200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سرنوشت الهی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت سی و چهارم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
استاد
واقعا آتش آبی میتونه یه آدم رو تغییر بده؟
وقتی تو بچه بودی
من ریشهی هوانیائو رو توی بدنت کاشتم
بعد از اون تو منو به عنوان استادت پذیرفتی و هنرهای رزمی هیولاها رو ازم یاد گرفتی
هیچ تغییری توی رفتارت ندیدم
منظورت اینه که
هنوز بعضی اطلاعات توی این موضوع ناشناختهست؟
ولی من از جی روچن پرسیدم
اون گفت که دیر یا زود، دریای بیکران توسط کاخ شیطان نابود میشه
اون همین الانشم انجامش داده
جی روچن زیاده روی کرده
اون نه تنها دریا رو نابود کرده
که حتی به صاحب دریای بیکران هم آسیب زده
چطور میتونه چنین کاری کنه؟
استاد
داستان بین تو
و صاحب دریای بیکران چیه؟
ده ها میلیون سال پیش
انسان ها و هیولاها با هم یه جنگ داشتن
در واقع، اونا قدرت برابری داشتن
ولی اون قبل شروع جنگ عقب نشینی کرد
اون حتی دلیلش رو هم به من نگفت
من عصبانی بودم و نمیتونستم افکارم رو مرتب کنم
من توی اون جنگ آسیب شدیدی دیده بودم
اونقدر عصبانی بودم که
رفتم به دریای بیکران تا ازش بپرسم
این یه لحظهی بحرانی
برای جنگ بین دو قلمرو بود
تو یهویی رفتی
عواقب کارت رو میدونی؟
آره میدونم
ولی نمیتونم اینجا رو ترک کنم
نمیتونی اینجا رو ترک کنی؟
اگه من این کاخ رو نابود کنم چی؟
هنوزم ترک کردن اینجا رو رد میکنی؟
سوهه
تو نمیتونی این کاخ رو نابود کنی
و منم نمیتونم اینجارو ترک کنم
شاید من باید برای هزاران سال از اینجا محافظت کنم
الان نمیتونم خوب برات توضیحش بدم
ولی امیدوارم یه روز درکش کنی
باشه، تو درست میگی
من کور بودم
من دربارهی تو اشتباه میکردم
تو فقط همین جا بمون
دیگه هیچوقت جلوت آفتابی نمیشم
برو استاد کوه یخ رو پیدا کن
اون میتونه کمکت کنه زخمهاتو درمان کنی
و نیروت رو بدست بیاری
بعد از اون، من به منطقهی ممنوعهی هیولا رفتم
استاد، تو هنوز هم همه چیز رو یادته
فکر کنم تو خاطراتت رو در ازای اشک نووا ندادی
من دهها میلیون ساله که توی این تالار صلح موندم
من هر روز بغضو کینهام رو نگه داشتم
بعدها، پشیمون شدم
من باید اون رو با اشک نووا
فراموش میکردم
یینیین
با اینکه من نمیدونم
چرا جی روچن به همچین آدمی تبدیل شده
ولی میدونم که
احساسش به تو هیچوقت تغییر نکرده
همین کافیه
ولی اون بخاطر من به خیلی ها آسیب زده
من نمیتونم از این موضوع بگذرم
توی قلب اون، تو از تموم دنیا مهمتری
دیگه چی میخوای؟
من خیلی زجر کشیدم
نمیخوام تو هم مثل خودم سرگردون بشی
،قبل اینکه تصمیم بگیری خوب به اینکه چی میخوای فکر کن
باشه
فرقهی چینگشو الان وضعیت خیلی بدی داره
ولی شووانگ هنوزم اصرار داره که چنین مراسم بزرگی رو برای افتتاحیهش بگیره
حتی من شنیدم که میخواد چینگشو رو احیا کنه
گفتنش خیلی آسونتر از انجام دادنشه
با این که معرفت شووانگ متوسطه
اما هیچ مرد بااستعدادی بین شاگردا نیست
،اگر اون میخواد این فرقه رو احیا کنه از صعود به بهشت هم سختتره
من فکر میکنم شووانگ فقط خواسته بلوف بزنه
این مرد با هیچ استعدادی میخواد رهبری رو به دست بگیره
گول زدن خودمون آسونه، ولی گول زدن بقیه خیلی سخته
ولی مردم معمولی همه چیز رو سخت میگیرن
بخاطر همین
این دنیای منافق
برای تو مناسب نیست
تو باید به قلمرو خدایان برگردی
و به دنبال حقیقت بزرگ باشی
بهت گفتم که من تو رو پشت سرم ول نمیکنم و برم
چینگ، من دارم اینو به صلاح خودت انجام میدم
جاودانههای عزیز
پیشوای ما از شما خواسته که برای یک دورهمایی به پایین کوهها برید
