200 baris pertama.
مترجمين آريايي با افتخار تقديم مي کند برترين سايت دانلود زيرنويس فارسي فيلم و سريال کره اي
قسمت 24
تيم "پزشک اسب" از مترجمين آريايي با افتخار تقديم مي کند
اينا رو بگير
.اينا مال تو ان
اينا سوزناي طبي سوزني نيستن؟
چرا مي دينشون به من...؟
...چون
...مالِ خودتن
جان؟
...اينا مال منه؟ اما من...م
....اينا رو پدرت
.براي تو گذاشته
اينا ماله توئن و خودتم بايد داشته باشيشون
چي؟
پدرم؟ بانوي من منظورتون چيه؟
...و حالا من بايد برات
.داستان به قتل رسيدن پدرتُ تعريف کنم...
بانوي من
....ولي قبل از اون
بايد يه چيزي ازت بپرسم
منظورت چيه؟
کارآموز بِک براي من چجور مرديه؟
اما چرا مي پرسي....؟
...چينيونگ
اون برات چه اهميتي داره؟
بانوي من
به من بگو
اون برات چجور زنيِ؟
چطور بهش نگاه ميکني؟
چرا اينُ ازم مي پرسين؟
متوجه منظورتون نميشم
نميفهمم چرا اينجوري مي کنيد
گوش کن
من نمي دونم منظورتون چيه
يا اين که چرا مي گيد اينا مالِ پدرمه
اينها همش اشتباهه
.واقعاً چيز ديگه اي براي گفتن نمونده ...منو ببخشيد
بِک سوکگو
بِک سوکگو، اسم مرديه که تو رو بزرگت کرد
.پدري که تو رو توي جزيره بزرگ کرد
پدري که براش پاپوش درست کردن .و تو 8 سال پيش از دستش دادي
درست نمي گم؟
بانوي من
من نمي خوام بهت صدمه بزنم
،مي خوام بهت بگم کي هستي .و پدر واقعيت کي بوده
بِک سوکگو تو رو مثل بچه خودش بزرگ کرد
اما پدر واقعيت نبود
...پدر تو مردِ ديگه ايِ
....مردي که يه موقعي يه پزشک بود
...مردي از بهترين خانواده
که عنوان و ثروتشُ رها کرد .تا به مردمش خدمت کنه
.اما بهش اجازه ندادن
براش پاپوش درست کردن .و محکوم به اعدامش کردن
.حتي فرزند متولد نشده اش هم توي خطر بود
...اگر اون بچه پسر بود بايد کشته مي شد
...و اگه دختر بود بايد برده مي شد
.اما اون صاحب پسر شد
اون بچه مطمئناً کشته ميشد
....اما قايقران بک سوکگو جاي دخترشُ با اون عوض کرد
...تا زندگي اون پسربچه رو نجات بده
،اون دخترشُ به خاطر لرد رها کرد
.تا دينشُ بهش ادا کنه
.اون تو رو مثل بچه خودش بزرگ کرد
گرفتي؟
اون پسربچه تو بودي
تو پسر يه قايقران نيستي
تو پسر مردي که براش پاپوش درست کردن وکشتنش، نيستي
پدر واقعي تو يه پزشک از يه خاندان با افتخار بود
پدرت همچين آدميِ
چي....؟
اون کي بوده؟
کانگ دو جون
اين اسمُ تا حالا نشنيدي؟
تا حالا اسم پدرت خودتُ نشنيدي؟
....پدر
متاسفم
اشتباه کردم غلط کردم
متاسفم
خيلي خيلي متاسفم، پدر
کانگ دو جون؟
کانگ دو جون کيه ديگه؟
بهم بگو
کانگ دو جون
اون پدر واقعيتِ
.پدر واقعيت، پدر خونيت
...و چينيونگ
.....دختر همون قايقراني که دادش تا تو رو نجات بده
.....چينيونگه
....اون دختريِ که تو جايگاهت تو خانوادت نشسته
....چينيونگه
....تو بايد خبردار مي شدي ....تو
کافيه
.بسه. لطفاً بس کنيد
چرا اينا رو به من ميگين؟
من کيم؟
پدرم کيه؟
و چينيونگ...جابجا شده؟
جايگاهمون؟ تولدمون؟
انتظار دارين که من اين حرفا رو باور کنم؟
