200 baris pertama.
²⁵⁄₂₁
تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملاً غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، سازمانها،مؤسسهها، یا مکان ها ارتباطی ندارد
"قسمت 14"
جلد بعدی، جلد بعدی کجاست؟
چطور میتونه همین جا تمومش کنه؟
وای، دارم دیوونه میشم خب بعدش چیشده؟
اونا قرار میذارن؟
زودباش، میخوام بدونم چیشده
پس هیچ رسوایی نداشتن
تو 2009؟
امروز 10 ام جولای 2009 است به اخبار یو بی اس خوش آمدید
تیم ما یک مدال طلای دیگر در سانفرانسیسکو کسب کرد
امروز پادشاه شمشیربازی نا هی دو سومین مدال طلای خودش رو برای کره به دست آورد
ما ارتباط زنده با سانفرانسیکو برقرار کردیم تا باهاشون صحبت کنیم
خانم نا هی دو؟
از دیدنتون خوشحالم
کسب مدال طلا رو از صمیم قلب بهتون تبریک میگم
ممنونم
شما هم این مدت حالتون خوب بوده، جناب گزارشگر؟
بله
حالم خوب بود
موقعی که خبرنگار ورزشی بودم ...خانم نا هی دو اولین ورزشکاری بودن
که مسئول پوشش اخبارشون بودم
دیدن دوباره ی ایشون در این مناسبت دوباره خاطرات قدیمیم رو زنده میکنه
از مادرید، پراگ و حالا سان فرانسیسکو
شما 3 مدال طلای متوالی رو کسب کردین
لطفاً بهمون بگین چه احساسی دارین
این یه افتخار بزرگه
و من میخوام از همه ی شما مردم بابت تشویق و حمایت هاتون در این مدت تشکر و قدردانی بکنم
مسابقات شما همیشه بحث محافل مختلف در سطح شهره
شما یه اجرای چشمگیر دیگه رو از خودتون در سانفرانسیسکو نشون دادین
برای کسب مدال طلا مشکلاتی هم داشتین؟
خب، بذار ببینم
همه ی مسابقات تا حدی مشکلن
ولی من در بسیاری از مسابقات چالش برانگیز، شمشیربازی کردم
برای همینم اگه بخوام صادقانه بگم این دور از بازی ها نسبت به بازی های قبلی آسون تر بودن
که اینطور
پس میتونین بهمون بگین که کدوم مسابقه به نسبت بقیه سخت تر بوده؟
احتمالاً مربوط به اولین باری باشه که تو مادرید طلا گرفتم
منظورتون از مادرید، مسابقه تون تو سال 2001 ئه؟
وقتی تو فینال در برابر خانم کو یوریم بودین؟
بله، درسته
هم اکنون بازی فینال مسابقات شمشیربازی زنان شروع میشود
خب اجازه بدین دو شمشیربازی که در فینال باهم به رقابت خواهند پرداخت رو بهتون معرفی کنم
اولین فینالیست
شمشیرباز تازه کاره که به سرعت به فینال راه پیدا کرده
و اولین باریه که در این تورنومنت شرکت میکنه
نا هی دو از کره ی جنوبی
و حالا دومین شمشیربازی که با او رقابت میکنه رو بهتون معرفی میکنم
کسی که هنوزم در اوجه خانم جولیا کو از روسیه
گاردبگیرین
آماده؟
شروع
خودشه، گرفتمت !بنوش
خیلی خوبم نه؟
باید انگشت شستت رو بلند میکردی
!به سلامتی- !به سلامتی-
...خیلی از موقعی که 20 سالم شده نمیگذره
ولی چرا به نوشیدن عادت کردم؟
به این میگن داشتن استعداد
تبریک میگم
