The Skin

The Skin (La pelle)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

La pelle AKA The Skin 1981 BluRay
Ulasan oleh SubAvaliHa
BluRay

Tag

other
Diterbitkan pada: 2022-11-19
Muat Turun: 44
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫پوست

‫اونجا یه برج رادیویی هستش.

‫از این وضع خوشم نمیاد. ‫خیلی ساکته.

‫من که به غیر از خوشه‌های انگور، ‫هیچی نمی‌بینم.

‫شرط میبندم آلمانیا توشون قایم شدن.

‫خدا کنه با خودشون، توپخونه نداشته باشن.

‫تُف به این وضع! ‫اینجا واقعاً برای حمله ناگهانی، جای خوبیه.

‫بابا جون، ما که همین جوری عَلا بَختکی اینجا نیستیم.

‫این سفرمون ظاهراً تموم بشو نیست.

‫شاید بهتر بود جمع می‌کردیم میرفتیم خونه، ‫مارک.

‫اگه آلمانیا شصتشون با خبر شده باشه که ‫رهبر گردان پنجم...

‫اینقدر بهشون نزدیکه...

‫آره، منم میدونم جاسوس‌ها همیشه در کمینن. ‫آروم باش، باب.

‫ایتالیایی‌ها آدمای خیلی خوبی هستن، ‫ولی واقعاً اشتباه مهلکی کردن..

‫با جناح اشتباهی، متحد شدن.

‫خب الان، چی می‌تونسته باعث بشه، ‫این اشتباه رو بکنید؟

‫هنوز با شما آشنا نشده بودیم.

‫خب حالا دیگه کِشِش ندیم. ‫مهم اینه که الان تو سمت درست قضیه هستید.

‫گردان پنجم مارک کورک، ‫تا قبل از کریسمس...

‫میرسن رُم. ‫میتونم روش شرط ببندم.

‫شرط بندی کار خطرناکیه ژنرال.

‫می‌دونستید که تا حالا هیچمی در کُل تاریخ نتونسته...

‫این غیر نظامی دیگه کیه؟ - ‫رُم رو از جنوب فتح کنه؟ -

‫مامان! مامان!

‫چیرو!

‫فرمانده، یه کاسه‌ای اینجا زیر نیم کاسست. ‫و اینم خلیج ناپل نیست.

‫می‌تونم صدای والس رو بشنوم. - ‫چی برای خودت بَلغور میکنی؟ -

‫والس، یه جور سبک موسیقی هستش.

‫یه دقیقه وایستید.

‫وایستید، گفتم وایستید.

‫فرمانده، می‌خوام که از اون طرف خیابون، ‫رد بشی.

‫گروهبان، ده نفرو با خودت ببر و ‫از اون نردبون برید بالا.

‫دنبالم بیاید. - ‫میخوام بدونم... -

‫اینجا چه خبره.

‫گروهبان، میخوام که چند تا از افراد رو برداری...

‫و ببریشون اونطرف خیابون و ‫چهار چشمی حواست به هر تله‌ای جمع باشه.

‫به نظرتون اونا کیَن؟

‫می‌تونه یه تله باشه، فرمانده.

‫خیله خب، اگه دست از پا خطا کردن، بزنید مغز اولین نفرشون رو... ‫منفجر کنید.

‫راه بیفتید.

‫این پسر خوشگلا رو بنگرید. ‫ویتامین آ رسید.

‫حالا چرا، آ؟ - ‫آ، یعنی همون آمریکایی‌ها. -

‫هی تو، بیا اینجا. ‫یالا.

‫من؟ - ‫آره، تو. بجنب. -

‫آلمانیا کجان؟

‫ نیچد ویشلند... - ‫آلمانیا کجان؟ -

‫من از کجا بدونم آلمانیا کجان؟ ‫حتماً تا الان رسیدن رُم.

‫چرا تو کاپری دنبال آلمانیا می‌گردید؟

‫اون میگه که اونا چند روز پیش، ‫از اینجا رد شدن، قربان.

‫فاشیستا؟ ‫فاشیستا کجان؟

‫فاشیستا کجان؟ ‫یالا جواب بده.

‫فاشیستا اونم تو کاپری؟ ‫اینجا دنبال فاشیست می‌گردید؟ ‫56

‫اینجا فقط ضد فاشیستای سرسخت داریم ‫مگه معلوم نیست؟

‫میگه اینجا دیگه فاشیستی در کار نیست. ‫فقط ضد فاشیستا هستن.

‫خوبه. بهش بگو که میخوام بدونم، ‫دشمن الان کجاست.

‫به شاهزاده خانم نگاه کنید. ‫صد در صد یه ضد فاشیسته.

‫اینجا یه شاهزاده خانم داریم، ‫قربان.

‫باشه، بهش چی بگم؟ - ‫بگید... -

‫زنده باد آمریکایی‌ها. - ‫زنده باد آمریکایی‌ها. -

‫هورا! - ‫زنده باد آمریکایی‌ها. -

‫به نظرم باید به پایگاه زنگ بزنید، قربان.

‫آهان، آره...

