200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سرنوشت الهی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت چهاردهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
این دستخط یینیینه
یینیینه
یینیین
یینیین
یینیین
روچن
فراموشم کن
یینیین
امیدوارم تو و کو چینگ
خوشحال زندگی کنین
و تا ابد باهمدیگه زندگی کنین
یینیین
یینیین
خانم
شما این فرد روی این نقاشی رو ندیدین؟
یینیین
چینگ
تعهد ما رو
یادته؟
یادم نمیاد
دلم نمیخواد به یاد بیارم
توی این زندگی
فقط میخوام با روچن باشم
چینگ
مجبورم نکن
چینگ
چینگ
چرا اینجایی؟
من کجام؟
خونه خودتم نمیشناسی؟
خونه یون جونگ جو هستیم
اینم اتاق مهمانیه که من توشم
پس برای چی اینجایی؟
من مهمون یون جونگ جوام
چرا من نمیتونم اینجا باشم؟
نمیخوام باهات حرف بزنم
لطفا برو
نمیخوای باهام حرف بزنی؟
پس ما
همدیگه رو تو رویا ندیدیم؟
تو بودی؟
،از اونجایی که مهمونی
باید از قوانین پیروی کنی
تو منو به اتاقت آوردی
و همش وارد خوابام میشدی
چی میخوای؟
چینگ
،الان
سنگ آبی به صاحبش پس داده شده
نباید تو هم
برگردی به اصالت خودت؟
من همین الانشم به دارما لاکسانا جاویدان باختم
الان دیگه فرقی با فانی ندارم
وقتت رو هدر نده
چینگ
من دارما لاکسانا جاویدان تو رو
برات پیدا میکنم
نیازی نیست
میخواد تعهد زندگانی صدها ساله باشه
،یا برگشتن به قلمرو خدا
دیگه برام ذرهای اهمیت نداره
دیگه اهمیتی نداره؟
چینگ
یادت رفته اون چطوری
توی هال شیشوان تهدیدت کرد؟
،برای اون
تو دارما لاکسانا جاویدانهات رو دادی
ولی اون برای تو چیکار کرد؟
چینگ
میخوای بازم غد بازی در بیاری؟
دیدی؟
این بین من و اونه
به تو هیچ ربطی نداره
چینگ
من کی اینطوری تحقیرت کردم؟
بذار یه کاری برات انجام بدم
هر چی باشه اوکیه
یینفنگ
،حتی اگه سرنوشت الهی داشتیم
توی گذشته بود
نیازی نیست دوباره بیای
چینگ
برادر
این برای توئه
قشنگه؟
دختر خوب، چینگ
بیا بریم
میبرمت خونه
بریم خونه و بازی کنیم
میبرمت خونه
خیلی دیر میشه اگه الان نریم
من میمونم
!تو برو
من عقبنشینی نمیکنم
فراریها باید
!اعدام شن
من فکر کردم
،بعد از صدها سال زندگانی
یادت میاد که
چه اتفاقاتی افتاد
چرا این کارارو واسم کردی؟
چون
بهت قول دادم
،مهم نیست چقدر توی سختی قرار بگیریم
نمیذارم تنهایی باهاش روبرو بشی
همیشه باهات میمونم
ازت مراقبت میکنم
و بهت اهمیت میدم
تا روزی که به قلمروی خدا برگردیم
چینگ
باید زودتر پیدات میکردم
اینطوری، نیازی نبود اینقدر بیعدالتی تحمل کنی
اون موقع
تو به دنیای فانی تنزل رتبه کردی
من باهات به قلمرو فانی رفتم
چون خواست خودم بود
نمیتونم بدون تو زندگی کنم
چه توی بهشت یا توی دنیای فانی
چینگ، بهم قول بده
ما با همدیگه به قلمرو خدا برگردیم
و یه زوج بینظیر کنار رود وودینگ بشیم
باشه؟
زوج بینظیر
ولی حتی یادم نمیاد تو چه شکلی بودی
فقط بخاطر اینه که آگاهی جاودانت رو به دست نیاوردی
زیاد طول نمیکشه
…نه، بزودی
بزودی یادت میاد
ارشد
کی بهت اجازه داد بیای داخل؟
چطور می تونیم بذاریم اینقدر گستاخ باشی؟
دستور میدم بندازنت بیرون
تان
من بهش اجازه دادم بیاد تو
برش گردون به اتاق مهمان
چشم
!گزارش
پیشوا
یه نفر جادوگر فرقهی شیشوان رو توی شهر پیدا کرده
!برش گردونین
چشم
!حرکت کن
!حرکت کن
روچن
بیا اول از اینجا بریم بیرون
نمیتونی فرار کنی
کل شهر لوران
تحت کنترل مکتب لوران ماست
جی روچن
امروز هیچ جوره نمیتونی فرار کنی
میدونم هنوزم ازم ناراحتی
بیا اول از اینجا بریم بیرون
هیچی ندارم که بهت بگم
آرایش بگیرید
این آرایش گیری مدرسه ی لوران
انرژی روح رو جذب میکنه و روح واقعی رو قفل میکنه
اینجا نمیتونیم انرژی روحانیمون رو استفاده کنیم
!جی روچن، خیلی بزدلی
سرورم
یکم آب بنوشید
بعد از تموم کردن غذا بجنبین و به سفر ادامه بدین
چشم
بدو غذاتو بخور، الان راه میفتیم
خیلی وقته مارو بستن
گردنت درد میکنه؟
بذار کمکت کنم
بس کن
راستشو بگو
از عمد این کارو کردی؟
چیو از عمد کردم؟
نشنیدی الان چی گفتن؟
اونا میخوان پوست و استخونمو تیکه تیکه کنن
و خونمو بنوشن
چشماتو ببند
باشه
هر چی بگی قبوله
فکر کردم بعد یه مدت طولانی
میتونم فراموشت کنم
ولی انتظار نداشتم بیای
چشماتو ببند
بستم
جی روچن
تو واقعا مجازات منی
بهت گفتم چشماتو ببند
باشه
بذار بهت اینو بگم
ما نباید بمیریم
اگه من بمیرم
همهی شما هم میمیرین
جی روچن
تو چی گفتی؟
اگه تو بمیری
ما هم میمیریم
منظورت چیه؟
ارشد- ...این یعنی-
بهش گوش نکن
اون همیشه لاف میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.