200 baris pertama.
...نگاش کن - اوه خيلي بانمکه -
معلومه که بانمکه، ناسلامتي مامانش ناتاليه
نگاش کن
خيلي جيگره
یه نگاه بهش بنداز
.مژه هاش به من رفته
درسته تو به دنيا آورديش ولي باعث نميشه ژن تورو داشته باشه
خبر نداري اين دستا چه کارا که نميکنه
مريض اتاق چهار رو ميتوني مرخص کني
نگاه کن... اُون رو نگاه کن - بانمکه -
امروز رفتي ناتالي رو ببيني؟
نه هنوز - چش شده؟ -
فکر ميکردم از کنار تخت ناتالي جم نميخوره
دکتر زانتي - دکتر رودز -
کنفرانس چطور بود؟
يک هفته تمام به حرف آدمايي گوش ميدادم
که درباره عمل جراحي صحبت ميکردن
تنها چيزي که ميخواستم اين بود که يه دونه واقعيشو انجام بدم
همش دعا ميکردم بلندگو گير کنه لاي اون دندون مصنوعياش
تا بلکه يه "کريکوتيروئيدوتومي" انجام بدم - امشب با هم شام بخوريم؟ - برش بين ين غضروفهاي تيروييد و کريکوييد براي قراردادن لوله تنفسي
نميتونم، بايد توی خونه آماده باش باشم
آماده باشين. چند مورد آسيبديدگي داريم آتشنشاني شيکاگو با برنامه شماره يک داره مياد
!چندتا مريض تصادفي داريم. بريم
شايد يکي نياز به عمل داشته باشه
من که آمادم تا دل و روده يکيو بيرون بريزم
چي داريم؟ - زن، اواسط 20 سالگي، سطح هوشياري 3 -
با داشبورد ماشين برخورد کرده و سرش به شيشه جلو خورده
فشار خون؟ - آه 90 روي 50 -
%ضربان قلبش تنده روي 140، اکسیژن خون 100
سرشو پانسمان کرديم اما بازم خون ازش بيرون ميزنه
خيلي خب، براش "لوله تراشه" ميزاريم قراردادن کانتر در داخل ناي
يه کيت لولهگذاري بيارين
با شمارش من جابجاش ميکنيم
یک... دو... سه
جس؟
...جس...جس - مايک کارتر، 24 ساله -
سطح هوشياري10، اعضاي بدنشو محکم و ثابت نگه داشتيم - جس؟ -
اين خونا چيه؟ - براي خودش نيست -
!جس باهام حرف بزن
!جس - مايک، مايک -
ازت ميخوام که آروم باشي
جس! کجاست؟
اون کجاست ؟ - هي، هي، هي، هي -
بايد دراز بکشي
آروم باش
خيلي خب با شمارش من - باشه -
يک... دو... سه
جس اين اطراف خانوادهاي داره که بهش خبر بديم؟
فکر کنم... مامانش اينجا زندگي کنه البته شايد
به داروي خاصي حساسيت نداره؟ - نميدونم -
دارويي مصرف ميکنه؟
نميدونم
...چیزی هست که بتونی در مورد جس بهمون بگی
که توی درمانش کمک کنه؟ - ...نه متاسفم، من -
حتي نميدونم کجا زندگي ميکنه
تازه اولين قرارمون بود
تنفسش از هر دو طرف خوبه
تغییر رنگش خوبه - خیلی خب -
هنوزم بدجوری خونریزی داره
دو واحد خون بهش بزنين - چشم دکتر -
سيني پلاستيکي رو بده به من - باشه -
بايد جلوي خونريزي رو بگيريم
سالين ميخوام - باشه اينم سالين -
خوبه، هنوز توي جمجمهاش خورده شيشه اس
ضربان قلبش نامنظمه - ساکشن -
باشه انجام ميدم
خواهش ميکنم، بايد بدونم حالش چطوره
جس تحت نظر دکتر خوبیه
فعلاً بايد بفهميم که حال تو خوبه يا نه
من خوبم فقط خواهش ميکنم به اون کمک کنين
آه
متاسفم. فکر کنم به فشار حساس شده
آه. آره
فشارش داره ميافته - سونوگرافي رو بيارين -
چشم - به داروخونه زنگ بزنين -
بگين دوپامين بفرسته
رحمش هم نرماله
فشار همچنان پایینه
وضعيتش براي بردن به سيتياسکن به اندازه کافي ثابت نيست
بايد همين الان عملش کنيم
با اتاق عمل تماس بگير، بگو داريم ميايم
بله دکتر
بگو چشه - والتر بلوينز، 53 ساله -
هوشياري 14، فشار خون متوسط 104، اکسيژن 100
دکتر هالستد، اتاق مراقبت 1 - اومدم -
چهار دوز مورفين تا حالا بهش داديم
بچرخین به این سمت
سرش رو بده به اون طرف
سرش رو بده به اون طرف
بزن بريم - چي شده؟
داشته رانندگي ميکرده
که با ماشين زوجي که اورديم اينجا شاخ به شاخ شده. ماشينش دزدي بوده
با شمارش من. یک... دو... سه
