Prison Break

Prison Break

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

Prison Break S02E10 Bluray
Ulasan oleh SKYPERSIA
برگردان به srt

Tag

BluRay
Diterbitkan pada: 2017-02-01
Muat Turun: 82
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫آنچه گذشت :

‫شماره تلفنِ هتل غروب رو می خواستم.

‫یکی در جیلا، نیومکزیکوئه.

‫فردا

‫تو کی هستی.

‫فکر کنم الان دیگه می دونی.

‫اگه یه نفر رو در حیاطِ خونه ام دفن می کردم ‫همیشه بهش فکر می کردم.

‫بذار ما ناپدید بشیم. در عوض، این رازِ کوچولوت ‫رو پیشِ خودم نگه میدارم.

‫می دونم که دوست نداری این اتفاق بیفته.

‫ولی بعضی اوقات، اتفاقهایی میفته که ‫خارج از کنترله.

‫به زودی می بینمت، مایکل.

‫ممکنه حیلی سریعتر از اونی که فکرش رو بکنی.

‫تو نباید اینجا باشی.

‫خواهرت کجاست؟ باید ماری کروز رو ببینم.

‫عروسی راسِ ساعت 2:30 دقیقه اس.

‫ماری کروز بهش جوابِ منفی داده، باورت میشه؟

‫برو پیشِ دوست دخترت.

‫اِل جِی.

‫- هر دوتون بخوابید رویِ زمین، همین الان. ‫- خواهش می کنم...

‫مظنونِ دستگیر شده...

‫لینکولن باروزه.

‫تو بهم میگی گنجِ وِستمورلَند کجاست...

‫وگرنه مثلِ یه جوجه، پَرهات رو می کَنم. ‫تمامِ بخیه هات رو باز می کنم.

‫( تریبون، کانزاس )

‫یه میلیونر که اینقدر یَبٌک مسافرت نمی کنه.

‫این چیه؟

‫این برایِ فشار خونمه.

‫ببین چی پیدا کردم.

‫فکر کنم خانم هٌلَندِر باهاش گوشت می کوبیده.

‫شاید چند ضربه به دستت وارد بشه، یادت بیاد ‫که پولها رو کجا گذاشتی.

‫هی، ما تمام شب رو کتکش زدیم. ‫هیچ فایده ای نداره.

‫باید یه کارِ دیگه بکنیم.

‫مهم نیست باهام چکار می کنی.

‫من هیچ حرفی نمیزنم.

‫خوب، منم متوقف نمیشم تا به چیزی ‫که می خوام، برسم.

‫دوباره شروع نکن.

‫حالا بهم میگی که پولها کجاست، وگرنه اونو ‫از رویِ سنگِ قبرت می خونم.

‫خیلی خوب.

‫باشه.

‫بهت یه نشونی میدم.

‫اون پولها اینجا نیست.

‫( شیکاگو، ایلینویز، دفترِ اف.بی.آی )

‫باروز دستگیر شده.

‫باور نکردنیه.

‫اون، این همه راه رو به آریزونا رفته بود.

‫هر روز، خودش رو گٌم می کرد.

‫ماهونه رو پیدا کردی؟

‫نه.

‫مرتب باهاش تماس بگیرید.

‫من الکساندر ماهونه هستم.

‫لطفاً پیامِ خود را بگذارید.

‫آقایِ کیم.

‫آقایِ کِلِرمَن.

‫لینکولن باروز دستگیر شده.

‫برایِ همین باهات تماس گرفتم.

‫الان کجاست؟

‫تویِ ویلکاکس، آریزونا.

‫ما باید سریعاً خلاصِش کنیم.

‫آقایِ ماهونه کجاست؟

‫دارم باهاش تماس می گیرم، ولی می تونم ‫خودم این کار رو بکنم.

‫ما بی دلیل آقایِ ماهونه رو استخدام نکردیم.

‫اون در لباسِ رسمیه.

‫نگران نباش. این کار رسمی نیست ‫و هیچ سئوالی پرسیده نمیشه.

‫البته.

