200 baris pertama.
.سرآشپز ارباب شدن، مشکلی نیست
هر چی جلوتر میره انگار، سرنوشت سونگ می جو قوی تر میشه
دوست پسر قبلیتُ که نمیتونستی آینده ای باهاش ببینی دور انداختی .این بار یه مرد خیلی خوب انتخاب کردی
حرفات تموم شد؟
چی؟ مگه حرف غلطی زدم؟
.داداشی
بهت خوش گذشت؟
تونستی انجامش بدی؟
.بله، باحال بود. واقعا دلم میخواد خوب یاد بگیرمش
تو کنار کسی هستی که معلم اسکیِ، پس نگران نباش .منم از داداشم یاد گرفتم
.بفرما
.اوه، این واقعا استایلِ داداشمه
.بخورش، این بدنتُ گرم میکنه
داداشی! منُ نمیبینی؟
...من اینو درست نکردم ولی
.بفرما، یکم ازش بخور
.قلبتُ گرم میکنه
.سریعتر از توقع ـم یاد میگیریا
.بله دیگه، چیزای خوبُ باید سریع یاد گرفت
.ممکنه نگاش نکنم ولی زود یاد میگیرم
.واقعا که
.انگاری داداش اینجا تعطیلات خوبی میگذرونه
.چون نتونستیم صبحونه بخوریم، یه چیزی برا خوردن درست کردم
.یکم بخورین
.وای! واقعا کارت حرف نداره
فک میکردم فقط دخترا موقع سر قرار اومدن کیمباپ و ساندویچ درست میکنن
.از امروز باید ازت یاد بگیرم
.داداشی، نهارُ من میخرم
.خودتُ به زحمت ننداز چون ما داریم زودتر میریم
به همین زودی؟
.میجو گفت میخواد اسکی کردنُ خوب یاد بگیره
اگه از روز اول به خودت فشار بیاری .بدنت حسابی کوفته میشه
.بید کم کم اسکیُ یاد گرفت
بازم، میجو یکمی ناامید نشدی؟
.مساله ای نیست
.ما باید یه جایی بریم
.پس یه برنامه بهتر دارین، باشه جلوتونُ نمیگیرم
خیلی وقت میشه تاس کباب سویای زمینی نخوردیم
.بله، حسابی بخور
.چون میدونستم دوست داری، پختمش
چون شما درستش کردین، اشتهاش حسابی باز شده
این غذاییه که فقط وقتی دوست داره که شما درستش کنین
من وقتی خدمتکار هم اینجا بود بهش کمک میکردما
ولی هنوز کسیُ استخدام نکردین؟
.عزیزم تا آخر بخور
حتما پیدا کردن یه خدمتکار راحت نیست ولی زودتر یه نفرُ پیدا کنین
نمیخوایی کارارو بندازین رو دوشِ من و بیخیال شین که؟
.خدای من
.این تاس کباب چقدر خوشمزه ـست
.قبلا نمیدونستم ولی دستپختتون خیلی خوبه
.من آشپزی نمیکنم ولی وقتی هم میکنم درست انجامش میدم
.خواهر من خیلی بااستعداده
.زود باش بخور- .بله-
.خواهر جون، به لطفِ شما من حسابی خوردم
.خدارو شکر
انجام کارهای این خونه، یکم ناراحت کننده ـست، نه؟
.نه، چون دارم با خاله انجامش میدم، راحته
.باید زودتر یه نفرُ استخدام کنیم
تا کی باید رو خواهرم حساب کنیم؟
خواهر شوهر از الان شما به کارای خونه رسیدگی کنین
منظورت چیه؟
چون اینجایین، لازم نیست کسِ دیگه ایُ استخدام کنیم
یعنی میگی من خدمتکار خونه ـت بشم؟
.بله، میتونین خدمتکاری باشین که حقوق خوبی بهش میدم
الان چی دار میگی؟
خوب میشه چون کاملا سالمه و میتونه کارارو خوب انجام بده
درباره چی داری حرف میزنی؟
پس ، چون من اینجام خدمتکار دیگه ای نمیاری و ازم میخوایی بعنوان خدمتکار سرخونه زندگی کنم؟
من دارم بهتون یه دلیل میدم تا با خیال راحت تو این خونه زندگی کنین
کار ... محل کار؟
.عزیزم، حرفایی که زدیُ پس بگیر
چطور میتونی با من اینطوری بکنی؟
.من خواهر بزرگتر هی جین ـم
میدونی چطوری بزرگش کردم؟
...شهریه دانشگاهش .این حرفارو پیش نکشین-
.شهریه دانشگاهِ منُ که ندادین
.نمیدونستم به من به این چشم نگاه میکنی
.میرم خونه خودم زندگی میکنم و دیگه اینجا نمیمونم
اینجا زندگی کردن راحت تر از زندگی تو خونه یه غریبه نیست؟
با شخصیتِی که داری، فک میکنی میتونی انتظار بقیه مردمُ برآورده کنی؟
.اگه اینجا بمونی، دیگه لازم نیست نگران این مساله باشی
باشه. هر جا برم بهتر از اینجاست چون ممکن نیست بدتر باشه
.خدا جونم
چت شده؟ فک نمیکنی شورشُ درآوردی؟
چطور میتونی خواهرمُ مجبور کنی بعنوان خدمتکار سرخونه زندگی کنه؟
فقط میتونی اینجوری بهش نگاه کنی؟
..این حتما چیزیه که تو برنامه ریزی کردیش
.ولی دیگه هیچوقت درباره ـش با خواهرم حرف نزن
.خودم ازش مراقبت میکنم
.ازم میخواد خدمتمار سر خونه اینجا باشم
.خواهر جون ... یه لحظه بیا بیرون
