200 baris pertama.
" رقص روي لبه "
يه ذره پنيرِ مونده و دو تا دونه گوجه فرنگي
اينها تنها چيزهاي قابل خوردني هستن که گذاشتن بمونه
از هيچي که بهتره
لوئي
لاوينيا، فکر کنم بشه اينو يه پيروزي به حساب آورد
چيزي که شما باعث اتفاقش شدين، خيلي بزرگه
من باعث اتفاقِ چي شدم؟
براي گروه موزيک
ميشه لطفا فقط به جوليان بگيد که نگران نباشه؟
من کاملا حل و فصلش کردم
!سلطنت زير باد و بارون
امشب اينجا بودن خيلي عاليه
اون واقعا زيبا نيست؟
از قطار جا ميموني جوليان
رفتم
اون ميتونه خيلي باهوش باشه
ولي يه چيزي هميشه مانعش ميشه
لوئي
من بيست و چهار ساعته چيزي نخوردم
در نتيجه بايد منو ببخشي
وقت زيادي برامون نمونده. الان ديگه سپيده ميزنه
لوئي، من متاسفم چون هنوز هيچ راه حلي واسه خارج کردن تو از کشور ندارم
ميدونم. خودم هم ندارم
" هفت هفته قبل "
از اينکه اومدي ممنونم ناتان
کمترين کاري بود که از دستم بر مي اومد
قبلا هرگز چنين چيزي مثل اين تو هتل ايمپريال اتفاق نيافتاده
نه تو دوراني که من هستم
نه، نميتونه اتفاق افتاده باشه
ما تازه خبردار شديم. حالش چطوره؟ خوبه؟
! عجب اتفاق وحشتناکي
تا الان ديديش؟
حالش چطوره؟ اونها چي گفتن؟
به ما هيچي نميگن
ميخواستن جراحي انجام بدن، نميدونيم تموم شده يا نه
ببخشيد، ما دوستان صميميِ خانم جسي تيلور هستيم
بايد با دکتر صحبت کنيم
به محض اينکه خبري بشه دکتر پايين مياد و شرايط رو براتون توضيح ميده
نه، لازمه که ما الان با يکي صحبت کنيم
افراد مهمي هستن که مايلن بدونن حال ايشون چطوره
مطمئنم همينطوره
هنوز هيچي نشده اومدن؟ روزنامه ها؟
چطوري به اين سرعت خبردار شدن؟
حالا پليس چرا الان اومده؟ نميتونستن تا صبح صبر کنن؟
تقريبا مطمئناً، همونها خبر رو به مطبوعات رسوندن
چيزي براي گفتن ندارم آقايون. مطلقا هيچي
برادر من با قطار به پاريس رفت
قطار ساعت نُه و نيم
بايد هنوزم تو قطار باشه. اول صبح وارد پاريس ميشه
آقاي لستر؟
آقاي لستر؟
آقاي لستر، قربان، اگه براتون مسئله اي نيست
ازتون چند تا سئوال داشتم
البته اگه شما ترجيح ميديد ميتونيم صبح انجامش بديم
آقاي لستر؟
ديگه الان حتما ميتونين به ما بگين
اون هنوز به هوش نيومده. متاسفانه هنوز
واسه اينکه دقيقا بگيم حالش چطوره؛ خيلي زوده
همگي اينجائيد
چه خبر بدي
به من بگيد حالش چطوره
ميتونم ببينمش؟ بايد ببينمش
کارلا
!چقدر گستاخيد که اينکار رو ميکنيد
!از اينجا بريد بيرون
!بيرون، بيرون
!بله قربان، بفرمايين تو؛ منزل خودتونه
منظورت از بفرمايين تو چيه؟ اينجا دفتر منه
من فکر ميکردم دفتر معاون سر دبيره
هست، بله و اون هم منم
و به نظرم منم الان هستم
شما معاون سردبير هستي؟
معاون سر دبيرِ تازه ملحق شده، بله
آقاي وَکس با شما صحبت نکرده؟
نه نکرده
خب مطمئنم ميخواد که باهاتون حرف بزنه
عجب! باشه، حرف بزنه، مشکلي نيست
من تمام شب بيدار بودم و الان هم فهميدم يه معاون سردبير جديد اومده؟
!ديگه از اين بهتر نميشه
و گذشته از اينها، جنابعالي پشت ميز من نشستيد
آه، رزي، تو هم اومدي
ممنونم آقاي وکس
خواهش ميکنم
انگار امروز همگي زود اومديم
فکر کردي چه غلطي داري ميکني؟
و منظورت از اين حرف چيه استنلي؟
خودت خوب ميدوني که منظورم چيه
استنلي، با اين لحن با من حرف نزن
توصيه ميکنم آروم باشي
اصلا قصد آروم شدن ندارم
ظاهرت وحشتناکه
تو که دوباره تا صبح بيدار نبودي، بودي؟
چرا نريم بالا تو دفتر؟
تو از اين جريان خبر داشتي؟
کدوم جريان؟
نه، خبر نداشته
قصد داشتم به هر دو نفر تون خودم بگم
ولي انگار "اريک" پيش دستي کرده
آه، آقاي لستر
از اينکه صبح زود اومدين ممنون
افسر ارشد تحقيقات اين پرونده هم الان ديگه به ما ملحق ميشه
بفرمائيد
يه فنجون چاي ميل داريد؟
چاي نه، ممنونم
چاي نميخورين؟
گاهي اوقات چرا
ما .... ما دوست داريم درهاي اينجا رو باز بزاريم
هم تنوعه و هم اغلب براي گذروندن روز بهمون کمک ميکنه
سلام آقاي لستر
من کارآگاه "هورتون" هستم
