Seinfeld

Seinfeld

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 8

Maklumat siaran

Seinfeld S08E15-Susie-DVDRip IMDB-DL
Ulasan oleh Ashk
Translated by AshorroR | www.IMDB-DL.com

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Diterbitkan pada: 2014-04-27
Muat Turun: 41
Masalah Pendengaran: Yes

Pratonton sari kata Farsi Persian

190 baris pertama.

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

ببينم ، فکر ميکني اگـه من ژيگولو بودم واسـه يه شب چقدر ميتونستم پول بگيرم ؟

اينجا يا تو ژاپن ؟ - چه فرقي ميکنـه ؟ -

. خب ، توي ژاپن روشنفکری بيشتره

. به غير از بدن چيز ديگـه هم ميتونن ببينن

ژاپن رو ول کن . خودت چقدر ميدادي ؟

. نميدونم . يه دلار

. فکر ميکنم حداقل سيصد دلار بيارزم

. فکر نکنم

. ببين ، واسـه يه شب کامل - . ميدونم -

. داري ارزش منو مياري پايين - . تو يـه ژيگولويي -

. خب ، تو منو استخدام کردي . من اين وسط قربانيـَم

مجبورت کردم که اينطوري زندگي کني ؟

. بلـه . تو و همه‌ي زنهاي مثل تو

Seinfeld S08E15 : The Susie Original Air Date : 13.2.1997 Subtitle by : IMDB-DL Translation Team

. ببين به اين زودي چقدر داره تاريک ميشـه - . هنوز ساعت ها رو نکشيدن جلو -

کي ميکشن ؟

. نميدونم . شب قبلش اعلام ميکنن

. خب من از صبر کردن خسته شدم

. از همين حالا بهار رو شروع ميکنم

. مطمئنم اينکار هيچ مشکلي ايجاد نميکنـه

. واي خدا ، اون "مايک مافت"ـه

نگو هنوز به خاطر اينکـه بهت . گفت "حقه باز" از دستش ناراحتي

. جري" اون مال پنج سال پيش بود"

. من حقه باز نيستم .با اين يارو هم نميخوام کاري داشته باشم

. "مايک" . "مايک"

کريمر" ، "جري" ، اوضاع چطوره ؟"

. خوب . و فقط هم حرفش رو نميزنم

حدس بزن چي شده . تازگي واسـه خودم . يه کاري شروع کردم . مسئول شرط بندی

توی اداره‌ی پیگیری حریق کار نبود ؟

. هر کدومتون خواستيد شرط ببندين بياين پيش خودم

. نه ، نه ، نه ، من شرط نميبندم . يه بيماري دارم

. منـَم خيلي حالـَم خوش نيست . شايد پنج سال ديگـه دوباره ديدمت

جري" هنوز از بابت اون" قضيـه "حقه باز بودن" ناراحتـه ؟

. شوخيت گرفتـه ؟ گذشته‌ها تقریباً گذشتـه

ساعتـِت چنده ؟ - ... آهان -

. تقريباً شش - . واه ، من خيلي ديرَم شده -

. اين طراحي‌ها عالي شدن

. پگي" تو واقعاً منو نجات دادي" - . هيچ مشکلي نبود -

. آقاي "پيترمن" عاشقشون ميشـه - . "ممنون "سوزي -

باورت نميشـه ولي وقتي داشتم ميومدم . بيرون ، منو "سوزي" صدا کرد

. به نظرم بهت نمياد "سوزي" باشي . شارون" شايد"

