200 baris pertama.
یه لکه کوچیک، وسط، پایین، سمت راست.
در کل وضعتیش خوبه دو تا عیب کوچیک داشت که
همین الان دیدم.
وسط، سمت راست.
یعنی وسط تابلو.
و بعد پایین، راست.
یادت میمونه.
تویی لورن؟
بله، خاله.
خیلی ممنون.
قهوه میل دارید، خانم؟
نه ممنون، میل ندارم.
با تخمین 800 هزار، باور کنید قیمتها رو میبره بالا.
- تضمین... - من یه تضمین 1 میلیونی میخوام.
صد در صد امکانپذیره.
- اینم بپرسید که ... - آه، ولم کن دیگه!
دخترم همیشه میگفت که یه حراجگذار
مثل یه جراح زیباییه.
باید بهش اعتماد کرد.
رو همین حساب من بهتون اعتماد میکنم.
حق با شماست.
ما تابلوی شما رو به زیباترین حالت ممکن درمیاریم.
یه طرح اولیه برای کاتالوگ داریم.
خیلی شیک میشه، خواهید دید.
من که نمیتونم ببینم، آخه نابینام.
خواهرزادهتون یا دخترتون میان؟
دخترم، نه، غیرممکنه.
من دقیقاً به این خاطر این تابلو رو میفروشم که نمیخوام اون به ارث ببره.
چون دخترم یه هرزهست.
فقط به فکر خوشگذرونیه.
با سیاهپوستها میپره.
دیگه با هم حرف نمیزنیم.
غمانگیزه.
آره، مخصوصاً بابت اینکه فقط با سیاهپوستها میپره.
در مورد شرایط پرداخت صحبت نکردیم.
میخوام کل پول رو همین الان بگیرم.
پس کل پرداخت فوری انجام میشه.
آرور میشه یادداشت کنی؟
شما اهل کجایی، آرور؟
مادرم اهل روسکوفه.
آه، پس شما بِرِتونی هستید.
شوهر من اهل وان بود.
احمق بود، مثل باقی دکترها.
سلیقه نداشت.
ولی من به اندازه دو نفر سلیقه به خرج میدادم.
در عوض، قشنگترین چشمهای دنیا رو داشت.
ممنون.
خوبی؟
آره، خوبم.
رنگت پریده.
بهتر از اینه مثل سیاهپوستها باشم.
تو ماشین حالت بد نمیشه؟
نترس.
اینو میگم چون نگهداریش خیلی سخته.
زیاد با این جور آدما سروکار داری؟
از این مدل زنها؟
خیلی زیاد.
عاشقشونم.
ببین آرور، اگه واقعاً میخوای این کاره بشی، باید آماده همه چیز
سر یه معامله باشی.
وگرنه، سودش میره تو جیب رقیب.
و این اصلاً خوب نیست.
من آماده همه چیز هستم.
آره؟
حتی لاسزدن.
ببین امروز صبح با این خانومه چیکار کردم.
میدونی این شغل چی داره که عالیه؟
بهترین حالتش وقتیه که یه چیز واقعاً کمیاب پیدا میکنی.
اون موقعست که تو میشی ایندیانا جونز.
ولی بقیه وقتها، 99 درصد عشوه میایم، لاس میزنیم.
من حاضرم لاس بزنم.
اگه برای شما باشه، حاضرم.
نشنیدم چی گفتی.
گفتم که هر چی شما بخواید رو میخوام.
هر چی که یه معامله خوب میخواد، آرور.
ما تو قرن بیست و یکم هستیم.
من داشتم در مورد کار و حرفه صحبت میکردم.
این یه استعاره بود.
مادرت واقعاً اهل راسکوفه؟
اهل مونتوبانه
مترجم: اشکان هیدی
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
راستی، تو یه کم چاق نشدی؟
چرا.
به خاطر ویروسه.
و صد البته ورزش نکردن.
بعدشم که یائسگی اومد.
و خب.
همه چی با هم.
