Grey's Anatomy

Grey's Anatomy

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 13

Maklumat siaran

Greys Anatomy S13E11 1080p WEBDL x264
Ulasan oleh bandsx

Tag

webdl
web
x264
1080
WEBDL
720p
720
Diterbitkan pada: 2022-03-13
Muat Turun: 104
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫آنچه در «آناتومی گری» گذشت...

‫در نحوهٔ آموزش رزیدنت‌های ما

‫مشکل اساسی‌ای وجود داره.

‫ما باید این مشکل رو حل کنیم.

‫دکتر الیزا مینیک کیه؟

‫اون یجورایی یک اسطوره‌ست.

‫بهرحال شما روزهای اول فقط نظاره می‌کنید

‫تا حسی از روند کار بدست بیارید.

‫فکر می‌کردم قراره با هم کار کنین.

‫بیلی، کی قراره برنامه رو اجرا کنه... ‫من یا الیزا مینیک؟

‫فکر می‌کنه مسؤل جدید برنامهٔ رزیدنسیه.

‫انگار رئیس ریچارد وبره.

‫نمی‌خوای نظر من رو در مورد

‫برنامه‌ای که خودم ساختم ‫و تو رو توش تعلیم دادم بدونی؟

‫من در مورد اینکه چه چیزی

‫برای پیشرفت این بیمارستان ‫بهتره تصمیم‌گیری کردم.

‫به اون دست نگاه کن. ‫این یعنی شرارت.

‫یک جراح کودکان توی این ‫بیمارستان ول می‌گرده.

‫می‌فهمی اگر به شرارت ‫محکوم بشی چه اتفاقی میوفته؟

‫مردیت، محاکمه فرداست.

‫این ممکنه آخرین فرصتمون ‫برای ۸ یا ۱۰ سال آینده باشه.

‫«جو ویلسون» اسم واقعی من نیست.

‫واسهٔ همین نمی‌تونستم باهات ازدواج کنم.

‫حتماً اینها فردا توی دادگاه برملا می‌شد.

‫کرو، توی فکر چه ‌کاری هستی؟

‫امشب میرم دفتر دادستان ناحیه

‫و توافق قبل محاکمه رو قبول می‌کنم. ‫ (.اقرار به جرم کوچکتر و دریافت مجازات کمتر)

‫- داره میره زندان. ‫- چی؟

‫الان فقط ما موندیم.

‫پنج نفر بودیم ‫اما نمی‌شه فقط من بمونم.

‫آقای کرو؟ ایشون الان با شما ملاقات می‌کنند.

‫ .همهٔ ما قهرمان‌هایی داریم

‫این وبسایت می‌گه باید ‫شمارهٔ پرونده رو داشته باشیم.

‫اون یکی دیگه می‌گه ‫شمارهٔ نامهٔ بازداشتش لازمه.

‫- آیا هر دو یه چیز هستن؟ ‫- نمی‌دونم.

‫ کسانی که بهشون نگاه می‌کنیم ‫و الهام می‌گیریم که مثل اونها باشیم.

‫ کسانی که به ما یاد می‌دن ‫چطور بزرگتر از اونچه هستیم باشیم

‫ .چون اونها از ما بزرگترند

‫- پیداش کردی؟ ‫- دارم می‌گردم.

‫ اونها بزرگ هستن ‫چون ما از نزدیک نگاه نمی‌کنیم.

‫من بدون اون شماره هیچ اطلاعاتی از پرونده‌اش

‫نمی‌تونم بدست بیارم.

‫الکس یه بار برام یه ایمیل با یک

‫شمارهٔ تفهیم اتهام یا یه چنین چیزی فرستاد.

‫- از قسمت جستجو استفاده کن. ‫- دارم جستجو می‌کنم.

‫شایدم این: ‫«متهم را با استفاده از...»

‫نه، بازم به اون شماره احتیاجه.

‫خیلی خب. پیداش کردم. آماده‌ای؟ ‫- آره.

‫آر-دی-اچ-۷-۶-۴-۴-اِی-۹-۳-۲.

‫ ...چون اگر از نزدیک نگاه کنیم

‫ایناهاش... اینم پرونده‌ش.

‫ ...متوجه میشیم

‫ .قهرمان‌ها فقط انسان‌های معمولی‌اند

‫حبس از ۳۰ سال تا ابد. ‫ (.در صورت عفو حداقل ۳۰ سال)

‫تا آخر عمر توی زندان می‌مونه.

‫وایستا. این که اصلاً پروندهٔ اون نیست.

