200 baris pertama.
تیم ترجمه بارکد Mahi, mahsa,sadaf, Ayda
این یک سریال ساختگی بر اساس حقایق تاریخی است
برخی از مکان ها و شخصیت ها ساختگی می باشند
قسمت دهم
یون
یون
یون زنده بمون
یون
اورابونی
حرف نزن
حرف بزنی خونریزیت بند نمیاد
من خوبم
درد ندارم
بهت میگم حرف نزن
دیگه
آسیب نبین
نمیخوام که
دیگه بخاطر من
عذاب بکشی
سون هو اورابونی کجاست؟
نگران نباش
حالش خوبه
اورابونی
جانم یون
میدونی
از اینکه خواهرت بودم
خوشحال بودم
واقعا
خوشحال بودم
یون
یون
یون
یون
یون
نرو
اگه بری اونجا
توام میمیری
وای چه خبره؟
نام جون
زهر روی خنجر داره تو جریان خونت پخش میشه
وقتی جنازه ی خواهرت درحال فاسد شدنه
بدن توام تحلیل میره
چرا انقدر عصبی هستی؟
مگه مقصر مرگ یون خودت نیستی؟
تو زدی زیر قولت
برای همین اون بخاطر تو کشته شد
من زدم زیر قولم چرا یون رو کشتی؟
چرا به جای من اونو کشتی؟
چون میدونم
این برات دردناک تره
تو هیچی درباره ی من نمیدونی
چطور میخوای منو بکشی وقتی نمیدونی قادر به انجام چه کاراییم؟
من رو جنازه های بیشماری از دشمنام پا گذاشتم
تا به اینجا برسم
واقعا فکر کردی
میتونی منو نابود کنی؟
توئه ناچیز چطور جرأت میکنی
دهنتو ببند عوضی
تو جنازه ی پدرتو آوردی پیشم و با گریه التماس کردی دفنش کنم
چرا جنازه ی خواهرتو نیاوردی؟
اگه توأم بمیری
کی خواهرتو دفن میکنه؟
دست نگه دار
دست نگه دار
یا در غیر اینصورت گردنتو میزدم
چرا زندگیتو بخاطر این بی خاصیت به خطر میندازی؟
اون آدم منه
ازم محافظت کرد
پس منم باید ازش محافظت کنم
خیلی خوش شانس بودی که به عنوان پسر پادشاه متولد شدی
بر عکس از بخت بد من اینطور نبودم به همین راحتی
پس من
از جونش میگذرم
اگه حتی انگشتت بهش بخوره
با تموم سلاح هایی که دارم تیکه تیکه ات میکنم
من اینجوری
از آدمای خودم حفاظت میکنم
و این دلیل زندگی کردنمه
فکر نمی کنم بدرد شمشیر زنی بخوری
چطور جرأت میکنی همچین چیزی بگی؟
بهت گفتم که من مربیتم اینجام تا بهت مهارت شمشیرزنی یاد بدم
من مربی خودمو انتخاب میکنم
برای رد دادن شمشیرم عقب نکش
بهت گفتم تو زاویه ی مناسب جلوی ضربه ی منو بگیر
برای فرو کردن از ضربه های عمیق و برای بریدن و زخمی کردن از ضربه های کوتاه استفاده کن
چند بار باید بهت بگم اینو؟
همونطور که خودت گفتی من شاگردمو انتخاب میکنم
تو شایستگیشو نداری
شمشیرزنیت خوبه
من بهترین شمشیر زن گوریوام چی؟ خوب؟
توی تیر اندازیم خوبی؟
میخوای بهت یاد بدم چطور از اینکه تیر بهت بخوره جاخالی بدی؟
آره
پرتاب کن
چرا جاخالی ندادی؟
فکرکردم اگه جاخالی بدم به عنوان شاگردت قبولم نمیکنی
پس من اولین شاگردتونم؟
اولین شاگردم
خونه است پسرمه
بخاطر داشتن چنین مربی بی نظیری بهش حسادت میکنم
هویی - هویی -
هویی
از اینجا به بعد خودمون مراقبش هستیم
بیا بوم
مطمئن شو حالش خوب میشه
چیشده؟
چرا زخمش این شکلی شده؟ - به خاطر سمه -
سم گلویدیوس ئه زهر یکی از سمی ترین مار هاس
..باید هویی رو
نجات بدیم
نمیشه بذاریم اینطوری بمیره
معلومه که نمیشه
حتی اگه لازم باشه تمام زهر رو از بدنش بمکم اونو نجات میدم
بوم اونو برام بیار
..یون
تا آخرین نفسش منتظرت بود
نام جون
اون خنجر رو سمی کرده بود