هورمون مصرف نمیکنی؟
یائسه که شدم، دیگه مراقبت میکنم.
اتفاقاً موقع یائسگی باید مصرف کنی.
اگه دیر نشده، بیا مصرف کنیم.
اضافه وزن واسه همینه دیگه.
- سلام. - روزبخیر کمل.
خوبی؟
آره خوبم.
سلام پاکو.
سلام.
خوبی؟
خوبم تو خوبی؟
سلام ماریا
سلام.
نمیدونم مارتین بیدار شده یا نه.
آره، بیداره.
بهش زنگ زدم.
اومدیم یه دست بازی کنیم.
رفتیم سر کار.
این فلنها واسه شما هم هست.
من که همشو نمیخورم.
همهشو؟
تمومش میکنیما.
ممنون
ممنون.
اوضاع با پسره چطور پیش میره؟
ولش کردم.
برش دار.
چرا؟
باید بذاریش اونجا.
آره خب.
نه، بیخیال، من بازی کردم، مهم نیست.
لعنتی، این هم خنگه.
داداش، قبل از بازی کارتها رو نگاه کن.
بعضی وقتها عمداً این کارو میکنی.
ببین، این کارت رو بردار و دفعه بد بذارش.
نه، من برش نمیدارم.
چرا، لطفاً انجامش بده.
نه، برنمیدارم، این کار درست نیست.
ولش کن، دیگه خستم کردی.
نه، ولی واقعاً.
بیا، خنگ بازی درنیار.
این چیه، فایده نداره.
اول غذات رو تموم کن بعد حرف بزن داداش.
- بنویس 16 امتیاز. - نه ولی جدی.
ببین، یه روز من به یه دختره گفتم میخوای با من دوست شی؟
نگام کرد و گفت: پسر دندوناتو دیدی؟
عمراً.
عجب دختر عوضی.
کی بود این؟
خیلی ناراحتم کرد.
خیلی... وقت پیش بود.
شونزده.
چند وقت پیش؟
حالا واسه ما مارموز بازی درنیار، کی بود؟
خیلی وقت پیش بود...
خب بگو دیگه، چرا من من میکنی؟
نمیخوام زندگیمو برات تعریف کنم.
بگو.
کلاس پنجم بود... نمیدونم.
ولش کن، میگم این به ما نمیخوره.
چی؟
بیخیالش.
نگاه کن، سیگار نداریم دیگه.
باشه، من میرم.
میری؟
آره، یه بلیط بختآزمایی هم بخرم.
ممنون.
سگتون بلژیکیه؟
شپرده بلژیکیه.
یا آلمانی.
تو اهل کجایی داداش؟
من اهل استکهلمم.
معلوم نیست؟
این چند میشه؟
بخش هنر مدرن.
آرور، هنوز داری قهر میکنی؟
من قهر نیستم.
آها.
خانم سوزان اگرمن از مولوز.
به نظرت چی میخواد؟
نظری ندارم.
درست نیست.
من از کجا باید بدونم؟
هنوز قهری.
بهت هشدار میدم،
من با منشی که همش قهر میکنه کار نمیکنم.
تو این حرفه قهر کردن معنی نداره.
باید لبخند زد و مؤدب بود.
عینکم رو نمیخوام، بگید چی نوشته.
درخواست کارشناسی کرده برای تأیید
یه نقاشی از اگون شیله که یکی از مشتریاش داره.
یه چی؟
یه تابلو از اگون شیله.
یه تابلو؟
آره، اینجوری نوشته.
خب، جوابش رو میدیم.
چون باید همیشه به نامهها جواب داد.
اگون شیل چند میارزه؟
گرون.
ولی دیگه پیدا نمیشه.
آخرین تابلو مال سی سال پیشه.
همشون تو موزهها هستن.
خب؟
خب، پس این تقلبیه.
من چیزی نمیبینم.
شمارش رو بگیر، باید رو سربرگ باشه.
گوشیم رو بردار.
لطفاً.
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.