Maklumat siaran

Kumichou Musume to Sewagakari - 10
Ulasan oleh Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tag

other
Diterbitkan pada: 2022-09-08
Muat Turun: 12
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

160 baris pertama.

هی شماها ، صداتون رو بیارید پایین

بله

پارسال خیلی شلوغ بود

اما امسال ، تونستم استراحت کنم و از تولدم لذت ببرم

کریشیما ، خوشحالم بهت خوش گذشت

بابت نقاشی هم خیلی ممنون

شبیهت شده بود ؟

بله ، از واقعیش هم بهتر شده بود

اون نقاشی رو میزنم به دیوار اتاقم

سال دیگه از اون هم بهتر می کشمش

پس منتظر تولد بعدیم هستم

حالا که فکرش رو میکنم ، الان دیگه از اون موقعی که مسئول مراقبت از تو شدم خیلی وقت گذشته

اوهوم

خیلی اتفاقات افتاد

تونستم مامانم رو ببینم و اون اتفاق واقعاً خوبی بود

با کوکی-کون ، سارا و کائده-چان هم آشنا شدم

خیلی خوشحالم که امسال کلی دوست پیدا کردم

تو چی کریشیما ؟

سال تو چطور بود ؟

... خوب

فکر کنم سالم رو به فکر کردن به اینکه هنوز باید بیشتر تلاش کنم گذروندم

بیشتر ؟

مثلاً ، بهتر شدن توی یادآوری اسمها و قیافه های مردم

و اینکه رئیس اون همه دعوام نکنه

... و بیشتر از همه

اینکه مطمئن بشم هیچوقت ناراحتت نکنم

مادر و پدرت

واقعاً لبخندت رو دوست دارند ، بقیه هم همینطور

! آفرین ، کارت خوب بود

هر موقع لبخند میزنی باعث میشه بقیه هم لبخند بزنند

برای همین به عنوان مراقبت قراره از این هم بیشتر تلاش کنم

... تا مطمئن بشم بتونی همیشه او لبخند رو حفظ

همــ

بانوی جوان ، اون دقیقاً چی بود ؟

کریشیما ، بنظر نمیاد خیلی ازحرف زدن ... در مورد گذشته لذت ببری

برای همین داشتم سعی می کردم بخندونمت

... بانوی جوان

میشه یه بار دیگه اون کار رو بکنی ؟

نه

ائـ ، لطفاً ؟

اگه بتونم یه بار دیگه اونو ببینم

اونجوری حس میکنم بهترین تولدی بوده که تاحالا داشتم

واقعاً ؟

واقعاً

باشه ، فقط یه بار دیگه

خیلی ممنون

... آماده

... همـ

! نگفتی می خواهی عکس بگیری

حالا دیگه رسماً بهترین تولدم شد

بانوی جوان ، منم از وقتی مسئول مراقبت از تو شدم خیلی بهم خوش گذشته

از وقتی مسئول مراقبت از تو شدم برای اولین بار تونستم به سال قبلم

به عنوان یه خاطره ی خوب نگاه کنم

ممنون که کلی خاطره بهم دادی

... سال دیگه

ببخشید ؟

بیا از الان به بعد از اون هم بیشتر خاطره بسازیم

بله ، منتظرش هستم

راهنمای بچه داری یاکوزا

قسمت 10 : یه آدم بد

خاندان آمایا

کریشیما ؟

بانوی جوان

فردا میریم پارک

می دونم

حتماً حتماً باید بریم ، باشه ؟

بله ، حتماً میریم

شب بخیر

باشه

... بانوی جوان

واقعاً می تونی بری ؟

نگران نباش ، برو بخواب

ممنون بابت اطلاعات باارزش ، ما ترتیب بقیه کارها رو میدیم

... بیاید بریم و چیزی که

