200 baris pertama.
... آنچه گذشت
بجنب، باید بریم - مایکل توی قطاره -
بکنیدش توی ماشین - !نه -
... چرا ما - دنبال پسرت نمیگردیم؟ -
تو هلیکوپتر سیا رو دزدیدی و به "مسکو" پرواز کردی
اونا بازارهی مواد مخدر رو کنترل میکنن اسلحه قاچاق میکنن
توی بازار سیاه الماس معامله میکنن آدم قاچاق میکنن
حتی قتل و اخاذی
یه مامور سابق ناشناس رئیس این گروهه
"ما بهش میگیم: "مظنونِ ناشناس
به اون دست نزن
پسرِ ویکتور آزیموفه؟
با خودت فکر نکردی چه بلایی سرش اومده؟
همیشه
هیچی نیست مایکل وینستونی اینجا نیست
پسرت توی اون قطار نبود
اون مُرده ما کشتیمش
به نظر میرسه که باختی، وینستون
بکا وینستون داره نابود میشه
"وین"
تصمیم با خودته که با اون نابود بشی یا نه
شما دو تا بمونید
اثرِ انگشتی روی چاقو نیست
... ولی از زاویه و محل ضربات
تقریباً مطمئنیم که قاتل زنه
همچنین خیلی سریعه و شدیداً کارش رو خوب بلده
نتیجهی یه آمورشِ حرفهای ـه
به نظر بکای خودمونه
آره، همینطوره
خب؟
بعد از این کجا میره؟
نظری داری؟
چرا از من میپرسی؟
چون تو دوستشی
و تو
... اون این اتاق رو از دری ترک کرد که
فقط از بیرون باز میشه
تو از موقعی که اومد به اروپا طرفِ اون بودی
تند نرو، میلر
و تو همیشه اونو تبرئه میکردی، نیومن
توی تمام مراحل
... اگه موضوع مربوط به چاقو ـه
نه، اون تنها نمیتونسته این کارو انجام بده
چاقوی سرامیکی از سنسورها رد میشه
ولی اون نمیتونسته اون درو باز کنه
وقتی ما برگشتیم قبل از اینکه جسد رو پیدا کنیم
تو تنها بودی شاید تو اون درو باز کردی
شایدم تو کردی
باید پیداش کنیم
مایکل؟
مایکل؟
حالتون خوبه، خانوم؟
"زیرِ پرنده"
"با بچههاش"
"با بچههاش"
کمک لازم دارید؟
من یه قراری توی "وین" دارم
محلش یه ربطی به پرنده داره "فُگل"
"زو فُگل کرشا"
زیر درخت گیلاسِ وحشی میدونید کجاست؟
نمیدونم
من خائن نیستم
ولی میخوام پسرم رو پیدا کنم
یه ذره دیر رسیدی
پیشم بمون
یه ذره مونده طاقت بیار
آره
آدما دارن میان حالمون خوب میشه
... خب، مامور رُسی
فکر میکنی واقعاً چه اتفاقی اونجا افتاده؟
داری میپرسی کمکش کردم یا نه؟
تا جایی که من فهمیدم شما دو تا رابطهی خاصی با هم داشتید
شاید هنوز هم دارید
پس تو از اولش هم حقیقت رو دربارهی پاول میدونستی؟ آره؟
اون از اولش هم آدم بدی بود
خب یه ذره کار برد تا بفهمم ولی بالاخره فهمیدم
فکر میکنی خودشه؟ مظنونِ ناشناس؟
الان هیچ چیزی منو سورپرایز نیمکنه
حتی حقیقت دربارهی بکا؟
اینکه اون توی این قتل نقش داشته؟
آره
این یه ذره سورپرایزم میکنه
... ولی چیزی که دربارهاش مطمئنم اینه که
دوستش دارم
مثلِ دخترِ خودم میمونه
... که باعث میشه که منم مطنون باشم
پس شاید تو هم احمقی
پس منم احمقم ولی بیشتر از تو
وایولت همین الان تماس گرفت
گفت با وینستون درگیر شده و تونسته فرار کنه
تفنگش رو هم گرفته
پس به یه مشکل برخوردی - اونه که مشکل داره -
اگه به مامورای من شلیک کنه
گفتم که بکشنش
روشن نمیشه
!یالا
!یالا
بله؟
جیانکارلو
بکا
اورتگا فکر میکنه من خائنم و با پاول کار میکنم
باشه، به من گوش کن باید از خیابونا خارج شی، همین الان
حق با تو ـه
نباید با تلفن صحبت کنیم
حق ندارم اینو ازت بخوام ولی به کمکت احتیاج دارم