‫و بهشون چی بگم؟ - ‫بگید... -

‫بگید ما کاپری رو تصرف کردیم.

‫ممنون. - ‫به مقر عقاب... -

‫عملیات بادوم زمینی، کامل شد.

‫امروز، گردان پنجم آمریکایی‌ها و ‫نیروهای متحد...

‫خلیج ناپل رو اشغال کردن......

‫و یک قدم به سمت هدفمون نزدیک شدیم:

‫یعنی آزادی کامل ایتالیا.

‫به نظرتون کِی میرسید رُم، ‫قربان؟

‫نمی‌تونم حدسی بزنم...

‫ولی اگه آلمانیا بخوان مقاومت کنن...

‫به غلط کردن میفتن، ‫میتونی روش شرط ببندی.

‫با اجازه، میخوام از فرمانده مالاپارته، ‫یه سوال بپرسم.

‫فرمانده مالاپارته؟ ‫بفرما سرباز...

‫ولی یادت باشه، ما الان تو خونه‌ی اونا هستیم.

‫فرمانده مالاپارته، چجوری می‌تونید متحد شدن خودتون رو ‫با گردان پنجم آمریکایی‌ها...

‫توجیه کنید، ‫اونم با توجه به این واقعیت که...

‫بیست سال پیش، با حزب فاشیست، ‫متحد بودید؟

‫اگه اشتباه نکنم، ‫بیست سال پیش، وینستون چرچیل،...

‫در سفرش به ایتالیا گفت:

‫"اگه منم ایتالیایی بودم، ‫با حزب فاشیست متحد میشدم''.

‫خب منم یه ایتالیایی بودم.

‫می‌خوام اینم بگم که فرمانده مالاپارته...

‫بهترین سال‌های زندگیش تو اون زمان رو، ‫تو زندانای فاشیست‌ها بوده...

‫و اینو فراموش نکنید. ‫سوال دیگه‌ای هست؟

‫بله قربان.

‫با توجه به اعلام ژنرال الکساندر، ‫ارتش بریتانیا...

‫دیگه بسه آقایون. ‫بعداً بازم همدیگه رو تو ناپل می‌بینیم.

‫خیله خب پسرا، ‫عکساتونو بگیرید،

‫و سه سوته تمومش کنید.

‫بسه دیگه. همگی بیرون. ‫تو، وایسا.

‫من؟ - ‫بزار اونو ببینم. -

‫سمت چپم خوب تو عکس باشه.

‫عجب خونه‌ی خوشگلی اینجا داری، ‫مالاپارته.

‫قابل شما رو نداره، ژنرال.

‫متاستفانه یکم از جبهه فاصله داره.

‫جبهه‌ها که همیشه در حال حرکتن، ‫پیشنهاد منه که هنوز ثابت مونده.

‫ممنون.

‫روز خوش.

‫مهمان من، ژنرال مارک کورک...

‫شاهزاده خانم، کنسوئلو کاراچولو. - ‫محسور کنندست. -

‫میگن تو ناپل، ‫حرف شما قانونه.

‫ژنرال، ناپل رو می‌شناسید؟ - ‫نه، خانم. -

‫ولی امیدوارم که بشناسم.

‫می‌دونستید ناپل قدیمی‌ترین شهر اروپاست؟

‫منظور شاهزاده خانم اینه که ‫شما باید در مورد...

‫شگفتی‌های ناپل صبور باشید.

‫درسته...

‫چه سگ گوگولی. - ‫اسمش فِبو هستش. -

‫مال من پالما هستش. ‫تو آفریقای شمالی پیداش کردم.

‫نزدیک بود با ماشین بزنم بهش.

‫من اینو تو روسیه پیداش کردم. ‫آلمانیا زخمیش کرده بودن.

‫نگاه... ‫فبو، زنده باد هیتلر!

‫پسر خوبی باش فبو. ‫بدرود.

‫بزودی برمی‌گردید کاپری؟ - ‫تا ببینیم چی پیش میاد ویچنزو. موفق باشی. -

‫چمدونمو ببر کاخ.

‫پسر خوبی باش، فبو.

‫نگاه اونا چقدر خوشگلن.

‫دخترای دوست داشتنی هستن. - ‫و شما چی می‌خواید؟ -

‫مشکلی داری؟ ‫الان یکم برای این کارا زوده.

‫برو خونه، جذاب خان.

‫بیا بریم.

‫بدویید میخوام بریم پوجیوره. ‫بدویید تا پر نشده.

‫قتل عامی شده؟ - ‫نکنه از کُره ماه اومدید؟ -

‫هر روز یه جور قتل عام رو دستمونه.

‫تیفوس، قحطی، عفونت ‫از همه چی، یکمی داریم.

‫عزراییل اینجا وقت سر خاروندن نداره. ‫منم تمام هفته اینجام.

‫فقیر باشی یا پولدار، ‫مراسم خاکسپاری مجانیه.

‫بالاخره آدمای اهل دموکراسی هستیم دیگه.

‫چی، کُل هفته؟ مزخرف نگو.

‫تو 15 روز از ماه رو، ‫اینجا نیستی.

