Maklumat siaran

Fate Zero S01 E11 Uncen BD
Ulasan oleh Dogtor
BD هماهنگ با نسخه

Tag

other
Diterbitkan pada: 2019-01-13
Muat Turun: 40
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

173 baris pertama.

کاري از

Sabzchidori

&

mohamad ali

. آيرسويل

حالت خوبه ؟

. صبر کردن کيريتسوگو بره ، بعدش مستقيم حمله کنن

... اون رعد و برق و اين حمله ي مستقيم

... احتمالا

. دشمن رايدره

هر چقدر دستم رو توي اين دنياي تکراري دراز مي کنم فايده نداره

هميشه اشکاي خالي قلب سياهم رو ذوب مي کنن

وقتي احساساتم توي قلبم به تپش در ميان

نمي تونم بي تفاوت بمونم ، ميام کنارت تا ازت محافظت کنم

وقتي تکه هاي اميدي که گم کرديم رو برمي دارم و به سمت آينده اي روشن تر پيش مي رم

به آرزوهايي که دنبالشون بوديم مي رسيم و مي درخشيم

ما نورمون رو کنار زديم و شکمون رو نابود کرديم

دلم مي خواست ببينمت و ديدمت

اين شب هاي پر اشکو بغل کن

و از غم بنال

آروم آروم آينده اي که جلومونه ، ما رو از زندانِ عقايدمون رها مي کنه

بوسه اي که حس مي کني رو قبول کن و به جلو برو

به هر جايي که بايد بريم

معجزه هاي آلوده ، نشونه اي از زندگيِ واقعين

:هماهنگ سازي

Dogtor

! هي ، سابر

رايدر ؟

. اومدم اينجا قلعتو ببينم

. اين چه قلعه ايه ، دل آدم مي گيره

برا چي زره پوشيدي ؟

امشب اون لباس باحاله رو نپوشيدي چرا ؟

رايدر ، اومدي اينجا چيکار ؟

نفهميدي ؟

اومدم با هم ديگه شراب بخوريم . چه فکر ديگه اي کردي ؟

. اونجا واي نسا ، بيا راهو نشون بده

. حتما يه باغي چيزي داريد که مناسب جشن باشه

. واقعا که ، قلعت چقدر درب و داغونه

. مي گن فقط لايق ترين فرد مي تونه جام مقدس رو بدست بياره

، و جنگي که اينجا ، توي شهر فويوکي ، برقراره

... براي انتخابِ اون فرده ، اما

، اگه هدف فقط انتخاب کردن باشه

. ديگه نيازي نيست خون و خونريزي به پا کنيم

، اگه هممون سرِ اينکه کي بهتره توافق داشته باشيم

. ديگه مشکل خود به خود حله

اوه ؟

براي شروع ، مي خواي درجمونو مقايسه کنيم ؟

. آره

. به عنوان کسي که ادعا داري پادشاهي ، نمي توني اين فرصتو از دست بدي

. اين بيشتر حرف زدن جام مقدسه ، تا جنگ جام مقدس

اينکه کدوممون لياقت اينو داره که جام مقدس رو بدست بياره

. در طي شراب خوردنمون معلوم مي شه

، اين مزخرفات ديگه بسه

. عامي ها

آرچر ، تو اينجا چيکار داري ؟

. آه ، توي شهر ديدمش

. براي همين با خودم گفتم دعوتش کنم

. دير کردن ، طلايي

. خب فک کنم طبيعي باشه . آخه مثل من که سواره نيستي ، راه مي ري

پس تصميم گرفتي توي همچين جاي بي در و پيکري جشن شاهانه بگيري ؟

چطور مي خواي همچين گستاخي اي رو جبران کني ؟

. بي خيال ديگه

. بيا ، يه ذره بزن روشن شي

اين آب جوب ديگه چيه ؟

واقعا فک کردي با همچين چيزي مي تونيم بفهميم کي از بقيه بهتره ؟

با شراب حال نکردي ؟

. بهتر از اين شراب توي فروشگاهاي اينجا پيدا نکردم

. انگار تا حالا مزه شراب واقعي رو نچشيدي

. عامي

. اينو داشته باشيد ، و به حماقت خودتون پي ببريد

! به اين مي گن شراب شاهانه

. واقعا يه گنج واقعيه

! محشره

. خزانه ي من فقط جاي بهترين شراب ها و بهترين شمشيرهاس

. همين يه نمونه نشون مي ده کي پادشاه بزرگتريه

. آرچر

. درسته ، بهترين شرابِ خزانه ت ، واقعا بهترين شراب دنياس

. اما ، جنگ جام مقدس که مسابقه شراب خوري نيست

اول ، بايد بشنويم اگه دستمون

. به جام مقدس رسيد ، چه آرزويي مي کنيم

. وقتي من هستم قانون نذار

همين الان هم قانون رو نقض کردي

. قانون جام اينه که بايد مبارزه کنيم

. اصلا همين الان هم جام مقدس مالِ منه

