Buddy Daddies

Buddy Daddies

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Buddy Daddies - 10
Ulasan oleh Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tag

other
Diterbitkan pada: 2023-03-17
Muat Turun: 24
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

مهمونی کریسمس نزدیکه

بیاید همگی یه آهنگ خوب برای ! مامان و باباهامون بخونیم

یه آواز کریسمسیه به اسم شب خاموش

یعنی چطوریه ؟

! نمی تونم برای شنیدنش صبر کنم

اول یه دفعه برای اینکه نشونتون بدم اونو می خونم

با دقت گوش کنید ، باشه ؟

... شب خاموش

حوری دریایی ؟

! ساکت

... شب مقدس

! یه صدای خنده داری از خودش در آورد

در اون مورد متاسفم

قبل از مهمونی کریسمس حسابی تمرین میکنم ، باشه ؟

! آنا-چان ، من می تونم اون آهنگ رو بخونم

ائـ ، جدی ؟

! آره ، با مامان خوندمش

... شب خاموش

! خیلی خوبه

! عالیه

! پس بیاید همگی با هم تمرین کنیم

! بله

یه هدیه ؟

بزودی کریسمسه ، درسته ؟

یعنی چیزی هست که میری اونو بخواد ؟

موریو کارت نسخه ی دوم

! اون چیزیه که تو می خواهی

از قبل سفارشش دادم

!پس دو تا کپی به چه دردت می خوره ؟

مهدکودک آئوزورا

ها ؟

... اون

مادر میریه

هی ، دلم می خواد عشق بورزم ، این عشق واقعیه ؟

اینکه بخواهی دوستت داشته باشند ریاکاریه ؟

چیکار باید بکنم ؟

اوه ، چیکار باید بکنم ؟

طبق معمول ، کل شهر

بدجوری عاشق و هیجانزده است

اضافه هایی مثل من فقط میرن خونه

اما اصلاً اخم نمیکنم

و بعدش تو یهویی پیدات شد

انگار که تو از دل اون روزها بیرون اومدی

با لبخندت که منو سست میکنه

قلب منو خرد کردی

هی ، دلم می خواد عشق بورزم ، این عشق واقعیه ؟

اینکه بخواهی دوستت داشته باشند ریاکاریه ؟

چیکار باید بکنم ؟

اوه ، چیکار باید بکنم ؟

من از کجا بدونم ؟

نمی دونم توی سرت چی میگذره

اما منصفانه نیست که اینقدر دوستانه رفتار میکنی

دوباره ، توی آهنگ موزون تو غرق شدم

بفرما ، دوباره منو بازی دادی

بفرما ، دوباره منو بازی دادی

اوناساکا میساکی هستم

قبلاً همدیگه رو ملاقات کردیم

چی می خواهی ؟

... میری

اومدم ببرمش

... ببریش ؟ صبر کن

خیلی دل و جرات داری

... اما

خودت بودی که میری رو انداختی بیرون ! و گفتی دیگه دلت نمی خواد اونو ببینی

!چه فکری میکنی ؟

من مادرشم

این حق رو دارم که با دخترم زندگی کنم

! یه کمی برای اون کار دیره

... می دونی که ما

هی

! اوه ، مامانه

! مامانمه

! مامان

... میری ، صبر کن

! میری ، دلم برات تنگ شده بود

! مامانه

گیج شدن

! من اینو کشیدم

ائـ ، خیلی خوبه

! توی این عکس یکی از دوستام رو کشیدم

اونها کوتوری-چان و هیناتا-چانند

چرا گذاشتیم با ما بیاد اینجا ؟

نمی تونستیم که جلوی مهدکودک یه صحبت جدی داشته باشیم

حتماً کلی دوست داری

! باید بهش می گفتیم بره گمشه

این خوب نیست ؟

! آره

جلوی میری می گفتیم ؟

! مامان ! زود باش ، زود باش

! اینجا اتاق منه

!ائـ ؟

! ببین ، ببین

اینها همشون برای توست ؟

! باباهام اونها رو برام خریدند

که اینطور

هی ، میری

اینجا خیلی بهت خوش می گذره ؟

! آره

پس ... ترجیح میدی اینجا باشی تا با من ؟

! مامان رو دوست دارم

! باباها رو هم دوست دارم

ببخشید

نمی دونم چم شده

... چرا تو رو فرستادم بری

! مامان ! همبرگر

! دلم می خواد همبرگر تو رو بخورم

اینجا چه خبره ؟

! امروز همبرگر مامان رو می خورم

میری گفت دلش می خواد همبرگر بخوره

برای همین با همدیگه رفتیم خرید

