Ancient Rome: The Rise and Fall of an Empire

Ancient Rome: The Rise and Fall of an Empire

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Ancient Rome The Rise and Fall of an Empire Ep5 - avrinli - imdb-dl - DVDRip
Ulasan oleh avrinli
تیم ترجمه IMDB-DL

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Diterbitkan pada: 2013-04-09
Muat Turun: 36
Masalah Pendengaran: Yes

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

،در آغاز قرن چهارم ميلادي

امپراطوري روم با يکي از بزرگترين بحران هاي طول تاريخش مواجه شد

به اندازه اي بزرگ شده بود

،که بين چهار امپراطور تقسيم شده بود

دوتا در غرب و دوتا در شرق

مثل موش هاي داخل گوني، آنها براي قدرت در تقلا بودند

فردا به طرف روم پيشروي خواهيم کرد

من روم هستم

کنستانتين دشمن منه

بکشينش تا ما هم آزاد باشيم

يک نفر تلاش ميکرد که امپراطوري را متحد کند

،يک امپراطور، يک خدا

!يک امپراطور

جهان نام کنستانتين را خواهد شناخت

کنستانتين ميخواست چهره امپراطوري را تغيير دهد

و ميراث همه امپراطوران روم را ترک کند

يک دين جهاني

ارتش روم به نام خداي راستين يگانه پيشروي ميکند

مسيحيت

ترجمه و زيرنويس *avrinli*

:قسمت پنجم کنستانتين

در پاييز سال 312 ميلادي

ارتش کنستانتين اردوي خود را در 40 مايلي شمال روم برپا کرده بود

،يکي از دو امپراطور در غرب

کنستانتين براي جنگ قطعي با رقيب خودش، ماکسنتيوس آماده ميشد

ماکسنتيوس سربازان خودش رو عقب کشيده

جاده خاليه - آقايان، اين آخرين فشار است -

فرما ما وارد روم ميشيم

،اعلي حضرت، با تمام احترام نبايد براي نيروي کمکي صبر کنيم؟

نه

اونها تا 3 هفته به اينجا ميرسن - تا 3 هفته؟ -

!روم نميتونه 3 هفته صبر کنه

،من ميدونم که شماها خسته هستين ،و نيروي افراد تحليل رفته

،من ميدونم که تعداد افراد ماکسنتيوس از ما بيشتره

،اما اين در مورد تعداد نيست حتي در مورد افراد هم نيست

!در مورد روم است

ها؟

اون شهر پدران ماست

تو با من هستي؟ ها؟ شما با من هستيد؟

همسفران ديگر کنستانتين از اعضاي دين جديد در حال رشد بودند

برادرانمون در کرايست هستن، فردا حرکت خواهند کرد

ما بايد تا چند روز ديگه به ديوارهاي روم برسيم

آيا به خدا اعتقاد پيدا کرده؟ - هنوز نه -

اما خداوند چشماي اون رو باز خواهد کرد

يا من خواهم کرد

،دشمن کنستانتين، امپراطور ماکسنتيوس شهر روم را در اختيار داشت

به مدت 6 سال، پايتخت امپراطوري از قوانين ظالمانه او رنج ميبرد

،حالا که کنستانتين نزديک شده بود

ماکسنتيوس با با خدايان قديمي روم مشورت ميکرد

ژوپيتر، آپولو و مارز

آيا خدايان رازها و سرنوشت روم را فاش ميکنند؟ سريع

اون داره چي ميگه؟

،مهم نيست احشاي اون گوسفند چي ميگن کنستانتين تا 3 روز در دروازه ها خواهد بود

...اعلي حضرت

خب؟

ميبينيد که کبدش تغيير رنگ داده

...و متورم شده - !فقط به من بگو اين يعني چي -

اين ميگه که دشمن روم شکست خواهد خورد

خب، مسلما اين خبر خوبيه اعلي حضرت

کنستانتين عليه روم لشکرکشي کرده، اينطور نيست؟خب پس، واضحه، او شکست خواهد خورد

بله

من روم هستم

کنستانتين دشمن منه، درسته؟

دشمن روم شکست خواهد خورد

دلم برات تنگ شده بود

البته که تنگ شده بود

بايد با امپراطور حرف بزنم نبايد به کسي اجازه ورود بدم

مهمه دستوري که به من دادن واضحه

!اعلي حضرت، بايد با شما حرف بزنم - ...ببخشيد اعلي حضرت، من -

چي شده لاکتانتيوس؟

شما نميتونيد به رو لشکرکشي کنيد

مگر اينکه اول به خداي راستين يگانه ايمان بياريد

.من به هيچکسي ايمان ندارم و اين دليليه که هنوز زنده هستم

!حالا به من گوش بده پيري

تو کاتب خوبي هستي، به در بخوري، اما اونم همبنطور

ميفهمي؟

خوب دنيا پر از برده و کاتبه

حالا هم من خسته هستم

ماکسنتيوس از جادوگري استفاده خواهد کرد

برو بيرون

!ما در مورد حقيقت حرف ميزنيم

من از اون مرد خوشم نمياد

چه چيزي از اون باعث ميشه ازش خوشت نياد؟ اون بي ضرره

اون مسيحيه

اونها کثيف هستن اونها بيچاره و ضعيف هستن

و اون دين برده هاست هرچي انجام ميدن در خفاست

هممم، ديگه چي؟

اونها اين رو ناپسند ميدونن

و اينو

اما تو از اين خوشت مياد، اينطوره؟ - آره -