‫گفتم «اِی»، نگفتم «۸». ‫ (.تلفظ این دو در انگلیسی شبیه است)

‫خدا رو شکر.

‫- می‌خوای من جای تو انجام بدم؟ ‫- نه، نه، خودم هستم.

‫پروندهٔ جنایی، فلان، فلان، فلان...

‫- تعیین تکلیف. ‫- شهادت کتبی. ‫ (.تلفظ این عبارت‌ها مشابه است)

‫خوبه. این یعنی داره شهادت می‌ده.

‫بنابراین یعنی توی دادگاهه

‫و توافق رو قبول نکرده ‫و توی زندان نیست.

‫حداقل الان نیست.

‫«تعیین تکلیف.»

‫خیلی خب. الان.

‫ .و انسان‌های معمولی می‌تونن ما رو نااُمید کنن

‫به نظر میاد نتیجه‌گیری ‫پروندهٔ کیفری انجام شده

‫و...

‫تا زمان نامعلوم به تعویق افتاده.

‫بنابراین یعنی محاکمه کنسل شده.

‫که یعنی الکس توافق رو قبول کرده

‫و این یعنی الکس توی زندانه.

‫این با عقل من جور در نمیاد.

‫با عقل تو جور درمیاد؟

‫نه، تو علیه الیزا مینیک اعلام جنگ کردی.

‫ما آمادهٔ نبردیم

‫اما حالا قبل از اینکه حتی شروع کنیم ‫داری اعلام صلح می‌کنی؟

‫خیلی خب.

‫- اتاق پره. ‫- بعداً برگرد!

‫منم!

‫ریچارد نمی‌خواد بجنگه.

‫چی؟ چرا؟

‫این چیزی نیست که گفتم... به هیچ وجه.

‫الان درخواست جلسهٔ هیئت مدیره می‌دم.

‫بنیاد رو در جریان می‌ذارم.

‫از طریق مافوقش اقدام می‌کنیم. ‫کاری می‌کنم اخراج بشه.

‫فکر نمی‌کنی چون کاترین هم همسر منه

‫و هم مادر تو، این پارتی‌بازی باشه؟

‫میشه «اخراج غیرقانونی».

‫ببینید من پیشنهاد نمی‌کنم عقب بکشیم.

‫من می‌گم لازمه زرنگ باشیم.

‫با استراتژی و سازمان‌دهی شده.

‫آدم با عجله نبرد رو شروع نمی‌کنه.

‫همینه که باعث میشه آدم‌ها کشته بشن.

‫به نبرد «یورک‌تاون» فکر کنید. ‫ (.نبرد پایانی در مبارزات استقلال آمریکا)

‫ببینید، لازمه کاری کنیم که خودش بخواد بره

‫چون ببینه داره کم میاره.

‫رابینز؟

‫تو... حواست به ماست؟ ‫چیه؟ شب سختی داشتی؟

‫آره. شما از الکس خبر ندارین؟

‫نه. هیچی.

‫سعی‌مون رو کردیم ‫اما نتونستیم بفهمیم کجا بردنش.

‫از اینجا برو!

‫مورفی هستم. ‫دکتر رابینز رو احتیاج دارم.

‫یک مادر در حال زایمان توی راهه.

‫هر موقع خبری بهت رسید بهم خبر بده. باشه؟

‫چی؟

‫شماها از الکس کرو خبر ندارین؟

‫سلام ویلسون.

‫ببخشید.

‫چیه؟

‫در مورد کرو...

‫می‌دونی... فکر کردم...

‫تو چرا متأسف باشی؟

‫تو که توی زندان ننداختیش.

‫من انداختمش.

‫صبح بخیر دکتر مینیک.

‫روز اول. هیجان انگیزه.

‫من عاشق روزهای اولم.

‫- مثل حس... ‫- آره. اینطوری جواب نمی‌ده.

‫نه، نه، نه، نه، نکن...

‫عمل‌های تعویض دریچه و ‫دبالکینگ نوروبلاستوم دارن

‫هم‌زمان اتفاق میوفتن.

‫اما لازمه هر دو رو ببینم ‫پس یکی رو جابجا می‌کنم.

‫خیلی خب.

‫و این آمپوتاسیون هم باید بره...

‫نه، نه، نه، ‫نباید این کار رو بکنید.

‫مشکلت چیه؟

‫هیچ کس جز رئیس بیلی ‫دست به بورد نمی‌زنه.

‫اگر رئیس بیلی ببینه که حتی ‫انگشت شما به بورد خورده

‫با همون انگشت شما رو می‌کشه.

