200 baris pertama.
هی وو بویونگ
من واقعا دوست دارم
خیلی دوست دارم
ببخشید ولی بعدا حرف میزنیم
حتما خیلی شوکه شدی
آره
نمیدونستم مینهو همچین حسی داره
ولی تو میدونستی؟
دکتر شین چند روز پیش تو اردو بهم گفت
ولی دیدم درست نیست که از من درموردش بشنوی
برای همین بهت نگفتم
متوجهم
حتما حس بدی پیدا کردی
آره
ولی فقط اولش
بعدش باخودم فکر کردم دیدم فقط احساس تو مهمه
مهم اینه که کی توی قلب توئه
همین الانشم میدونی که کی تو قلبمه
چی شد که اومدی اینجا؟
دلم واست تنگ شده بود
چون ندیده بودمت اومدم
خیلی خوشحالم که الان میبینمت
منم
حتما خسته ای برو خونه واستراحت کن
آها راستی
بفرما
وقتی رفتی تو بازش کن
من اومدم- خوش اومدی-
اوا خدا بدور..اینا چیه پوشیدی؟ چی شده؟
ای وای..چه بد
یعنی کیفتو لباساتو بردن؟
آره- خدایا-
چرا اینقد بدشانسی آوردی امروز؟
ببخشید که یکمم بخاطر من بدشانسی آوردی
وقتی بهت گفتم درخواست کار بدی فکر نمیکردم از قبل کسی رو انتخاب کرده باشن
اشکال نداره..از قصد که نبوده
ممنون که درک میکنی ولی یه چیز دیگه هم هست
وقتی داشتم با دوستم از بیمارستان وو جو حرف میزدم، دکتر یی حرفامو شنید
یعنی الان خبر داره که تو مصاحبه ت معرکه راه انداختی
و اینکه چون قراردادی بودی مجبور شدی بیخیال برنامه تلویزیون بشی
دکتر یی همشو میدونه- چی؟-
دارم بهت میگم چون فکر میکنم کار درستی میکنم
ولی دکتر یی ازم خواسته بود که بهت نگم
خیلی هواتو داره میخواد همه چیز به نفعت بشه
بنظر میاد واقعا خیلی بهت احترام میذاره
میخوای یکم آبجو بخوریم؟
الان میرم یکم میخرم باشه؟
دکتر وو من میدونم که کمبودهای زیادی دارم
ولی میخوام که با من راحت باشی و بهم تکیه کنی
و همه چیز رو بهم بگی
میدونم که شوکه میشی ولی احساسات من بهت از ته قلبمه
بفرما بخور
گفتی صبحانه هم نخوردی
راستش ما بخاطر تو اومدیم اینجا
میخواستم خوشحالت کنم
با دکتر یی قرار میذاری؟
آره باهاش رل زدم
ولی این فقط بین خودمون بمونه ها
به هیشکی دیگه نگو باشه؟
پس نباید میذاشتی منم خبردار میشدم
نباید میذاشتی هیچکس بفهمه
بخاطر همین عصبانی شد؟
ببخشید مینهو
ولی من دکتر یی رو دوست دارم
تظاهر میکنم چیزی نشنیدم
چرا میخوای تظاهر کنی اتفاقی نیفتاده؟
قبلا هم گفتم،اگه اینقد با دکتر یی ..رودرواسی داری
که خودت واقعیت رو بهش نشون نمیدی
من بیخیالت نمیشم
پس به من نگو چیکار کنم
حقمه درد بکشم
مگه من کیم که دو نفرو ناراحت کنم؟
صبح بخیر بویونگ- ..صبح بخیر نام-
دکتر کیم رفته ماشین رو بیاره پس من زودتر میرم
یعنی چی؟ چه کاری بود؟
مگه دیشب ازش معذرت خواهی نکردی؟
ای بابا تو که گفتی میخوای باهاش دوست بمونی
میخوای همینجور عوضی باشی؟
تا نزدم لهت کنم دهنتو گل بگیر
چرا سر من خالی میکنه؟ آشغالی
!هوووی آشغال
دوستان معرفی میکنم، پروفسور کیم از دانشگاه علوم پزشکی ووسونگ
استاد- احوالتون خوبه؟-
سلام- سلام-
استاد چی شده اومدین اینجا؟- چی فکر میکنی؟-
اومدن ببین شماها رو چک کنن ببینن خوب کار میکنین یا نه
معمولا استاید آخرای دوره کارآموزی میان سر میزنن
هوم..برای منم اومدن
استاد ببخشید زیاد سر نمیزنم بهتون
اشکال نداره میدونم سرت شلوغه
بیکار واینستا دکتر وو،استاد کیم رو ببر
با دوتا کارآموز واسشون قهوه بخر
فعلا که بیکاری- بله چشم-
اوضاعت خوبه؟- بله شما چطور؟-
آره
چطوره؟
اون آقاهه دکتر یی جه ووک بود نه؟
آره درسته شما هم میشناسیدش؟
معلومه مگه میشه نشناسم؟
تقریبا بهترین فیزیوتراپ کشوره
کلی از مقاله هاشو برای تدریس استفاده میکنیم
آها بله
..مایه افتخارمه که تو
با همچین کسی همکار شدی
نه بابا همکارش که نیستم دارم کلی چیز ازش یاد میگیرم
