200 baris pertama.
ـ تو گوليک هستي؟ .ـ من منتظرتون بودم
.ـ مثل اينکه سفر طولانياي داشتيد .ـ 300مايل. ما سريع تگزاس رو ترک کرديم
.اونقدر سريع که اسبامون رو کُشتيم .يک مايل پيادهرويِ ديگه ما رو هم ميکُشت
لي وان کليف
توماس ميليان
والتر بارنز
جـدال بـزرگ
:و با شرکت فرناندو سانچو
:طراحي صحنه کارلو سيمي
:موسيقي از انيو موريکونه
:کارگردان سـرجـيـو سـولـيـمـا
.ولي تاراجمون رو آورديم
مسئله اينه که کُوربِـت پشت سرمونه .و داره دنبالمون ميکنه
.آه، احمق نباش .ما الأن در کُلرادو هستيم
،کُوربت اينجا نميتونه دردسري برامون درست کنه نظر تو چيه؟
ـ اينجا وقت داشتن خوبه يا بده، گوليک؟ .ـ براي ياغيها بده
.مخصوصاً اگه به خاطر قتل تحتتعقيب باشن ...اونا دارشون ميزنن
.دقيقاً مثل تگزاسيها ...و اگه حرفم رو باور نميکنيد
.از گوليک بپرسيد
ـ تو کي هستي؟ ـ نميفهمي احمق؟
،وقتيکه فکر ميکرديم اون پُشت سرمونه .اون تمام مدت جلومون بوده
!خودشه .اون جاناتان کُوربته
.اگه يه گلوله داشتم .فقط يه دونه
.فکر نميکنم اون قوانين من رو فهميده باشه
شما چطور؟
تسليم ميشيد يا دوئل ميکنيد؟
.من باهات دوئل ميکنم، کُوربت
!من رو نکُش کوربت. من بيگناهم .من هنگام سرقت شليک نکردم
،من فقط 30 سالمه .خواهش ميکنم من رو نکُش
.کمربندت رو باز کن
.هرگز فکر نميکردم اون ديوار رو خالي ببينم
.بله آقا .هر آدم خوبي ميتونه در کشور ما زندگي کنه
.و آدمهاي بد با جاناتان کُوربت بزرگ روبرو ميشن
،اون خيلي زرنگه .و مجبور نيست راهزنها رو تعقيب کنه
.چون اونا براي کُشتنش به سراغش ميان
.بايد جشن بگيريم
.حالا ميتوني براي سناتور شدن تصميم بگيري
.ديگه نمايش و هفتيرکشي لازم نيست
.تعقيب کردن راهزنها در کوهستان لازم نيست
.و بهتر از همه ... کُشتن هم لازم نيست
چقدر ديگه بايد منتظر بمونيم؟
،الأن تموم ميشه آقاي بروکستون .تکون نخوريد
.تکون نخوريد
ـ سلام کوربت. حالت چطوره؟ .ـ خوبم متشکرم
.ـ اجازه بده آقاي بروکستون رو معرفي کنم .ـ حرفهاي زيادي دربارهات شنيدم
واقعاً؟ .نه به اون مقداري که من درباره تو شنيدم
ميلر، به عنوان پدر داماد .فکر کنم توصيههايي داشته باشي
.همم؟ اوه بله .بله، من رو ببخشيد آقايون
.اين منشي منه، آقاي لينچ
.و اين هم کاپيتان وُن شولنبرگ .يک بارُن اتريشي اصيل
.ـ محافظ من .ـ تو در تگزاس آدم معروفي هستي
.ـ حتي در اتريش هم تو رو ميشناسن .ـ هاه! تواضع حرفهاي
.داري تعارف ميکني .بارُن بهترين تيرانداز اروپا بود
!ـ بيست و سه دوئل، بيست و سه بيوه !ـ باريکلّا
.ـ متشکرم. من مطمئنم کار تو بهتر بوده .ـ گمون کنم
.بارُن مشتاقه مهارتت رو در برابرش نشون بديد
.من از ده سالگي بازي با اسلحه رو کنار گذاشتم
وقتي چاره ديگهاي نداشته باشم .از اسلحه استفاده ميکنم
شما با هم آشنا شديد؟ .آه، مليسا
اون مثل يه دسته گُله، موافقي؟
.شايد در تئاتر ديديش
.اون به خاطر رقص و آوازش معروفه
،همونطور که ميبيني .سر رشتهترين آدمها من رو احاطه کردن
ميشه بريم قدم بزنيم؟
.کوربت، شنيدم که بلندپروازيهاي سياسي داري
،چندتا از دوستام ميخوان که سياستمدار بشم .ولي فکر نکنم شانس زيادي داشته باشم
.تو قدر خودت رو نميدوني
.تو در تگزاس از دِيوي کروکِت هم معروفتري ...تو تمام اين ايالت
.رو از ياغيها پاکسازي کردي .تمام اين نظم و آرامش رو تو برقرار کردي
