200 baris pertama.
خانواده اونیل داشت با ریتم زندگی جدیدش هماهنگ میشد
پدرم زندگی کردن در زیرزمین
و ماهر شدن در آشپزی رو قبول کرده بود
و مادرم مصرف سبزیجات رو
این دو تا خیلی خوب با هم جواب داده بودن
اون حتی به تازگی از تمایلات جنسی من با عنوان
مشکل" یاد میکنه"
که دومین قدم از 94 قدم پذیرفتن یه بچه همجنسگراست
...آره، اوضاع خوب بود و بعد
بهت انعام نمیدم چون میدونم
تو کشور خودت میلیونری
خدای من، این دیوونه نژادپرست دیگه کیه؟
!مامانبزرگ ـه
به خاطر همین از تاکسی خوشم نمیاد
همین که اجازه میدیم تو کشورمون زندگی کنی باید کلاهت رو بندازی هوا
مامانبزرگ اگنس، مادر مادرم
یه گانگستر کاتولیک کاردرست
!جعبه خدا رو بیارید! جعبه خدا رو بیارید
ما خیلی کاتولیک هستیم
اما هیچوقت به اندازه کافی برای مامانبزرگ کاتولیک نیستیم
آره، جای پاپها رو عوض کن
فرانسیس رو بیار پایین جان پائول رو بزن به دیوار
چرا مادرت هیچوقت قبل اینکه بیاد زنگ نمیزنه؟
چون اون موقع آماده میشیم
جیمی، این انجیلها رو تو خونه پخش کن - باشه -
این چیه پوشیدی؟ - !کلاه عید پاک مامانبزرگ -
آخرین باری که اومده بود با گذاشتن این کلاه تونستم 20 دلار به جیب بزنم
!خسیس
نیومدم دوست پیدا کنم اومدم پولی به جیب بزنم
باید حرف بزنیم - الان؟ -
ما هنوزم متاهل هستیم - در چشم قانون؟ -
در چشم مادرم - چی؟ هنوز بهش نگفتی؟ -
چجوری به بیگناهترین کاتولیک جهان میگی
فکر کنم انجیل درباره" زندگی زناشویی اشتباه میکرد
"و من قراره مستقیم برم جهنم
احتمالا نباید اینجوری بگی
درضمن فقط طلاق نمیگیرم
دارم از تنها چیزی که اون خوشش میاد طلاق میگیرم، یعنی تو
زمانی که مادرم اینجاست لطفا مثل شوهرم رفتار کن
یه دقیقه صبر کن
من یه زندگی جدید تو زیرزمین برای خودم تشکیل دادم
سبیل گذاشتم، با دست غذا میخورم
بدون انتقاد و ترس تصمیم میگیرم
پت، تو فقط سبیل گذاشتی اولین نفری نیستی که اینکارو کرده
اون فقط دو ساعت میمونه
لطفا همراهی کن و از غلغلک هم خبری نباشه
چی؟ پیرزنها از غلغلک خوششون میاد - چی؟ -
یه چیز دیگه، تو همجنسگرا نیستی
!مامان! خوشحالم میبینمت
!مامان
چیکار میکنی؟
دارم بغلت میکنم
خدای من پت، سبیل گذاشتی
شبیه جوونیهای "الکس تربک" شدی
خب، برای هر تعریف 200 دلار میگیرم اگنس
نکن! نکن! تمومش کن
یه نکته کوچیک هست
چرا به مامانبزرگ نگفتی همجنسگرا هستم
و شما دارید طلاق میگیرید؟
خب، بحثش پیش نیومده
ما درباره بختآزمایی صحبت میکنیم
یا چه میوهای قراره بیاد
برای صحبتهای بیهوده وقت نداریم
مامان، نمیتونی برای همیشه اینو نادیده بگیری
مامانبزرگ اومده، اگه تو بهش نگی خودم میگم
پسر، دلم برای روزایی که
تو دهنت پستونک میذاشتم تنگ شده
باشه، انجامش میدم اما به وقتش
باشه
شانون، اینم 5 دلار
از اون کلاه خوشم میاد
و عاشق تمام نوههام هستم
فکر کردم بیشتر بچهدار میشم اما وقتی مادرتون به دنیا اومد
رحم منو مثل کلاه سرش کرده بود
!مثل کلاه من
تقریبا جفتمون مرده بودیم
اما بعدش نجات پیدا کردیم
اما نوههای بینقص و فوقالعاده من
کاری که مادرشون کرد رو جبران کردن
اول چیکار کنیم؟
خب، میتونیم بازی باحالی که
همه حقایق زندگیمون رو فاش میکنیم انجام بدیم
به نظر خستهکننده میاد
بیا، میخوام آبکش جدید آشپزخونه رو بهت نشون بدم
!برای بچهها هدیه گرفتم
شانون، یه دفتر رنگآمیزی
از کلاسهای کلیسا برات آوردم
موضوعش راجب گناهان ـه
میبینی، این دو مرد دارن زنا میکنن
و برای هر صفحهای که رنگ کنی بهت 2 دلار میدم
برای نقاشی پول میدی؟ چی؟
و کنی، برای تو یه شیشه از خیارشورهای معروف خودم آوردم
من خیارشورهای شما رو خیلی دوست دارم مامانبزرگ
به خاطر اینکه باریک هستن
اونا باید دراز و باریک و سفت باشن
