167 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(بازی های شیرین)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ما دوست داریم که باور کنیم یه رابطه اونطور) (که ما میخواییم رشد میکنه
ولی همیشه چیزهای غیرمنتظرهای وجود داره) (که مارو از مسیرمون خارج میکنه
و بعدش، توی یه نقطهای، همه چی از) (کنترل خارج میشه
توضیح بده
منظورت از"من همیشه پیشتونم"چیه؟
چی؟
یادت نمیاد چی گفتی؟
توی گروه هوادارا جوین شدی؟- چرا، نمیتونم؟-
تو همیشه برای من غیرقابل پیشبینی بهنظر میای ولی با طرفدارات خیلی خوبی
تو حسودی- نه، نیستم-
ولی این رفتارت خیلی بده
کدوم رفتار؟
اونا ازم حمایت میکنن. منم جوابشونو میدم
یهجورایی همدیگه رو در آغوش میگیریم
تو با همه دخترا با هر رنج سنی شیرین حرف میزنی
تو یه ماشین لاسزنی بیرحمی
من فقط دارم کارمو انجام میدم این بخشی از کار منه
من که کاری نکردم- نمیخوام بشنوم-
این ظالمانهاس
هر کی یکم خوشتیپ باشه وقتی توی محاصرهی دخترا قرار میگیره، گول میخوره
هرزه، دخترباز و غیرقابل اعتماد
گوش کن، نمیتونی به همین راحتی ولش کنی
یه جر و بحثی چیزی راه بنداز- آره-
یه درسی بهش بده- آره-
نبخشش- آره-
ولی یه عذرخواهی بهموقع باعث میشه به) (دعوا چاشنی عشق اضافه بشه
یویو
...تو- مامان-
این دوست دخترمه، آن ران- سلام، خاله-
دوست دختر
تو آپارتمان مارو اجاره کردی، درسته؟
اینجا زندگی کردن خوبه؟- آره-
خوبه
حدس میزنم با
یان یو خوب کنار میای
آره
تو فقط چند ماهه که جا به جا شدی، مگه نه؟
مامان، بسه دیگه
مشکل چیه؟فقط دارم نگرانیمو نشون میدم
اینا سبزیجات ارگانیکن
من اونارو از یه مزرعه ارگانیک توی حومهی شهر خریدم
تا وقتی که تازه هستن بپزشون
خاله، من میرم تا بتونین حرف بزنین
داری میری؟بعدا میبینمت- به امید دیدار-
بیا و دوباره منو ببین- حتما-
بعدا میبینمت
مامان، چندبار بهت بگم؟
قبل از اینکه بیای بهم بگو
یهویی نیا
یادم رفت، باشه؟
تازه سبزیجات گرفته بودم و میخواستم بهت بدمشون
سلام- سلام، آن ران-
با مامانش آشنا شدی؟
آنچنان قرار ملاقاتمون رسمی نبود
خب چطور بود؟
آدم پایهای هست؟
حدس میزنم
...فکر نکنم- چی؟-
فکر نکنم مارو به عنوان یه زوج خوب ببینه
نه، نه، گوش کن
داری زود نتیجه گیری میکنی
شایدم من حساس شدم
همین. میرم بخوابم
خانم آن، من چندتا انتخاب اولیه رو انجام دادم
امروز کاندیدای خوبی داریم
واقعا؟- آره-
و اون درموردش جدیه. یه مدته منتظره
ممنونم. بیاین بریم- باشه-
بیین. این یکیه
سلام، خانم آن. من چن روی هستم
سلام، من آن رانم
خوشحالم که به مصاحبه اومدی
میتونم بپرسم چرا برای این کار درخواست دادی؟
من کانسپت"دوست پسر پاره وقت"رو خیلی دوست دارم
پس تو بهطور خاص فقط برای این بازی اومدی؟
من فکر میکنم اون یه بازی دوست یابیه که زنای معاصر رو به بهترین شکل درک میکنه
همچنین یهسری تحقیقات انجام دادم و واقعا علاقه کارکنان شمارو به این بازی تحسین کردم
تو خیلی داری از ما تعریف میکنیا
بیشتر بازیای موجود توی بازار برای وقت گذروندنه
ولی این بازی بهمون زمان اضافه میده
این یه چیز منحصر به فرده که به نفع خودمونه