چرا؟ چرا همچين حرفايي رو از خودتون در اوردين؟
گوش کن
.نه. ديگه کافيه
.نمي خوام بيشتر از اين گوش بدم
...اگه نمي توني
....اگه نمي توني حرفمو باور کني
فردا برو دفتر اداري
اونجا ثبت شده
که کي 8 ساله پيش از بدن ناپدريت نگهداري ميکرده
،جسدش کجا دفن شده
همش اونجاست
تيم پزشک اسب از مترجمين آريايي تقديم مي کند
.نه. نميتونه حقيقت داشته باشه
...نميشه ... نه
قربان
اينجام، قربان
...اين يه شورش بود
بايد يه نفرُ تعقيب کني
يکي از افراد قابل اعتمادتُ بذار براي اين کار
بله، قربان
فکر مي کنين که برنده شدين
که همه دارايي لرد دوجون دست شماست
که ديگه کسي نميتونه اون دارايي رو ازتون بگيره
اما همه اون ميراث اخرش به فرزندش ميرسه
به بچه دوجون
همش
اين جو تا حالا حتي يه بار هم به گذشته اشاره نکرده
حتي قضيه چينيونگ رو ناديده گرفت
پس چرا الان يهويي بحثِ دوجونُ مطرح کرد؟
چرا؟
کانگ دوجون
کانگ دوجون؟
...پزشک بک... پزشک
...پزشک بک... پزشک
...پزشک بک... پزشک
!علياحضرت
حالتون خوبه؟
بانو کواک
بله علياحضرت
فورا آب بيار - .بله -
علياحضرت چي شده
کابوس ديدين؟
اره
خب...؟
...درباره.. پزشک بک بود
خب، چي بود؟
...اون...اون
چي؟ کارآموز بک؟
دقيقا
اون تو خواب من ظاهر شد اربابزاده يه خونه بزرگ و اشرافي بودش
سوار يه اسب سفيد هم بود
!علياحضرت! فقط يه خواب بوده
"بک" يعني سفيدي و روشنايي
اسب سفيد، پزشک اسب سفيد، متوجهين؟
...در مورد اربابزاده بودنش هم
!خب خواب بوده ديگه
اوه ، پس معني نداره؟
!درسته، به من اعتماد کنين
...ولي ايکاش
اما توي رويام يه جوري رفتار ميکرد انگارکه منو نميشناسه
من خيلي خوشحال بودم ولي اون همينجوري راهشو کشيد و رفت تا يه ولگردُ ملاقات کنه
آهان، الان يه معني اي داره
چي؟
عروس صدراعظم
...کاراموز بک... اون بيوه ...داشتن با همديگه اسب سواري ميکردن
چه غلطي کردي؟
"افسر "ما
ولي امکانش هست
به نظرت اون بيوه هه رو دوست داره؟
مارو تنها بزار
.بله، بانو
امروز مي ري خونه؟
بله، ديگه دارم خوب ميشم
ميتونم درمان رو تو خونه ادامه بدم
واقعا واسه کارهايي که برام انجام دادي، ممنونم
...اون شب
ازم يه سوال پرسيدي
.کارآموز بک براي من کيه
...قبل از جوابم
ميتونم بپرسم چرا ميخواي بدوني؟
فقط براي اين پرسيدم چون به نظر .مي رسه اون برات خيلي عزيزه
،من خيلي وقت نيست که اونو ميشناسمش
اما يه زن ميتونه اين چيزها رو بفهمه
من معتقدم اونم همين احساسُ نسبت به تو داره
....بانوي من، ولي
نگران نباش
من به هيچ کس چيزي نميگم
،اما اگه حدسم درست باشه
.فکر کردم بهتره که بدوني، همين
بانوي من، مي ترسم مجبور بشي انتخاب خيلي رنج آوري بکني
رنج آور؟
...لرد يي ميونگ هوان
اگر نتوني هم مراقب پدري خونده ات باشي ...و هم مراقب کارآموز بک
اگه مجبور بشي از بين اون ... دوتا، يکيُ انتخاب کني
کدومو انتخاب ميکني؟
مي توني انتخاب کني؟
منظورت چيه؟
من بايد يکي از اونا رو انتخاب کنم؟
بانوي من
متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.