دیگه کافیه مامان
نه، نه، نه
بدم نمیاد راجب خیارشور حرف بزنیم
و جیمی، گروه انجیلخوانی من این پازلهای تیزهوشان رو
برای نوههامون خریده
میخوایم ببینیم نوه کی زودتر حلش میکنه
اولین نفر باش
ایول! چی هست؟
یه تست هوش ـه
باید تمام مهرهها به غیر از یکی رو دور بندازی
!بفرما
!من نابغهام
من قوانین بازی رو بهش میگم مامانبزرگ
کنی عزیزم
بگو اخیرا مشغول چه کارایی بودی
آره، خیلیخب
خب، میخوام با جزییات براتون تعریف کنم مامانبزرگ
میدونی من همیشه دختران رویایی" رو دوست داشتم؟"
!یادمون رفت کیک بگیریم
کنی، بیا تو پذیرایی راجبش حرف بزنیم
اون همیشه عاشق فیلمهای موزیکال بود
مامان، داری وقت تلف میکنی
بهم اعتماد کن، بهتره یه دفعه چسب زخم (رو بکنیم(زودتر قال قضیه رو بکنیم
خودت میدونی من اینجوری انجامش نمیدم
اول با روغن گیاهی روی چسب زخم رو ماساژ میدم
و بعد وقتی داری "تام و جری" تماشا میکنی
آروم درش میارم و تو هم یه شیرینی گیرت میاد
!نه! نه
اما این کار درست نیست، اون سنش زیاده
ممکنه بدون فهمیدن واقعیت بمیره
میدونم فکر میکنی داری کار درست رو انجام میدی اما اشتباه میکنی
بیخیال، تو حرفای خودتو بزن و منم حرفای خودم رو
خیلیخب، باشه
بعد از دسر باهمدیگه بهش میگیم
شکر باعث میشه گیج و سربهراه بشه
برو به شیرینی فروشی و یه کیک لیمویی سیبزمینی بگیر
کیک لیمویی سیبزمینی؟
آره، یه کیک ایرلندی بزرگـه کیک سیبزمینی
میدونی، به خاطر اینکه انگلیسیها
تمام کیکهای خوب و واقعی رو برای خودشون نگه داشتن
حرومزادهها
میدونم
آره
این موقع جیمی رفت برای مسابقات استانی
و کنی برنده مناظره شد
و اینم شانون
پارسال جایزه مسابقات علمی رو برنده شد
چه بچههای فوقالعادهای
اونا به تو رفتن پت
خب، خیلی ممنون
همچنین به زنم هم کشیدن
که هنوز به طور مستمر با هم هستیم
...ممنون پت
نه تنها به خاطر تعریفت بلکه به خاطر
غیرواقعی و عجیب حرف زدنت
یه قاشق تو ظرفه
ببخشید
اصلا احتیاجی به معذرتخواهی نیست
عاشق غذا خوردن مردا با دست هستم
!عین گوریل غذا میخوره
!خدای بزرگ پت
میدونی چیه؟
میخواستم ببینم بعد از مرگم
با بلیطهای فصلی "خرسها" چیکار کنم
میخواستم به پسرعموت گری بدمش
اما هنوزم با اون دختر "سیکی" زندگی میکنه دین توحیدی که در قرن پانزدهم در پنجاب) (هند توسط گورو ناناک به وجود اومد
منظورت زنشه؟
در هر صورت به اون نمیرسه
آرزوم بود بدمش به پسری که
به خاطر آیلین نمیتونم داشته باشم
اما به ذهنم رسید تو هم پسرمی پت
بلیطهای تیم خرسها؟
همیشه پسرت میمونم مامانی
لعنتی! من نابغه نیستم
من معمولی هستم! معمولی هستم - خیلیخب -
خیلیخب، بیخیال این میشیم
مامانبزرگ وقتی این پازل رو بهم داد
!دقیقا میدونست دنبال چیه
خیلیخب
به 5 تا شیرینی فروشی رفتیم
و هیچکدوم چیزی درباره کیک لیمویی سیبزمینی نشنیدن
چرا مامان ما رو سراغ چیزی فرستاده که وجود نداره؟
حتما به خاطر اینکه نتونستم !پازل رو حل کنم خجالت میکشیده
نمیخواد مامانبزرگ بفهمه من همجنسگرا هستم
چرا از پازل حل نکردن تو ناراحت بشه؟
نه، راست میگی به خاطر همجنسگرایی ـه
اینجوری خیلی منطقیتره
خیلی منطقیتر - وقتی بهش فکر میکنی -
و خاله سالی برای اینکه به دین پروتستان رو آورده از وصیتنامه اومده بیرون
خدای من
بله؟
سلام مامان، حدث بزن چی شده
چیزی به اسم کیک لیمویی سیبزمینی وجود نداره
مطمئنی؟ چطوره چند تا شیرینی فروشی دیگه بری؟
تو هیچوقت بهش نمیگی
میخوام از خشمش در امان باشیم
دارم میام خونه
و واقعیت رو میگم
!دور بمون
برو یکی از فیلمهای طولانی هابیت رو ببین
نه
میدونی چیه؟
ممکنه مامان از مامانبزرگ بترسه
اما عقابها با ترس پرواز نمیکنن
این پرنده تو قفس میخواد بخونه
No comments yet. Be the first to leave one.