! باباها ، با ما غذا بخورید

! هی هی ، مامان ! زود باش درستش کن

می بخشید ، باید از آشپزخونتون استفاده کنم

این میری رو خوشحال میکنه

... تو اصلاً متوجه نمیشی

هیچی بدتر از این نیست که یه نفر دیگه ! آشپزخونه ات رو به هم بریزه

مشکل اونه ؟

همبرگر قابل استفاده در ماکروویو در فریزر نگهداری شود

فوری

! خیلی خوشمزه است ، مامان

خوشحالم که ازش خوشت اومد

... احمق

توی همبرگر من از کوروگه واگیوی ای پنج چرخ کرده استفاده میکنم

با پیاز اورگانیک آواجیشیما

... تخم مرغهای برند ناویا کوچین

آره واقعاً خوشمزه است

توی مهمونی کریسمس آواز می خونی ؟

! آره ، یه آهنگ به اسم شب خاموش

قبلاً اونو با همدیگه می خوندیم ، مگه نه ؟

حتماً کلی تمرین کن

! باشه

! مامان ، با من بخون

من بابت آوازهام کلی پول می گیرم

... می ترسم باباهات مجبور بشن پول بدن

نمی تونم مجانی بخونم

! بابا ! پولش رو بده

! عمراً بدم

دیگه کم کم بریم سر اصل مطلب

چرا الان ؟

سیگار کشیدن اینجا ممنوعه

اخراج شدم

مردی که باهاش بودم هم ترکم کرد

سرطان به اینجا پخش شده

و من دیگه نمی تونم آواز بخونم

قراره بمیری ؟

! هی

خدا خیلی بی رحمه

بعد از همه بلاهایی که سرم اومده

اینو هم بهشون اضافه کرد

داستان گریه آورت اصلاً برام اهمیتی نداره

اون هیچ ربطی به میری نداره

نمی دونم چقدر دیگه زنده می مونم

برای همین امیدوار بودم دلتون به رحم بیاد و خودخواهی منو ببخشید

دلم می خواد با دخترم یه شروع تازه داشته باشم

رسیدن به آخر خط باعث شد متوجه بشم چی توی زندگی از همه چی مهمتره

می خوام برگردم پیش والدینم تا زندگی درستی رو پیش بگیرم

تنها چیزی که لازم دارم بچمه

... لطفاً

! لطفاً

تمومش کن

میری بخاطر مهمونی کریسمس مهدکودکش هیجانزده است

فکر نمیکنم درست باشه که الان از اینجا ببریش

مطمئن میشم تا یه مدت توی اون مهدکودک بمونه

همون اطراف یه آپارتمان اجاره میکنم

برای دادن یه زندگی شاد به اون هر کاری لازم باشه انجام میدم

واقعاً عوض شدی

برای جبران چیزهایی که مجبور شده تحمل بکنه

می خوام که زندگی کردن فقط بخاطر اونو شروع کنم

هنوز هم موضوع فقط خودتی ، ها ؟

چیزی که میری می خواد هم مهمه

می دونم

از همه ی کارهایی که برای مراقبت از میری کردید ازتون تشکر میکنم

اما اینو هم می دونم که درگیر کار خطرناکی هستید

به عنوان مادرش ، بیشتر از این نمی تونم اونو پیش شما بذارم

اگه شما هم خودتون رو به عنوان والدینش درنظر می گیرید

باید موافقت کنید

من دیگه فعلاً میرم

یادوریگی قهوه . غذای سبک

مادر میری پیداش شده ؟

آره ، یهویی پیداش شد

وقتی بدرقه اش کردیم میری خواب بود

که باعث شد حسابی اخمو بشه

مادرش از کجا فهمیده ما کجاییم و کارمون چیه ؟

من بهش گفتم

چرا ، کیو-چان ؟

منظورت اینه که تو بودی که باهاش تماس گرفتی ؟

... اون

اون عکسی نیست که ما گرفتیم

اوگینو ریو رو می شناسید ، درسته ؟

اون چرا دنبال میریه ؟

دارم بهتون هشدار میدم

حضور اون توی زندگیتون باعث شده کارتون نامرتب بشه

تشکیلات این موضوع رو تحمل نمیکنه

برای همین با مادرش تماس گرفتم

هرچه زودتر از شرش خلاص بشید یا در غیر اونصورت چیزی بیشتر از یه هشدار بهتون میدن

... نکنه می خواهی ما میری رو

مگه اینکه بخواهید تشکیلات رو عصبانی کنید ، اینو می خواهید ؟

... من

اون به تشکیلات خیانت کرد

بهتره به انتظاراتم خیانت نکنی

More Farsi Persian subtitles for Buddy Daddies

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left