رسيدگي به اين پرونده با منه
از اينکه بي درنگ اومديد ممنونم
ما يه اظهار نامه از شما ميخوايم در مورد
تمام اتفاقاتي که ديشب افتاده
کاملا همه ي اتفاق ها با جزئيات
متاسفم استنلي. من واقعا نميدونستم چه اتفاقي
افتاده تا اينکه تو روزنامه هاي رو دکه خوندم
و همينطور براي گروهي که تو ازشون حمايت کردي هم متاسفم
واقعه ي تلخيه. البته که بايد هم ناراحت باشي
البته که هستم ولي اون به اين هيچ ربطي نداره
من عصباني هستم چون مطلقا هيچي در مورد
حضور اين آقا در اينجا به من گفته نشد
متوجه ـم. غافلگير کننده س
تو عادت داشتي تنهايي اينجا حکومت کني، ميدونم
که البته فراموش نکنيم که در اين مدت
تيراژ رو بيشتر از دو برابر کردم
اما مطمئنم تو و اريک با هم خوب کار خواهيد کرد
شما رو فراموش نکردم ها رزي
خب نميدونم اون چيکار ميخواد بکنه
چه کاري براش هست که بخواد بکنه؟
آه، اريک بهش بگو ميخواي چيکار کني
من به طور مشخص روي جديدترين اخبار متمرکز ميشم
جديدترين اخبار؟ فکر ميکنم الان هم ما اينکار رو انجام ميديم
منظورم جديدترين طراحي هاي گرامافون، آخرين
مدل هاي راديو و بهترين ها براي خريدن هست
!محض رضاي خدا! ظرف يه هفته خواننده هامون ميشن سه نفر
ما يه مجله ي موسيقي هستيم
و چيزهاي ديگه هم خواهد بود
مثلا هفته ي گذشته در نيويورک وقتي که صداي يه خواننده
توسط يه رشته ي نور، کاملا توسط يه پرتو نوري از
يه ساختمون بلند تو "منهتن" به يه ساختمون ديگه
منتقل شده و همزمان از پنجاه ايستگاه راديويي پخش شده
و مطلقا هيچ جور سيم مسي هم تو کار نبوده
و ديده نشده، چه اتفاقي افتاده
فقط با يه پرتو نور؟
واقعا هفته ي پيش اين اتفاق افتاده؟
اصلا خبر نداشتم
خيلي هيجان انگيزه
من داخل رو نگاه کردم و ديدم اون اونجاس
و خيلي بد داره خونريزي ميکنه
با فرياد کمک خواستم و آژير آتش سوزي رو به صدا در آوردم
فکر خوبي کرديد آقا
هيچکس نبود
ممنونم آقاي لستر
همش تموم شد؟
به نظرم بله
تقريبا همش بود
اگه براتون سئواله بايد بگم شما مظنون نيستيد آقاي لستر
فقط به اين دليل که شما رو ديدن که چند دقيقه قبل از
ساعت يازده و نيم با ماشينِ دو نفره تون وارد هتل شديد
و وقت کافي براي انجام حمله به خانم تيلور
رو قبل از اينکه با اون ديده بشيد، نداشتيد
با توجه به مقدار خونِ روي زمين، به نظر ما ايشون مدتي تو اون اتاق بودن
حداقل مطمئنن براي چند دقيقه
عجب
فقط يه موضوع ديگه هست
شما ميگيد بلافاصله قبل از اينکه خانم تيلور رو
پيدا کنيد آقاي لاسکام رو تو يکي از
راهروهاي طبقه ي اول ديديد و ايشون گفت
که از قطارش جا مونده؟
بله
اما خواهر ايشون به ما گفته که
قطعا ايشون به قطارِ شبِ ساعتِ
نُه و نيم به مقصد پاريس رسيده و سوارش شده
خب من فقط ميتونم دوباره بگم که اونو ديدم
و اون با من حرف زد
ممنون آقاي لستر. تمام چيزي که نياز داشتيم بدونيم همين بود
راستي خيلي مهمه تا وقتي که ما بتونيم خودمون با
آقاي لاسکام صحبت کنيم اون قسمت آخر حرفهاتون
رو به دلايلي که واضحه، پيش خودتون نگه داريد
تو اينجا چيکار ميکني؟
خواستن بيام به چند تا سئوال راجع به ديشب جواب بدم
چه اتفاق غم انگيزي افتاد، لوئي
آره، من الان مستقيم ميرم بيمارستان تا ببينم حالش چطوره
من صبح زنگ زدم؛ جسي هنوز بيهوشه
اما اونها فکر ميکنن وضعيتش ثابته
چند لحظه بمون تا بعد از اينکه از اونجا اومدم
بيرون با هم بريم صبحونه بخوريم. خيلي طول نميکشه
وبعدش هم با هم ميريم بيمارستان. نظرت چيه؟
اين بالا هم پليس گذاشتن
مگه انتظار دارن چه اتفاقي بي افته؟
به خاطر روزنامه هاس لوئي
و همچنين دوربين هاي بخش هاي خبري
هيچي نميتونه مانع تلاش اونها واسه عکس گرفتن بشه
پليسه با من
صبح بخير
سلام به شما دو تا
انتقالش دادم به اين اتاق چون اون يکي اصلا رضايت بخش نبود
من مطمئنم لاوينيا تا حالا تمام هزينه هاي بيمارستان رو تقبل کرده
No comments yet. Be the first to leave one.