Fire Country

Fire Country

Muat Turun Sari Kata Farsi/persian

Musim 3

Maklumat siaran

Fire Country S03E02 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
Ulasan oleh filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tag

webdl
amzn
flux
web
filamingo
Diterbitkan pada: 2026-08-08
Muat Turun: 0
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi/persian

200 baris pertama.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏اخگرهایی اندازهٔ توپ بیسبال داریم...‏

‏که دارن نزدیک این سوخت می‌ریزن...‏

‏گیل، اونجا چه وضعیه؟‏

‏گیل!‏

‏آتیش بالاخره به اون سوخت رسیده.‏

‏کِنجی رو درست به‌موقع بیرون آوردیم.‏

‏اِدی؟ گیل؟ اونجا چه وضعی دارین؟‏

‏داشتن نشت سوخت رو جمع می‌کردن.‏

‏دارم می‌رم سمتشون.‏

‏پشت سرتم.‏

‏منم میام.‏

‏بُدی هر کاری دلش بخواد می‌کنه،‏ ‏عواقبش هم مهم نیست، آره؟‏

‏اون انفجار انگار دویست یارد دورتر بود.‏

‏- آره. درست همون‌جایی که ۴۲ کار می‌کنه، نه؟‏ ‏- دقیقاً.‏

‏خوب شدی، پرز. بریم.‏

‏منو از حال گابریلا باخبر نگه دار.‏

‏از حال همه.‏

‏- می‌دم.‏ ‏- لطفاً.‏

‏وینس، بگو چی شده.‏

‏اخگرها به مخزن سوخت هلیکوپتر رسیدن...‏

‏همون‌جایی که کابین توی جنگل جنوب اسموکیز سقوط کرده.‏

‏تا جایی که می‌دونم فقط اِدی و گیل...‏

‏نزدیک محل انفجار بودن.‏

‏ما ضلع دلتا، حدود صد و پنجاه یاردی اونهاییم.‏

‏باشه. در جریانم بذار.‏

‏هی، می‌تونیم آتیش بوته‌زار رو تحت کنترل نگه داریم،‏

‏ولی آتیشِ انفجار همچنان پخش می‌شه.‏

‏برای همین باید بری تری راک رو تحویل بگیری.‏

‏شماها باید محاصره‌ش کنین قبل از اینکه از دستمون دربره.‏

‏دریافت شد. بیا، تو تحویل بگیر.‏

‏خوبه.‏

‏هی. از بیمارستان یه ماشین گیر آوردم و برگشتم.‏

‏ببین، تقریباً این آتیش‌های نقطه‌ای رو شکست داده بودیم.‏

‏- چی شد؟‏ ‏- خب، این آتیش یه رقص کاملاً جدیده.‏

‏برای مهارش باید نزدیک‌تر بشیم.‏

‏پس نیروها رو تغییر مسیر بدیم...‏

‏سمت ضلع چارلی، جایی که مخزن‌های سوخت منفجر شدن.‏

‏از اینجا تا اونجا برام آب برسونین،‏

‏شاید یه خط شلنگ هم از جناح راست بالا ببریم.‏

‏باشه، شلنگ روی جناح راست. انجامش می‌دم.‏

‏بریم بچه‌ها. جناح راست.‏

‏کابین از این طرفه.‏

‏هی!‏

‏گیل کنار مخزن سوخت ایستاده بود...‏

‏وقتی اخگرها رسیدن.‏

‏و بوم!‏

‏پیداش می‌کنیم.‏

‏دیه‌گو سوار اولین خودروی خروجی‌ت می‌کنه.‏

‏بُدی باید ببرتش.‏

‏بُدی امدادگر نیست. من و تو هستیم.‏

