاق مطالعه پدرم

نگه میداری درسته؟

میتونی بهم بدیش؟

،تونگ

چرا یهو اونو میخوای؟

قبلا چک نکردیمش مگه؟

فقط میخوام نگهش دارم

بالاخره، شامل

آخرین تصویر پدرمه

امیدوارم بازم ببینمش

اگه یه روز بیناییمو باز بدست بیارم

متاسفم

،تونگ

فکر کردم چکش کردیم

و مموری بلا استفاده بود

برای همین انداختمش دور

دور انداختیش؟

چرا بهم نگفتی؟

،اون موقع

نمیخواستم دیگه بهش فکر کنی

...پس من

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left