200 baris pertama.
ترجمه شده توسطـــــــــــــــــ تیم ترجمه انجمن هواداران کی پاپ ×●SomeOne●× مترجم هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع و یا استفاده مادی از آن ممنوع است
قسمــت 50
اگر اون قربانی قتل عامِ هونگـ دو باشه
تنها شاهد این حادثه هم هست،به جو اوه وول میگم به عنوان شاهد بیاد
جـو اوه وول...؟
...راهی نیست...همش دروغـه
یه فرد مُرده چطور میتونه زنده شه؟
اوه وول مُرده،اون مُــرده
!اوه وول مُـرده
بـه خودت بیا
اوه هه سانگ،دیگه وقتشه ماسکتو برداری،منتظرش بودیم
شاهد،تو توی یتیم خونه ی نور طلایی بزرگـ شدی،درسته؟
اسمت چی بود؟
جـو اوه وول
دوستات با اوه هه سانگـ بودن؟
بله،درسته
من با اوه هه سانگ و گیوم سا وول تو یه یتیم خونه بودم
ما حتی از خواهرای واقعی هم به هم نزدیکتر بودیم
ما همه چیزمونو به هم می گفتیم و در کنار هم شاد بودیم
روزی که یتیم خونه خرابـ شد،تا وقتی که من راز اوه هه سانگو فهمیدم
با هم دوست بودیم
یعنی بعد از اینکه فهمیدی رازشو رابطتون تغییر کرد؟
غیرممکنــه
بعد از خراب شدن یتیم خونه،من به فرزندی گرفته شدم و رها شدم
!من تا 17 سال بعدش جو اوه وولو ندیدم
دلیل اینکه همو نمی دیدم
این بود که اوه هه سانگ درِ دفتر مدیریتو قفل کرده بود
موقعی که یتیم خونه داشت خراب میشد همه تحت فشار بودن
اوه هه سانگ منو اون تو زندانی کرد
کسِ دیگه ای هم تو اتاق بود؟
گیوم هیونگـ شیک،مدیرِ یتیم خونه ی نور طلایی
با من تو اتاق بود
مدیر،پدرِ فیزیکیِ اوه هه سانگه
بعد اونوقت میگی صمیمی ترین دوستت پدر فیزیکشو تو اون موقعیت سخت قرار داد
و رفــت؟
قاضی!دادستان داره یه کاری می کنه
که نشون بده اتفاقاتی که قبلاً در این مورد افتاده
درسته
تصدیق میشه
دادستان،لطفاً موارد مرتبطو بگو
قاضی،این چیزی نیست که مرتبط باشه
این واقعیت داره که مدعی زمانی که بچه بود این کارو کرد
و از حد و حدود گذشته،هرچند که اونا در اون موقعیت دلیلی برای اون حادثه بودن
برای مدعی برای اینکه آزار و اذیت قربانیو تموم کنه
این یه موقعیته که توافق کنن
رها کردن قربانی تو خطر و فرار کردن
خیلی شبیه به اتفاقاتیِ که تو این ماجرا افتاده
دادستان داره نقش بازی می کنه
من تصدیق می کنم،لطفاً به خودت بیا
شاهد،یازده اکتبر،بین 5 تا 7
زمانی بود که
از ساختمون گروه میونگ شین افتادی
بله،طبقه ی چهارم که خراب بود
از اونحا افتادم
من بعدش شنیدم که اوه هه سانگ مخفیانه نقشه رو عوض کرده
لی هونگ دو تو وضعیت عقلیِ درستی نیست،مخصوصاً بعد از اون حادقه
معنی نمیده که یه همچین کسی شاهد باشه
اون حتی نمی فهمه الان داره چه اتفاقی می افته
با توجه به گذارش سلامت
شاهد قادره که درست فکر کنه در حال حاضر
و همه چیز نُرماله
نوشته ی دکتر
بعد از اتمام دوره ی درمانی،وضعیت بیمار کاملاً طبیعیه
دادستان،لطفاً ادامه بدید
شاهد،29 دسامبر ساعت 12 شب
کجا بودی؟
میدونِ ملی بودم
به خاطر اون رفتی اونجا؟
رفته بودم که پدرمو ببینم،پدری که وقتی بچه بودم ازش جدا شده بودم
