Pride and Prejudice

Pride and Prejudice (오만과 편견)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

오만과편견 Pride and Prejudice E13 (PersianDreamTeam)
오만과편견 Pride and Prejudice E14 (PersianDreamTeam)
오만과편견 Pride and Prejudice E15 (PersianDreamTeam)
오만과편견 Pride and Prejudice E16 (PersianDreamTeam)
오만과편견 Pride and Prejudice E17 (PersianDreamTeam)
오만과편견 Pride and Prejudice E18 (PersianDreamTeam)
오만과편견 Pride and Prejudice E19 (PersianDreamTeam)
오만과편견 Pride and Prejudice E20 (PersianDreamTeam)
오만과편견 Pride and Prejudice E21 (PersianDreamTeam)
Ulasan oleh Persian Dream Team
Rasselas - Fatty @PersianDreamTeam

Tag

other
Diterbitkan pada: 2021-01-06
Muat Turun: 35
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

قسمت سيزدهم

فهميدي کار کيه؟

گفتي کي؟

يکي از اعضاي ويژه دادستاني، جونگ چانگي؟

اون همکار رئيس مون بوده

بعد از تموم شدن بازجويي ناپديد شده

همکار رئيس مون؟

ظاهرا هر دو با هم کار مي کردن

هم کلاس هم بودن

يکيشون دادستان ميشه يکي وکيل

... اولين پرونده اي که با هم کار کردن

هنوزم معروفه به پرونده افسانه اي

کانگ ووک

رئيس مون هي مان

چه جور آدميه؟

تو که کنارشي، هنوز نفهميدي؟

چي فکر ميکني؟ آدميه که زندگيتو تو دستاش مي گيره

واقعا مي خواين بُکشيدش؟

بازرس گو دونگ چي رو؟

دارم روش فکر مي کنم

مي دوني که گو دونگ چي هر کاري مي کنه

تا بفهمه تو کي هستي

مگه نه؟

زمان اين وسط خيلي مهمه

اين ايده کيه؟

فکر کن ايده منه

اگه اين بيرون درز کنه، منم مي ميرم

تنها راه زنده موندنم اينه که کسي نفهمه

پس نقشه تون چيه؟

چه جوري تو مُتل گيرش ميندازين؟

تعقيبش مي کنيم و بهش تيراندازي مي کنيم

واضحه که بازم ميخواد تو اين جور کارا سرک بکشه

ميخواين... منم بکشين؟

به خودت بستگي داره رئيس مون

ما خيلي وقته با هميم

بي معرفتيه اگه بهت يه شانس ندم

وقتي پاي زندگيم در ميون باشه راه ديگه اي ندارم

معلومه که بهتون وفادار مي مونم

... پس- حواست به گو دونگ چي هست؟-

اگه بگم آره باور مي کنين؟

وقتي کار تموم شد باور مي کنم

تا اون موقع حواست به پشت سرت باشه

مراقب خودت باش

اگه منو قبول دارين پس مي تونم باهاتون باشم؟

آره

تو هم مياي جزو گروه ما

پس با کمال ميل زندگيمو نجات ميدم و !!به شما مي پيوندم

پس ميفرستمت سراغ گو دونگ چي

مي خوام هيچ کس نفهمه

به هر حال

زياد لفتش نده

ممنون که اين شانسو بهم دادين

×تصادف و فرار از صحنه در بزرگراه اوسان×

ساعت 12ـه

اومدي؟- آره-

... ولي دونگ چي

من هنوز به مامان بزرگ نگفتم تو ميري دِگو

جدّي؟

خوبه. حالا خودم بهش ميگم

... هي، تو

چه قيافه ايه گرفتي؟

قيافه م چشه؟

اتفاقي افتاده؟

دست نزن

همش خوراکياي منو مي دزدي

هيچ وقت ندزديدم

... ميگم کانگ سو

جونگ چانگي رو نديدي؟

چرا- کجاست؟-

عجب هوايي

عاليه

اينجايي؟- آره، اومدي؟-

گو دونگ چي اين پرونده رو برداشت

يه امشب رو اينجا مي مونم بعدش گورمو گم مي کنم

خونه ش خيلي به هم ريخته ست

شب بخير

من ميرم بخوابم

خيله خب

دونگ چي

قبل رفتن منو بيدار کن- باشه-

همين جوري نريا

خيله خب بابا، برو بخواب

شب بخير

رو تخت خواب

نمي خوام

اينجا بخواب ، من مشکلي ندارم

نمي خوام. من هميشه رو زمين مي خوابم واسه چي ناپرهيزي کنم؟

کمر درد مي گيرم

چراغا رو خاموش کن

ميگم آجوشي

... ميدوني

يکيو ديدم که منو از قبل ميشناخت

کي؟

