200 baris pertama.
از تاسوکه: گند زدم: خيلي گند بدي زدم: بدجور بزرگه: خيلي خيلي بزرگه!
دنياي انيمه تقديم مي کند
امروز ميخوايم يه جورايي تو گينتاما دو تا داستان و بگيم. اوليش شکست دادن يه هيولا به اسم اوروچين هست.
دوميش هم برميگرده به درخواست هامي. اينو بي خيال، اصلا يادتون مياد هامي کيه؟
يوروزويا
بيايين بخوريم!
پانصد گرم... شکر/ صد سي سي... آب/ صد سي سي... روغن.
دو قاشق سوپ خوري... نمک پونصد ساله، سه قاشق جعفري با سير، سه تا قاشق بزرگ زنجبيل نرسيده.
گين-سان... اين چيه؟
چي چيه؟
معلومه، ناهار.
نه... منظورم اين نبود.
فرقي نميکنه که بهش چجوري نگاه کني، اين فقط نون و برنجه،مگه نه؟
خوب، اينکه ضايع ست.
اين برا تو مثل ماهي و چيپس ميمونه؟
آره، ولي نون و برنج خوردن يکم عجيبه!
مگه ما ديوانه خوردنه کربو هيدراتيم؟!
ميدوني، کربوهيدرات ها مردم و شاد ميکنن.
برا همينه که داريم رامن رايس و چيکارا اودون ميخوريم.
]Note: چيکارا اودون يه غدا هست همراه با رشته فرنگي و برنج چسبناک.]
اجداد ما کسايي بودن که از رو ديوانگي کربو هيدرات ها رو با غذا قاطي کردن،
و اينو سنت کشور ما کردن.
آره، اين اواخر زياد برا ما کاري نبوده.
اگه يه کاري نکني، ا بايد همينو بخوريم.
اره، بايد يه کاري بکنيم،
ولي برا پول درآوردن زياد فرصت برامون پيش نمياد.
پيدا کردن راه برا پول دراوردن و پيدا کردن يه عشق واقعي خيلي سخته.
برنامه ي بعدي، يه راه سريع برا پولدار شدن.
ها؟
بذارين از کتسونو-سان بپرسيم.
کتسون،انا!
بله، کتسونو هستم از برنامه ي زنده.
ياماتا، يه روستايه ي آروم و غني هستش، که جديدا توسط يه عامل رو به ويرانيه.
بدتر از اينکه...
... اين روستا توسط هيولا هايي عجيب مورد حمله قرار گرفته
جان من، لطفا دهکده مونو نجات بدين.
ياماتا=روستا+ اوروچين= هيولا. که يه بازي با کلماته ياماتا اوروچين به معني مارِ نُه سر هستش.
هر جنگجويه شجاعي که ميتونه بياد با اوروچين بجنگه وهيولاهاي اينجارو از بين ببره بياد...
...بهش يه جايزه خوب ميديم...که همون تربچه ي طلايه.
طلايي؟!
تربچه!!
جنگجويان شجاع، نجاتمون بدين!
برا رامن تو صف واينستا، برا جبران کارات تو صف واستا.
برين خونه!
نميذارم هيچ کدومتون به اين روستا پا بذارين!
اگه غريبه هاي مثل شما وارد اينجا بشن،
غذا هامون و ميخورين، زمين هامون و نابود ميکنين، و خيلي زود همه چيزو داغون ميکنين.
مشا شاديه روستايه مارو نابود ميکنين!
برا همين هم تا موقعي که من زنده ام، نمي ذارم وادر بشين!
جالا هر چه سريع برين خونتون!
ما اين همه راه و تا اينجا اومديم، فکر کردي دسته خالي برميگرديم!
خفه شو!
غر غر کردنو بذار کنار و از اينجا برين!
برين گمشين!
برين خونتون!
اي بابا، ما که رفتيم.
چي بايد به زنم بگم؟
گين-سان، چيکار کنيم؟
خوب، ما انتخاب ديگه اي نداريم بايد بريم خونه.
رييس!
باز هم موفق شديم!
يه نگاه بنداز!
يه عالمه جمع کرديم.
کي ميدونه که اين هيولاها بعد شکست خوردن به طلا تبديل ميشن؟
برا چي بايد اين شانس خوب و به غريبه ها بديم؟
اوه فهميدم، حالا فهميدم برا چي اون جنگجو هاي شجاع رو فرستادي برن.
چيـ-چي؟
تـ-تـ- تو داشتي به حرفام گوش ميدادي؟
اره، همين طوره.
همه چيزو فراموش کن!
همين الان هم فراموش کن!
همه چيزو از حافظت پاک کن!
عمرا.
فکر ميکني همه ميتونن اين کارو بکنن؟
ولي مهم تر از اون، چرا يه دفعه...
اين ديگه چيه؟
تکون بخور.
از سر راهمون برو کنار.
ايـ-اين...
توضيح: کينتاما يعني توپ طلايي، به معني بيضه هم هست.
کينتاما!
کاگورا-چان، دخترا نبايد اون کلمه رو بگن.
باشه، توپ طلايي چطوره؟
همينه، دخترا نبايد اونجوري حرف بزنن.
ايني هم که گفتي خوب نيست.
ولي به هر حال، با اين طلا ما ديگه برنج و نون نميخوريم.
بي خيال، يکم بيشتر ارزو کن، ميتوني؟
آخ!
اگه اين همه داشته باشيم...
من همه شير توتفرنگي که دارين و ميخرم!
اوه، بيخيال. بيشتر ارزو کن!
اگه من بودم...
من همه ي لواشک هاتونو ميخرم.
همه کاري که شما کردين فقط جنس و عوض کردين! همش همن!
