200 baris pertama.
بدرود کودکم
من آماده رفتنم
و پس از آن که همه چيز گذشت
همه چيز گذشت
دلتنگ مباش
گذشته ها گذشته اند
هر چند که شايد ترسيده باشي
بدرود کودکم
اينجا تاريکي حکمفرماست
و من هرگز حضور خورشيد را حس نکرده ام
از انديشيدن به آن هنگام بيم دارم
هنگامي که باد مي وزد
هنگامي که باد مي وزد
هنگامي که باد مي وزد
هنگامي که باد مي وزد
زخم زندگي داغي درمان ناپذير است
دردناک و ناحق
تو با اطمينان به کلامي تحريف شده
ميروي ، به دوردست ميگريزي
او را با خود به خانه خواهي برد
به او تف مي اندازي و آزارش ميدهي
اما آنها باورت نخواهند کرد
آنچه خواهي گفت اهميتي ندارد
بدرود کودکم
اينجا تاريکي حکمفرماست
و من هرگز حضور خورشيد را حس نکرده ام
از انديشيدن به آن هنگام بيم دارم
هنگامي که باد مي وزد
هنگامي که باد مي وزد
هنگامي که باد مي وزد
« کاري از : تيم ترجمه مدياسيتي » « RocknRolla _ ترجمه و زيرنويس : محمد »
. سلام ، عزيزم - . سلام ، عشقم -
صبح خوبي داشتي ، عزيزم ؟ - . اوه ، خيلي خوب ، ممنون -
. نسبتا يکنواخت
. زندگي من خيلي تکاپو و جنب و جوش نداره
. خب ، تو بازنشسته شدي جيمز
. به نظر مياد يکم پکري ، عزيزم
آره ، خب . . . از صبح . توي کتابخونه ي ملي مشغول خوندن روزنامه ها هستم
. اوه ،روزنامه ! همش چرنده . هيچوقت نگاهشون هم نميکنم به استثناي بخش طالع بيني
ما بايد آگاه به آخرين اطلاعات . وضعيت جهان پيرامونمون باشيم ، داکسي
تصميماتي که توسط دولت ها گرفته ميشه . درنهايت گريبان ما رو ميگيره
. سياست و ورزش ، پر از اين قضايا هستن
بمب هسته اي . ميتونه همه ما رو تحت تاثير خودش قرار بده
اينجا نوشته شده که امکان يک حمله ي غافلگير کننده . وجود داره ، عزيزم
! اوه ، يه حمله ي ديگه نه
. خبيثانست ! من بودم همه ي اون ها رو زنداني ميکردم ! کمونيست هاي فلان فلان شده
. خب ، همش در حد حدس و گمانِ
. اين يه حمله نظامي نيست ، داک
. اين يه جور حمله نظامي نيست ، داک
سوسيس يا بيف برگر ، عزيزم ؟ - . سوسيس ، متشکرم -
به نظر مياد هر لحظه امکان داره ( بالون به بالا بره . ( اصطلاحي براي امکان شروع جنگ
کدوم بالون ؟
پوره يا چيپسي ؟ - . چيپسي ، ممنون -
. اوه ، نميدونم
. . . بالون بود
. يا مارون ؟ يادم نيست
درباره چي صحبت ميکني ، جيمز ؟
. مثل اينکه قراره جنگ بشه ، عزيزم
. آره ، ميگن که هر لحظه امکان داره درگيري به وجود بياد
. خب ، حداقلش اينه که تو رو براي فعاليت هاي نظامي احضار نکردن ، جيمز . تو ديگه براي اينکارا خيلي پير شدي
. خب ازت ممنونم ، عشقم . با اين وجود هم من 2 سال از تو جوونترم
. اين ميتونه بدترين اتفاق ممکن باشه
. بايد آستين هامون رو بالا بزنيم . کمربندهامون رو سفت کنيم
. و دوباره تو روز پيروزي اروپا کلاه هاي حلبيمون رو سرمون بزاريم
. ايندفعه اين اتفاق نمي افته ، عزيزم
. " فکر کنم اينبار اسمش رو گذاشتن " تئوري بيگ بنگ . که توسط دانشمندان ماهر روش کار عملي شده
. خب ، ما يکبار جان به در برديم . ميتونيم اينکارو دوباره انجام بديم
. من گنجايشم بيشتر از اينه که چند تا بمب من رو از پا در بيارن - . . . آره ، آره ما -
. ما بايد . . . بايد نيمه پر ليوان رو نگاه کنيم ، داکس
. بهتره کانال رو به راديو 4 تغيير بدي - . من راديو 2 رو دوستت دارم -
. براي اطلاع از وضعيت بين المللي راديو 4 بهتره
. عصر بخير ، اينجا راديو 4 است . در ساعت 6 بعد از ظهر روز پنج شنبه با خبر در خدمت شما هستيم