‫فقط مطمئن شو کسی باقی نمونه تا بهشون ‫جواب بده.

‫( وپلکاکس، آریزونا )

‫پسرم هیچ ربطی به این جریان نداره، ‫خواهش می کنم.

‫قاضی در این مورد تصمیم می گیره.

‫- تماس گرفتی؟ ‫- آره، فونیکس داره نیرویِ پشتیبانی می فرسته.

‫فکر نمی کنم این ماشین با ما باشه، جیمی.

‫چه خبره؟

‫زود باش.

‫بدو، بدو.

‫بیا اینجا.

‫خیلی خوب، آروم باش.

‫- اگه یه بار دیگه سعی کنی... ‫- شما کی هستید؟

‫ما طرفِ تو هستیم.

‫ما طرفِ پدرت هستیم.

‫( شیکاگو، ایلینویز، فرودگاهِ بین المللی اوهِیر )

‫ماهونه، لینکولن باروز دستگیر شده.

‫- کجا؟ ‫- آریزونا.

‫من تویِ راه هستم و به استعدادِ تو در اونجا ‫نیاز دارم.

‫در اسرعِ وقت به اونجا میام.

‫فکر کنم متوجه نشدی.

‫به آریزونا بیا.

‫من خیلی به اسکوفیلد نزدیک شدم.

‫ما یه پرونده در قفس داریم.

‫ممکنه من هم داشته باشم.

‫نمی خوای محلِ قرارِ اسکوفیلد با تانکرِدی ‫رو پیدا کنم؟

‫این اتفاق امروز میفته...

‫و من هم دقیقاً توی محل هستم.

‫..:: تهیه و تنظیم توسط گروه کاپیتان ::.. ‫مترجم : ع.ف جاوید

‫( جیلا، نیومکزیکو )

‫( ترینیداد، کلٌرادو )

‫به چی داری نگاه می کنی؟

‫- ما کجا هستیم؟ ‫- اصلاً مهم نیست.

‫شما، اینجا در امانید.

‫می تونی بشینی.

‫تا پدرم رو نبینم، هیچ کاری نمی کنم.

‫تنها چیزی که می تونم بهت بگم اینه که ‫پدرت تویِ راهه.

‫هواپیماش تا یک ساعتِ دیگه فرود میاد.

‫چرا باید بهت اعتماد کنم، خانم؟

‫فکر نکنم چاره دیگه ای داشته باشی.

‫می تونم اگر خواستی تو رو پیشِ ‫پلیسها برگردونم.

‫- شما می خواستید جایی برید؟ ‫- راستش، آره

‫ما نمی تونیم بذاریم شما برید.

‫پدرت توقع داشت که برادرت هم باهات باشه. ‫تو می دونی اون کجاست؟

‫تو واقعاً فکر می کنی بهت جواب میدم؟

‫تو باید با ما همکاری کنی، لینکولن.

‫ما می خواهیم کمکت کنیم.

‫مایکل اسکوفیلد، یک هفته پیش از زندانِ ‫فاکس ریور فرار کرده.

‫نه، تا حالا ندیدمش.

‫اگر دیدیش، با این شماره تماس بگیر.

‫حتماً.

‫یه هتلِ دیگه هم تویِ خیابونِ پائینیه.

‫ممنونم

‫بله؟

‫یه فَکس دارید.

‫میشه از زیرِ درب، بندازید داخل؟

‫ممنونم.

‫( یک ساعت بعد، جاده باتِرفیلد، شماره 16781 )

‫( دایناسور، نِبراسکا )

‫تِرِزا.

‫فرناندو سوکرِی، پشتِ خطه.

‫- فرناندو. ‫- تِرِزا.

‫- اون، اینجا نیست. ‫- لطفاً قطع نکن.

‫من واقعاً متاسفم. خواهش می کنم.

‫فقط...

‫فقط می خوام یه چیزی بدونم.

‫تو الان یه مشکلی بزرگتر از خواهرِ من داری.

‫نه، صبر کن، خواهش می کنم.

‫باید باهاش صحبت کنم.