.هی جه
.منتظر چی هستی؟ زود باش بیا بیرون
خدا، تو دیگه چرا اینطوری میکنی؟
...نمیتونم همینطوری وایسم و تماشا کنم
.که با تو اینطوری رفتار بهش
.بیا بریم بیرون و یه خونه بگیریم. بیا
.رییس
.رییس
چطور میتونی اینُ تا اینجا پیش ببری؟
.زود باش و بیا لطفا
من به خواهرت یه فرصت دادم تا مستقل بشه
.شم هنوز 20 30 سال فرصت زندگی داری
.اگه 10 سال اینجا کار کنی، میتونی رو پای خودت وایسی
..با این حال
چطور ازم میخوایی حقوق خدمتکاریِ این خونه رو قبول کنم؟
.اگه واقعا دوست نداری، نمیتونم جلوتونُ بگیرم
ولی اگه شوهرم بخواد ازتون مراقبت کنه، نمیتونم همینطوری نگاه کنم
.اون خیلی بیشتر از حد براتون انجام داده
.خواهر جون برای من مثه مادرمه
.هر چقدرم براش انجام بدم، کافی نیست
.پس برو و از خواهر جونت مراقبت کن
.باشه، حتما ازش مراقبت میکنم
.بیا بریم خواهر- .ها، باشه-
.لطفا، بیا، بیا
.رییس
.رییس
چه نقشه ای دارین؟
.نمیتونم جلوی کسی که میخواد بره رو بگیرم
.لطفا سوار شو
..یکمی صبر کن
..نمیدونم داره چی پیش میاد ولی
چیزی که گفتی کاملا درست بود، اون حرفا انقدر چرت بود که باید ازش دوری کرد
.بهتره بریم هتل
برا چی همیشه خودتُ تو این مسائل قاطی میکنی؟
.بهت گفتم سوار شو- .خوا، گفتم یکمی صبر کن-
.اون هیچ حرف غلطی نزد
حتی اگه درست گفته باشه ، من نمیتونم بشینم و تماشا کنم که بعنوان خدمتکار کار کنی
اوه سرم داره گیج میره
نمیتونم درست ببینم و سرم درد میکنه
.باید دراز بکشم
.بیا بریم بیمارستان
.نه، نه، فک کنم یکم استراحت کنم خوب بشم
...آخ
ترجمه و زيرنويس: فاطمه :.:. .:.:(maryamagh)و مريم (fe_coda) فتانه
...اوکی، استراحت کن
.وقتی بیدار شدی، درباره ـش حرف میزنیم
.خدا
.استراحت کنین
.خدای من
.باید میگفتم که دارن میان
موذب کننده بود؟
...نه اصلا
.امیدوارم روز تعطیلیتُ خراب نکرده باشم
.خوش گذشت
خیلی وقت میشد که اینطوری خوشگذرونی نکرده بودم
...فقط تو تلویزیون اسکی دیده بودم
.تو واقعیت دیدنش خیلی باحال بود
دفعه بعد فقط خودمون دوتا ییم، بهت یادشم میدم
جونگ جه مین چیز بدی بهت گفت؟
چی؟
.هر دوتون ناراحت بنظر میرسیدین
..شاید من اشتباه دیدم
چون تو و خواهرت اونجا نبودین ، احتمالا عجیب بنظر رسیده
کجا قراره بریم؟
تو بنظر موذب می اومدی، پس فک کردم بهتره بریم
...وقتی داداشم اینقدر خوبه
ممکنه دختری باشه که عاشقش نشه؟
مردا از زنایی که راحت بدست بیان خوششون نمیاد
تو هم حتما همینطوری ، ها؟ You must be that way, huh?
.نگران نباش چون من زن راحتی نیستم
.من تا حالا سعی نکردم بدستت بیارمف برا همین نمیدونم
از من فرار نکن و تو چشام نگاه کن
برا چی؟
...تو چشای من نگاه کن و
...اگه قلبت شروع کرد تند تند بزنه
اونوقت میتونی به پیشنهادم جواب بدی؟
شرمنده ولی من یه قلب آهنی یخ زده دارم .که از زل زدن به مردم فراریه
.این پسره واقعا بی مصرفه
جلوی یه دختر خوشگل و دلربا مثه من .باید قلبت مثه گنجیشک بزنه
.دیگه میتونیم بریم، داره هوا خیلی سرد میشه
خدای من، این کارا دیگه چیه الان؟
!بزن بریم
.ای بابا، واقعا که
.وای، چقدر سنگینی ... خیلی سنگینی
کدوم مردی اینقدر کم جونه؟
.اوه، واقعا که
چون یه عالمه باد سرد بهت خورده ممکنه سرما بخوری
.پس یکمی چایی گرم بخور و بدنتُ گرم نگهدار
.شرمنده ـم
برا چی؟
.فقط همینطوری. چون بخاطر من زود اومدی
.نگران نباش. من واقعا خوبم
.برو تو
.با احتیاط رانندگی کن
.اگه بتونی همه چیزُ بهم بگی، خیلی خوشحال میشم
حرفات تموم شد؟
مگه حرف غلطی زدم؟
.یکم قهوه بخور
.سونگ سونگ اِ
.دو تا از گرونترین قهوه هاتون بهمون بدین
.بله
.بخورش. با اولین حقوقم خریدمش
از این به بعد میخوایی چیکار کنی؟
چی؟
الان، من و تو داریم به "ها ریم" و "ها کیونگ" دروغ میگیم
میترسی یون هاریم بفهمه من و تو با هم قرار میذاشتیم و الان به هم زدیم؟
تو هیچ مشکلی نداری؟
برات مساله ای نیست اگه هاکیونگ بفهمه؟
.برام اهمیتی نداره
No comments yet. Be the first to leave one.