Schitt's Creek

Schitt's Creek

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

Schitts Creek S02E04 HDTV x264-KILLERS CHI
Schitts Creek S02E04 480p HDTV x264-mSD
Ulasan oleh _SinCities_
█☀️ ترجمه از سینا صداقت ☀️█

Tag

HDTV
hdtv
x264
TS
HD
480p
480
Diterbitkan pada: 2020-10-17
Muat Turun: 26
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

دیوید؟

دیوید، این چیه؟

شبیه یه دوچرخه‌ست

مالِ توئه؟

آره. آره، مالِ منه

دیوید، این اینجا چیکار می‌کنه؟

شاید بخوای یادداشت رو بخونی

نه، از طرفِ ماته؟

!دیوید

!نه! نه

حس می‌کنم اون واقعاً درکت می‌کنه

یعنی، حس می‌کنم اعماقِ روحت رو می‌بینه

،زیاد مطمئن نیستم دقیقاً چی می‌بینه

ولی قطعاً... به درونت نگاه می‌کنه

من باید چیکار کنم؟ - در مورد چی؟ -

!جدی میگم، دیوید

این خیلی اشتباهه

خدای من، تصور کن چجور حلقه‌ای می‌خره

یعنی عقیقی چیزی می‌خره

اوه، مثلاً یه عقیقِ گلابی شکل

سلام، کسی خونه‌ست؟

!نه، مات

هی، باید در این مورد ازم حمایت کنی

اوهوم - باید هوام رو داشته باشی، قول میدی؟ -

آره، البته

...خب - !سلام علیکم -

این خیلی واسم خاصه

خب، فکر کردم یه وسیله نقلیه‌ی تازه لازم داری

!آره

یه وسیله نقلیه‌ی تازه لازم دارم

،و مثلاً یه ماشین قشنگ می‌شد ولی من ماشین لازم دارم؟

به نظر میاد دیگه نه

خب، گفتی کلاس دوچرخه ثابت ...رو از دست دادی، واسه همین

!آره

گفتم کلاس دوچرخه ثابت رو از دست دادم

!و واسه همین واسم دوچرخه خریدی

چون گفتم کلاس دوچرخه ثابت رو از دست دادم

چون تو خیلی بافکر و تیزبینی

پس ازش خوشت میاد؟ - من که میگم عاشقشه -

اوهوم - خب، این لازمت میشه -

!یه کلاه ایمنی

رو دوچرخه بود

فکر کنم باید بذاریش سرت

،یعنی، فکر کنم باید واقعاً

کلاه رو بذاری سرت - آره -

،و یه روزی میذارمش

وقتی با این دوچرخه‌ی ناز برم گردش

راستش من دوچرخه‌ی خودم رو آوردم پس می‌تونیم امتحانش کنیم

فکر کردم شاید بهتر باشه با دوچرخه بریم کافه

آه! خیلی خوش می‌گذره

!ازت متنفرم، دیوید

!می‌بینمت

« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.

آباژورها چی؟

...آباژورهای مُتل یه سری

،لامپِ کوچولو دارن

اینا آباژورهای قدیمی با لامپ‌های بزرگن

من هیچ لامپی اینجا نمی‌بینم

،نه نیستن، ولی نکته اینه که

اگه آباژورهای بزرگ داشته باشیم می‌تونیم لامپ‌های بزرگ بگیریم

اوه جان، نمی‌دونم

...آباژور، لباس، جواهرات

زندگی این زنِ بیچاره رو ببین

که روی میزهای ارزون تاشو پخش شده

جان، به نظرت با وسایلِ ما هم این کارو کردن؟

نه، وسایلِ ما نه

اونا وسایلِ ما رو یه راست می‌چیدن رو چمن

غریبه‌ها وسایلِ ارزشمندمون رو سوا می‌کردن

،می‌دونم، و ما رو قضاوت می‌کردن

طوری که ما این زنِ بیچاره رو قضاوت می‌کنیم

،خب، فرقش اینه که اونا می‌گفتن

«!چه سلیقه‌ی خوبی داشتن»

کنجکاوم بدونم چوب‌های گُلفم به کی رسید

واقعاً جان، این اولین چیزیه که به ذهنت میاد؟

اونا سفارشی ساخته شده بودن

وانِ پاشوی گالاپاگونیِ لاک پشتیِ منم همینطور بود

و حالا یه بدبختِ تنها می‌ذاره گربه‌هاش توش برینن

خب، اونا فقط اشیاء بودن، مویرا، اشیاء!