دیدیش؟
نــه،نتونستم
اوه هه سانگ سوار ماشین شوهرم ایم شی رو شد،منو به زور سوار ماشین کرد و راه افتاد
فکر می کنم حدود یک ساعت تو ماشین بودیم
از موقعی که رانندگی از یادم رفته،نمیدونستم چه شکلی پارکـ کنم
لطفاً بیشتر بگو
یه بشکه ی نفت دیدم
و احتمال دادم ممکنه تصادف کنیم،بهش گفتم سرعتو بیاره پایین،اما حتی به حرفم توجه هم نکرد
و در آخر...تصادفـ کردیم
اوه هه سانگ مجبورم کرد که با ماشین فرار کنیم،بنابراین نتونستم برادر و پدرمو ببینم
چرا نذاشت خانوادتو ببینی؟دلیلِ خاصـی داشت؟
برادرم شوهر اوه هه سانگ بوده
و پدرم پدرشوهرش
نگران بود که نکنه در مورد کارهای وحشتناکـی که انجام داده چیزی بفهمن
نگران بود که لو بدم پدر واقعیش کیه
حتی تهدیدم کرد
!خفــه شــو
!همه ی حرفاتــ دروغه،این یه حیلس،گولشو نخورین
چطور میتونید حرفِ کسی رو که از نظر روانی وضع مناسبی نداره رو باور کنید؟
اوه هه سانگـ،چرا اون روز تهدیدم کردی و دَر رفتی؟
التماست کرده بودم که نجاتم بدی
هیچوقت اونکارو نکردم
گفتی اگر جرمتو بپوشونم
حتی با زندگیم تهدیدم کردی
چون جواب منفی دادم،تنهام گذاشتی و فلنگـو بستی
نمیخواستی برای اینکه رازتـ فاش نشه بمیرم؟
نـه،منو تو اولین موقعیت ممکن می کشتی
حتی تو 25 سال گذشته،درو هم به روم قفل کردی
حتی وقتی از طبقه ی چهارم پرتـ شدم پایین،تو کُشتیـم
اوه هه سانگـ،تو یه قاتلی
فکـ می کنی واقعا میتونی بگی کاری نکردی در حالی که فقط سه بار در واقع منو کُشتــی؟؟
قبولش کن،فقط برای یه بار تو زندگیت
!به زانـو در بیا و عذرخواهی کن
چـرت نگو
هیچ کارِ اشتباهی نکردم،واسه چی باید عذرخواهی کنم؟
اینو یادت میاد؟
موقعی که داشتیم دعوا می کردیم،از کیفت افتاد
چرا اینو دور انداختی؟
اگر واقعاً جرمـی مرتکب نشدی
هیچ دلیلی وجود نداره که در حالی که داری از ترس می میری دنبالِ کیفت بگردی
من قطعاً از این
به عنوان مدرکـ استفاده خواهم کرد
!چرا اینکارو باهام می کنی کارآگــاه جو سـه هون؟
چرا نمیگی که
!جـو اوه وول خواهر کوچیکترته
شما هردوتاتون در برابر قانون عجیبید،ولی اینکه شما نسبت دارید با همدیگه واقعیته
این بازی به خاطر دادستان جو سه هون و خواهرش شروع شـد
که با یه دلیل مسخـره و الکی شروعش کردن
نباید این قضیه رو با توجه به گزارش ها پیش می بردن؟
!این بازی مضخـرفه
کارآگـاه،احضارات وکیلتون حقیقت داره؟
بله،قربانیِ این پرونده خواهر کوچیکترم جو اوه وولـه
اوه هه سانگـ،کسی که به عنوان وکیل اینجا حضور داره،قراره همسـرم شه؟
حتی ما هنوز ازدواج هم نکردیم
این چه مضخرفاتــی در برابرِ قانونه؟
چون همسرت تلاش کرد خواهرتو بکشه
میخوای مجازاتش کنی؟
به عنوان یه دادستان،نمیتونم پرونده ای که مربوطـ بشه به کسی که رابطه ی خونی باهام داره رو بپذیرم
چـون باید قوانینو بشکنم
این پرونده رو بر می دارم در حالی که میدونم ممکنه مجبورم از مقامم استعفا بدم
در هر صورتـ،لطفاً بهم اجازه بدید
به عنوان دادستان یه چیزِ دیگه هم بگم
