200 baris pertama.
تمامی شخصیت ها، سازمانها، اماکن و حوادثِ
نمایش داده شده در این سریال، ساختگی میباشند
*آنچه گذشت*
!هی رفیق
!این درُ وا کن! هان؟
!میدونیم که اینجایی
!ایش، چقده یواش میره
!هی، صداشو زیاد کن بابا
!بزار خودم زیادش کنم
!بزن که بریم
!آیگو، یخ زدم بابا
-!تو که گفتی همین نزدیکیاس -!دست از سرم بردار
...دوستام
رفتن دم ساحل
!غیبشون زده
!فکر کنم غرق شدن
مشروب خورده بودن
!نمیتونم پیداشون کنم
!کمکم کنید
!کمکم کنید
کجاست؟ !کجاست؟
!هی، نمیخوای چیزی بگی؟
!این عوضیو ببین
!فوراً زبون باز کن بگو کجاست
فروشگاه خرید آلات موسیقی ایستگاه گانگنام
!تمام اتاق بوی سفید کننده میده
!و این یعنی اتاق به همین تازگی ها تمیز شده
!پس این یعنی دادستان سو اخیراً از اینجا برده شده
!یکی از این مسیرها برای انتقال دادستان سو استفاده شده
!به طور معکوس پیگیریشون کن
هرگز متوجه نشدید که
زمانی که به منزل برگشتید رنگ قسمتی از خاک متفاوت بنظر برسه؟
!نه بابا
یعنی وقتی خونه نبودیم !یه جایی همین دورُ برا دفنش کرده؟
!هیچ صدای عجیبی به گوشتون نخورده؟
یا وقتی از راه پله ها میاید !متوجه بوی متعفّن و گندیده ای نشدید؟
!نه
اما بوی شدید ماده ی شوینده !به مشامم رسید و حتی سردرد شدم
این کِی بود؟
!دیروز صبح بود؟
اومدم برم بیرون !همه جا رو بوی شوینده برداشته بود
!ایوای من...ایوای من !یعنی...خیلی میترسم
از مستاجر نپرسیدید که بو از کجا میاد؟
بهش گفته بود که شوینده رو !برای کپک های اتاقش استفاده کرده
اگر همین دیروز صبح از شوینده استفاده کرده
!این یعنی کمی قبلش جابجاش کرده
با بعضی سیستم های جی-پی-اس !میشه خیلی سریع اطلاعات رو پاک کرد
با شرکت مسیریاب تماس بگیرید و ازشون لیست کامل رو درخواست کنید
!حتما باید یه جایی ذخیره داشته باشنش
!این که خیلی طول میکشه
!اگه به سختی نفس بکشه چی؟
احتمالش هست تموم کرده باشه !و بعدش از شرش خلاص شده باشه
!خیله خب، می بینمتون
-!موفق باشی -!مرسی
!الگوی کف مطابقت نداره
!این همون کفی نیست که تو پیغام مجرم دیدیم
!و هیچ میز شیشه ای هم در کار نیست
...اون پیغام تصویری !بنظر نمیاد اینجا گرفته شده باشه
!این چیزی رو عوض نمیکنه، می فهمی؟
!نمیتونی از این معرکه خلاص شی
اثر لکه های خون رو در اتاق !و ماشینت پیدا کردیم
!ماشینت از اون جدیداست
این روزا سیستم های مسیریاب داده ها رو به کمپانی سازنده
ارسال میکنند !حتی اگه خاموش شده باشند
همه چی از لوکیشن گرفته !تا زمان استفاده یا حتی غیرفعال شدن
منظورم اینه حتی اگه زبون باز نکنی هم، می فهمیم
!کجا رفته بودی
اگر در یکی از محل های ثبت شده در سیستم مسیریابت پیدا بشه
!دیگه واقعاً هیج راه فراری نداری
!قبلش، خودت عین بچه ی آدم حرف بزن
!دادستان سو کجاست؟
-الو؟ -آقای کیم هوجونگ؟
از دفتر دادستانی یی جونگبو مزاحمتون میشم
!علاقه ای به صحبت کردن ندارم