‏اِدی امدادگر لازم داره و گیل هم، هر جا که باشه،‏

‏اونم یکی لازم داره.‏

‏من و تو باید جدا بشیم.‏

‏گرفتمت، اِدی.‏

‏بریم.‏

‏طبق پروتکل باید تا رسیدن شلنگ‌ها صبر کنیم.‏

‏ولی همه‌شون اون سر، ضلع دلتا هستن.‏

‏گیل موقع جمع کردن یه خطر برای‏ ‏حفظ امنیت همه‌مون منفجر شد.‏

‏صبر نمی‌کنیم.‏

‏فکر منو خوندی. بریم.‏

‏گیل!‏

‏گیل!‏

‏انفجار ممکنه پرتش کرده باشه.‏

‏بُدی!‏

‏گیل. اونجا.‏

‏اونجا. گیل!‏

‏هی. هی.‏

‏گیل. هی.‏

‏اوه. باشه.‏

‏گیلمور رو پیدا کردم. به‌زور هوشیاره.‏

‏پرز؟ کجایی؟‏

‏پشت کابین.‏

‏بُدی پیشمه. بعداً می‌تونی سرمون داد بزنی...‏

‏ولی الان شلنگ و یه آمبولانس کد سه لازم داریم.‏

‏آره، داریم سعی می‌کنیم بهتون برسیم،‏

‏ولی آتیش راهمون رو بسته،‏

‏پس تا برسیم گیل رو زنده نگه دارین.‏

‏باشه.‏

‏اِدی کجاست؟‏

‏دیه‌گو پیششه.‏

‏و الان ما هم پیش توییم.‏

‏هوشیاری و بیداری، خوبه.‏

‏حس...‏

‏خوبی ندارم.‏

‏آره، دود خیلی غلیظه.‏

‏ببریمش اون طرف.‏

‏گردنش رو ثابت نگه دار.‏

‏- آماده‌ای؟‏ ‏- آره.‏

‏باشه.‏

‏اگه بخوایم شانسی برای رسیدن بهشون...‏

‏کنار هلیکوپتر داشته باشیم،‏

‏باید یه شکاف توی این آتیش باز بشه.‏

‏آره، نه، نیروی بیشتری هم لازم داریم...‏

‏تا یه خط آتش‌بُر عمیق بزنیم...‏

‏که مطمئن شیم آتیش توی کل شهرستان پخش نمی‌شه.‏

‏تری راک، با من بمونین! بریم.‏

‏و اینم خودش.‏

‏همیشه یه قدم جلوتره.‏

‏خب، می‌دونی، اونا اردوگاه رو نجات‏ ‏دادن تا ما اِج‌واتر رو نجات بدیم.‏

‏دوباره انجامش بدیم، بچه‌ها.‏

‏- یک، دو.‏ ‏- تری راک.‏

‏سمت چپ، آقایون. حرکت.‏

‏- از زیر؟‏ ‏- آها.‏

‏همین‌جاست.‏

‏بجنب.‏

‏نفس می‌کشه، ولی واکنش نداره.‏

‏قیچی رو آوردم.‏

‏باشه، پیراهنش رو ببُر تا لیدها رو وصل کنم.‏

‏باشه، این شعله‌ها رو کم کنیم،‏

‏یه راه به محل سقوط باز کنیم.‏

‏یه کراس‌لِی یک‌ونیم اینچی بدین. بریم.‏

‏یه شلنگ دیگه اینجا لازم دارم.‏

‏ضربانش خیلی بالاست. فشارش داره می‌افته.‏

‏بجنب، گیل.‏

‏با من بمون.‏

‏یه شلنگ روی ضلع چارلی لازم داریم.‏

‏آتیش داره حرکت می‌کنه.‏

‏اکسیژن کافی نمی‌گیره.‏

‏سرعت رو ببرین بالا. نیروهای خودمون اون توئن.‏

‏نه. این طبیعی نیست، بُدی.‏

‏حالا چی کار کنیم؟‏

‏بُدی، اشتباه کردم.‏

‏چی شده؟‏

‏کارتون خوب بود، بچه‌ها.‏

‏ببین. انگار داریم آتیش رو می‌خوابونیم.‏

‏آره. راه باز شد. بریم داخل.‏

‏راه باز شد! داریم می‌ریم داخل!‏

‏اینجا.‏

‏باید همین الان ببریمش توی آمبولانس.‏

‏بریم، بریم، بریم.‏

‏بجنبین. حرکت.‏