مگـه من يـه تندنويس سيگار با سيگار روشن کن و قحطي زده‌ي اهل "استتن آيلند"ـَم ؟

کي رو داري توصيف ميکني ؟ - . يکي که خودم ميشناسم -

به اسم "شارون" ؟ - . ترجيح ميدم نگم -

. سلام

توي کيف چيـه ؟ - . "کت تازه واسـه مجلس رقص "پین استرایپ -

استاينبرنر" ميخواد يه مهموني بزرگ" . توي رستوران "تورن آن دگرين" بده

مثل جشنهای دوره دبیرستان فقط واسـه تیم "یانکی"ها؟

. جشن مدرسه‌ای نیست . مجلس رقصـه

اليسون" رو با خودت ميبري ؟" - . آره ، معلومـه که "اليسون" رو ميبرم -

اين زن از روز اول زاده شده . واسـه اينکـه بره مجلس رقص

. قد بلند ، بور ، نحیف - ردیف ؟ -

. نحیف - ردیف ؟ -

. نحیف - . آهان ، نحیف -

. پس قراره بهتون خوش بگذره - . از اين که نميتونـه بدتر بشـه -

. صبر کنين تا لباسي که گرفته رو ببينين . پشت نداره

. بالاخره ميخوام يه ورود باشکوه داشته باشم

پشت نداره ؟ ميخواي به پشت ببريش داخل ؟

الين" وقتي يه زن وارد يه مجلس" . رقص ميشـه ، يه چرخ ميزنـه

... عمراً اگـه چرخ - . چرخ ميزنـه -

. اين چيزيـه که آقاي "استاينبرنر" ميخواد

. ميخواد که همه يه دور بچرخن

. خيلي خب - . عاليـه -

"ببينم ، بليطهاي مسابقه تيم "نيک رو از رئيست واسـه "کريمر" گرفتي ؟

. آره ، بيا - . عاليـه -

. "راستي "جرج - . ایول ، کنار زمین -

بهتر از این نميتونستي گير بياري ؟

. جرج" باید حرف بزنيم" - چي ؟ -

. واقعاً فکر ميکنم باید با هم حرف بزنيم

ميخواد حرف بزنـين ؟ - . نميخواد حرف بزنیم -

. میگفت باید حرف بزنیم - . بایدی واسـه حرف زدن وجود نداره -

کيـه که بخواد ؟

. سعي کرد رابطه‌ش رو باهام تموم کنـه - تو چيکار کردي ؟ -

بهش گفتم نوشابـه‌هام تموم شده . رفتم بيرون . که چندتا بگيرم ، ديگـه برنگشتم

تمام شب رو ؟ - . آره ، خونه پدر مادرم خوابيدم -

. بعد اون ميخواد رابطه‌ش رو باهات به هم بزنـه - باورت ميشـه ؟ -

. قرار بود الآن توي "پامادورو" باهاش ناهار بخورم

. همه تو "پامادورو" باهم قطع رابطـه ميکنن

خب ، بايد چيکار کنم ؟ - . جدّاً از اين دختره خوشت مياد -

. نه ، از مجلس رقص خوشـَم مياد

تنها شانس منـه که بتونم يـه . ورود باشکوه داشتـه باشم

. کل زندگيم ، هيچ وقت ورود باشکوه نداشتم

. يه چندتا خروج رديف داشتي

. آخرش چي ؟ نميتوني دائم ازش دوري کني

چرا کـه نه ؟

. اگـه پيدام نکنـه ، نميتونـه باهام بهم بزنـه

، و اگـه هنوز باهم دوست باشيم . مجبوره که بياد به اون مهموني رقص

سلام . ببينم ، از "اليسون" بليط رو گرفتي ؟

. بفرما اينجاست - . خيلي خب -

. کنار زمين

. نذار اين دختره از دستت بره

. اول بايد پيدام کنـه

. راستي ، تو صد دلار به "مايک" بدهکاري

واسـه چي ؟ - . به حساب تو روي بازي امشب شرط بستم -

آره ، اگـه "نيکز" ، "پیسرز" رو با اختلاف بيشتر . از سي و پنج ببره ده برابر گيرت مياد

. به اين ميگن حرکت حسابي

. ولي من هيچ حرکت حسابي نميخوام

. خب ، من که نميتونستم اينکارُ بکنم . با قمار مشکل دارم

پس از پولهاي من مايـه ميذاري ؟

. تو کـه مشکلي نداري

. نه ، با اون نـه

. "سوزي"

. "سوزي"

. "سلام "پگي

... ببين ، من بايد اينو ديروز ميگفتم

تو اين يادداشت از "الين بنس" به دستت رسيده ؟

ميدوني ، جالبـه که "پيترمن" هنوز . اون ابلـه رو اخراج نکرده

. رسماً شرکت رو زد زمين

. خب من کـه فکر ميکنم خيلي خوب کار کرد

. "شنيدم فقط يه دردسر بوده ، "سوز

ببين . اسم من "سوز" نيست ، خب ؟

. سوزي"ـه"

. اسم من "سوزي"ـه

ميخواي باور کني يا که نکني جرج" الآن خونـه نيست"

لطفاً پيغام خودت رو بگذار بعد از شنيدن صداي بيپ

حتماً بيرونـَم و گرنه برميداشتم

کجا ميتونم باشم من ؟

باور کني يا که نکني ، من خونـه نيستم

. بردار . ميدونم که منتظر زنگ "اليسون"ـي

. سلام - خب ، مياي کافي شاپ ؟ -

. نه ، نميتونم . ميدونـه که ميرم اونجا . امن نيست

. ببين ، پشت خطي دارم . بايد بذارم پيغامگير جواب بده . خدافظ

ميخواي باور کني يا که نکني جرج" الآن خونـه نيست"