نخست وزير . دقايقي پيش در مجلس عوام ايراد سخنراني کردند
ايشان هشدار دادند وضعيت بين المللي . به سرعت در حال بدتر شدن است
و در 2 يا 3 روز آينده . امکان بروز جنگ در هر لحظه اي وجو دارد
! اي واي
چي شده ، عزيزم ؟ - دهنت سوخت ؟
! همينه داکس ! واقعا همينه - يه سوسيس ديگه ميخواي ، عزيزم ؟ -
. من زياد نبايد نگران باشم . به احتمال زياد همه ي اين قضايا رد ميشه
! سه روز ! خداي من ! سه روز - ! يه چيزي گفتن ، جيمز ! يه چيزي گفتن -
اي واي ! شانس آوردم امروز صبح از کتابخانه ملي . اعلاميه هاي بيشتري گرفتم
آوردمشون ، ميبيني ؟
" حفاظت و بقا " " راهنمايي هاي عاميانه براي زنده ماندن "
. خوب ، اين يکي بايد واقعا قابل اطمينان باشه
. توسط شوراي شهر چاپ شده
ما بهتره يکسره با ساخت پناهگاه براي ريزش اتمي . شروع کنيم
. بايد کارعاقلانه رو انجام بديم
( تارت مربايي و کاستارد ( نوعي فرني . يا نان سرد و پودينگ کره
. تارت مربايي ، لطفا - ريزش اتمي ؟ -
. فکر ميکردم اونا اينکار رو توي ارتش انجام ميدن - . نه عزيزم ، تو ارتش فقط به خط ميشن -
خدا را شکر . من امروز تمام اعلاميه ها رو گرفتم
. بقيش هم دادم به ران
فرض کن اينارو نداشتم ؟
! منظورم اينه که فقط بهش فکر کن . به هيچ وجه آماده نبوديم
ميخواي مثل اندرسون پير که توي جنگ پناهگاه درست ميکرد يه چاله حفر کني ؟
. نه عزيزم ، ديگه اينکارا قديمي شده
با متد هاي مدرن علمي ، بايد فقط از يه در استفاده کرد . و داخلش بالش گذاشت و راحت بود
از کجا ما الان در گير بياريم ، جيمز ؟
. خب . . . همين درهايي که داريم باز ميکنيم ، عزيزم
! منظورت اينه که از خونه خودمون خارج نشيم
. خب . . . آره . . . عزيزم
! نميخواي که رنگ روش رو خراب کني ، جيمز - . اوه ، نگران نباش -
ميتونم خيلي زود بعد از اينکه بمبارون تموم شد . تعميرش کنم
. خب ، هر جور خودت صلاح ميدوني
! فقط مراقب باش ، جيمز
! حواست به رنگ باشه ، جيمز
. اميدوارم بدوني داري چيکار ميکني
. من پيچ ها رو گذاشتم توي يه کيسه پلاستيکي . برو برشون دار
يادت باشه . اونا دست راست کوزه ي روي ميز آشپزخونه هستن
. به خاطر اينکه دري روش نيست خيلي بادگير ميشه
من تمام پيش بيني هاي احتياطي . رو در نظر گرفتم
. اين اجازه ميده که . . . وزش باد مستقيما خارج بشه
. . . اينجا نوشته که
پناهگاه و مقر اصلي براي حداکثر" " توان مقاومت بايد در زاويه 60 درجه قرار بگيرد
اگه من جاي تو بودم . اون رو مقابل ديوار قرار ميدادم ، عزيزم
آره ، اما با چه درجه اي ؟
. ما هيچ معيار زاويه اي نداريم
. فکر کنم اينکار رو تو مدرسه انجام دادم . تو . . . به وسيله درجه ميتوني زاويه رو بدست بياري
يادم نيست . فکر کنم بايد به ران زنگ بزنم ، اون ميدونه
سلام پسرم ، خوبي ؟ بچه و بريل چطور ؟
خوبه . . . ببين . من مشغول ساخت مقر اصلي يا پناهگاه دولتي هستم
و تو اين اعلاميه ميگه که " بايد در زاويه ي 60 درجه قرار بگيرد "
خب ، اين دقيقا يعني چي ؟
. چرند نيست ، پسرم
. دستورالعمل هاي دولتيه
منظورت اينه که نميخواي پناهگاه درست کني ؟
! من که اعلاميه ها رو به تو دادم
چه خبر از جيم ؟
! شروع به حرف زدن نکرده
منظورت چيه ميگي . " وقتي ميخوايم از اين دنيا بريم . بايد با هم باشيم " ؟ اصلا بامزه نيست
نه ، ولي وظيفه ماست که در زمان جنگ . دستور العمل هاي دولتي رو انجام بديم ، پسرم
ميشه ، نخندي ؟ . از رفتارت متعجب شدم
تو بايد پيش خودت فکر کني که الان ديگه يه پدر . پرمسئوليت هستي