‫- خواهش می کنم. ‫- تو نمی تونی.

‫ما امروز عصر، اینجا رو ترک می کنیم.

‫- کجا می خواهید برید؟ ‫- ایکستاپا، مکزیکو.

‫تا یک هفته دیگه بر نمی گردیم.

‫ما به ماه عسلی میریم که قرار بود با هکتور ‫داشته باشه.

‫تا چند ساعت دیگه میاد منو می بره.

‫چه ساعتی؟

‫قبل از ساعتِ 02:00

‫اون باید باهام تماس بگیره. من بهت ‫یه شماره میدم.

‫- تو کجایی؟ ‫- این شماره رو از آی.دی کالِرِ تلفنتون بردار.

‫خواهش می کنم، تِرِزا، بهش بگو ‫تماس بگیره، باشه؟

‫من همینجا هستم.

‫سلام، سارا.

‫مطمئن نبودم که بیایی.

‫چاره ای نداشتم.

‫مطمئنم برات آسون نبود که اینجا بیایی.

‫تویِ پیغامت گفتی که نقشه ای داری تا ‫اوضاع رو درست کنی.

‫می خوام بدونم اون چیه.

‫آره، دیشب یه اتاق گرفت.

‫- تنها بود؟ ‫- آره.

‫کیلی فاستر.

‫اتاقِ شماره 9 رو بهش دادم.

‫شما همون مَردی هستید که سعی کردید ‫امروز تماس بگیرید؟

‫کسی می خواست امروز صبح باهاش تماس بگیره؟

‫آره، اون تلاش کرد که بهش یه فَکس بفرسته.

‫آیا این کار رو کرد؟

‫آره. حدود 20 دقیقه پیش.

‫آیا هنوز تویِ حافظه دستگاه هست؟

‫فکر کنم.

‫می دونی اینجا کجاست؟

‫پنج دقیقه با اینجا فاصله داره.

‫اگه اون دختره برگرده، کاری باید انجام بدم؟

‫اون بر نمی گرده.

‫ترتیبی دادم تا به پاناما بریم.

‫فردا برادرم رو ملاقات می کنیم.

‫صبر کن، نقشه ات اینه؟

‫با دو مَردی که در آمریکا تحتِ تعقیب هستن ‫به پاناما فرار کنم؟

‫مایکل، من به اینجا اومدم چونکه فکر می کردم ‫جوابِ واقعی داری که بهم بگی.

‫این یه جوابه.

‫در حالِ حاضر، همین یه راه رو داریم.

‫یعنی با مَردی که بهم دروغ گفته به مقصدی ‫نامعلوم، فرار کنم؟

‫واقعاً؟

‫منظورم اینه که آیا در موردِ بقیه فراریها فکر کردی؟

‫آیا می دونی من باعث شدم تی بَگ به ‫خیابونها برگرده؟

‫من نمی خواستم این اتفاق بیفته.

‫کاری رو کردم که باید می کردم.

‫- برادرم می خواست بمیره. ‫- پدرم مٌرده.

‫در موردِ پدرت متاسفم.

‫بابتِ خیلی چیزها متاسفم.

‫بابتِ کاری که باهات کردم.

‫خیلی پشیمون و متاسفم.

‫پشیمونی تو، الان کمکی بهم نمی کنه.

‫باز هم میگم متاسفم.

‫من ازت توقع نداشتم که...

‫ازت توقع نداشتم که منو ببخشی.

‫ولی نمی خوام...

‫نمی خوام تنها باشی.

‫من نمی خوام تنها باشم.

‫بریم.

‫سوارِ ماشین شو.

‫از این طرف نمی تونیم فرار کنیم. باید از ‫همین راه از اینجا خارج بشیم.

‫محکم بشین، فقط محکم بشین.

‫- مایکل، چکار داری می کنی؟ ‫- فقط محکم بشین.

‫زود باش.

‫مایکل.

‫حالت خوبه؟

‫هنوز پشتِ سرمونه.

‫محکم بشین.

More Farsi Persian subtitles for Prison Break

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left