آره، اشیای سفارشی و منحصربفرد

،آره، اشیای براق از جنس چوبِ بلوط ،با پوششِ چرم

طراحی شده تو آلمان - !اوه -

خرید یه زمانی من رو شاد می‌کرد

آباژورهای بزرگ راضیم نمی‌کنن

خدایا

!رولند - البته، میام تو، ولی فقط چند لحظه -

می‌تونم کمکی بهت بکنم؟

:خب، جریان از این قراره

،امروز صبح داشتم فکر می‌کردم

،و نمی‌خوام بگم کجا فکر می‌کردم

،ولی یه اتاق کوچیک تو خونه‌ام بود

...و من نشسته بودم - خیلی خب -

،و داشتم با خودم فکر می‌کردم

به کی می‌تونم اعتماد کنم کمکم کنه یه بلوز زنانه انتخاب کنم؟

و می‌دونی اسمِ کی به ذهنم اومد؟

نمی‌دونم، ریچل زو؟

!اسمِ تو

نمی‌دونم چه برداشتی ازش داشته باشم

برای جاسلینه

،و می‌دونی، خودم انجامش می‌دادم

،فقط می‌دونی، خریده دیگه

...یعنی، میری تو مغازه

،می‌دونی، به وسایل تو قفسه‌ها نگاه می‌کنی - ...آهان -

،و رنگی رو که دوست داری انتخاب می‌کنی

و بعدش امتحانش می‌کنی ،و مطمئن میشی اندازه‌ته

آره - ...و بعدش می‌خریش و -

تو فقط داری خرید رو توصیف می‌کنی

آره، و معمولاً باهاش مشکلی ندارم

فقط این که دنبالِ یه چیز خاص می‌گردم

یه ذره شیک. یه ذره ظریف

می‌دونی؟

و کی بهتر از تو با ظرافت آشنایی داره، رفیق؟

!یعنی، تو تنها مرد ظریفی هستی که می‌شناسسم

پس ازم می‌خوای بریم واسه جاسلین لباس انتخاب کنیم؟

خب، راستش، این قراره یه سورپرایز باشه

،پس یه جورایی داشتم فکر می‌کردم که شاید

...من و تو بتونیم بریم بیرون و یکم

باهم خرید مخفیانه انجام بدیم

...آره... آره، این

نه، می‌تونیم یه زمانی این کارو بکنیم

اوه، عالیه! آره. آره

خوبه، این محشره

خب پس، هر وقت راحت بودی

خیلی خب، عالیه

خب می‌خوای الان بریم؟

فقط نکته‌ی مهم اینه که یه ذره فوریه

آره، خب، پس گمونم سایز بدنش رو با یه مودبُرد داری دیگه؟

فکر نمی‌کنی هدف از دوچرخه داشتن !اینه که سوارش بشی

آره، فقط لباسِ مناسبی نپوشیدم

پنج دقیقه راهه دیگه

،آره، پس تا وقتی که سوار شم

،و بعدش پیاده شیم .تقریباً ارزشش رو نداره

تو از دوچرخه خوشت نمیاد؟

،نه، عاشقشم! فقط این که

راننده‌های مست خیلی زیادی این اطراف هست

ساعت 10 صبحه

!مات، این رو به یه دائم الخمر بگو

،به خاطرِ رنگشه؟ آخه چون

!میشه حلش کرد - خب، باشه -

من دوچرخه سواری بلد نیستم

چی؟ - !گفتم، من دوچرخه سواری بلد نیستم -

مویرا، این دکمه سردست‌ها رو ببین

،اوه جان

!بهتره به جاش از کافه کارد و چنگال بدزدیم

نه، به نظر میاد از جنسِ نقره هستن

من واسه خرید اینا پیشنهاد میدم

!سلام علیکم آقا و خانم رُز