‏نجات فوق‌العاده‌ای بود، شما دوتا.‏

‏اگه کسی بفهمه قبل از رسیدن‏ ‏۴۲ اون بیرون چه کار کردیم...‏

‏جون گیل رو نجات دادیم.‏

‏اون داره برمی‌گرده خونه پیش زن و...‏

‏بچه‌هاش چون ما از توی آتیش بیرونش کشیدیم.‏

‏می‌دونم. می‌دونم.‏

‏و... و می‌دونم گیل خوب می‌شه.‏

‏فقط هنوز نگرانم.‏

‏کاری که اون بیرون کردیم، همون‌جا می‌مونه.‏

‏فقط ما دوتا می‌دونیم،‏

‏و همین‌طور هم می‌مونه.‏

‏من و توییم، گبز.‏

‏آهنگ قدیمی کارائوکه‌مونه.‏

‏پنج. شش. هفت.‏

‏داریم حواس جیک رو پرت می‌کنیم.‏

‏بهترین ادای داریوس راکر رو دربیار.‏

‏امکان نداره.‏

‏اوه، باشه. عالیه.‏

‏- بُدی.‏ ‏- بله؟‏

‏حدس بزن چی شده؟‏

‏مامانت و لوک کار رو درآوردن.‏

‏یه فرصت برای ورود به برنامهٔ آموزشی اِج‌واتر داری.‏

‏این... چی؟‏

‏وایسا. این فوق‌العاده‌ست. چطور انجامش دادین؟‏

‏اوه، باشه، صبر کن.‏

‏صبر کن. این برنامه سه ماه پیش شروع شده.‏

‏یعنی من فردا آموزش کارآموزهای‏ ‏مرحلهٔ دو رو شروع می‌کنم.‏

‏همون چند نفری که واقعاً امتحان‏ ‏نهایی مرحلهٔ یک رو پاس کردن.‏

‏آره.‏

‏با کارآموز جدیدت سلام کن.‏

‏اون همون آزمون رو به‌عنوان آزمون ورودی می‌ده.‏

‏پس آیندهٔ حرفه‌ای بُدی...‏

‏افتاده...‏

‏- دست جیک؟‏ ‏- اِه، نه.‏

‏نه، نه. اینو دوست ندارم.‏

‏نه، نه، نه. دقیقاً این‌طوری نیست.‏

‏جیک آزمون رو برگزار می‌کنه.‏

‏رئیس برنامه نمره‌ش رو می‌ده.‏

‏فردا... روز بزرگیه.‏

‏آره. فردا روز بزرگیه، پس...‏

‏آره.‏

‏می‌دونی،‏

‏برو بخواب.‏

‏حداقل درست بخون.‏

‏اوه.‏

‏باشه، یه بار دیگه به‌خاطر تو امتحان می‌کنیم.‏

‏انگار تعطیلات بهاری ۲۰۰۹ وسط نشیمن خونه‌مه.‏

‏فقط این بار،‏

‏حتی سعی هم نمی‌کنن پنهون کنن...‏

‏که دارن آبجوم رو می‌دزدن.‏

‏حاضرم هر کاری بکنم برگردم به تعطیلات بهاری ۲۰۰۹،‏

‏قبل از همهٔ اشتباه‌هایی که منتظر بُدی بودن.‏

‏- هی، می‌رم بهش بگم بخوابه.‏ ‏- نه، نه.‏

‏وینس، بی‌خیال. بُدی ۳۱ سالشه.‏

‏دیگه نمی‌تونیم والدگریش کنیم،‏ ‏چه برسه به زیادی والدگری کردن.‏

‏در مورد جیک هم همینه.‏

‏منظورت از جیک چیه؟‏

‏بی‌خیال، می‌دونم می‌خوای وارد...‏

‏قضیهٔ آزمایش پدری ریک بشی،‏

‏ولی نمی‌تونی.‏

‏اونا... دیگه بچه نیستن.‏

‏نه، بزرگسالن.‏

‏دارن وسط نشیمن من می‌رقصن.‏

‏بی‌خیال، قرار هم هست برقصن.‏

‏و خوش بگذرونن.‏

‏- ولی...‏ ‏- نه، نه. این...‏

‏واقعاً انگار حافظهٔ عضلانیه، نه؟‏

‏یعنی این‌همه وقت صرف کردیم...‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left