جابجاش کنين
اینو ببر بیرون
مسير تنفسيش سالمه
بياين تخته رو از زيرش دربياريم
آقاي بلوينز ميخوايم به سمت راست بچرخونيمتون
بايد دستبندارو از دستش باز کنين
به زور اسلحه ماشين يه زني رو دزديده
پنجاه يارد با من و همکارم فاصله داشت
داشتيم با سرعت تعقيبش ميکرديم که خورد به ماشين اون دو نفر
اين آدم خطرناکه - شانسمو امتحان ميکنم -
نه سال برا سرقت مسلحانه زندان بوده
اون يه مجرمه - مريض منم هست -
تا وقتي دستبندشو باز نکنين نميتونم درمانش کنم
.خیلی خب
دکتر هالستد حواستون به اين هست؟ - همه چيز مرتبه -
خیلی خب
.باشه، تو خوبی
با تماس دست من دردت ميگيره؟ - نه -
خوبه
من متاسفم
اوه دکتر هالستد، بازوشو ببينين
خیلی خب باشه
انگار دوتا استخون ساعدش شکسته
ازش ايکس ري بگيرين
اسفنج ايکس ري رو بزن - بله دکتر -
خيلي خوني ماليه
نميتونم بفهمم خون از کجاش مياد
نگرانشم
فشارش داره پايين مياد
دکتر رودز من با گيره نگهش ميدارم
شکمش بسته شده، طحالش تيکه تيکهاس
يه چيز ديگش داره خونريزي ميکنه - باشه -
روده رو حرکت بده
اوه، رودهبندش خونريزي ميکنه چينخوردگي دو لايه صفاق که روده کوچيک رو به ديواره عقبي شکم متصل ميکنه
من نگهش ميدارم دکتر رودز شما برو سراغ طحال
قيچي منحني شماره 8
قيچي متزنبام - قيچي -
و کاسه - اينم کاسه -
ممنون. حالا من نگه ميدارم تو گره بزن
خيلي خُب، خونريزي بند اومد
حالش چطوره؟
فشارش داره بالا میره
بفرماييد - خوبه -
کارتونو اينجا تموم کنين
ICU ببرينش بخش
باشه، بیاین بخیه بزنیمش
خوشحالي برگشتي سر کار خودت؟
خعــــلي
آپریل از دیدنت خوشحالم
بابي خيلي زود برنگشتي؟
آره، ايندفعه از پاهامه
چه بلايي سر کفشات اومده؟
یه تازه وارد اومده بود پناهگاهمون
چکمه زمستوني لازم داشت
البته هنوز دمپايي خوابمو دارم
.خیلی خب، این واکسن کزازه
اشکالي نداره؟
هرچي شما بگين
باشه ممنون
خیلی خب
حالا بابي، نبايد چکمههاتو بدي بره
مخصوصاً توي ماه ژانويه
.اوه، یه کاریش میکنم، همیشه همینطوره
هفته پيش که دستکشاتو دادي رفت چکار تونستی بکنی؟
سرمازدگيم خوب شد - زياد از حد از اين کارا ميکني -
خيلي خب، پاهاتو توي آب فرو کن
آه
دوباره برميگردم که چکت کنم - باشه. ممنون -
.بهانه ات انقد لنگ میزنه که عصا میخواد
راجر من چند ساعت پيش توي ليست درخواستي گذاشتمش
نخيرم، صبر نميکنم
راجر؟
راج؟
اوه
معمولاً اينجور موقعها ميرم طبقه پايين
و يه لقد ميزنم در کون راجر
اما امروز اينکارو نميکنم
زيادي امروز حالم خوبه
و دلیلش چیه؟
کریستی پیرز
اوه، آره، امروز روز بزرگیه
کریستی پیرز؟ -
"آره يه نوجوون با بيماري "کمخوني آپلاستيک بيمارياي که در آن مغز استخوان به اندازه کافي سلولهاي خوني توليد نميکند
ده ساله که به خاطر عفونت
مدام مياد و ميره اما بالاخره
امروز قراره پيوند مغز استخوان داشته باشه
ده سال نشده ها - چرا شده -
مطمئنم چون اولين بار که مامانش آوردش اينجا
روي صندلي تو نشسته بودم
فکر ميکني من خيلي سختگيرم؟ بايد ايشونو ميديدي
ميرم پيشش يه سلامي بهش بکنم
از طرف من کريستي رو ببوس
دکتر فاريناس بهم گفته که عملت زياد درد نداره
کل مدت به هوش هستي
روند سادهاي داره
ما سلولهاي بنيادي اهدا کننده رو
وارد کاتتر سياهرگ مرکزي بدنت ميکنيم
.دقیقا مثله انتقال خونه
واقعاً اين اتفاق داره ميافته؟ بالاخره
از يه کلينيک توي "اسپرينگفيلد"شنيديم که مرکز ايالت ايلينويز
بستهها توي راهن
وای خدای من
مامان قول دادي گريه نکني
ببخشيد فقط... آخه دست خودم نيس
و نيک باورم نميشه
داري هم قد من ميشي
و خيلي هم سرش شلوغ بوده
No comments yet. Be the first to leave one.