يکي که منو ميشناسه

بهم گفت ته وُن... سو ته وُن

گفت من با مامانم زندگي مي کردم

توي اوسان

بعد اومدم اينچون

چون مامانم تو يه تصادف مُرد

...مامانم

پرسيدم کي اين کارو کرده

گفت نمي دونه

همش دروغه. نه؟

اون يه دروغگو ئه

... ولي

نمي دونم چرا حرفاش اذيتم مي کنه

فکر کنم مردم همين جوري گول مي خورن

مگه نه؟

آجوشي، خوابيدي؟

شب بخير

بخش ويژه دادستاني مدارک گردآوري شده توسط جونگ چانگي

بازسازي کارخانه اوسان

گزارش تصادف توسط مون هي مان

×مون هي مان، جونگ چانگي×

تصادف و فرار در اوسان

تحقيقات در حال انجام است به نظر مي رسد راننده خاطي فرار کرده است

اما مدرک و شاهدي براي آن وجود ندارد

آجوشي

کجا ميري؟

وکيل

تو يه چشم به هم زدن اتفاق افتاد

... تا به خودم بيام

تصادف شده بود

طرف، مادر کانگ سو بود؟

نبايد از همون اول

در مي رفتم

به خاطر بخش ويژه دادستاني؟

قرار بود پرونده يه رشوه بزرگ رو گزارش کنيم

با رئيس مون؟

هر دومون دنبالش بوديم

قرار بود نتيجه انتخابات دادستاني ويژه بياد

نمي تونستيم به خاطر يه تصادف قيد دادستاني ويژه رو بزنيم

تصميم گرفتيم اوضاع رو راست و ريس کنيم

من مراقب همه چي هستم

زود باش برو

من رفتم و همه چي رو سپردم به مون هي مان

بعدا فهميديم که اون زن يه پسر داشته

کانگ سو

بعد از انتخابات دادستاني ويژه

قرار گذاشتيم تا 6 ماه به کسي چيزي نگيم

من و مون هي مان به خاطر قبول شدن تو دادستاني نبايد دستگير مي شديم

اون موقع فکر مي کرديم کار درستيه

رده بالاييا آدماي بدي بودن و ما هم عجله داشتيم که دستشونو رو کنيم

اما من باعث نگراني بخش ويژه دادستاني شدم

اونا بهم گفتن از کشور برم

پس اعتراف کردي

خودمم نگران خودم بودم

قلبم ضعيف تر شده بود و

از اداره بخش ويژه مي ترسيدم براي همين فرار کردم

مي تونستم 6 ماه بعد مجازات بشم

از کجا فهميدي کانگ سو، تو اينچونه؟

تو راه فرودگاه از پليس پرسيدم

بهم گفتن اون بچه رو فرستادن پيش يه خانواده تو اينچون

×زمستان 1999 - 15 سال قبل×

به نظر خانواده فقيري ميومدن براي همين هزينه سفرم رو بهشون دادم

اما نتونستم تحمل کنم

يه مدت آواره بودم و قايم شدم و بعد برگشتم

مي خواستم ببينم اون بچه چيکار مي کنه

براي همين برگشتم به اون خونه

... همون موقع

بايد فرار مي کردم

اما

اون منو يادش نميومد

حتي نمي دونست کيه

مي گفتن يه روز همين جوري سر از خونه اون پيرزن درآورده

براي اينکه دزديده بودنش

اون داشت مي مُرد

نميدونستي؟

... چي

کي؟

احتمالا تيم ويژه دادستاني

گفتي اون رئيس مون رو ديده بوده

اگر کانگ سو شهادت ميداد رئيس مون به مادرش زده و فرار کرده همه چي تموم مي شد

... ولي

اگه کانگ سو بفهمه چي ميشه؟

که رئيس مون مادرشو کشته- نه-

کار مون هي مان نبود

کار من بود

من راننده بودم

×جونگ چانگي×

×بچه دزد؟×

×هان بيول -- چرا؟×

×بازسازي×

×جونگ چانگي×

×هان بيول؟×

!از خط رد نشدم

خيلي سر و صدا مي کني

هنوز نرفتي؟

بذار کپه مرگمونو بذاريم

هنوز نرفتي؟ بذار کپه مرگمونو بذاريم؟

واقعا که نااميدم کردين

تو ميدوني من ميخوام برم و گرفتي خوابيدي؟

تو خودت گفتي بيدارت کنم حالا ميگي بذار کپه مرگمونو بذاريم؟

... خجالت داره واقعا

جونگ چانگي رو نديدي؟

لباساشو پوشيد و رفت

چطور؟

نمي خواي بري؟

کجا برم با اين وضعيت؟

زود باش به من کمک کن

More Farsi Persian subtitles for Pride and Prejudice

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left