اوه، سلام - سلام، جاسلین -

شما دوتا شکارچیِ حراجی رو ببین چیزی پیدا کردید؟

!در کل چیز خیلی خاصی اینجا نیست

فکر کنم نصفِ لذت این حراجی‌ها به خوردنِ ناگت‌های مُفته

!اوه، اون تشک رو ببین

خب، بفرما، چه کشفی

حیوونکی، تحتِ تأثیر یه تشک مرگ قرار گرفته

،این یه تشکِ کاملاً نوئه !هنوز نایلونش باز نشده

!چی؟ - !آره -

!و جنسش فومِ حافظه‌داره !این باید یه عالمه قیمتش باشه

خب، فقط باید واسه خریدش رقابت کنی

!جان، چرا تو اول اون تشک رو ندیدی؟

اون چیزیه که واقعاً به دردمون می‌خوره

!من از دکمه سردست‌ها استفاده می‌کنم - چه سایزیه؟ -

اوه نمی‌دونم، حداقل بزرگتر از معموله

خب، این واسه بردن به خونه زیادی بزرگه

نه، ما وانت داریم - ،ولی ناجوره، جاسلین -

و با اون درِ کوچیکی که دارید ناجورتره

جانی، کمکم کن بپوشونمش

نمی‌خوام بقیه ببیننش

حالا یه لباس بالاتنه و یه لباس پایین‌تنه لازم داریم

،مثلاً یه دامن یا همچین چیزی

که می‌دونم کاملاً باهاش آشنایی چون یکی تنته

خیلی خب، این شلواره که اتفاقاً یه پارچه‌ی شلواری جلو و پشتش داره

آره، دامنه. این چطوره؟

به نظر بادوام میاد، آره؟

آره، تو صنعت مُد بادوام و ظریف به ندرت باهم جور در میان

پس من بودم... می‌ذاشتمش سرِ جاش

باشه، پس این نه

این چطوره؟

به نظر میاد جاسلین از بلوزهای جلفِ گلدار خوشش میاد

آره، نکته اینه که، این یه جور... بلوزِ خاصیه

تا حالا «شیطان پرادا می‌پوشه» رو دیدی؟

!معلومه - ،خیلی خب -

مریل استریپ نقش یه زنِ قدرتمند ...و سکسی رو بازی می‌کنه

!آره، دیدمش - ،خیلی خب، به هر حال -

من و جاسلین دوست داریم ،یکم با این ایده حال کنیم

اگه متوجه منظورم میشی

،اون نقش مریل رو بازی می‌کنه و من نقش دستیارِ مضطرب

ولی جاه طلبی رو بازی می‌کنم که تازه وارد شهر شده

...اوه، پس تو

پس در این صورت تو ان هتوی هستی؟

نمی‌دونم اون کیه

خب، واسه من که همینقدر اطلاعات کافیه که خرید رو ادامه بدم

!تو داری من رو قضاوت می‌کنی - !نه -

فقط این که دوچرخه سواری یه مهارتِ خیلی اولیه‌ست

واقعاً اینطوره؟

فکر کنم بیشترِ بچه‌ها !دوچرخه‌سواری یاد می‌گیرن

آره خب، بیشتر بچه‌ها موهاشون پر از شپش میشه

متأسفم که هیچوقت فرصتش برام فراهم نشده

اوه، هیچ سالی واسه تعطیلات نرفتید بلژیک؟

دوست پسری نداشتی که دوچرخه سوارِ تور دو فرانس باشه

!آره، ولی هیچوقت مجبور نشدم سوار دوچرخه شم

و دیوید... وقتی پدر و مادرم سعی کردن ،بهش یاد بدن خیلی کولی بازی در آورد

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left