باشه
"تا بیست دقیقه دیگه بیا ایستگاهِ میدونِ "کارلز
واگنِ پنجم، خطِ چهار
فهمیدم
تو تنها کسی هستی که میتونم بهش اعتماد کنم
باشه
تو تنها کسی هستی که برام مونده
... ما یه قراری گذاشتیم همکاری
چی گفت؟ یا االان بگو یا دیگه هیچوقت، رُسی
اون میخواد منو ببینه
ایستگاهِ میدون"کارلز" تا بیست دقیقهی دیگه
این یکی از پروتکلهای قدیمیه که من بهش یاد دادم
پس با ما همکاری میکنی؟
فقط به شرطی که آسیبی نبینه
تو در موقعیتی نیستی که بخوای چونه بزنی
معلومه که هستم، میلر
تو به اطلاعاتِ من نیاز داری
من تا وقتی دستگیرش کنی همینجا میمونم
و توی هر موقعیتی طرفِ اون هستم
اول بهتره نگرانِ اون باشی
چی شد رُسی؟
تو میدونی که اون ممکنه برات پاپوش درست باشه
اگر هم بفهمه داری با ما همکاری میکنی
... بعد
من اونو از هر کسِ دیگهای بهتر میشناسم
من میدونم اون چجور آدمیه
اون به من خیانت کرد
من هستم
هستم
مترجمین Oceanic 6 & .:MILAD:.
این علائم چیه؟ اصلاً نمیتونم بخونمشون
روسی هم نیستن
... اوکسانا، نه نه
... اوکسانا، یالا
اینجا رو نگاه کن، نگاه کن
یه شهر جلومون هست یه بیمارستان پیدا میکنیم
یه مامور برای هر قطاری که میاد، میخوام
و یه مامور هم برای هر سکوی مترو
دورش رو شلوغ نکنید عقب بایستید
روی رُسی یه ردیاب نصبه
داره نگات میکنه
وقتشه رُسی وقتشه تلاشت رو بکنی
حتی اگه بهت اعتماد هم داشته باشه مطمئن میشه تنهایی یا نه
و اینکه بهت سیمی وصله یا نه
... اولین قانونِ جاسوسی
"هیچوقت نگو "تلاشت رو بکن
همه گزارش بدن
مامور(تعقیب) ِ یک به گوشم
گزارش بدید مامور دو، دارم داخلِ قطار حرکت میکنم
قهرمانبازی در نیار، رُسی فقط مطمئن شو که مسلح نیست
تا اعتمادش رو جلب کنی بقیهاش با ما
سعی کن همون اولش باهاش صحبت نکنی
بذار اون کارش رو بکنه فقط پیشش بمون
دیگه به قدر کافی وقت صرف کرده
الاناست که بیاد پیشت ... درست
... همین
الان
مامور نیاز داریم
نمیخوایم مردمِ عادی کشته بشن
فقط باهاش برو ... تا زمانی که مطمئن باشی
غیر مسلح ـه
صبر کن اون صحبت کنه
دستگاهِ ردیابی کار میکنه، رُسی ما تو رو تحتِ نظر داریم
توی ایستگاه بعدی پیاده میشه
راهنماییش کن تا بره بیرون از مترو
جهت مخالفِ سکو رو بره
"داره میره سمتِ خطِ "دی
تا موقعی که مطمئن بشه توی ایستگاه میمونه
با قطارهای محلی داره میره اینم جزء پروتکل ـه؟
"نه اون باید بره سمتِ خطِ "اس
قطارهای سریع و سیر به بیرون شهر
عالیه بچهها
رُسی صحبت رو شروع کن تا ببینی بهمون دربارهی حرکت بعدیش سرنخی میده یا نه
برای صحبت کردن امن هست؟
ممنونم که اومدی
نمیدونی چقدر بده
تو میدونی اوضاع چقدر بده؟
اورتگا مُرده
دکس و بقیهی مامورا فکر میکنن تو اونو کشتی
با چاقو زدنش
آره، تو همون اتاقی که ازت بازجویی میکرد
کی اون درو برات باز کرد؟
نمیدونم
واقعاً نمیدونم
یه اتفاق افتاده
بکا، فقط حقیقت رو به من بگو
فقط ... بگو
تو این کارو کردی؟
نه
حرفتو باور میکنم
برای باز کردنِ اون میکروفون کفایت میکنه؟
قبلش باز کرده بودم
اون ارتباطمون رو قطع کرد اون ارتباطمون رو قطع کرد
مامورِ یک و دو
!جلوشون رو بگیرید همین الان
No comments yet. Be the first to leave one.