190 baris pertama.
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
ببينم ، فکر ميکني اگـه من ژيگولو بودم واسـه يه شب چقدر ميتونستم پول بگيرم ؟
اينجا يا تو ژاپن ؟ - چه فرقي ميکنـه ؟ -
. خب ، توي ژاپن روشنفکری بيشتره
. به غير از بدن چيز ديگـه هم ميتونن ببينن
ژاپن رو ول کن . خودت چقدر ميدادي ؟
. نميدونم . يه دلار
. فکر ميکنم حداقل سيصد دلار بيارزم
. فکر نکنم
. ببين ، واسـه يه شب کامل - . ميدونم -
. داري ارزش منو مياري پايين - . تو يـه ژيگولويي -
. خب ، تو منو استخدام کردي . من اين وسط قربانيـَم
مجبورت کردم که اينطوري زندگي کني ؟
. بلـه . تو و همهي زنهاي مثل تو
Seinfeld S08E15 : The Susie Original Air Date : 13.2.1997 Subtitle by : IMDB-DL Translation Team
. ببين به اين زودي چقدر داره تاريک ميشـه - . هنوز ساعت ها رو نکشيدن جلو -
کي ميکشن ؟
. نميدونم . شب قبلش اعلام ميکنن
. خب من از صبر کردن خسته شدم
. از همين حالا بهار رو شروع ميکنم
. مطمئنم اينکار هيچ مشکلي ايجاد نميکنـه
. واي خدا ، اون "مايک مافت"ـه
نگو هنوز به خاطر اينکـه بهت . گفت "حقه باز" از دستش ناراحتي
. جري" اون مال پنج سال پيش بود"
. من حقه باز نيستم .با اين يارو هم نميخوام کاري داشته باشم
. "مايک" . "مايک"
کريمر" ، "جري" ، اوضاع چطوره ؟"
. خوب . و فقط هم حرفش رو نميزنم
حدس بزن چي شده . تازگي واسـه خودم . يه کاري شروع کردم . مسئول شرط بندی
توی ادارهی پیگیری حریق کار نبود ؟
. هر کدومتون خواستيد شرط ببندين بياين پيش خودم
. نه ، نه ، نه ، من شرط نميبندم . يه بيماري دارم
. منـَم خيلي حالـَم خوش نيست . شايد پنج سال ديگـه دوباره ديدمت
جري" هنوز از بابت اون" قضيـه "حقه باز بودن" ناراحتـه ؟
. شوخيت گرفتـه ؟ گذشتهها تقریباً گذشتـه
ساعتـِت چنده ؟ - ... آهان -
. تقريباً شش - . واه ، من خيلي ديرَم شده -
. اين طراحيها عالي شدن
. پگي" تو واقعاً منو نجات دادي" - . هيچ مشکلي نبود -
. آقاي "پيترمن" عاشقشون ميشـه - . "ممنون "سوزي -
باورت نميشـه ولي وقتي داشتم ميومدم . بيرون ، منو "سوزي" صدا کرد
. به نظرم بهت نمياد "سوزي" باشي . شارون" شايد"
مگـه من يـه تندنويس سيگار با سيگار روشن کن و قحطي زدهي اهل "استتن آيلند"ـَم ؟
کي رو داري توصيف ميکني ؟ - . يکي که خودم ميشناسم -
به اسم "شارون" ؟ - . ترجيح ميدم نگم -
. سلام
توي کيف چيـه ؟ - . "کت تازه واسـه مجلس رقص "پین استرایپ -
استاينبرنر" ميخواد يه مهموني بزرگ" . توي رستوران "تورن آن دگرين" بده
مثل جشنهای دوره دبیرستان فقط واسـه تیم "یانکی"ها؟
. جشن مدرسهای نیست . مجلس رقصـه
اليسون" رو با خودت ميبري ؟" - . آره ، معلومـه که "اليسون" رو ميبرم -
اين زن از روز اول زاده شده . واسـه اينکـه بره مجلس رقص
. قد بلند ، بور ، نحیف - ردیف ؟ -
. نحیف - ردیف ؟ -
. نحیف - . آهان ، نحیف -
. پس قراره بهتون خوش بگذره - . از اين که نميتونـه بدتر بشـه -
. صبر کنين تا لباسي که گرفته رو ببينين . پشت نداره
. بالاخره ميخوام يه ورود باشکوه داشته باشم