بیشتر از همه بهش اهمیت میده رو ازش بگیریم

بانوی جوان امروز خیلی سرحاله

حتماً خیلی خوشحاله که با تو میره پارک

خوب ، اون روز نتونستم برم

خوب ... چرا اونها هم اینجان ؟

من دعوتشون کردم ! فکر کردم هر چی ! بیشتر باشیم بیشتر خوش میگذره

تو چرا برای بازی کردن اینقدر هیجانزده ای ؟

! یائه کا

... اون سارا-چان از خونه ی کناریه و

این دوست من کائده-چانه

از آشناییتون خوشحالم ، آکاشی کائده هستم

پس دوست جدید پیدا کردی

عالیه ، بانوی جوان

اوهوم

قراره امروز همگی با هم بازی کنیم

! آره ! بیاید کلی بازی کنیم

! آره

بانوی جوان ، چه بازی ای می خواهید بکنید ؟

چراغ قرمز ، چراغ سبز

!چراغ قرمز ، چراغ سبز ؟

کریشیما ، تو از اون بازی خوشت میاد ، مگه نه ؟

ها ؟

آه ... بله

!خوشش میاد ؟

... چراغ سبز

! چراغ قرمز

چیکار داریم می کنیم ؟

باورم نمیشه داریم توی این سن ... این بازی رو بازی می کنیم

... چراغ سبز

! کائده ! برو ، برو ، برو

!سارا-چان ! حالت خوبه ؟

... چراغ

! قرمز

سارا و کائده-چان تکون خوردند

توی اون چراغ سبز خیلی تند حرکت کردم

واقعاً

یه لحظه ، کریشیما-سان

فقط بازنده ها توی همچین وقتهایی یک قدم حرکت می کنند

... چراغ سبز

ها ؟

! باید جسورتر باشی و قدمهای بزرگتری برداری

از بازی چراغ قرمز ، چراغ سبز خوشت میاد ، مگه نه ؟

... چراغ

! قرمز

کریشیما و سوگیهارا تکون خوردید

! یائه کا برنده شد

آه ، حیف شد

اون اونی-سان حالش خوبه ؟

!سوگیهارا-سان ، زنده ای ؟

پارک فویوتسوکی

بانوی جوان ، بعدش می خواهید چی بازی کنید ؟

! قایم موشک

بانوی جوان رو از همه زودتر پیدا کردم

تا وقتی دارم دنبال بقیه می گردم بانوی جوان حوصله اش سرنمیره ؟

اما اگه نگیرمش هم ممکنه بی ادبی ... باشه

چیکار داره میکنه ؟

بنظر میاد یه نفر رو پیدا کرده

یه جورایی خشکش زده

اوه ؟ بنظر میاد آروم شد

بنظر میاد تصمیمش رو گرفت

!چی ؟

!چی شده ، کانه هیرا ؟

چرا به شکم خودت مشت زدی ؟

... کانه هیرا

ها ؟

کانه هیرا ، چی شده ؟

خوب ... بنظر میاد دل درد گرفته

! سنگ ، کاغذ ، قیچی

اوه

فکر کنم من گرگ شدم

... دخلمون اومده

یه حسی دارم که فرقی نمیکنه کجا مخفی بشیم ، اون پیدامون میکنه

... سوگیهارا-سان ، داشتم فکر می کردم

این حسیه که اونهایی که کریشیما-سان دنبالشونه دارن ؟

!میشه همچین چیزهای ترسناکی رو نگی ؟

درضمن ، چرا اونجایی که من مخفی شدم مخفی شدی ؟

ببخشید ... اونقدر ترسیده بودم که نتونستم تنها بمونم

با این وضعیت ، اساساً داریم ازش می خواهیم ... که هردومون رو بکشه

ائـ ، بانوی جوان ؟

ترسونیدم

گوشام صوت کشید

کریشیما اومد اینجا ؟

! اگه اومده بود که مرده بودیم

... اما خدا رو شکر ، اگه ما با بانوی جوان باشیم

اون چه صداییه ؟

... همتون رو

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left