200 baris pertama.
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
این واسه شستنه؟ - عه، نه -
خودم می تونم
وایسا، همونجا بذارش
ممنونم
همونجا بذارید بمونه، خودم درستش می کنم
آقای کیم جه وونگ امروز حالتون چطوره؟
هوای خوبیه برا قدم زدن
شنیدم شما عروس مادربزرگ دوک بون هستید
بله، امیدوارم بتونيم کنار هم کار کنیم
من باید اینو بگم
مادربزرگ دوک بون اینجا از منم محبوب تره
آهان، متوجهم
راستی، جریان اون مرد چیه؟
اون سرطان روده داره ولی به طرز معجزه آسایی روده ش خشک شد
البته هنوزم سرطانشو داره
درمان جایگزین رو امتحان کرد و تونست مرحله گاز رو دووم بیاره
من نزدیک بود گریه م بگیره
این برای یه آدم معمولی چیزی نیست
ولی برای بیمارای اینجا چیزای ساده هم معجزه ن
من فکر می کنم اون بیمار یه چیزی رو خیلی می خواد
معتقدم میل به زندگیِ خیلی بالایی داره
چی باعث شد از اون سوال کنید؟
نکنه آقای کیم جه وونگ چیزی گفته؟
...نه
چیزی نیست
بیاید فقط به خوبی کنار هم کار کنیم و با هم ادامه بدیم
این خیلی براتون سنگین نیست؟
حتما خیلی سخته
نه خوبم. می تونم انجامش بدم
حواستون باشه سر کار غذاتونو بخوریدا
پارک گارام تو از این چیزا خوشت میاد مگه نه؟
می خوای اینو بخری؟
حتماً پول تو جیبیت تموم شده
هوی، منو چی فرض کردی؟
تو کافی نت مُچمو گرفتن
ئهU2 وای. این
این اولین آلبومشونه واسه دهه ۸۰ـه
خیلی کمیابه ها
من می خوامش
از کجا آوردیش؟
از اتاقم... منظورم اتاق بابامه
نه، مال اتاق خودمه
چرا داری قایمکی می فروشیش؟
...دلیلش اینه که
نباید بذارم بازم اون طرف مُچمو بگیره - اون طرف"؟" -
آره اون طرف
لی شی یونگ، لعنت
شی یونگ چی شده؟
هی به نظرت اگه اون بدونه من دارم اینو می فروشم، بی خیالی طی می کنه؟
من می خرمش. چقد می خوای؟
هرچقد بتونم بگیرم
مگه با فروختن اینجور چیزا چقد دووم میاری؟
ینی انقد پول لازمی؟
آره خیلی
چرند نگو
برنارد گا رامُ مجبور کرد بهش پول بده؟
من که شک دارم
می دونی بابای من پلیسه دیگه، نه؟
بابام بهم گفت
این اراذل و اوباش از سئول اومدن اینجا که شی کیونگُ بگیرن
وای جدی؟
احمقانه س
اون حتماً داره از دست اون اوباش فرار می کنه
مگه چیکار کرده که اونا رو دنبال خودش کشونده؟
ولی وقتایی که شی کیونگ پیش ماس اصلا بهش نمی خوره از این مدل آدما باشه
تازه برعکس خنگول می زنه
راست میگی
اون برنارده... برنارد - نه -
الان دیگه همه ش با عقل جور درمیاد - چی؟ -
من اتفاقی حرفای شی کیونگُ پای تلفن شنیدم
هی، می دونی من چی کشیدم؟
برا اینکه نذارن شهادت بدم منو تو تابوت حبس کردن
!آره
این ینی چی؟
همین الان بهت گفتما خنگول
الان خلاصه ش می کنم پس قشنگ گوش کنید
یه پرونده زورگیری به خاطر شی کیونگ تشکیل شد
اون شاهد ماجرا رو تو تابوت گیر انداخت
تمام
بوم، چی تو رو کشونده اینجا؟
این ساعت تو کلاس بودی؟
واسه همینه که الان دارم میرم
کسی شماره لی شی کیونگُ داره؟
من دارم. واسه چی؟
عالیه
این چیه؟ فوق العاده س
چی انقد جالبه؟
بگو منم بخندم
اینا شعرایی هستن که دخترای کلوب سال سومی که توش درس میدم نوشتن
عالین. یه نگاه بنداز
"---لعن"
"فحش توشه. می تونی بجاش بگی "بوق
ینی اون تیکه هم خوانی رو میگی "بوووق" هان؟
این زنِ گنده زبونِ درازی داره ها
آهان راستی شایعه هایی که برای شی کیونگ دراومده شنیدی؟
شی کیونگ چی شده؟
شایعه شده که اون تو مدرسه قبلیش سردسته اراذل اوباش بوده
بررسیش کن
اوباش؟