حرومزاده عوضی
زنده میمونه؟
همین الانشم به سختی نفس میکشه
این که بخواد زنده بمونه یا نه به خودش بستگی داره
اول باید یون رو بدرقه کنیم
به عنوان صاحب عزا
باید بری داخل و باهاش خداحافظی کنی
اورابی
اون کفشای گل دار رو پس نده
...ترجیح میدم
تا وقتی اندازم شه نگهشون دارم
..اینطوری میدونم که
حذاقل تا وقتی که بزرگتر بشم ، زنده میمونم
یون خواهر عزیزم
امیدوارم این کفش های گل دار تو رو به جای بهتری ببرن
چیزای جدیدی رو ببینی که هیچوقت فرصت دیدنشون رو پیدا نکردی
و هرجا دلت خواست سفر کنی
نام سون هو
من هیچوقت حالت دیگه ای از چهرت ندیدم
وقتی خسته ای لبخند میزنی وقتی چیزی رو اعصابته لبخند میزنی
بعضی وقتام فقط لبخند میزنی
واقعا؟
میتونی پیش من خودتو خالی کنی
جای دیگه ای نیست که بتونی خودتو خالی کنی
...یون
چطوره؟
بیماریتون جدی شده بانوی من
دیگه نمیشه مخفیش کرد
..چقدر دیگه
زمان برام مونده؟
میتونی بری
تدارکات مراسم چای چطور پیش میره؟
..خب اون
پس شش نفرشون یهو مریض شدن
و چهار نفرشون کار فوری براشون پیش اومده
..دونفرشون درگیر مسائل خانوادگی ان و سه نفرشون
حتی به خودشون زحمت ندادن بگن که چرا نمیتونن شرکت کنن
منتظر چی هستی؟
همین الان همشونو احضار کن
برای همینه که
...به من دستور داده شده
که در ازای بخشیده شدن زندگیم نزدیک ولیعهد نشم
برای همین افراد لایق هم دارن از ایشون فاصله میگیرن
نصفشون با بانگ وون دست به یکی کردن
..و بقیشونم
دور و بر من محتاطانه عمل میکنن
این لیست نقاط ضعف همشونه
اگه لازم شد تهدیدشون کن یا گزارششون رو بده
هرکار لازمه بکن که برشون گردونی سمت خودمون
چه غلطی داری میکنی؟
چیزی نمونده که بانگ وون شما رو به قتل برسونه
بعد شما اینجا نشستین و منو بوسیله نقاط ضعف مقامات زیردست تهدید میکنید
فقط یه راه داره که ولیعهد بتونه به تاج و تخت برسه
شما باید جلوی بانگ وون زانو بزنید
...به عالیجناب و مردم چهره ی یه مادر درمونده
که حاضره هرکاری برای نجات پسرش بکنه ، نشون بدم؟
فقط اینطوری میتونین یکم برای خودتون زمان بخرین
زمان برای اینکه ولیعهد بزرگ شه
و من دوباره به اوج برگردم ..همینطور میتونین
...از زمان کم باقی موندتون
نهایت استفاده رو ببرید
سرورم به نظر میرسه به زودی قراره بارون بباره
به نظرم اگه ملکه رو توی بارون نگه داریم
مردم کشور
براشون دلسوزی میکنن
...چیشده که ملکه
به این جای حقیرانه اومدن؟
این اولین مراسم یادبود ملکه ی مرحوم ئه
معلومه که من برای ادای احترام به اینجا میام
"ملکه؟"
این شما بودین که گفتین بخاطر اینکه ایشون قبل از تاسیس این دولت فوت کردند
نمیشه "ملکه" خطابشون کرد
و باید بهشون القاب بی ارزش و حقیر بعد از مرگ داد
...برای همینه که باید اینطور جداگونه
براشون مراسم یادبود بگیرم
من فقط داشتم از رسم و رسومات پیروی میکردم
همون رسم و رسوماتی که اجازه میده ..یه معشوقه معمولی ملکه
...و پسر حرومزاده اش
ولیعهد بشه؟
من از عالیجناب خواستم که تو رو به عنوان یکی از پایه گذار مدافعان در نظر بگیره
من هر سال به مراسم یادبود ایشون میام
و هر ماه برات یه نامه صمیمانه میفرستم
No comments yet. Be the first to leave one.