200 baris pertama.
خب بیا راجب شام تیم خبریـه
کاخ سفید صحبت کنیم
به نظرت حرفای توهین آمیز تو بود که
باعث شد دونالد ترامپ بخواد رئیس جمهور بشه؟
آه، راستشو بخوای
خاطرهانگیزترین قسمت
...اون شب برای من این بود
فهمیدم رئیس جمهور اعلام کرده
که میخواد پنهانی به بن لادن حمله کنه
و کل ملت رو دیدم که
میخواستن صبح الطلوع
این خبرو منتشر کنن
و منم حسابی مست کردم
در واقع اون شب رو خیلی خیلی خوب یادمه
آم، برنامهای برای برگشتن به واشنگتن داری؟
نه، به همین انتشار پادکست و برنامههای مشاورهای راضیم
میدونی، واقعاً امیدوارم اواخر امسال
یه وقتی برای نوشتن خاطراتم پیدا کنم
!کلسی... لورین... پیترز
لورین، باید در بزنی
توی یارا قبول شدی
گوشی من دست تو چیکار میکنه؟ - توی یارا قبول شدی -
رفیق، این یه برنامهی دوستیابیه که باید برای ورود درخواست بدی
باشه، من... من که درخواست ندادم
اوه، خدای من. ناموساً منو بیشتر بشناس
یالا. خودم به جات درخواست دادم
باشه، ببین، یه وال استریتی داریم
وال استریت. اوه، دی جیـه؟ - اوه خدای من -
به نظر میرسه که مثل برنامههای دوستیابیه دیگه، افتضاح باشه
هی، بعضیا نیاز به دوش گرفتن دارن
کلسی، توی یارا قبول شده - واو -
وایسا، این یه برنامه مثل تیندر هست که مخصوص قشر بالاست، درسته؟
آره، حالا خانوم یه جوری رفتار میکنه انگار خیلی سرتر از این برنامهاس
نخیرم! فقط ده دقیقه دیگه لازم دارم تا آماده بشم
وایسا، وایسا! یه چند تا ورق میزنی؟
آه - باشه، نخیر -
چشاشو ببین اوه، سلام علیکم
آه، ایشـــ... ایشون آنا هستن
کلسی توی یارا، همون برنامه دوستیابی قبول شده
اوه، همونی که واسه آدم معروفاس؟
آره - خیلی باحاله -
باشه، باشه، باید آماده بشم
قراره کلی بهمون خوش بگذره
همین الانشم داره میگذره! خیلی خوش میگذره
اوه، میشه جیش کنم؟ زودی تموم میشه
خبر جدید دارم
"مجله پیپل میخواد راجب کتاب "تعطیلات ازدواج
یه مطلب بنویسه
!اوه، خیلی عالیه
مطلبش راجب برگشتن چارلز و پائولین پیش همدیگه هست
واو - حتی قراره هزینهی مراسم -
تجدید میثاق رو توی هاوایی پرداخت کنن
خدای من. فوقالعادست
عمراً بذارم تو بری
همین الان راجب مجله پیپل شنیدم
اوه، حسابی هیجانزده شدیم
همچین چیزی اتفاق نمیافته
من و پائولین
داریم طلاق میگیریم
چی؟ - اوه، چارلز -
واقعاً متاسفم
تور کتاب رو چیکار کنیم؟
از فردا شروع میشه
همه چیز همونطوری که برنامه ریختیم پیش میره
من هیچوقت جزو تبلیغات کتاب نبودم
به صورت رسمی نه اما کتاب
به این خاطر به همچین سود زیادی رسید چون مردم
فکر میکردن با این کتاب، نویسنده و شوهرش
برمیگردن پیش همدیگه
نمیدونم چی بگم دایانا
حاضر نیستم جوری زندگی کنم تا با اون کتاب جور دربیاد
نویسنده سابق سخنرانیای اوباما، جیک دورو
قراره کارشو با نوشتن خاطرات جایگزین کنه
و به نظرم عالی میشه اگه میلنیال چاپشون کنه
یا امپریکال. حالا چندین هفته برنامهام
این بوده که دنبال دورو برم
چقدر برنامهریزا دوست داشتنین اما در واقع
فردا توی واشنگتن باهاش جلسه دارم
همینطور من. شاید بهتر باشه جلسهاتو کنسل کنی
با هم کار کنید کتاب جیک دورو خیلی مهم میشه
پس هر کدومتون به دستش بیاره
یه برد برای کل شرکت محسوب میشه
و منظورم اینه که واقعاً زمانبندیشو باورتون میشه؟
درست وقتی که یه کتاب راجب ازدواجمون بیرون میاد
اون میخواد طلاق بگیره
حالت خوبه؟
نمیدونم. فکر کنم
همش دارم به این فکر میکنم که بقیه
به این خبر چه واکنشی نشون میدن
دخترا، شما دوتا
هرکسی که نوشتههای منو خونده و شنیده
هیچ ربطی به اونا نداره - خودم یه کاری کردم که ربط داشته باشه -
