Warm and Cozy

Warm and Cozy (맨도롱또똣)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Warm and Cozy E08
Ulasan oleh Persian Dream Team
نسرين - Elie

Tag

other
Diterbitkan pada: 2015-06-06
Muat Turun: 25
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

چيکار بايد بکنم؟

احساس معذب بودن ميکنم

:: قسمت هشتم ::

چي شده؟؟ درد داري؟؟

چيکار کنم؟

جونگ جو، بيا داروهاتو بخور

بيا

خوبي؟؟

جونگ جو، چطوري؟؟ واقعا درد داري؟؟

همينجا بمون يه کم آب گرم برات ميارم

نرو

نرو

چه خبره؟؟ تو چرا اينجايي؟؟

بزار اول تو احساس بهتري بکني اين سوپ تند گوشت گاوه

قبل اينکه احساس بهتري بکنم

توضيح بده چرا اينجايي و اين برام درست کردي

داداشم گيرم انداخت و پرتم کرد بيرون

بايد يه مدت ديگه اينجا بمونم

اگه خواهرت بهت گفته بياي

معنيش اين نيست که برادرتم مشکلي نداشته؟

نه، مثل يه بزدل تو تفريحگاه خودمو از داداشم قايم مي کردم

اما در حين ارتکاب جرم دستگيرم کرد

همون موقع از اونجا با تي پا پرتم کرد بيرون

من دنبال گون وو نمي گشتم و نميخواستم بيرونش کنم

من حتي نميدونستم اون اينجا بوده

اما اون بچه مقابلم ظاهر شد

داري ميگي گون وو عمداً قبل اينکه بري جلوت در اومده؟؟

!منم همينو گفتم

يه دفعه اي دويد اينجا و جلوم ظاهر شد

...راستش، فکر کنم اين روزا خيالاتي شدم

اما صد در صد خود گون وو بود

پس چرا اين کارو کرده؟؟

گون وو به خاطر تو اومده؟- به خاطر من؟-

ميدونستم به خاطر اينکه دلواپس توئه برمي گرده

چرا؟

تو بهش زنگ زدي و براي شام کارمنداي شهرداري ازش کمک خواستي؟

!نه خيرم

فقط به خاطر گرم و نرم گون وو برنگشته

!اما به خاطر تو هم هست

!گون وو هيچ وقت بهت پشت نميکنه

!جونگ جو

بله؟

همه بروکلي هايي که دفعه قبل خريديم رو مصرف کردي؟

يه مقداري مونده بايد تو يخچال باشه

...کجا گذاشتمش

کجا؟؟

نميبينمش

شايد اونطرف گذاشتمش- واقعا؟-

...فکر نميکنم هيچي داشته باشيم

بفرما اينجاست

!!لي جونگ جو

چيکار ميکني؟؟؟ برو کنار تا بتونم درو ببندم

باشه

نگران بودم وقتي اينجا نبودم خراب شده باشن

!اين کاملا واضحه

چرا بدون تو خراب بشم؟- ...تو رو نميگم-

!بروکلي

!زرد شده !زياده رس شده

اگه يه روز ديرتر برميگشتم چي مي شد؟؟؟

اينطوري که تو رفتار ميکني !حتما بدون توجه به من بر گشتي

!تو بيرون انداخته شده بودياا

تو هم جوري رفتار ميکني انگار نه انگار که منو گرفته بودي

منو چسبيده بودي- کي تو رو چسبيده بودم؟؟-

نرو

حالا يادت اومد، نه؟

فکر کنم هنوز خمارم هنوزم سردرد دارم

من قولمو نگه داشتم

گفتم وقتي مريضي کنارت هستم

من واقعا نگرانت بودم که نکنه مريض باشي، لي جونگ جو

از بس مست کردم بيهوش شدم

نبايد نگران باشي

اينا انگار صدفاي حلزوني اي هستن که من گرفتم

!تو هم بايد قولتو نگه داري

چطور تونستي صدفا رو بزاري؟؟

چرا صدفاي خالي رو اينجا نگه داشتي؟

پس بايد بيرون مينداختمشون؟؟ !!اونا اولين صيدت هستن

دفعه بعد، گوشتشو بيارو !همه چي به من بده

!داداش- بله؟-

به چي فکر ميکردي؟

پونگ سان، من بايد با جونگ جو درباره بيماريش يه صحبت جدي داشته باشم

تو که گفتي تا جونگ جو نگه نميخواي بهش بگي

ديگه نه

من بايد شرايطشو بدونم

و اون نميخواد هيچ کاري بکنه

جونگ جو نميخوادش

الان همه چي رو به راه نيست؟؟

نه، من معذب هستم

بهش فکر ميکنم چطور بايد با جونگ جو مطرحش کنم

گون وو به نظر جدي مياد

بايد حقيقت رو بهش بگم؟

ما آقاي سونگ رو تو مدرسه قبول کرديم پس چرا نيومد؟؟

نميدونم

تو گفتي وقتي پريده تو آب بيرون آورديش؟؟

اون واقعا يه مرد ضعيفه

...اون يه آدم از خود راضي

اما نگرانم چون نسبتا ضعيف به نظر ميرسه

تو زندگيشو نجات دادي، هه شيل

رابطه ات با اون به وسيله خداي دريا ايجاد شده پس تا آخرش مراقبش باش

چرا داري به هه شيل ميگي مراقبش باشه؟؟

