200 baris pertama.
سال 1973 نیرو های ژاپنی به چین حمله کردن
نبرد شانگهای به شکست انجامید
پایتخت در نانجینگ سقوط کرد
میلیون ها نفر در مهاجرتی دست جمعی برای زنده ماندن خانه هایشان را ترک میکنند
نیرو های چینی دوباره تجدید قوا کردند
...این دفعه
!خانم یی! ما باید بچه ها رو برداریم و بریم
همین الان. برین زیرزمین
سریع حرکت کنین
همگی، عجله کنین، زود باشین. الان
زودباش، عزیزم
بفرما
ها؟
میگوان چو؟
چون که این مکان کوفتی رو بهت باختم دلیل نمیشه که درو روم قفل کنی
زودباش
!واو
لاکی، حالت خوبه؟
حسابی ترسوندتت؟
نگران نباش، پسر این چای خانه هنوز مال ماست
با اینکه اسم اونا روی دره
کاملا منصفانه بردیم اینجارو
یاگو تقلب میکنه
خفه شو
نه تا بامبو
هی، هی، عزیزم
پس بهم بگو، یاگو چو
قبلتر توی چای خانه درباره چه چیزی داشتی مخفیانه بحث میکردی؟
آه... اوه
چرا بهت بگم؟
خب، چرا بهم نگی؟
چندتا خلبان برامون باقی مونده؟
پونزده تا باقیموندن، قربان
چندتا هواپیما؟
سیزده تا آی16، یدونه آی15، دوتاشون دارن تعمیر میشن
همین الان داریم نیرو استخدام میکنیم، قربان
ما سرباز هستیم، سرهنگ، محافظت کردن از کشورمون در جنگ وظیفه ماست
میدونم چه حسی داری
باید منطقی باشی
نمیشه این بچه ها رو فرستاد بالا که تلف بشن
به شما نیاز دارم. به جفتتون
اگه کاری نکنیم
ژاپنی ها به بمباران کردن چونچینگ ادامه میدن
چطور میتونیم جلوی روی مردممون وایسیم؟
به هواپیما های بیشتری نیاز داریم
و باید اون بچه های بیرون رو تمرین بدیم
هیچ کس امروز پرواز نمیکنه
قربان؟
لطفا بهمون اجازه بدین که دهنشون رو سرویس کنیم
!بزن بریم
.به زور داریم بهشون تیر میزنیم چطور همشون رو منهدم کنیم؟
به مخزن های سوختشون شلیک کن
!ایول
اونا دیگه چه نوع هواپیمایی هستن، سروان؟ - زیرو های جدید -
مراقب باش! داره میاد سراغت
!نه
نمیتونم این یارو رو بزنم
من پوششت میدم
!لی تاو
داداش، امشب به شام نمیرسم
!لی تاو
!خبردار
قول میدم انتقامت رو بگیرم، برادر
این همون خلبان چینیـه که بروشور ها رو روی ناکازاکی انداخت
اسمش چیه؟
"صداش میکنن: " هاوند
وضعیت؟
یه تیم داریم که دارن موقعیتش رو ردیابی میکنن
نزدیک شدن. کم کم باید اشهدشو بخونه
قربان، خبر هایی راجب رمزگشا به دستمون رسیده
چیه؟
چینی ها رمزگشا انگلیسی رو مخفیانه از هنگ کنگ وارد کردن
معتقدیم که به بندرگاه شی در بیرون وهان رسیده
باید به هر طریقی که شده جلوش گرفته بشه
نباید به چونچینگ برسه
با وایلد گوس تماس بگیر
بهش بگو رمزگشا رو ردیابی کنه و نقشه اول رو شروع کنه
حرکاتش رو نظارت کنه و گزارش بده
دشمن نباید بدونه ما از وجودش آگاهیم
!چشم قربان
چقدر آدم میتونه احمق باشه؟
.به هدف رسیدیم باز کردن دریچه های بمب
رها کردن محموله
معاون سروان، گانگاو چو، از جوخه 22
به هدف رسیدیم. آماده برای رهاسازی بمب
.از گردان چهارم گزارش میکنم در خدمت شما
سروان چو، از اونجایی که شما به دلیل صدمه توان نبرد رو ندارید
نیروی هوایی شما رو به ما برای یه ماموریت خاص قرض داد
من تحت فرمان شما هستم، قربان
.فردا ساعت هشت صبح تو میری دم بندرگاه
و کامیون شماره 82560 رو به چونچینگ بر میگردونی
هواپیما های ژاپنی جاده ها رو نظارت میکنن
هر چیزی که حرکت میکنه رو تیرباران میکنن
به شدت خطرناکه
متوجه شدم، قربان
ماموریت تو اینه که کامیون رو صحیح و سالم به چونچیگ برسونی
گانتاو؟
چویی کوجولو؟
محض رضای خدا داره چه اتفاقی میوفته؟
.من باید از این کامیون محافظت کنم انتظار نداشتم تورو ببینم