‫و اگر شما مرده باشید ‫نمی‌تونید تخصص من رو ارتقا بدید.

‫خانم.

‫دکتر مینیک.

‫برنامه رو عوض کردید.

‫امیدوارم مسئله‌ای نباشه.

‫یکی از کارهام کم می‌شه.

‫ترتیبش رو بده.

‫اون بورد رو لمس کرد...‌

‫ادواردز، ما رو تنها بذار.

‫فکر کردم شاید بهتر باشه ‫پزشک‌های معالج رو جمع کنیم

‫و بهشون اطلاع بدیم ‫که شما رسماً شروع بکار کردید.

‫نه، نه، من راحتم. ‫من حقیقتاً آهسته پیش می‌رم.

‫اتاق عمل به اتاق عمل و ‫پزشک به پزشک

‫قلب و ذهنشون رو تسخیر می‌کنم.

‫من روشم رو یاد می‌دم ‫و اونها ازش صحبت می‌کنن

‫و بعدش یهو متوجه می‌شن

‫من بهترین اتفاقی بودم ‫که براشون افتاده.

‫بعضی‌ها ممکنه بیشتر از بقیه ‫نیاز به قانع کردن داشته باشن.

‫رئیس، من هر جایی که می‌رم ‫یکی مثل دکتر وبر وجود داره.

‫می‌دونم با یکی مثل دکتر وبر ‫باید چطور برخورد کنم.

‫صبح بخیر دکترها!

‫رئیس.

‫و خوش آمد به شما دکتر مینیک.

‫واقعاً ممنونم. ‫اما من کافئین استفاده نمی‌کنم.

‫بهش احتیاج ندارم.

‫متوجه شدم.

‫خیلی خب... پس...

‫بیاید همگی امروز رو ‫به یک صبح خوب تبدیل کنیم.

‫اون در راه اینجاست، توی یک تاکسی.

‫انقباضات کمتر از سه دقیقه فاصله دارن.

‫پزشکش خارج شهره. ‫من کاملاً...

‫«پورتمن» رو پیج کن. ‫چون من کل شب رو بیدار بودم.

‫پورتمن پزشک آنکاله. ‫ (.پزشک گوش به زنگ موارد اضطراری)

‫پورتمن توی عمل زایمانه

‫و به نظر راننده این زن داره ‫همین الان زایمان می‌کنه.

‫تو چطور با راننده صحبت می‌کنی؟

‫داره ویدئو چت می‌کنه.

‫ مشکلی نداری. الو؟

‫سلام. من دکتر رابینزم.

‫ .سلام. بله

‫ .حدود ۸ چهارراه ازتون دوریم

‫انقباضات الان با هم چقدر فاصله دارن؟

‫من این رو نمی‌دونم.

‫تنها می‌دونم که

‫این زن الان بدجور در حال زایمانه.

‫ .داریم مثل برق و باد میایم

‫من فقط چند دقیقه وقت دارم.

‫خیلی خب.

‫نبرد شروع شده.

‫بچه‌ها من روی این درخواست از طرف ‫همهٔ پزشک‌های معالج

‫ کار می‌کردم. ‫اگر بخواید می‌تونیم بخونیمش...

‫نه، نه، کارمون از این چیزها گذشته.

‫- یه مقدار اطلاعات بدست آوردم. ‫- و؟

‫فکر می‌کنم نقشهٔ مینیک اینه که ‫وارد اتاق‌های عمل بشه

‫و یکی یکی نظر پزشک‌ها رو تغییر بده.

‫- خیلی خب. ‫- هرگز اجازهٔ ورود به اتاق عمل بهش نمی‌دیم.

‫دشمن رو قرنطینه می‌کنیم.

‫راه‌های تغذیه‌ش رو قطع می‌کنیم ‫تا بهش گرسنگی بدیم.

‫- عالیه. ‫- زیرکانه‌ست.

‫چیه؟

‫بخاطر دکتر بیلی که براش ‫احترام قائلم و ازش خوشم میاد.

‫ببین اون اولین رئیس زن سیاهپوسته

‫که تا حالا توی این بیمارستان داشتیم.

‫اصلاً از اینکه اینطوری زیر پاش رو ‫خالی کنیم خوشحال نیستم.

‫جکسون، هیچ‌کس کمتر از من ‫مایل به این کار نیست.

‫موضوع بیلی نیست.

‫موضوع درست کردن یک اشتباهه

More Farsi Persian subtitles for Grey's Anatomy

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left