پرونده های اداریش هنوز از سئول نرسیده
باید ببینیم اگه ماجرا این نیست حلش کنیم، پس بررسیش کن
"بوووق "
"...چی؟ باشه. "بوو
آره جی مین
اینجا هم وقت ناهاره
من صبحونه مو خوردم، یه چُرت کوتاه زدم
خر و پف مامان بزرگ من عین یه زلزله ۳.۵ ریشتریه
آره
چی؟ واقعاً؟
پس لی شی کیونگ چیکار می خواد بکنه؟
تقصیر شی کیونگ نیست
فکر می کنی شی کیونگ همچین کاری می کنه؟
خیلی خب، بذار بعدا درباره ش حرف می زنیم
تو خواهر کوچیکه لی شی کیونگی نه؟
نه نیستم - جدی؟ -
پس حتما نمی دونی
چی می خوای بدونی؟
شی کیونگ به اینجا انتقالی گرفته چون از یکی زورگیری کرده؟
کی گفته؟
دروغه؟ - !کی همچین چرتی گفته -
اگه راست نیست که پس هیچی بی خیال
همه جام درد می کنه
چطور بود؟ کاره خوب بود؟
نه حس می کنم دارم می میرم
به بچه ها نگو
چرا؟ تو که کار بدی نمی کنی که نشه گفت
چون... هنوزم حس خوبی ندارم
از شی یونگ شنیدم که بچه دبیرستانیا دم به دیقه تو آسایشگاهن
فوری بهشون بر می خوری
شنیدم معمولاً شنبه ها داوطلب میشن
پس من اون موقع ها نیستم - باشه -
مامان بزرگ می دونه نه؟
اون این کارو برام جور کرد
اون خیلی منو می ترسونه
جونگ وون تو واقعاً فوق العاده ای
جونگ سو
یه بیماری هست که همیشه به من زل می زنه
جدی، دائم به من خیره میشه
داره کم کم یجورایی عجیب میشه
چجور مریضیه؟
فهمیدم تو مرحله پایانی سرطان روده س
اون سردسته یه گروه گانگستری بوده
از اون آدمایی که تو تلویزیون نشون میده با هم دعوا می کنن
چرا... چرا باید به تو خیره بشه آخه جونگ وون؟
جدی باید مراقب باشی
از یه زاویه خاصِ اشتباهی که نگاه کنی همچین خوشگلم هستیا
زاویه غلط"؟" - آره -
اوه آره
فردا برو مدرسه معلم شی کیونگُ ببین
می خواست باهام حرف بزنه ولی باید برم سر کار
گفتم تو بجام میری
با اون حرف بزنم؟ چرا؟
اوووف. اینا رو از کجا آوردی؟
هیس
باید قبل از برگشتن لی شی یونگ بشمارمشون
از قللکش دزدیدم
اون نمی دونه
حتماً خیلی محتاجی
چرا این همه ۱۰ وونی داره؟
یونگی می خواست اینو بدم بهت
یونگی؟
آهان... اون؟
هنوز نمیدونی یونگی کیه؟
اون بزن بهادر مدرسه مونه
خب؟
بهر حال، بفرما
!هی، هی. اون انتقالیه دارن با یونگی رو پشت بوم دعوا می کنن
جدی؟ من شنیدم اون پسره تو مدرسه قبلیش تو دعوا یَلی بوده
خدایی؟ - پسر انتقالیه؟ -
امکان نداره لی شی کیونگ باشه مگه نه؟
پس شی کیونگ مجرم نبوده. اون شاهد زورگیری بوده؟
آره شی کیونگ از اون آدمایی نیست که کسی رو اذیت کنه
خواهر کوچیکه ش همیشه می زنتش
خواهر کوچیک؟
آره شی یونگ
من مطمئنم فقط جلو خودشو می گیره
نخیر
موندم همچین شایعه ای از کجا دراومده
آره منم همین طور. خدا رو شکر که می شنوم دروغه
...می خواستم به خاطر اون شایعه
با بزرگترش حرف بزنم
این سیاست مدرسه ماس که با قَیِم یا والدین دانش آموز در ارتباط باشیم
معذرت می خوام. خواهر من خیلی کار داره
نه نه. اشکال نداره
بچه هایی هستن که پدر و مادرشون نمی تونن بیان
بله متوجهم
معلم، یونگی با اون بچه انتقالیه رفت پشت بوم
دوباره؟ - ...انتقالی -
شی کیونگ
می خوای دعوا کنیم؟
چی میگی؟
اومدم چون تو گفتی میخوای منو ببینی - چرا یهو نظرتو عوض کردی؟ -
تو گفتی نمیشه دو تا خورشید تو آسمون باشه
خودت منو با این چرندیات به دعوا دعوت کردی
نکنه حالا که منو دیدی ترسیدی؟
پس زانو بزن و واضح اینو بگو
هر جا که بری همیشه یه آدمِ اینجوری هست
وقت هدر دادن هیچ فایده ای نداره
No comments yet. Be the first to leave one.