دادستان بونگــ،توسط
وکیل اوه هه سانگـ گول خورده بود،توی حادثه ی ساختمون گروه میونگـ شین که ناکـام موند
مرتکبـ یه غفلت شد که ارتباط مستقیم با مرگـ داره
به همسر قربانی رشوه داده و مدارکـو از بین برده
اون قبول کرد خودشو جای یکی دیگه جا بزنه
و جرمو به گردن بگیره
همینطور،اون قربانیو به زور داخلِ ماشین برد
و نتونست جونشو طی تصادف نجات بده و گذاشت بمیره
رشوه داده و مرتکب قتل شده
فکر می کنم 15 سالی باید آبـ خنک بخوره
!چـی؟جو سه هون
میگی شوهرمی؟
گفته بودی عاشقمی و زندگی بدون من واست غیر ممکنه،اونوقت الان میگی مرتکب قتل شدم؟
!جو اوه وول زندس،کی کیو کشته؟
هیچکی نمُرده،چطور ادعا میـ کنی قتلی اتفاق افتاده؟
!مایه ی خجالته...فقط چون من زندم دلیل نمیشه خطاهات ناپدید شه
!اگه چشم داری،ببیــن
تو اون ماشین
گوشت بدنم سوخته
دوازده دفعه مجبور شدم با کلی درد با چاقـو پوست سوخته رو از رو بدنم جدا کنم،فقط منتظر بودم دوباره ببینمت
!نـــه
زندش کردم تا تاوانشو پس بدی
!نــه!ایـن اتفاق نیفتاده
می فهمم که میخوای منو به چالش بکشی
میدونم نمیخواستی بذاری ببینمشون،در هر حالت
!به خاطر بچه هام نمی بخشمت
قربانی زنده مونده
و شاهد ماجرا شده
و از قتل به قتـل رسیده
باید اتهامتو تغییر بدم
به خاطر تخلفم در دادگاه به عنوان دادستان
باید هر مجازاتی رو بپذیرم
اما وکیل و شاهد برای وکیل
لطفاً برای جرمشون مجازاتی در نظر بگیرید
مخلـص شما،وکیل ^_^
!نا عدالتیه،من هیچکاری نکردم
!حیلــس!من هیچ کار اشتباهی نکردم
!میخوان منو اذیت کنن
!خانـوم اوه هه سانگ،پــاشو!خانوم اوه هه سانگـ
وکیل الانشم
وضعیت روانیِ مناسبی نداره. برای تغییر درخواست میدم
همـه به جایگاهشون برگردن
چه اتفاقی قراره برای اوه هه سانگ بیفته؟
هر وقت حالش خوب شه،به دادگاه بر می گردونیمش
باید مجازات شه
احتمالا در مورد اون زمانا به سختی فکر کرده
امروز خیلی اذیت شدی
خوبم،تو بخاطر من خیلی تو زحمت افتادی
سا وول،گفتی یه کاری داری،نمیخوای بری الان؟
آره،باید برم
آقــا،لطفاً مراقب اوه وول باش
نگران نباش،اگه به کمک نیاز داشتی بگو بهم
ممنون آقــا
دیگه نمیذارم رئیس کانگـ اذیتم کنه
بلـه،پدر؟
اونا بهترین نیستن،اما با کیفیت ترینشونو دارم
ولی ترافیکـ بده،مطمئن نیستم سر وقت برسم
نمیتونیم بیخیال شیم،باید تو سختی بیفتیم
فقط همه چیزو به من بسپار،با دقت رانندگی کن
اوه،سلام
ترجمه شده توسطـــــــــــــــــ تیم ترجمه انجمن هواداران کی پاپ ×●SomeOne●× مترجم هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع و یا استفاده مادی از آن ممنوع است
رئیس شین دئوکـ یه،درمورد چیزی نگرانید؟
خوبـ به نظر نمی رسی
در هر صورت،اون اوه مین هوی احمق و گیوم سا وول کجان؟
رفتن جنگل پیکـ نیکــ؟؟
وقت شروعه،ولی نمی بینمشون
اونا ندارن چیزای اولیه رو
امروز آخرین روزِ حرفاته
اگر خیلی طورل بکشه،قطعاً پیشرفت میـ کنه
No comments yet. Be the first to leave one.