پشت نداره ؟ ميخواي به پشت ببريش داخل ؟
الين" وقتي يه زن وارد يه مجلس" . رقص ميشـه ، يه چرخ ميزنـه
... عمراً اگـه چرخ - . چرخ ميزنـه -
. اين چيزيـه که آقاي "استاينبرنر" ميخواد
. ميخواد که همه يه دور بچرخن
. خيلي خب - . عاليـه -
"ببينم ، بليطهاي مسابقه تيم "نيک رو از رئيست واسـه "کريمر" گرفتي ؟
. آره ، بيا - . عاليـه -
. "راستي "جرج - . ایول ، کنار زمین -
بهتر از این نميتونستي گير بياري ؟
. جرج" باید حرف بزنيم" - چي ؟ -
. واقعاً فکر ميکنم باید با هم حرف بزنيم
ميخواد حرف بزنـين ؟ - . نميخواد حرف بزنیم -
. میگفت باید حرف بزنیم - . بایدی واسـه حرف زدن وجود نداره -
کيـه که بخواد ؟
. سعي کرد رابطهش رو باهام تموم کنـه - تو چيکار کردي ؟ -
بهش گفتم نوشابـههام تموم شده . رفتم بيرون . که چندتا بگيرم ، ديگـه برنگشتم
تمام شب رو ؟ - . آره ، خونه پدر مادرم خوابيدم -
. بعد اون ميخواد رابطهش رو باهات به هم بزنـه - باورت ميشـه ؟ -
. قرار بود الآن توي "پامادورو" باهاش ناهار بخورم
. همه تو "پامادورو" باهم قطع رابطـه ميکنن
خب ، بايد چيکار کنم ؟ - . جدّاً از اين دختره خوشت مياد -
. نه ، از مجلس رقص خوشـَم مياد
تنها شانس منـه که بتونم يـه . ورود باشکوه داشتـه باشم
. کل زندگيم ، هيچ وقت ورود باشکوه نداشتم
. يه چندتا خروج رديف داشتي
. آخرش چي ؟ نميتوني دائم ازش دوري کني
چرا کـه نه ؟
. اگـه پيدام نکنـه ، نميتونـه باهام بهم بزنـه
، و اگـه هنوز باهم دوست باشيم . مجبوره که بياد به اون مهموني رقص
سلام . ببينم ، از "اليسون" بليط رو گرفتي ؟
. بفرما اينجاست - . خيلي خب -
. کنار زمين
. نذار اين دختره از دستت بره
. اول بايد پيدام کنـه
. راستي ، تو صد دلار به "مايک" بدهکاري
واسـه چي ؟ - . به حساب تو روي بازي امشب شرط بستم -
آره ، اگـه "نيکز" ، "پیسرز" رو با اختلاف بيشتر . از سي و پنج ببره ده برابر گيرت مياد
. به اين ميگن حرکت حسابي
. ولي من هيچ حرکت حسابي نميخوام
. خب ، من که نميتونستم اينکارُ بکنم . با قمار مشکل دارم
پس از پولهاي من مايـه ميذاري ؟
. تو کـه مشکلي نداري
. نه ، با اون نـه
. "سوزي"
. "سوزي"
. "سلام "پگي
... ببين ، من بايد اينو ديروز ميگفتم
تو اين يادداشت از "الين بنس" به دستت رسيده ؟
ميدوني ، جالبـه که "پيترمن" هنوز . اون ابلـه رو اخراج نکرده
. رسماً شرکت رو زد زمين
. خب من کـه فکر ميکنم خيلي خوب کار کرد
. "شنيدم فقط يه دردسر بوده ، "سوز
ببين . اسم من "سوز" نيست ، خب ؟
. سوزي"ـه"
. اسم من "سوزي"ـه
ميخواي باور کني يا که نکني جرج" الآن خونـه نيست"
لطفاً پيغام خودت رو بگذار بعد از شنيدن صداي بيپ
حتماً بيرونـَم و گرنه برميداشتم
کجا ميتونم باشم من ؟
باور کني يا که نکني ، من خونـه نيستم
. بردار . ميدونم که منتظر زنگ "اليسون"ـي
. سلام - خب ، مياي کافي شاپ ؟ -
. نه ، نميتونم . ميدونـه که ميرم اونجا . امن نيست
. ببين ، پشت خطي دارم . بايد بذارم پيغامگير جواب بده . خدافظ
ميخواي باور کني يا که نکني جرج" الآن خونـه نيست"
لطفاً پيغام خودت رو بگذار بعد از شنيدن صداي بيپ