شمـ-شما ها، زود باشين بياين منو نجات بدين.
اگه اينقدر بزرگه...
...پس کينتاما هم بزرگتر ميشه!
گفتم...
...دخترا نبايد اونجوري صحبت کنن، باشه؟
عاليه!
تو يه لحظه اونا يه هيولا به اون بزرگي رو شکار کردن.
از کمکتون خيلي ممنون.
جلو تر بياين تا ازتون تقدير کنم.
گين-سان، انگار بايد با خوردن برنج و نون خدافظي کنيم.
هي، با شماهايم.
چي داري ميگي؟
دارم تلاش ميکنم که چندتا کله افتخار اميز بهتون بگم.
اگه اين همه پول داشته باشي، يه عالمه ولخرجي ميکنيم.
بياين نزديک تر.
هي، خفه بمير، پرنس هاتا.... منظورم پرنس باکايه.
دارين در مورد برنج و نون حرف ميزنين؟
اول اسممو گفتي بعد خودت درستش کردي و يه چيز ديگه گفتي؟
اينقدر شرو ور نگو، بچه گدا!
نه فقط اون، تو جلويه خودتو هم گرفتي؟
خفه شو، احمق!
نون با برنج؟
اي بابا، هر دفعه دارن بهم ميگن احمق.
برا همينه که ادم هاي غير اشرافي رو دوست ندارم.
واقعا اينقدر بهت حال ميده که اسم مو اشتباه بگي؟
همه ميدونن که يه جشن اشرافي وقتي ميشه که دوبرابر بخوري
جدي؟
ميشه نون و برنجي که انگار داري دورش لواشک شيرين کشيدن!
اي ميمون هاي پشت کوهي!
بمير، احمق!
اين همون چيزه با ارزشه؟
نميخوام اينو ازت بگيرم.
يه عالمه لواشک داشتنم با اون هيچ فرقي نداره.
نميخورم!
خيله خوب، بريم شکار، شکار، مثل ديوانه ها شکار کنيم تا هر چقد دلمون خواست مهموني بگيريم!!
اره!
شکار، شکار، مثل ديوانه ها شکار کنيم!!
اون ببخشيد، با شمام، يه سوال دارم.
اينجا يه هيولا به اسم اوروچين هست؟
لعنتي!!
اگه اونا با مين قدرت برن شکار هر چيزي رو که داشتيم ازمون ميگيرن!
هي، منشي!
چون منو يه ادم کله گنده دهخدايه روستا کرده، اين اوضاع رو اظتراري اعلام ميکنم.
چشم، قربان.
با اين کم پيدام ميشه ولي باهم اينجور رفتار ميکنن ميبيني؟
توضيح: دي.گري يه مجله ي شونن جامپه
منم هميني که گفتي رو به دي.. گري-مَن منتقل ميکنم.
اين ديگه چه مرگيه؟
اره، اين ساختمونا خيلي عجيب به نظر ميرسن.
اينقدر ها هم با کابوکيچو فرقي نداره.
خونه خوشبختي
محل خوشبختي
کاخ خوشبختي
توضيح: آواز پشت زمينه ميگه: تالار خوشبختي.
برايه چي هي داري حرف از خوش بختي ميزني؟
اره، خيلي خوشحاله و انگار يکم عجيبه.
به اين ميگن قدرته اداره کردن ساختمون سازي.
فکر ميکني که با اين ميتوني خوشبخت بشي، گين-چان؟
خوشبختي به آدماش بستگي داره.
اگه فکر ميکني که خوشحالي، بايد خوشحال باشي.
به هر حال، با اين ساختمونا، هيولا پيدا کردن سخته.
پس... اينجا!
آخ!
آي.. دردم اومد.
هي، چشم چرون!
از الان به بعد ميشي سگ شکاريه من.
يه سگ؟!
اوه اره، استاد، اينم زنجير من.
گوش کن.
يه هيولا پيدا کن و بگو کجاست، فهميدي؟
زود باش، مثل اسکلا ميموني. يه فرصت بهش بده، گين-سان.
خفه شو! گمشو، پار پشم.
بره!
هاپ هاپ.
گوش کنين، همگي!
حالا همه ي روستا ميرن هيولا شکار کنن.
همه ي تلاشتو نو براي خوشبختيه روستامون بکنين!
مال مني!
برايه چي من؟!
حمله!
خوبه تا هر جا ميتونين توپ هاي طلا جمع کنين!
جمع کن، جمع کن.
همشون مال ماين!
طلايه.
توپاي طلايي، توپاي طلايي!
يه توپ طلايي، دوتا توپ طلايي، سه تا توپ طلايي...
يکي از توپاي طلايي گين-سان، دوتا توپ طلايي گين-سان، سه توپ طلايي گين-سان...
اينجا توپ طلايي گين-سان يعني اون چيزاش... گرفتين؟
اين شر و ور ها رو ول کن مردم دربارم بد فکر ميکنن برو هيولا پيدا کن!
هاپ هاپ...
گين-سان، از اين طرف، هاپ هاپ.
اوروچين کجاست؟
حالا از اين طرف، هاچ هاپ.
اوروچين... اوروپين.
گين-سان!
اين آخرين هيولايه، هاپ هاپ.
خيله خوب!! شروع کنيم.
شينپاچيريال کاگورا، حواساتون و جمع کنين.
باشه!
روستايي ها!
از دستشون ندين!
خمله!
مطمئن شين که همه ي اي توپا رو جمع کنين.
نذارين يه دونه هم بردارن!
اينا توپاي طلايي هستن.
هيچکس نميتونه اونارو ازم بگيره!
No comments yet. Be the first to leave one.