این یه پیغام صوتی نیست !من دادستان سو دونگ جه هستم
منو که یادت میاد؟ تلفنی با هم در مورد !پرونده ی تونگیونگ صحبت کرده بودیم
بزار این سوالُ ازت بپرسم !به این یکی دیگه باید جواب بدی
!دادستان سو دونگ جه زنده است؟
!مُرده؟
به همین خاطر جابجاش کردی !و همه رد پاها رو پاک کردی؟
!هی
!پس یعنی اینم نمیدونی که مُرده است یا زنده؟
!نه، به همین خاطر فعلا نمیتونم برگردم دفتر
!میشه امروزُ برام مرخصی رد کنید؟
-الان کجایی؟ -بوگوانگ دونگ
!دارم میرم به منزل متهم
!فکر مرخصی رو نکن
!فقط ازش اعتراف بگیر
!دلم میخواست میتونستم خفه اش کنم
!دادستان هوانگ رو؟
چون از دستورت سرپیچی کرد و مجرم رو گیر انداخت؟
!مجرمُ بابا
!هرگز فکرشم نمیکردم اون مجرم از آب دربیاد
!همینو بگو
!در هر حال، شرش کنده شد
!دست آخر گرفتیمش
!بله، همین پسره اس
!تا همین اواخر تو همون طبقه ی آخر زندگی میکرد
به یاد میارید که این دانشجوها رم دیده باشید؟
!که قبلا وقت و بی وقت اومده باشن اینجا؟
!مطمئن نیستم
!منم یه مستاجرم اینجا
!دلیلی نداره برم طبقه ای که اون زندگی میکنه
!فقط یه مدت کوتاه اینجا ساکن بود
یهویی اثاث کشی کرد !منم به ندرت دیدمش
-یهویی اثاث کشی کرد؟ -!بله
!فقط یه یکی دو ماهی اینجا بود؟
یادمه یه روز صابخونه بهم گفت از اینجا اسباب کشی کرده
!قبلش حتی روحمم خبردار نبود
!اطلاع ندارید چرا بطور ناگهانی نقل مکان کرد؟
!تو سردترین روز سال، قرارداد بست
!ظاهراً گفته بوده اتاقش خیلی سرد میشه
صابخونه هم غر میزد سر چلّه ی زمستون
!اتاق سرد میشه دیگه
!اگر خیلی سرد بود، میتونست تعمیرات کنه
احیاناً در این محله رستوران معروفی هست که غذا تحویل بده؟
!یه جایی که خودشون غذا رو تحویل بدن
!معلومه که هست
اون مغازه ی مرغ سوخاریه !بچه هام همیشه از همون جا سفارش میدن
!گشنتونه؟
!همون بچه ها که تو تونگیونگ غرق شدن؟
!هوجونگ که بچه ی بی سر صدا و ساکتی بود
نمره هاش خوب بود !خانواده اش هم وضع مالیشون خوب بود
!به همین خاطر هدف خوبی بوده
!اون سه تا تو مدرسه با هم صمیمی بودند؟
خودم توش مونده بودم که چطور اینا
!حتی بعد ورود به دانشگاه هم با هم در تماس بودند
-!کیم هوجونگ -...هوجونگ کلاس هشتم بود
!کیم هوجونگ، کدوم گوریه؟
شما قیّم اش هستید؟
به چه جراتی تو روز روشن و بدون حکم پسر منو بازداشت کردید؟
بدون حکم بازداشتش کردیم !چون تو همین روز روشن داشت در میرفت
!جرایم او شامل آدم ربایی، قتل و رها کردن جسد یک فرده
!طرفتونو اشتباهی گرفتید
اگه میخواید بهش وصله بچسبونید !حداقل یه چی بگید آدم باورش شه
این تازه 20 سالش شده، چی؟ !قتل؟ رها کردن یک جسد؟
این بچه پذیرش دانشگاه ملی سئول رو رد کرد
چون از دانشگاه یون سِی !بورسیه تمام گرفته بود، همین بچه
!عذر میخوام، فعلاٌ در حال بازجویی هستیم
در ضمن، مظنون یک فرد بالغه محسوب میشه
!بنابراین لزومی بر همراهیِ قیّم نمی بینیم