حتماً بيرونـَم و گرنه برميداشتم
کجا ميتونم باشم من ؟
باور کني يا که نکني ، من خونـه نيستم
جرج" ، اونجايي ؟"
. از اون پيغام مسخره حالـَم بهم ميخوره
. ميدونم که داري از من دوري ميکني . من دفترَم
. لطفاً بهم زنگ بزن . بايد باهات حرف بزنم
. "سلام "اليسون
. فکر کنم خونـه نيستي
. احتمالاً بايد شرکت رو ميگرفتم
. در هر حال ، خوشحال شدم صدات رو شنيدم
. حسابي منتظر جشن رقص هستم
اين زن رو باورت ميشـه ؟
، چه رويي داره . صاف توی صورت خودت . پشت سر خودت حرف میزنـه
. نه . "سوز" رو ميگم
، "يعني ، "سوزي" ، "سوزان . سوسانا" مشکلي نداره"
. ولي اصلاً راه نداره من "سوز" باشم
. نه . "سوز" نه
مگـه من کيـَم ؟ یه جنده کـه منگولـه رنگی تکون میده و صندلی عقب میشینـه ؟
کي رو داري توصيف ميکني ؟ - . يـه کسي که میشناسم -
به اسم "سوز" ؟ - . "نه بازَم "شارون -
. سلام - . سلام ، فکر ميکردم رفتي بازي ببيني -
نه ، به خاطر دعوا با يکي . از بازيکنها انداختنم بيرون
صبر کن . صبر کن . صبر کن . با کي ؟ - . "رجي ميلر" -
داداش "شريل ميلر" ؟ - . آره -
. هوي ، هوي ، هوي . صبر کن . صبر کن . صبر کن چي شده ؟
، خب ، اول از همـه به دلايلي . بازي رو يک ساعت ديرتر شروع کردن
. بعدش من کنار "اسپايک لي" نشسته بودم
. اون و "رجي" داشتن باهم وراجي ميکردن . فکر کنم منـَم قاطي ماجرا شدم
. صبر کن . صبر کن . صبر کن منظورت چيه ، "قاطي" شدي ؟
خب ، رفتم سمت زمين و يـه . "هات داگ پرت کردم به "رجي ميلر
. قاطي شدم
"بعد اونها من و "رجي" و "اسپايک . رو از بازي پرت کردن بيرون
بعد تموم شد ؟
خب ، ميدوني ، راجع به همه چي . خيلي حس بدي داشتم
. و سهتايي با هم رفتيم کلوپ لختيها
باورت ميشـه ؟
من نميدونستم داداش کوچولوي . شريل ميلر" بسکتبال بازي ميکنـه"
. نيکز" نابودشون کرده ، صد و ده ، هفتاد و سـه"
. خب معلومـه . بدون "رجي ميلر" ، کاري نداره
. نه "جري" ، ميشـه سي و هفت امتياز اختلاف
. نيکز" اختلاف رو کسب کرد . تو بردي"
. میشـه هزار دلار مُفت ، بابا جون . باید بازم شرط ببندیش
روي چي ؟ - . بيخيال "جري" من نميخوام اين حس از بين بره -
. بیا بریم پیست ، روی چندتا اسب شرط ببندیم
. باشه ، خيلي خب
. الآن تعطيل کردن - . خيلي بد شد -
آقاي "پيترمن" ميخواستين منو ببينين ؟
... گويا "پگي" توي بخش طراحي
ديروز يه کدورت کوچيکي با يکي . به اسم "سوزي" پيدا کرده
. "سوزي" - . آره -
... و بين خودم و خودت و چراغ و ميز باشه
. پگي" ميگـه "سوز" خيلي هم کاري نيست"
. سوزي" درستـه"
درهرحال "الين" ، خونـهي . پيترمن" توي بينظمي افتاده"
فردا صبح اول وقت ، ميخوام ... "تو ، "پگي" و "سوزي
. همينجا توي دفترم حاضر باشين
همهمون ؟
. "سلام "اليسون
گوش کن ، از بابت اتفاقي که ديشب . تو بازي پيش اومد عذر ميخوام
ميتونم اون بليط رو واسـه بازي امشب داشته باشم ؟
، تيم "راکت" اومده توي شهر ... "و اون "حکيم اولاژوان
. رفتارش جدّاً ناجوره
کريمر" ، "جرج" رو تازگي نديدي ؟"
. نميتونم بهش دسترسي پيدا کنم - . آره ، آره -
No comments yet. Be the first to leave one.