Moon in the Day

Moon in the Day (낮에 뜨는 달)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

MoonintheDay-E13-VIU Sunflowermag
Ulasan oleh sunflowermag

Tag

other
Diterbitkan pada: 2023-12-14
Muat Turun: 35
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

"مهتاب در روز"

از اینکه دوباره پشیمون بشم میترسم

میترسم اگه دوباره عاشقت بشم

یه تراژدی دیگه مثل زندگی گذشته مون رخ بده

ولی کاریش نمیتونم بکنم

...خیلی دوستت دارم

و میخوام زندگی کنم

فقط میخوام به عنوان کانگ یونگ هوا باهات باشم

فقط میخوام همینطوری باهات زندگی کنم

آره

بیا زندگی کنیم

بیا زندگی کنیم

...حتما

سرنوشتمون رو عوض میکنم

...بهت قول میدم

این بار پایانمون

غمگین نباشه

ولی برای رسیدن بهش نباید دوباره کسی به خاطر من صدمه ببینه

ازشون محافظت میکنم

از جفت تو و آدمای کنارت

باهم دیگه

دو تا بهتر از یکیه

.. منم دیگه

پا پس نمیکشم، یا فرار نمیکنم

برای انجامش

به اسلحه احتیاج داری

از این به بعد درش نیار

الان، این طلسم

تنها سلاحیه که میتونه در مقابل سو ری بو ازت محافظت کنه

از اینکه طلسم رو ول کردم حس بدی داشتم

انگار داشتم تو رو به جا میذاشتم و میرفتم

تصمیم گرفتم به همه چی پایان بدم

ولی چندین بار پشت سرم رو نگاه کردم

فکر کنم به خاطر اینه که اینجوری برگشتی

ممنون که جلوم رو گرفتی

و نذاشتی از خودمون دست بکشم

تو بودی که اول اومدی و دستم رو گرفتی

ممنونم

که دستام رو رها نکردی

همه چیز ما"

همه چیز ما

"مهتاب در روز"

"قسمت سیزدهم، وسواس و وابستگی"

همیشه مشغول رفتن تو آب و نجات مردم بودم

راستش رودخانه هان برای این اینجاست

پس انقدر مستاصلانه دعا کردی؟

معلومه، واقعا فکر میکردم دارم میمیرم

دعا کردم اگه خدای نگهبانی دارم نجاتم بده

و بعدشم هوشیاریم رو از دست دادم

احیانا

اونموقع هم تو بودی؟

بجز من خدای نگهبان دیگه ای هم داری؟

همین حالاشم چندین بار همو بوسیدیم

چرا یهویی خجالت کشیدی؟

یهویی حس کردم نامردیه

حتی وقتایی هم که من نمیدونستم

تو مراقبم بودی و نجاتم دادی

ولی در آخر تصمیم گرفتم با تو باشم

بهت گفتم

منم از اول همچین حسی نداشتم

ولی فکر میکنم اون لحظات برای زمان حالمون وجود داشتن

تا نگاهمون به یه سمت باشه

و همراه و کنارت قدم بردارم

بیا حتما برگردیم اینجا

غروب آفتاب اینجا خیلی خوشگله

بیا دوباره برای تماشای غروب آفتاب برگردیم

زیر انداز پهن کنیم و نودل لیوانی بخوریم

و کنارهم بشینیم

نظرت چیه؟

باشه، همینکارو بکنیم

بالاخره شبیه کانگ یونگ هوا شدی

ولی فعلا باید یه سری کار انجام بدیم

باید بفهمیم چجوری از شر سو ری بو خلاص شیم

قبلش

چیزهای خیلی مهمی هست که باید بهشون رسیدگی بشه

چرا انقدر کله شقی؟

فعلا نباید از بیمارستان مرخص بشی

گفتم یونگ هوا داره عجیب رفتار میکنه

جواب تماس هام رو نداده

و اون روح هم با عجله رفت و حالت چهره ش عجیب بود

تبریک میگم

خدایا- عالیه-

کِی همه اینارو آماده کردین؟ "به خونه خوش برگشتی"