بهش اهميت نده حتي اگه بخواد !دوباره بره ملاقات خداي دريا

فرماندار هم تو جشن افتتاحيه ساختمان جديد شرکت داره

واقعا؟- آره-

..منشي جانگ

اون خانوم رو اونجا ميبيني؟؟

بله، اون رئيس موسسه بانوي غواص شهرک سورانگه

!منشي جانگ

!منشي جانگ- تو بهش زنگ زدي بياد اينجا؟-

نه قربان- پس چرا اومده؟-

!منشي جانگ

منشي جانگ، برو ببينش- چشم-

سلام

تو منشي رئيسي که دفعه قبل ديدم، نه؟؟

بله، اينجايين تا رئيس رو ببينين؟؟

نه، اومدم اينجا دنبال يه کسي

...من اونو تو تفريحگاه ديدم

احياناً، کسي به اسم سونگ جونگ گون اينجا کار ميکنه؟؟

آقاي سونگ جونگ گون

اون همش دروغ ميگه، کري ميخونه که با ...فرماندار دوسته

آقاي سونگ تو کار ساخت و سازه

ميتوني بري دنبالش؟

...اون نيومده بود تا رئيس رو ببينه

اما اومده بود دنبال آقاي سونگ که تو کار ساخت و سازه؟؟

بله

دلش برام تنگ شده

پس اينهمه راه تا اينجا اومده و ...تا الان منتظر من بوده

پس بايد مهربون باشم و ببينمش؟؟

حالا کجاست؟

...فکر کردم براتون دردسر مي شد

پس بهش گفتم يه همچين کسي نداريم و دکش کردم رفت

!قربان، خيلي خوشحالم مي بينمتون- سرم شلوغه-

!قربان- عجله دارم-

!يک لحظه لطفا

×آقاي سونگ×

الو؟

آقاي سونگ؟

عقلشو از دست داده؟

آقاي سونگ؟

شنيدم کارمند تفريحگاه نبودي

پس چرا نيومدي تا غواصي ياد بگيري؟؟

چند بار بايد بهت بگم؟؟

ميخواستم بيام اونجا تا تو رو ببينم نه اينکه غواصي ياد بگيرم

اما تو گفتي نميخواي منو ببيني

براي همين من نرفتم

!راستشو بگو

ميخواستي منو ببيني يا نميخواستي منو ببيني؟

بايد برم يا نه؟

!کلاستو از دست نده و بيا

!پس ميخواستي منو ببيني

چقدر دلت برام تنگ شده

که اين همه راهو براي ديدن من اومدي

رفتم تفريحگاه تا رئيس رو ببينم

وقتي اونجا بودم دنبال تو هم گشتم

خب، باهاش ملاقات کردي؟

رئيس اونجا چطوره؟

اون يه کم چاق و خپل بود يه مرد بخشنده به نظر مي رسيد

چاق؟ خپل؟

نه خيرم

!داري دروغ ميگي! تو اصلا نديديش

سرم شلوغه، بايد برم

بايد کمکت کنم باهاش ملاقات داشته باشي؟؟

اگه صحبت کنم، ميتوني بلافاصله ببينيش

!!دروغ نگو

تو ادعا ميکني فرماندار رو ميشناسي و حالا رئيس تفريحگاه

!!مزخرف نگو و بيا غواصي ياد بگير

خيله خب، حتما

به هر حال، چون اومدي ديدنم ديگه کلاسمو از دست نميدم

جاده به خاطر ساخت و ساز دست انداز داره

براي بازديد بعديت حتما ميگم آسفالتش کنن

!خوبه

ولش کن، من دارم ميرم

رئيس سونگ جونگ گونمون تازگيا داره با يکي قرار ميزاره

چي؟؟ اون کسي مي بينه؟

هيچ نشونه اي اونجا نبود- تو اداره شايعه اي نيست؟-

پس سرکار کسي نيست وقتي اومده جيجو کسي رو ديده؟؟

قطعا کسي هست

اگه بفهمم کيه، بهت ميگم

باشه

بگذريم ...هيچ احساسي در برابر گون وو نداري؟؟

ما دوستيم، اون برام مثل اعضاي خونواده است

...راستش

به نظر تو هم باهاش موافقي

خيلي به خودت مغرور نشو

احتمالا خيلي به خودت مطمئني که ...گون وو فقط چشمش به توئه

اما گون وو هم ميتونه بهت خيانت کنه

و تو يه چشم به هم زدن مثل پدرش پشتشو بهت بکنه

پدر گون وو هم اينکارو کرده؟

با مادر مرحومت؟- هان؟-

اين يه راز بود

سلام، شهردار- سلام، چيزي خوردي؟؟-

!ووک! شهردار- !سلام-

شنيدم کارمنداي شهرداري امشب شام تيمي دارن

تو گرم و نرم و تو رستوران غذاي دريايي سورانگ من نيست؟

شايد براي اينه که ما هميشه شام تيمي رو جايي که ماهي خام دارن ميخوريم

کارمنداي خانوم هيچوقت حاضر نميشن

پس اين دفعه يه رستوران خوشگل ميريم

...يه کم دلسرد کننده است

...اما تو داري جون ميکني تا ازدواج کني

پس اين نظر رو بايد درک کنم

اينطوري نيست

اونجا غذا نميخوريم تا بتونم کسي ...رو تحت تاثير قرار بدم

More Farsi Persian subtitles for Warm and Cozy

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left