.ـ تازه، تو قبلاً کلانتر هم بودي .ـ غير رسمي
.بعدشم، مدت زيادي هم نبود ...کافهام با ميزهاي قمار
.ـ برام به صرفهتر بود .ـ واقعاً؟ نميدونستم کافه هم داشتي
.کافه داشتم ولي خوششانس نبودم .هميشه در پوکر ميباختم
...من حتي نميدونستم که تو در طول جنگ در ظرف ده ماه
.ـ سرهنگ شدي .ـ اونم زياد طول نکشيد
.يه مشت خوابوندم تو صورت پسرِ ژنرال !و در ظرف يک ساعت سرباز صفر شدم
.در زندگي همه روشنايي و تاريکي هست
ولي تاريخ روشنايي رو نگه ميداره .و تاريکي رو حذف ميکنه
...کوربت،من احساس ميکنم تو با اين شهرتت
.بدون شک شانس به دست آوردن کُرسي سنا رو داري
ميدوني تو چي لازم داري؟ ...تو کسي رو لازم داري که برات
.ـ يه کمپين انتخاباتي درخور و عالي بخره ـ منظورت يکي مثل خودته؟
.ـ دقيقاً ـ چرا؟
.کوربت، من نميخوام تـو رو بخرم ...فقط توئي که
.ميتوني بزرگي اين پروژه رو درک کني
.ساختن راهآهن از ايالات متحده به مکزيک از مسير تگزاس
...تنها چيزي که من لازم دارم
يک نفر مثل تو در سنا است .که دربرابر دولت از من حمايت کنه
،راهآهن من در عرض يک روز .اين ايالت رو بيست سال به جلو ميبره
تو واقعاً به پيشرفت تگزاس علاقهمندي؟
...بهتره بگيم من راهآهن رو ميسازم
.و ميليونها دلار به جيب ميزنم .ولي منم که ميسازمش
.و اين تنها کاريه که ميتونم نظرت چيه، سناتور؟
.باشه .تا وقتي که همديگه رو درک کنيم
،من به پيشرفت علاقهمندم .نه به منفعت شخصي تو
.عادلانه است
.عکاس .يه عکس بگير
ـ ميشه...؟ .ـ لطفاً تکون نخوريد
!ـ هي چِت .ـ من اينجام، برادران مککوي
ـ شماها کجا بوديد؟ .ـ ببخشيد که مزاحم جشن شديم
.ـ ما در کلبه متروکه بوديم ...ـ دختربچه نانوا که تنها دوازده سالشه
.ـ مورد تجاوز واقع شده و با چاقو کُشته شده .ـ ما چند ساعت پيش جسدش رو پيدا کرديم
ـ ميدوني کار کي بوده؟ ...ـ يه مکزيکي. يه ولگرد جوان
."ـ به اسم کوچيو سانچز، "سانچز چاقوکِش .ـ ما تا بيست مايل تعقيبش کرديم
.ـ ولي اون خيلي زرنگه و نتونستيم بگيريمش .ـ اون داره به جنوب ميره
.احتمالاً اون مکزيکي به اردوگاه کارگران بره
.ـ ما دنبالش ميريم .ـ البته. کلانتر مأموراني رو سازماندهي ميکنه
جليکو کجاست؟ جليکو؟
.ـ من اينجام ـ خبر رو شنيدي؟
.بله آقا ...ولي دفتر کلانتر
.ـ امشب تعطيله .ـ جليکو
تو نشان حمل ميکني، اين رو ميفهمي؟
...ميلر، آيا عاقلانه است که 30 تا مأمور بيرون بفرستيم
وقتيکه يه نفر هست که ميتونه تنهايي اين کار رو انجام بده؟
...تمام انسانهاي درستکار قدردان کسي که
.اين قاتل رو به عدالت تحويل بده ميشن
.من مکزيکي رو براتون ميارم .من مکزيکي رو به عنوان هديه عروسي براتون ميارم
.عاليه. تو خيلي بخشنده هستي کوربت
تمام انگشتها به تو اشاره ميکنن، نه؟
.ـ اين تو رو معاونِ افتخاري من ميکنه ـ براي چي لازمش داشته باشم؟
...اين ستاره زندگيت ميشه
.زندگي با قانون .تو افسانه ميشي دوست من
.بزنش
.ـ اون ستاره ميتونه بهت کمک کنه ـ و نقشه هات رو درخشان ميکنه؟
.تا بعد
ـ کوربت، دربارهاش اطلاعات نميخواي؟ ...ـ اسمش کوچيو سانچزه
.و به سمت جنوب ميره
ـ کي داره مياد؟ .ـ يه خارجي
ـ اون کيه؟ .ـ جاناتان کوربت
.اون شکارچي انسانه
ـ داره چيکار ميکنه؟ .ـ اطراف رو نگاه ميکنه
کوچيو اينجاست؟
.هي آقا
.شايد من بتونم کمکت کنم
،وقتي کسي با من حرف ميزنه .ميخوام صورتش رو ببينم