خب، برای دیدن اونی به بیمارستان رفتم ولی گفتن مرخص شده

پس، اینارو عجله ای آماده کردم

آهای، آخ

چرا جواب تلفنت رو ندادی؟

میدونی تا اینجا بیام چقدر نگران بودم؟

وقتی خواستم اینکارو بکنم، باید جلوم رو میگرفتی

ولی هنوزم باید سعی کنیم رضایتش رو جلب کنیم

سخت تلاش کردن هیچ فایده ای نداره

مگه از رو نعش من رد بشین

یونگ هوای باارزش من

عمرا بذارم به دست بیاریش

خدایا، اینجوری نباش

اول گوش بده ببین چی میخوان بگن

الان جدی هستی؟

تو طرف کی هستی؟

فکر میکنم به اندازه کافی تلاشمون رو کردیم

هزار و پونصد سال پیش

از قبل ازدواج کردیم

چی؟ خب که چی؟

فقط چون تو زندگی گذشته تون ازدواج کردین منم الان راحت قبول کنم؟

مهمترش اینه که

الان کانگ یونگ هوا توی خطر بزرگیه

من تمام زندگی های گذشته زنم رو زیر نظر داشتم

اون همیشه قبل از تولد 30 سالگیش

کشته میشه

کشته؟

الان دیگه داری چی میگی؟

پس منم سعی دارم ازش محافظت کنم

و برای انجامش

به کمک اطرافیانش احتیاج دارم

اگه مدام بهم مشکوک باشی و نذاری ببینمش

توی خطر بزرگی قرار میگیره

اگه روز تولدش باشه

پس تقریبا یه هفته وقت داریم، نه؟

کانگ یونگ هوا تو بگو ببینم

همه این چرت و پرت ها چیه؟

راسته، اونی

یه روح شیطانی هست که سعی داره منو بکشه

حادثه های قبلی و اتفاقی هم که برای تو افتاد

همه مربوط به اون روح شیطانی بودن

اون روح شیطانی

داخل بدن سوک چول هوانه

بله؟

وقتش رو ندارم همه چیو توضیح بدم تا متوجه بشین

فقط به اون اعتماد کن، و بذار کنارش باشم

به خاطر خواهرت عزیزت، کانگ یونگ هوا

داری تهدیدم میکنه که اگه مخالف باشم، میمیره؟

چون نزدیک بود به خاطر من بمیری

روح شیطانی با استفاده از آدمای اطرافم، بهم حمله میکرده

الانم دارم اینو بهت میگم چون امنیت همه ما در خطره

و مخصوصا تو اونی تنها خانواده من هستی

تمام تلاشم رو میکنم تا نه کانگ یونگ هوا و نه کس دیگه ای صدمه نبینه

قول میدم تا جایی که بتونم از همه محافظت کنم

پس به خاطر این بود

نمیدونستم پای جونش وسطه

به خاطر همین همیشه شکایت کردم

اونی

لطفا حالا باورمون کن

اونجوری، میتونیم از تو و آقای جانگ هم محافظت کنیم

تو

میتونی خوب بنوشی؟

میگن برای فهمیدن ذات واقعی آدم باید باهاش نوشیدنی زد

چرا یهویی نوشیدنی میزنیم؟

همین چند روز پیش عمل شدی

شوالیه من

اگه برنده بشی یه سفر سه روزه به عنوان زوج به سوک چو میریم، قبول؟

قبول

نوشیدنی همه ش قدرت ذهنیه

پس منم شوالیه تو میشم

من تا حالا توی هیچ مبارزه ای نباختم

شروع کنیم

چی؟

از روحیه ت خوشم میاد

شروع کنیم؟

باید به سوک چو بریم- آره-

خدایا

یون جه

خدایا

نمیتونی اینکارو بکنی

واو، این- بیا اینکارو نکنیم-

واقعا، چرا

اگه انقدر سریع بنوشیم، میمیریم

خوبی، هان جون او؟

راستش رو بخوای

حداقلش، ظاهری از تو سن بالاتر به نظر میام

فقط وقتی بهم احتیاج داره هیونگ صدام میکنه

حتی اسمش رو هم به من نگفته

کیم دوها

واقعا انقدر سخت بود اسمت رو بگی؟

بیخیال، اون گربه منه

اونی بیا دیگه تمومش کنیم همه خیلی مستن

مشروب زن خوبی هستی ها

همیشه تو همه چی خوب بودم

گفتی از هزار سال پیش و اینا هستی

از چه کشوری هستی؟ گوریو یا سه فرمانروایی؟

از سورابولِ شیلا

یکم درباره شیلا میدونم

شیلا، عجب تصادفی

یون جه- نه، نه-

هی، اونجا اینکارو نکن بیا بیرون، بیا بیرون

آقای جانگ- پس کجا-

زودباش، نه، نه،نه این طرفی، این طرفی

ولی کجا- !خونه مردمی ها-

بیا اینجا

گفتم این طرفی

چرا اینجوری میکنی؟ خدایا

خب، خودت اجازه منو خواستی

پس بذار یه سوالی ازت بپرسم

چرا یونگ هوا؟

این همه آدم چرا اون باید توی همچین چیزی گیر بیفته؟

چون باید اون میبود

کانگ یونگ هوا

تمام زندگیم زنِ من بود

تنها فرد برای منه

نا یون اونی شورش رو درآورد

حتی یه روح رو هم مست کرد

از وقتی مست شدم 1500 سال میگذره

More Farsi Persian subtitles for Moon in the Day

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left