اينطوره؟ - آره -

حرف بزن

،اعلي حضرت، ماکسنتيوس سربازانش رو از سيسيل و کارتاژ فراخونده

اونها ديروز رسيدن

چقدرن؟ - ده ها هزار -

شهر با اونها پر شده

اعلي حضرت، بايد حمله رو به تعويق بندازيم؟

!اسب ها

اين يه نشانه است

!ميبيني؟ از طرف خدا

هيچکس دقيقا نميدونه که ارتش کنستانتين اون روز چي ديدن

يک نظريه است که اون يه شهاب سنگ بود

اما هرچي بود از کمتر اينکه به خاطر چي بود اهميت داشت

خدا با تو حرف زد. حسش کردي، اينطور نيست؟

!اون تو رو انتخاب کرده. تو ديدي

اون يه نشونه بود

اين نشان رو پرچم خودت بکن

روي سپر همه سربازا نقاشيش کنيد

با اين نشان، تو پيروز خواهي شد

ايمان داشته باش

!ايمان داشته باش

ولش کن

در اين زمان، ماکسنتيوس در حال تکميل نقشه جنگي اش بود

...پل ميلويان

...ارتش ما

ارتش کنستانتين

و حالا اون بايد از تايبر عبور کنه و به تله ميندازيمش

من... چطوره اينو بزارمش اينجا

براي تغيير دادن پل

وقتي سربازاي کنستانتين روي اون اومدن

تو اين گيره رو ميکشي

...و

،کنستانتين ميمره

،ارتشش هيچوقت به شهر نميرسن

و دشمن روم شکست خواهد خورد

چيشم بمون لطفا، من ميترسم

من بايد ببينم افراد از دستورات پيروي ميکنن يا نه - دستورات. کدوم دستورات؟ -

لاکتانتيوس ميخواد افراد روي سپرهاشون اون نشان مسيحي رو بکشن

اون گفت اگه ما از اون به عنوان نمادمون استفاده کنيم

!تو از اون جادوگر يه چيزايي گرفتي

افراد وقتي نتونن زير حمايت خدايانشون بجنگن چه فکري ميکنن؟

اونها تمرکز خودشون رو از دست ميدن، ماکسنتيوس پيروز ميشه

!نه، پيروز نميشه - از کجا ميدوني؟ تو نميدوني که -

ماکسنتيوس برادر منه، فراموش کردي من ميشناسمش، اون ظالمه

اون ما رو ميکشه، اون تو رو ميکشه، هردوتامون رو ميکشه - نه، نه، نه، اينطور نميشه -

به من اعتماد کن فاوستا، ميتوني؟

نشان کجاست؟

چرا طبق دستور عمل نکردين؟

باتو؟

اعلي حضرت، افراد ميترسن که ژوپيتر اونها رو نابود کنه

...اينهاش

من مردم؟

من نابود شدم؟

انجامش بدين. همتون

!حالا

تصميم کنستانتين مبني بر جنگ تحت نماد مسيحي

کاملا ترسناک بود

زود باشين، زود باشين

،به مدت 10 سال سربازان رومي تحت پرچم

خدايان قديمي خودشون به ميدان جنگ رفته بودند

،کمي بعد از سپيده دم ارتش بيشمار کنستانتين

در شمال روم مستقر شد

!بايستيد! پياده نظام

!سپرهاتون رو بگيريد

بهتره اين عمل کنه

،براي رسيدن به شهر اونها بايد اول از رودخانه تايبر عبور ميکردند

از پل ميلويان

ارتش قدرتمند 75 هزار نفري ماکسنتيوس در سمت روم رودخانه جمع شده بودند

طعمه رو بفرستيد

!پياده نظام پيشروي کنيد

کمان هاتون رو بلند کنيد

!پرتاب کنيد

!جلو بريد

حالا ماهيمون رو ميکشيم

تظاهر به عقب نشيني کنيد

!عقب نشيني

اونها عقب نشيني کردن اعلي حضرت بايد حمله کنيم؟

داره با ما چه بازي اي ميکنه؟

!خط رو نگه داريد! خط رو نگه داريد

!خط رو نگه داريد !خط رو نگه داريد

!خط رو نگه داريد

!زودباش، حروم زاده، زودباش

!کنستانتين! بيا پايين و با من رو در رو شو حروم زاده

!کنستانتين

!پيش بريد

!کنستانتين

گيره، زود نگهش داريد !هنوز خيلي زوده

!نجاتم بدين !من امپراطور هستم

ممنون، دوست من

جنگ پل ميلويان براي هر دو طرف خون آلود بود

حکوت ستمگرانه ماکسنتيوس در پايان خود بود

حالا کنستانتين کنترل نه تنها بر روم بلکه بر تمامي غرب امپراطوري حکومت مي کرد

اين چيه؟ پس عقاب کجاست؟

اون نماد مسيحيه

...من متوجه نشدم

...ژنرال

امپراطور

امپراطور، من سناتور باسيانوس هستم

اگر کمک من رو خواستيد، من نفوذ زيادي در سنا دارم

!شهروندان روم

من براي رهايي اومدم، نه براي تسخير کردن

ماکسنتيوس مرده

رنج و درد شما به پايان رسيده

من هرچيزي رو که ماکسنتيوس از شما دزديده به شما بر ميگردونم

،سرزمين هاتون، حقوقتون

شرف شما رو

سنا، من قدرت قديمي شما رو بهتون برميگردونم

،روم

من شکوه شما رو بهتون برميگردونم

من اومدم تا تشکر کنم

Ancient Rome: The Rise and Fall of an Empire subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Ancient Rome: The Rise and Fall of an Empire

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left