.مراقب باش آقا .همونطور که ميبيني که اون دست به چاقوش سريعه
ـ اون کجاست؟ .ـ اون روي صندلي آرايشگر نشسته
.عقب وايستا، آرايشگر .من با اون مردي که روي صندلي نشسته کار دارم
!بلند شو کوچيو
تو آرايشگري، درسته؟
.پس صورتم رو اصلاح کن
!برادرها، به پيش !و به نام خدا، حرکت کنيد
!آهاي کوليها .همتون يک مشت خوک هستيد
!ـ زن من رو هم ببريد. ميدمش به شما .ـ بچهها اونجا رو نگاه کنيد
!به به، ببين کي اومده
!کوربت بزرگ به همراه يه خوک
ـ چي گرفتي؟ دونه درشت؟ .ـ نه خيلي
.اسمش کوچيو سانچزه
،ميخواستم زنده بگيرمش .ولي اون دوئل کرد
.اون کوچيو نيست .اين پسر اتفاقي خيلي شبيه سانچزه
.اين پاکو موليناسه .ماه پيش به سرقت و قتل محکوم شد
.حکمش اجرا شده، آمين
.ولي تو آدمِ عوضي رو گرفتي
،چون همون لباسها رو پوشيده بود .و وقتي که پيداش کردم سوار بر اسب من بود
...خب، اگه اينطوري بوده
،نميخواد دنبال کوچيو بگردي !اينجانب اول پيداش کرد
همين الأن لاشخورها، مکزيکي تو رو .به تودهاي از استخوان تبديل کردن
ـ راستي، احياناً چيزي رو گم نکردي؟ .ـ آره. نشان کلانتر
.تو حتماً گمش کردي يا شايدم دورش انداختي
.ـ يه چيزي تو همين مايهها ـ چي شده؟
.ـ ناراحت به نظر مياي، کوربت .ـ بله
.فکر ميکردم اين پسر خود کوچيوئه
.خب، ميخوام يه اتاق در هتل بگيرم .فردا حرکت ميکنم
.ديگه هتلي در کار نيست ...ديگه چيزي باقي نمونده. بعد از اينکه طلا
اين اطراف کشف شد، اونايي که ميتونستن رفتن .و همه چيز رو ول کردن
.ولي بهت لطف ميکنم و ميگذارم در سلول جلويي بخوابي
.البته، حکايت دوستان فرق داره
،بهترين ويژگي کار من اينه که !خيلي زود با همه مردم آشنا ميشي
:ديروز با يه مکزيکي بودم که گفت ...اگه تو کس ديگهاي رو اين اطراف ميشناسي که"
."که بخواد دنبال من باشه، بهش يه اسلحه و اسب ميدم "منم گفتم: " چرا؟
."چون ميخوام خوش بگذرونم" شما اين حرفش رو باور ميکنيد؟
.ـ اون به قولش عمل کرد ـ بيا اينجا
.اکه فکر ميکني به اندازه کافي حرف زديم
همم؟
اين رو از کجا گرفتي؟ کي اين رو بهت داد؟
.ـ مکزيکي. هموني که بهت گفتم ـ کِي؟
.ـ ديروز. حول و حوشِ ظهر ـ اون چه شکلي بود؟
!اخلاقش از تو که بهتر بود
!تازه، قيافه بهتري هم نسبت به تو داشت
!دلسوزتر و مهربونتر
،و پولدارتر هم بود ...و اگه به همراه اون مورمِنها (فرقه مذهبي) نرفته بود
،ميتونست تمام شب رو اينجا بمونه ...بعدش ميتونستم قانعش کنم که
...پيش من بمونه. چه مردِ
!هي! چقدر عصبي
،و شما ميتوانيد در اينجا بمانيد .چونکه اينجا سرزمين موعود است
.بگذاريد اين سخنان براي باقي سفرمان به ما آرامش دهد
...باشد تا مشيت الهي نگهدارِ ما باشد
.و باعث آرامش شما گردد
.برويد برويد، فرزندانم
اگه دستم رو از روي دهنت بردارم، آروم ميموني؟
،بگو ببينم يه مکزيکي جوان همراه شماست؟
بله. يک انسان خوب که به .عدالت خداوند احترام ميگذاره
ـ اون توي کدوم ارابه است؟ .ـ ارابه خودم
.ولي الأن با سارا کوچولو رفته تا از چشمه آب بياره
ـ سارا کوچولو؟ سارا کوچولو چند سالشه؟ ـ سيزده. چرا ميپرسيد؟
چون اين پسر به خاطر تجاوز .و قتل يک دختربچه تحت تعقيبه
!هي سارا. سارا !بيا آب بازي کنيم
.بيا ماهيهاي کوچيک رو ببين .زودباش سارا
!زودباش .آب اينجا کم عمقه
.دستت به سطحش ميرسه
No comments yet. Be the first to leave one.