‫تو ناپل فقط سه تا کامیون برای ‫همه هستش...

‫پس از الان هفته‌های اینجا، ‫پونزده روز حساب میشه، خانم جون.

‫هیچ احترام به مُرده حالیت نیست.

‫چی میگی؟ به مُرده‌ها احترام نمیزارم؟

‫نکنه ازمون توقع داری، ‫اونا رو، رو کولمون ببریم؟

‫ما که کلاً زبونمون بسته هستش. - ‫بهت که گفتم، فقط سه تا واگن داریم. -

‫این جمعیتو پراکنده کنید.

‫تو این سال‌ها به اندازه کافی جنازه دیدیم، ‫دیگه بسمونه.

‫بگید برن قبرستون.

‫فقط منتظر دستور شما بودیم. - ‫بیا بریم. -

‫عجب حرف حکیمانه‌ای زدی.

‫هی، مسیحی پرستا!

‫نمی‌تونید اینجا پارک کنید. ‫اینجا خارج از محدودست.

‫مگه اینجا بی صاحابه؟ ‫برید ببینم از اینجا.

‫اینجا خارج از محدودست. - ‫خارج از محدوده یعنی چی؟ -

‫نمی‌دونم. ‫حتماً یه جور اصطلاح آمریکایی هستش.

‫منطقه ممنوعه

‫خارج از محدوده.

‫این مزخرفات همش داره بدتر میشه.

‫سلام کانستا. - ‫نگاه، اتو کشیده‌ها دارن میرن... -

‫سمت بانک.

‫پس اون خودشه، آره؟

‫آقای ادواردو عزیز، بفرمایید تو.

‫الان دیگه بستیم.

‫عذر میخوام. - ‫نه، ببندش، جون مادرت ببندش. -

‫هی، شنیدم زنای ایتالیایی از ‫واژنشون...

‫ماکارونی درمیاد! - ‫فقط سس گوجه هستش. -

‫سس گوجه فرنگی رو هم عشقه. - ‫برید تو صف بچه‌ها. -

‫بستیم، نگاه، بستیم. ‫تموم شد.

‫پسرا، مودب باشید.

‫یالا شیرین عسل، یه بوس بده بیاد...

‫آهان، فهمیدم. ‫الان چند تا داری؟

‫دو تا دارم. ولی به جای شش نفر غذا میخورن. ‫صاف همینجان.

‫بزارید صداش کنم. ‫روزاریا!

‫روزاریا! روزاریا، ‫روزاریا.

‫اینجام. - ‫روزاریا کجاست؟ -

‫اینجام. - ‫روزاریا. -

‫ایناهام. - ‫روزاریا، بیا اینجا. -

‫چون بلدی انگلیسی حرف بزنی...

‫بهشون بگو در عرض ده دقیقه دیگه، برن.

‫باید بعضی چیزا رو صاف و صوف کنم. - ‫باشه. -

‫بیایید اینجا ادواردو. - ‫گوش کنید! تا ده دقیقه‌ی دیگه میبندیم. -

‫حله؟ تا ده دقیقه‌ی دیگه میبندیم. ‫داریم میبندیم پسرا.

‫آروم بگیرید. - ‫میخوایم اینجا رو خُرد و خاکشیر کنیم. -

‫هی! خفه خون، خفه...

‫گوش کنید، حواستون به رفتارتون باشه...

‫...وگرنه شما رو هم مثل آلمانیا، ‫از اینجا شوت میکنیم بیرون، افتاد؟

‫و تا دو روزه دیگه دوباره باز میکنیم.

‫دو روز دیگه، گرفتید؟ - ‫گرفتیم بابا. -

‫مامان، بیا اینجا. ‫یه چیزی برات دارم.

‫ساکت شو دختر.

‫بعداً یه چیز ویژه برات دارم.

‫چقدره؟ - ‫چقدر وزنته؟ -

‫کلاه، کلاه‌ـتو دربیار. ‫الان چقدر شد؟

‫شصت و پنج کیلو، ‫دیدید؟

‫همین؟ گفتی که قد شش نفر میخورن.

‫خدایا، آقای ادواردو، ‫یکم صبر داشته باشید.

‫ شما دو تا بیاید.

‫یالا، برید.

‫این دو تا رو نگاه کنید. ‫قد شش نفر غذا میخورن.

‫ولی این به زور غذا میخوره. - ‫نمی‌خواد چیزی بخوره؟ -

‫تو این حیر و داد که مردم ناپل دارن از گشنگی تلف میشن... ‫طرف غذاشو نمیخواد. چرا ماکارونی‌ـتو نمیخوری؟

‫آخه به معدم نمیسازه. - ‫پس قضیه اینه. -

‫پس به جاش ماکارونی نواری درست کن. ‫آرد هم آوردم.

‫ولی آخه چجوری؟ ‫وقتی نمیدونم چجوری درستش میکنن؟

‫به این دوستات نگاه کن که ‫چقدر چاق و چِله شدن...

‫اونوقت تو مثل نِی قلیونی. ‫بخور، شنیدی چی گفتم؟

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left