مردم میخوان بدونن
زندگی واقعی کیت و کارل چطوریه؟
بگو عالیه هیچوقت بهتر از این نبوده
پس دروغ بگم؟
گفتن واقعیت رو به تعویق بنداز
حداقل تا وقتی که توی
لیست پرفروشترینای "نیویورک تایمز" قرار بگیری
نظر تو چیه، لایزا؟
...من، آه
به نظرم، وقتی یه داستان خلق میکنی
آدمای دیگه هم دوست دارن به اندازه تو، اون داستانو باور کنن
کاملاً درسته. صداقت میتونه خیلی خودخواهانه باشه
نمیدونم. من توی دروغ گفتن افتضاحم
فقط راجب رابطهاتون توی اون زمانی که خوب بود، صحبت کن
فقط توی زمان فعلت دروغ میگی
میتونیم تمرین کنیم
باشه
آه، بذار ببینیم. کی رابطمون خوب بود؟
آه، جوابش حسابی ناراحتم میکنه
...خب
..عادت داشت واسم بنویسه
اون... واسم شعرای کوچیک عاشقانه
روی برگه مینویسه
و میذارتشون لای کتابایی که قراره بخونم
خیلی خوب بود
آره
و وقتی میرفتیم اطراف شهر
توی تابستون
همیشه بیرون از خونه، عشق بازی میکنیم
آه
و حالا دیگه قرار نیست دوباره عشق بازی کنیم
دیگه بسه. خیلی خیلی خوب بود
شاید بهتر باشه انقدر وارد جزئیات نشی
بطری رو بیار
سلام
حالت چطوره؟
آم، من... خوبم
از خبر تو و پائولین سوپرایز شدم
به نظرم، فکر میکردم با هم خوب میشین
حتما خیلی به تو و دخترا سخت میگذره
راستش، واقعاً سخت بوده
هروقت بهم احتیاج داشتی، همینجام
منظورم اینه که اینجا نه میدونم جای مناسبی نیست
آه، آره. آره، نیست
چطوره بعد از تور پائولین با هم باشیم؟
خیلی چیزا هست که میخوام راجبشون باهات صحبت کنم
البته
بیصبرانه منتظرم
و اون شب پشت میز غذاخوری"
در مقابل بچهها
دستمو گفت
و برای دومین بار در طول رابطمون
"ازم خواستگاری کرد
ممنونم، پائولین
چقدر فوقالعاده که توی
معبد اسرائیل، صدای تورو شنیدیم
خب، ممنون از اینکه دعوتم کردیم
اوه، چقدر چهرهی آشنا توی جمعیت میبینم
همشون بیصبرانه منتظرن بلند بشن و سوالاتشون رو بپرسن
لطفاً به ترتیب پشت بلندگو بایستین
اوه
خدایا
سلام، پائولین. فرن هرش هستم - سلام فرن -
میشه یه کم راجب پروسه حرف بزنین؟
پروسه نوشتنم؟ - نه -
پروسه برگشتنت پیش همسرت
اوه.. آم
لبخند - ...من -
..آم
آم، میدونی
کار کردنمون با همدیگه باعث نزدیکتر شدنمون شده
به نظرم توانایی اینو داریم که
بعنوان شریک، همدیگه رو دوباره کشف کنیم
بعد از این همه جدایی، احساس غریبگی نمیکنید؟
من بودم حس میکردم - انگار داره برنامه فرن درست میکنه -
میدونی، بعضی وقتا سکس با غریبه از همه چیز بهتره
به نظرم کارش توی ملاقاتای رودرو بهتر میشه
باید بشه
پائولین ترنر بروکس
ممنون از اینکه توی برنامه بوک ورم شرکت کردی
ممنونم مایکل، و واقعاً متاسفم از اینکه
نتونستم بیام لس آنجلس و پیشت باشم - منم همینطور -
بریم سر اصل مطلب. عجب داستانی
انگار خاطرات و خیال با هم تلاقی پیدا کردن
آره. آره، اما بیشترش خیالاتمه
خب، اونطوری که تو راجب شوهرت
و زندگی مشترکتون حرف زدی
به قول معروف خدا توی جزئیات پنهان شده
یا خود شیطان. بستگی داره کدوم طرفو بخوای
خب، میشه بپرسم رابطهی واقعیتون چطوریه؟
همین الان پرسیدی - میدونستیم که میپرسه -
..اوه، این
...آم
...اون
چرت و پرت شروع شد. چرت و پرت شروع شد
خوبه
واقعاً خوبه
خیلهخب، فکر کنم کنترلش کرد
توی کتابت نوشتی که
زندگی جنسیت به صورت
عادی اما بدردبخور شده بود
درست مثل همه اغذیه فروشیهای ایتالیایی توی قسمت آپر ایست ساید شهر
حالا به نظرت زندگی جنسیت بعد از کتاب تعطیلات
به چه نوع رستورانی تبدیل شده؟
...خب
خیلی پر شوره تند
...پس
فکر کنم تایلندی؟
No comments yet. Be the first to leave one.