و میتونم توجه توسعه دهنده به مخاطبای زن رو توی بازی حس کنم
همچی ضد کلیشهایه از شخصیت ها تا سبک هنری
من مطمئنم که کارمنداتون وسواس زیادی نسبت به توسعه بازیا دارن
تمومه- ممنونم-
آقای هی شا، اینم فیلمنامه امروز
فیلمنامه؟چرا من درموردش چیزی نشنیدم؟
این فقط سیستم مسابقه و برنامهاس
اگه از ته قلب درکش کنی، میبینی فیلمبرداری آسون تر میشه
"من همهی قسمتای فصل قبلو دیدم"
"شرکت کنندهاش منحصر به فرد بودن"
"وضع قوانینشون هم درخشان بود"
باید حتما چیزایی که اینجا نوشته شده رو بگم؟
این کاریه که مهمونا انجام میدن
فقط بچسب به فیلمنامه
مخاطبین عزیز، من مجری دامو هستم
به"ما عاشق صداها هستیم"خوش اومدین
این اولین مسابقه فصل دومه
بیاین از مهمونای امروزمون استقبال کنیم
سهتا از صدا پیشههای معروف
سلام، من دوست قدیمیتون ژو چینگم
سلام، من بیان هایم
سلام، من هی شام
این اولین برنامه تلویزیونی آقای هی شاست
قبلا برنامهمونو دیدی؟
بعضی از قسمتارو دیدم
کدوم شرکت کننده فصل گذشته تاثیر عمیقی روت گذاشت؟
آقای هی شا، فیلمنامه
آقای هی شا
در واقع، من مشتاقانه منتظرم که یه صدای تاثیر گذار توی این فصل پیدا کنم
خیلی خوب، بیاین با آقای هی شا منتظرش بمونیم
بیاین به دوست قدیمیمون، آقای ژو چینگ خوش آمد بگیم
اول از همه، به همهی صدا پیشههای در حال حاضر توی این برنامه خوش آمد میگم
سلام، مامان
یویو، آن ران چه میوهای رو دوست داره؟- توت فرنگی-
خیلی خب
مامان، چیشده؟
دارم توی مزرعه ارگانیک سفارشمو ثبت میکنم
فکر کردم که باید برای آن ران میوه بگیرم
آقای هی شا، آمادهاین؟
یویو، برو بعدا حرف میزنیم- مامان-
خاله چی شمارو کشونده اینجا؟بیاین داخل
اینجا با تزئیناتش خیلی خوشگل بهنظر میرسه
لطفا بشینین- باشه-
من و یان یو اینجارو دوباره با هم تزئین کردیم
روکش مبلارو ببینین. یان یو اونارو انتخاب کرده
اون این چیز رنگارنگو انتخاب کرده؟
حدس میزنم اون با تو خیلی خوشحالتره
در اصل، اون دوست داشت همه چیزو توی خونه سیاه یا خاکستری کنه
واقعا؟- آره سعی کن باهاش بسازی-
اونم باهام میسازه
برای وقت گذرونی چیکار میکنی؟
خاله، من میخوام یه کسب و کار با دوستام شروع کنم
استارت آپ بازی موبایله
بازی موبایل؟
جوونا باید این بازیای مبارزه ای رو تو گوشی هاشون دوست داشته باشن
یان یو هم دوست داره واقعا نمیفهمم
مخاطب بازی ما بیشتر دختران
تو این سن کم یه کمپانی رو راه انداختی
تحسین برانگیزه
مطمئنم که یه برنامه مشخص برای آیندت داری
فعلا دارم میگذرونم
کمپانی زدن اونقدرم راحت نیست
آره، دوره زمونه عوض شده
فرصتای زیادی برای جوونا هست
خب چند سالته؟
خاله من 31سالمه
سی و یک سالته؟
پس شیش سال از یویو بزرگ تری
والدینت خبر دارن؟
چی فکر میکنن؟
هنوز بهشون نگفتم
صحیح، بهشون نگفتی
یویو هنوز خیلی جوونه
تو تو زندگی تجربه بیشتری داری پس بیشتر فکر کن
دخترا باید کمتر چیزای سرد بخورن
همین دیگه، مزاحمت نمیشم
میبینمت- میبینمت خاله-
برنامه رو ضبط کردی؟چرا اینقدر سریع؟
خیلی دلم برات تنگ شده بود
مهمون داشتی؟
برنامه چطور بود؟
خوب بود؟- آره-
خوبه
بذار کمک کنم
No comments yet. Be the first to leave one.