لطفاً پيغام خودت رو بگذار بعد از شنيدن صداي بيپ

حتماً بيرونـَم و گرنه برميداشتم

کجا ميتونم باشم من ؟

باور کني يا که نکني ، من خونـه نيستم

جرج" ، اونجايي ؟"

. از اون پيغام مسخره حالـَم بهم ميخوره

. ميدونم که داري از من دوري ميکني . من دفترَم

. لطفاً بهم زنگ بزن . بايد باهات حرف بزنم

. "سلام "اليسون

. فکر کنم خونـه نيستي

. احتمالاً بايد شرکت رو ميگرفتم

. در هر حال ، خوشحال شدم صدات رو شنيدم

. حسابي منتظر جشن رقص هستم

اين زن رو باورت ميشـه ؟

، چه رويي داره . صاف توی صورت خودت . پشت سر خودت حرف میزنـه

. نه . "سوز" رو ميگم

، "يعني ، "سوزي" ، "سوزان . سوسانا" مشکلي نداره"

. ولي اصلاً راه نداره من "سوز" باشم

. نه . "سوز" نه

مگـه من کيـَم ؟ یه جنده کـه منگولـه رنگی تکون میده و صندلی عقب میشینـه ؟

کي رو داري توصيف ميکني ؟ - . يـه کسي که میشناسم -

به اسم "سوز" ؟ - . "نه بازَم "شارون -

. سلام - . سلام ، فکر ميکردم رفتي بازي ببيني -

نه ، به خاطر دعوا با يکي . از بازيکنها انداختنم بيرون

صبر کن . صبر کن . صبر کن . با کي ؟ - . "رجي ميلر" -

داداش "شريل ميلر" ؟ - . آره -

. هوي ، هوي ، هوي . صبر کن . صبر کن . صبر کن چي شده ؟

، خب ، اول از همـه به دلايلي . بازي رو يک ساعت ديرتر شروع کردن

. بعدش من کنار "اسپايک لي" نشسته بودم

. اون و "رجي" داشتن باهم وراجي ميکردن . فکر کنم منـَم قاطي ماجرا شدم

. صبر کن . صبر کن . صبر کن منظورت چيه ، "قاطي" شدي ؟

خب ، رفتم سمت زمين و يـه . "هات داگ پرت کردم به "رجي ميلر

. قاطي شدم

"بعد اونها من و "رجي" و "اسپايک . رو از بازي پرت کردن بيرون

بعد تموم شد ؟

خب ، ميدوني ، راجع به همه چي . خيلي حس بدي داشتم

. و سه‌تايي با هم رفتيم کلوپ لختي‌ها

باورت ميشـه ؟

من نميدونستم داداش کوچولوي . شريل ميلر" بسکتبال بازي ميکنـه"

. نيکز" نابودشون کرده ، صد و ده ، هفتاد و سـه"

. خب معلومـه . بدون "رجي ميلر" ، کاري نداره

. نه "جري" ، ميشـه سي و هفت امتياز اختلاف

. نيکز" اختلاف رو کسب کرد . تو بردي"

. میشـه هزار دلار مُفت ، بابا جون . باید بازم شرط ببندیش

روي چي ؟ - . بيخيال "جري" من نميخوام اين حس از بين بره -

. بیا بریم پیست ، روی چندتا اسب شرط ببندیم

. باشه ، خيلي خب

. الآن تعطيل کردن - . خيلي بد شد -

آقاي "پيترمن" ميخواستين منو ببينين ؟

... گويا "پگي" توي بخش طراحي

ديروز يه کدورت کوچيکي با يکي . به اسم "سوزي" پيدا کرده

. "سوزي" - . آره -

... و بين خودم و خودت و چراغ و ميز باشه

. پگي" ميگـه "سوز" خيلي هم کاري نيست"

. سوزي" درستـه"

درهرحال "الين" ، خونـه‌ي . پيترمن" توي بينظمي افتاده"

فردا صبح اول وقت ، ميخوام ... "تو ، "پگي" و "سوزي

. همينجا توي دفترم حاضر باشين

همه‌مون ؟

. "سلام "اليسون

گوش کن ، از بابت اتفاقي که ديشب . تو بازي پيش اومد عذر ميخوام

ميتونم اون بليط رو واسـه بازي امشب داشته باشم ؟

، تيم "راکت" اومده توي شهر ... "و اون "حکيم اولاژوان

. رفتارش جدّاً ناجوره

کريمر" ، "جرج" رو تازگي نديدي ؟"

. نميتونم بهش دسترسي پيدا کنم - . آره ، آره -

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left