به کی گفتی "مظنون؟"، کی اینو ثابت کرده؟
-بازپرس مسئول پرونده کیه؟ -!بنده هستم
من خودم قبلاً در دفتر عالی کار میکردم
!پایه چندی؟
من هم پدر این بچه ام !و هم به عنوان وکیلش اینجام
زمانی که در مقطع راهنمایی بودی
!به معلم سر خونه ات اعتراف کردی
بهش گفتی دوستات اذیتت میکنن !دو تا از همکلاسیات
!اما نتیجه چی شد؟
!معلم اون دو تا رو نشوند درست بیخ گوشِت
!و شما سه تا با هم دوست شدید
کیم هوجونگ 15 ساله
!ناچار بود تمام روز رو کنار دو تا قُلدر مدرسه بگذرونه
حتی اگه میزدنش، دستش مینداختن !راه و بیراه بهش دستور میدادن
این هفته این، اون یکی هفته اون !اذیتت میکردن
!...چطور جرات کردی !هیچکدوم از اینها حقیقت نداره
!پسر من هرگز مورد اذیت واقع نشده
حالا که بهش فکر میکنم ...شاید آقا معلم بهشون گفته بود
بنظرم به اون بچه هایی !که تو تونگیونگ غرق شدند، هشدار داده بود
"!من میدونم چه خبره! حواسم به شما بچه ها هست"
تمام مدرسه شنیده بودند که هوجونگ !درباره ی آزار و اذیتش با آقا معلم حرف زده
!نمیدونم شاید اینم راهکار آقا معلم بوده
!پس هوجونگ چی؟ !چطور قرار بوده که اینا با هم صمیمی بشن؟
!محال ممکنه
چه دانشگاه بود، چه ساحل !تو نمیتونستی باهاشون صمیمی بشی
!حالا این حرفا واسه چیه؟
!حتی اگر اذیتی در کار بوده...بسیار خب
اصلاً بگیم براش قلدری میکردند !این چه ربطی به قتل و آدم ربایی داره؟
!اون دو تا بچه که غرق شدن !دخلش به ما چیه؟
ربطش اونجاست که شاید اصلا غرق نشده باشن !و آقازاده سرشونو کرده باشن زیر آب
!اینا که دوست نبودن !دشمن خونی هم بودن
!بهشون بگو
!شماها دوست هم بودید یا دشمن هم؟
!حرف بزن
!دوس...دوست بودیم
!با هم صمیمی شده بودیم
!دوران مدرسه تموم شده رفته
!مدتها از روش گذشته !همین زمان برای رفیق شدن کافیه
چرا تو بوگوانگ دونگ براش اتاق کرایه کردید
!در حالیکه در یک آپارتمان آنچنانی در گوانگجین گو ساکن هستید
مهمتر از همه، چی شد که یه ماه نگذشته
!از اونجا اسباب کشی کردی؟
!ببینید، خانم بازپرس دلش میخواست تو اون ساختمون بوگوانگ دونگ زندگی کنه
!اما ازش خوشش نیومد و تخلیه اش کرد
!اینم جرمه؟! مسخرشو درآوردین بخدا
باورم نمیشه بابت فسخ قرارداد !هم سوال پیچش میکنید
!شنیدم اغلب مرغ با چاشنی سیر سفارش میدادی
!جدی میگی؟
!مرغ با چاشنی سیر، چه دخلی به این حرفا داره؟
اونام همونجا زندگی میکردند؟ دختر هم میاوردن تو خونه؟
...تو دیگه روت زیاد شده
!یک اوضاع در هم برهمی بود که نگو !انگاری هر روز خدا زهرماری میخوردن
-اغلب به ما سفارش میدادن -!مرغ رسید
-!ایول -!بعضی وقتا فقط همون پسرا رو میدیدم
!اما اغلب اون میومد دم در تا مرغها رو تحویل بگیره
بعضی وقتام اونجا نبود !یه سری دختر اونجا بودن
!تو روشون در اومدم
-به دخترا هم؟ -!بله
!اونجا داشتی موسیقی کار میکردی، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.