چقد فروتنی تو رئیست بهم گفت که خیلی کارمند خوبی هستی
واقعا؟
آها راستی شما دوتا خوب دارین کار میکنین؟
بله- بله البته-
ما خیلی تلاش میکنیم
خب نام وو خیلی آرزو داره و سخت کار میکنه
ولی نگران مینهو ام
نگران نباشید منم توی کارآموزیم تلاشمو میکنم
این مهمه ولی وقتی برگردی دانشگاهم باید نمره هات خیلی خوب بشن
اگه نشه فارغ التحصیل نمیشی- جان؟-
اونقدام وضعم خراب نیست
آره راس میگی.. معدلت ترم پیش 1.8 شد
یه سری اخطارم بهت دادن نه؟
خلاصه که حسابی حواستو جمع کن
چشم
بله رئیس
استاد رو بدرقه کردیم داریم میایم
چی؟ باشه زود میام
ای بابا..حالا که استاد اومده دیدنمون
فهمیدم که کارآموزیم واقعا داره تموم میشه
اگه اینقد دکتر یی مشهوره که حتی استاد کیم میشناسدش
باید باهاش صمیمی تر میشدم
چه مرگته؟ چرا جواب نمیدی؟
چرا اینقد مفلوک شدی؟- خودت چی فکر میکنی؟-
بخاطر استاده
چرا نمره هامو برداشت گفت؟ خجالت کشیدم
...خجالت کشیدی؟ چرا
ها بخاطر بویونگ؟ چه عجیب
یه روزی اصلا خجالت نمیکشیدی به بویونگ بگی هیچی درس نخوندی
..خب بخاطر این بود که
ولی خب..این فرق میکنه
الان تو بویونگ رو دوست داری
حالا میفهمم- چی میگی؟-
هیچکس نمیخواد جلوی کسی که دوستش داره کم بیاره
منم وقتی بعد از مدتها می ره رو دیدم
نمیخواستم بدونه چه مشکلاتی دارم
چون واقعا دوستش داشتم
هی چرا چرت میگی؟
من فکر میکنم عشق وقتی عشقه که بتونی همه چیزو راحت بهش بگی
چرا همچین میکنه؟
توله سگ
لطفا چیزایی که بهتون گفتم رو یادتون بمونه فردا میبینمتون
ممنون
لطفا آروم بچرخید
این طرفی میریم لطفا کمرتونو صاف کنید و آروم راه برید
..با پای چپ شروع کنیم..یک..دو
چرا تو همچین موقعیتی به دکتر یی زنگ نزدی؟
چطور میتونستم؟
دکتر یی از مصاحبه خبر نداره فکر میکنه من آنسونگم
منم فکر میکردم آنسونگی
چرا راستشو به من گفتی؟
..خب چون
تویی
حتما باهات احساس راحتی میکنم
واقعا میتونی با دکتر یی خوشحال باشی؟
چی؟
اگه اینقد کنارش معذبی رابطه تون دووم میاره؟
اگه واقعا دوستش داری و بهش علاقه داری
نباید اونقد باهاش راحت باشی که همه چیزو بهش بگی؟
همینجوری که با من هستی
پای چپ..پای راست..چپ
راست..درسته آرومتر بریم
چیکار کنم که دکتر وو باهام راحت تر بشه؟
دکتر یی
مریضتون باید بره برای آزمایش برای همین
یه 10 دقیقه ای دیر میاد- باشه ممنون-
دکتر کیم
میشه اینو بدی به رئیس؟- چشم-
دکتر یی میشه با من رسمی نباشید؟
جان؟- راحت باشید و نام وو صدام کنید-
آخه تو محیط کاری راحت نیستم اینجوری
بقیه ارشدا رسمی بودن رو کنار گذاشتن
من واقعا دلم میخواد باهاتون صمیمی تر باشم چون خیلی برام محترمید
ولی اگه همینجوری دکتر کیم صدام کنید و رسمی باشید
معذبم و مجبورم فاصله بگیرم
لطفا رسمی بودن رو کنار بذارید و به اسم کوچیک صدام کنید
بویونگ
دکتر چی صدام زدی؟
گفتم بویونگ
راجبش فکر کردم دیدم حالا که قرار میذاریم
میخوام که راحت همدیگرو صدا کنیم و صمیمی باشیم
باشه ولی اگه بقیه بشنون چی؟
خب وقتی بقیه هستن میتونی دکتر صدام کنی و رسمی حرف بزنی
ولی وقتی تنهاییم میخوام راحت باشی
نظرت چیه بویونگ؟- بویونگ"؟"-
چه خبره؟ دکتر یی الان با دکتر وو خودمونی حرف زدین؟
چرا اینقد تعجب کردین؟
راستش تصمیم گرفتم با همتون راحت تر باشم
حس کردم کنارم معذبین واسه همین تصمیم گرفتم راحت صداتون کنم و
باهاتون خودمونی باشم بنظرم تا مریضی کنارمون نباشه مشکلی نداره
که اینطور..واقعا؟ یعنی شمااا میتونی خودمونی باشی؟
چرا که نه؟ شی وون ما همسنیم
از حالا به بعد به اسم صدات میکنم
یون جو رسمی بودن رو بذار کنار
منم همینکارو میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.