شما بعد از آسیبی که اون روز دیدید
حالتون بهتر شده؟
اگه میخوای بهم چیزی بگی فقط بگو
نیازی به ریاکاری و مودب بودن نیست
از اونجایی که تو آدم رکی هستی
منم درخواستم رو بدون مقدمه چینی میگم
همونطور که میدونی
بعد از اینکه فرقهی ما به شیشوان حمله کرد
بیش از نصف شاگردامون مردن و انرژی ما به شدت افت کرد
و شیطان اونقدر بی رحم بود که
حتی ارشد شوشوان رو هم کشت
الان دیگه شاگردهای زیادی توی فرقهی چینگشوی ما باقی نمونده
احیای فرقهم
واقعا سخته
خب؟
از اونجایی که انتخاب کردی توی چینگشو بمونی
به این معنیه که هم در مرگ و زندگی و هم در افتخار و سرافکندگی با ما شریکی
میتونی اون کتاب هفت قانون بهشت رو
به شاگردهای چینگشو بدی؟
در نهایت
تو به کتاب بهشت ما طمع داری
تو منظور من رو اشتباه برداشت کردی پری کو
شما دو تا میدونین که
بعد از این که شیطان جی شاگردهای ما رو سلاخی کرد
رفت که منطقهی ممنوعهی هیولا رو نابود کنه
و دریای بیکران رو خشک کرد؟
دریای بی انتها رو خشک کرد؟
...پس برج شیطان
درسته
میگن که برج شیطان به زودی ظاهر میشه
و سه قلمرو نابود میشن
اگه شاگردهای چینگشو
بتونن کتاب بهشت رو از شما بگیرن
شاید بتونیم جلوی اون شیطان رو بگیریم
هر کاری هم که جی روچن بکنه
من و پری کو دیگه نمیخوایم دخالت کنیم
و کتاب هفت قانون بهشت رو هم بهتون نمیدیم
نمیخواین دخالت کنین یا نمیتونین؟
اون روز، شیطان به چینگشو حمله کرد
با اینکه واقعا آسیب دیده بودم
بازم دیدم که
تو توسط اون شیطان سرکوب شدی و نتونستی مقابله کنی
خدای تبعیدشده، فراموش نکن که
وقتی جونت توی خطر بود
فرقهی چینگشو نجاتت داد
الان تو باید جبران کنی، نه؟
خودت خوب میدونی که تو چرا
اون موقع منو نجات دادی
نیازی نیست که کارت رو به رخ بکشی
حتی اگه جی روچن خیلی بد بهم آسیب بزنه
هنوز هم میتونم با تو مقابله کنم
خدای تبعیدشده، آروم باش
شیطان جی، دشمن مشترک ماست
تو و چینگشو توی یه قایقین
ما نباید به هم شک کنیم
بجاش باید با دشمن مشترکمون بجنگیم
کی با تو توی یه قایقه؟
کوچینگ، یینفنگ
چطور جرئت میکنین به من بی احترامی کتین؟
!چقدر مغرور هستین
این تویی که یه اهریمن بی شرمی
و میخوای با یه بهونهی مسخره ما رو گول بزنی و کتاب بهشت رو ازمون بگیری
چینگ، وقتتو با بحث کردن با اون تلف نکن
ما دیگه توی چینگشو نمیمونیم
!تو... چه مسخره
پیشوا دستور داده که
هیچکس بدون دعوت نمیتونه وارد بشه
لطفا نرو داخل
اشکال نداره داخل نرم
،فقط باید از جانگ یین یین بخوای که بیاد بیرون
و اینجوری خوب میشه
ما قبلا تو یه فرقه همکار بودیم
کارو برامون سخت نکن
اونوقت فقط میتونم برم داخل و خودم پیداش کنم
پیشوامون گفته تو نمیتونی بری تو
به نظر میرسه که عشق
مانعیه که من و تو نمیتونیم بهش غلبه کنیم
من نباید
خاطراتمو با اشک نوا عوض میکردم
،با وجود اینکه اون تمام معرفتش رو از دست داد
،تا زمانی که اونو به کوه های شیشوان برگردونم
ما هنوز میتونیم
یه زوج معمولی باشیم
،اینجوری شیطان نمیشد
کسی که همه ازش متنفرن
،تو عشق خیلی صادقی
درست مثل من
میدونم نباید برم
،اما دیدن این که پادشاه شیطان انقدر بد شکنجهاش داده
هنوز نمیتونم از رفتن به اونجا برای کمک بهش جلوگیری کنم
،استاد
از اینجا میری؟
سه قلمرو نزدیک نابودیشونه
من و صاحب دریای بیکران نمیتونیم جلوشو بگیریم
شاید
فقط تو میتونی جلو پادشاه شیطان بگیری
،پس
من تصمیم گرفتم کل دارایی خودمو
یکی یکی به تو انتقال بدم
استاد، لطفا نکن
،به عنوان شاگرد روباه بهشتی
چجوری میتونی تردید کنی؟
!استاد
!نه! استاد
!استاد
No comments yet. Be the first to leave one.