زاويه ياب ؟ زاويه رو از پائين ترين بخش ديوار ؟
. آره ، آره ، متوجه شدم
. حله ، پسرم ، ممنون
. حالا ، گوش کن
. تو هم شروع کن به ساخت مقر اصلي يا پناهگاه . خودتو ملزم به اين کار کن ، پسرم
. خدانگهدار ، پسرم
. يادت باشه بهت چي گفتم الان
. من پدرت هستم . يکم بيشتر از تو درباره وضعيت جنگي ميدونم
. سلام گرم به بريل و بچه کوچولوت برسون . خداحافظ
. آره . . . ران ميگه بايد از يه زاويه ياب استفاده کنم . گفت ميتونم يکيش رو از ويليس بگيرم
داشت از خنديدن غش ميکرد ! و در همون حال داشت آواز هم ميخوند
. نميفهمم ، فکر کنم عصبي باشه
( يخورده دچار هيستري ( به معناي حالتي از برانگيختيهاي هيجاني افراطي . شده
. اون که نميتونه تو اين وقت روز مشروب بخوره - . ران هرگز مشروب نميخوره -
. اوه ، نه نه نه نه نه نه ، البته که نميخوره ، عزيزم
. ران قصد نداره مقر اصلي يا پناهگاه بسازه
. بهش گفتم ولي اون سمج بازي در مي آورد
اون گفت اگه تو دردسر افتاد ، پليس هاي لندن . هستن جايي براي نگراني نيست ، پدر
. اين طرز فکرِ غير مسئولانه ايه
يکم ازش نااميد شدم . که با اين طرز فکرش موافقت کردم
. وقتي جوونتر بود هميشه پسر مسئوليت پذيري بود
. از وقتي رفت به دانشکده هنر لوس و ننر شد
. با آدماي بسيار بدي اونجا آشنا شد
! بيتنيکس هاي لعنتي
. گمون نکنم تفاوت خيلي زيادي ايجاد کنه . زاويه صحيحِ
. به هر حال به احتمال زياد مي افته . چه با بمب يا هر چي
اگه يه کاري رو درست انجام بدي . اونم در قبال تو کارش رو خوب انجام ميده ، جيمز
. آره عزيزم ، اما اين فقط موقتيه
به هر حال . همش با يه چشم به زدن تموم ميشه
خنداره که فکر کنيم هنگام جنگ . اونا طرف ما هستن
کي ، عزيزم ؟ - . دولت روسيه -
. جوزف استالين - . آره ، مرد خوبي بود -
. دوستش داشتم
. اون ، مثل يه عموي خوب بود
. من از پيپ و سبيلش خوشم مي اومد
. آره ، روزولت هم خوب بود
. سه نفر بودن
. چرچيل ، روزولت و استالين
. مرداي خوبي بودن
هيتلر ، گورينگ و موسو . و عده ي زياد ديگه اي هم جبهه مخالف بودن
.پس يه جورايي ميدونستي که اونموقع کجا بودي
من حتي نميدونم اين آدما . کجا هستن
حدس ميزنم کارشون توسط هيئت بررسي . تموم شده ، عزيزم
. آره همچنين جلسه ها گمون کنم تا دلت بخواد جلسه برگزار کردن
. و سرآخر به نتيجه مورد نظر رسيدند
. همينطور ، کامپيوتر ها
. اين روزا همه اونها از کامپيوتر استفاده ميکنن
. اين خيلي غير انسانيه
. چرچيل با سيگارش - استالين پير با سبيلش
. ميدونستي که تو چه جايگاهي ايستاده بودن
فکر ميکني اونا ميخوان تجاوز نظامي کنن ؟
. نه ، نه ، نه نيازي به اين کارا نيست
. همش با پرتاب موشک حل ميشه
. از فاصله . . . طولاني
اونا کامپيوتر ها رو کار گذاشتن . تا ما رو تحت کنترل خودشون قرار بدن
خنده داره که فکر کني تو اين دوره و زمونه . خبري از پناهگاه نيست
ما يه پناهگاه که به دست اندرسون پير درست شده . تو باغ داريم
. ميتونم ببينمش
. دور تا دورش گل لادن رشد کرده بود
. و ديوار جلوي باغ رو هم رنگ سبز زديم
. رنگ زديم ، به نظر خيلي زيبا مي اومد
. باغ بغلي هم کلم رشد کرده بود
. آره ، يه دفتر داشتيم
. عادت داشتم با خوندنش به خواب برم
. عکس هاي دخترا رو توش چسبونده بودم
. بتي گريبل ، آن شلتون ، پاتريشيا روک
. سقف پر دود ميشد . بخاطر اينکه من عادت داشتم با يک شمع کنارم اون رو بخونم
No comments yet. Be the first to leave one.