، همه ي گنجاي اين دنيا بدونِ استثنا

. يه زماني توي خزانه ي من بودن

پس مي خواي بگي جام مقدس يه زماني دست تو بوده ؟

اگه ببينيش مي شناسيش ؟

. نه

. منو با پاشاهاي معمولي مقايسه نکن

مقدار ثروتي که توي خزانه ي منه

. خيلي وقته حسابش از دست خودم هم در رفته

. اما اگه گنجه ، پس حتما مالِ منه

و هر کس که بخواد اين جامو براي خودش برداره

. فقط يه دزد کثيفه

. حرفات با توهماتي که کستر مي زد هيچ فرقي نداره

. انگار اون تنها سرونتي نبوده که ديوونه شده

... بي خيال ، ديگه اينقدر جدي نگيريد

. فک کنم يه حدسي مي زنم که اسم واقعيت چيه

، اما ، آرچر

تو علاقه ي خاصي به خودِ جام مقدس نداري ، مگه نه ؟

. معلومه نه

اما بايد سزاي هر کسي

. که بخواد گنجي از منو بدزده بدم

. موضوع نظم و انظباطه

. آهان

... پس ، آرچر

تو از نظرِ چه وظيفه و قاعده اي حرف مي زني ؟

. از قانون

. قانوني که وقتي شاه بودم گذاشتم

. قانون رو بشکون ، منم گردنت رو مي شکنم

. جايي براي حرف اضافه نيست

که يعني

. چاره اي به جز مبارزه نداريم

... شاه فاتحان

، قبول کردي که مالکيتِ واقعي جام مقدس به کسِ ديگه اي تعلق داره

حالا مي خواي به زور بدستش بياري ؟

چرا اينقدر جام مقدس برات مهمه ؟

. تولد دوباره

ها ؟

هي ، مگه همش نمي گفتي مي خواي دنيا رو بگيري

. اسگل

، درسته که جادو توي اين دنيا بهمون شکل فيزيکي داده

. با اينحال هنوزم سرونتيم

، آرزوم اينه که به عنوان يه انسان

. دوباره توي همين دنيا به دنيا بيام

. و فقط با بدنم ، آسمون و زمين رو دوباره به هم مي دوزم

. به اين مي گن فاتح واقعي

اينجوري شروع مي شه ، همينجوري ادامه پيدا مي کنه

... و همينجوري تموم مي شه

. من همچين فاتحيم

. من که باورم نمي شه يه پادشاه اينجوري رفتار کنه

. خب بگو ببينم تو آرزوت چيه

. آرزوم اينه که کشورم دوباره سرِ پا بشه

، با اون وسيله که مي تونه آرزوها رو برآورده کنه

. سرنوشتِ برينتانا که نابوديه رو عوض مي کنم

. هي ، پادشاه شواليه ها

الان گفتي مي خواي سرنوشتو عوض کني ؟

يعني مي خواي گذشته رو عوض کني ؟

. همينطوره

، حتي اگه يه معجزه هم نمي تونه اين آرزو رو برآورده کنه

... اگه جام مقدس واقعا قدرت برآورده کردن آرزو رو داره

... امم ، سابر

مطمئنم منظورت اين نيست که

مي خواي همه ي ردّي که از تو توي تاريخه رو پاک کني ، مگه نه ؟

! چرا

مگه چه عيبي داره ؟ چرا مي خندي ؟

. کشوري که شمشيرم رو بهم داده ، کشوري که جونمو براش دادم ، نابود شد

مگه عجيبه که از نابودي کشورم ناراحت باشم ؟

شنيدي چي گفت ، رايدر ؟

شنيدي اين دخترک ، که اسم خودشو گذاشته پادشاه شواليه ها چي گفت ؟

" ... کشوري که جونمو براش دادم "

کجاش خنده داره !؟

. براي راحتي کشور ، يه پادشاه بايد هر ايثاري لازمه بکنه

. نه

. پادشاه نيست که ايثار مي کنه

. ملت و مردم خودشون رو براي پادشاه فدا مي کنن

. برعکسش درست نيست

چي ؟

! اين حرفا بربريته

. راس مي گي

. ما قهرمانيم ، چون بربريم

، اما ، سابر

، اگه پادشاهي از حکومت يا تصميماتش پشيمون باشه

. پادشاه نيست ، فقط يه احمقه

. از يه بربر هم بدتره

، اسکندر ، پادشاهيت با کشته شدن جانشين هات تموم شد

. و امپراطوريت سه تيکه شد

اصلا از اين موضوع پشيمون نيستي ؟

. نه

اگه قضاوت

... و ايثاري که زيردستام برام کردن رو به بقيه بگه ، پشيمون نيستم

. نابود شد که نابود شد

Fate/Zero (フェイト/ゼロ Feito/zero) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Fate/Zero (フェイト/ゼロ Feito/zero)

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left