برو اونجا
مستقیم از اونجا برو
خلبان های چین
ما در نبرد با ژاپنی ها به نقطه خیلی حساسی رسیدیم
انتظار ندارم که شما کارآموز ها برین اون بالا
و هر هواپیما زیرو رو منهدم کنین
ولی ازتون میخوام که این تمرین رو خیلی جدی بگیرید
بله، قربان
ما اینجاییم که انتقام خانواده مون و رفقامون رو بگیریم
کی بهت گفت حرف بزنی؟
تو بخاطر این اینجا نیستی
تو اینجایی که از خانواده هات
مادرات، پدرات، و بچه هات
در مقابل بمباران ژاپنی ها دفاع کنی
این کار توئه
چی از این هواپیما ها میدونی؟
میدونم که میتونم باهاشون مبارزه کنم
میدونم که موقعی که برسی به منطقه نبرد
طول عمر بسیار کوتاهی دارین
فوقش، پنج روز
من نمیخوام در مراسم ختم تو و یا هر کدوم از این آقایون شرکت کنم
راحت باشید
.این آمریکایی فکر میکنه خیلی گردن کلفته به خودت نگیر
پس شما گروه تمرینی جدید هستین؟
ها؟
فکر میکنین شلیک کردن به هواپیما زیرو آسونه؟
فکر میکنین مثل آب خوردنه؟
اون از آمریکایی هم بدتره
بزن بریم
وایسا
داری یه چیزی رو مخفی میکنی
چرا اینو میگی؟
چی تو کامیونه؟
دارو
.میدونم داری دروغ میگی چی اونجاست؟
بهت گفتم
فکر میکنی من احمقم، ها؟
گانتاو؟ گانتاو؟
!گانتاو، اونو باز نکن
تو دادگاه نظامی محاکمهت میکنن
شرف سربازیت کجا رفته؟
دارو، ها؟
چرا نمیشه یه دفعه هم وقتی یکی بهت حرف میزنه قبول کنی؟
بهت معامله رو بهت گفتم
وقتی که اینو بهشون تحویل بدم زنمو بهم میدن
و میخوام وارد یه مسابقه ماژونگ بشم
میخوام یه بار برای همیشه چای خانه رو دوباره ببرم
پس میخوای خواهر زنمو شکست بدی؟
.ها! اون فقط یه متقلب لافزنه همه میدونن اون چطور برد
تا حالا بهت گفتم چطور برد؟
این کامیون به چونچینگ میره؟
من دو روزه که دنبال یه سواری هستم
اگه میخوای میتونی از روم رد بشی. ولی من نمیرم
به نظر خوب میاد
!خیلی خب
چیزی نیست. آروم باشین
افسر، میشه یه لطفی در حقم بکنید؟
این دو خوک انگلیسی رو به رئیس لو در مرکز تحقیقات ملی احشام بدید
اسم من پروفسور چون هست
من کارم رو انجام دادم
کارت چیه؟
پس تو متخصص احشام هستی؟
نه راستش
تحقیقی که من کردم روی تولید مثل انتخابی تمرکز میکنه
این دوتا بچه خوکو از انگلیس آوردم
اونا نسبت تبدیل گوشت به چربی خیلی بالایی دارن، حدود 55 درصد
...اگه آزمایش همونطور که قرار بود پیش بره
ولی الان، زندگی انسان از همه بیشتر اهمیت داره
خوک بی ارزشه
سر و کار تو با جنگه
سر و کار من با تحقیقات روی خوک هاست
افسر، من در قبالِ سواری شدن کامیون شما رو تعمیر میکنم
!گمشو
چرا بهش اجازه نمیدی سعیشو بکنه؟
.نمیتونیم اینجا معطل بشیم قطعا بمباران میشیم
!هواپیما ها دارن میان
خب؟ عجله کن
!ها! ایول
!از کامیون من برو بیرون
!گمشو بیرون
برو بیرون. بیا اینجا
اون پایینو نگاه کن. میبینی تقریبا داشتی ما رو مینداختی کجا؟
...افسر
قربان، من یه مکانیکم و راننده خوبی هستم
بهتون قول میدم، این دیگه هیچوقت اتفاق نمیوفته
خبردار
من امتیاز های پروازت رو بر میدارم
باید بهم بگین چه اشتباهی کردم
واقعا نمیدونی؟ - نه، نمیدونم -
ارتفاع پروازت چند بود؟ - - 4500
زاویه پرواز؟ - پونزده درجه -
با چه سرعتی باید پرواز میکردی؟ - - 100
و با چه سرعتی میرفتی؟
پس فرقشو خوب میدونی
هنوز میخوای ازم بپرسی چه اشتباهی کردی؟
داری برای برادر مردت گریه میکنی؟
برادری که به کشتنش دادی؟
بخاطر اینه که من رفتارم خشنه، یا اینه که احساس گهی داری؟
احساس گهی دارم
ببخشید، نشنیدم
No comments yet. Be the first to leave one.