این بازی وقتی تعداد بیشتری باشن، حال میده چرا نمیان؟
صبرکن
اینجا چی داریم؟
سلام، بچه ها
همینطوری شد
یه چیزی بگو- آره-
هی دو از سرت هم زیاده- چی؟-
نه، هیونگ از سرش هم زیاده
هیونگ واقعاً خوشگله
منظورت چیه؟- بس کن-
دلم برای خودم میسوزه
اینجا بین زوج ها بودن چه فایده ای برام داره؟
وای- همین جا بس کن-
همه، لیوان هاتون رو بالا بیارین
بیاین به سلامتی بنوشیم
سلامتی چی؟
سلامتی شروع رابطه ی ما؟
چی میگی؟
!به سلامتی جی سونگ وان
!به سلامتی- !به سلامتی-
!یک، دو، سه
!چهار
!پنج، شش، هفت
!هشت، نه، ده
!یازده، دوازده- !سیزده، چهارده، پانزده-
!شانزده، هفده- !هیجده، نوزده، بیست-
صبرکن، کجا بودیم؟
وای
!بیست و پنج، بیست و شش، بیست هفت
بیست و هشت، بیست و نه
سی
!بنوش
!طبل میزنیم- !طبل میزنیم-
!اسب شماره یک- !اسب شماره دو-
!اسب شماره سه- !اسب شماره چهار-
!اسب شماره پنج- بیاین شروع کنیم-
!اسب شماره یک
!طبل میزنیم- !طبل میزنیم-
!نوچی بازی شروع شده، یک- !دو-
!سه- !چهار-
!آره
!طبل میزنیم- !طبل میزنیم-
!کلمه هایی که با " ش" شروع میشه، برو
شوت- شیو صورت-
شربت- شهاب-
شیرین- شاه-
شوت- شات-
ش***ل
به من گفتی؟
ولی من ازش بزرگترم- لغت دیگه ای هم مونده؟-
مشکلی نیست، نه؟- آره-
شوت؟
!قبلاً گفتیم- بیا دیگه-
!طبل میزنیم- !طبل میزنیم-
!هل نده
بچه ها ندویین، خطرناکه
!هوی
!بریم یه دور دیگه
!بریم
بریم خونه ی یی جین
و کسی که آخر از همه میرسه
!برای بقیه بستنی میخره
!من اول میرسم- وایسا-
!بریم
!هوی، بک یی جین
گفتی "هوی بک یی جین"؟ خیلی خودمونی شدی
چطوره هی دو میتونه بگه ولی من نمیتونم؟
واضح نیست؟
اگه اشک هی دوی منو در بیاری میکشمت، فهمیدی؟
!منتظرم بمونین
!زود باشین
هی دو خیلی خوش شانسه
منتظرم بمونین
بیاین باهم بریم
دارم یخ میزنم
سردمه
بچه ها
فکر کنم دیگه به اندازه ی کافی سختی کشیدم
اوه- هی-
تو تنها نیستی
برای منم سخته
همه مون اینجا داخل یه قایقیم
بنوش، بنوش
بیاین دفعه ی بعد پاجون و ماکگولی بخوریم
نظرت چیه؟- خوبه-
فکر خوبیه بیاین یه سفر هم بریم
مثل همون سفر که تابستون رفتیم
فکر خوبیه من میخوام برم ججو
قبلاً هیچوقت اونجا نرفتم
منم، میخوام برم جونگ دونگ جین همونجا که سریال ساعت شنی* رو فیلم برداری کردن
ساعت شنی، جونگ دونگ جین خوبه
سونگ وان تو جایی نیست که بخوای بری؟
...من
میخوام برم دانشگاه
من واقعاً نمیخوام درس بخونم
چرا یهویی داری گریه میکنی؟
گریه نکن
مسته- گریه نکن-
بس کن- وقتی مست میشه گریه میکنه-
افتضاحه
خیلی ناراحتم، واقعا ناراحتم
هی
داره چیکار میکنه؟
فکر کنم بلده چجوری دختری رو که داره گریه میکنه رو آروم کنه
حتماً دخترای زیادی رفتن پیش هیونگ و گریه کردن
!هوی
یی جین- آروم باش، هی دو-
هی، تو
بگو کی بود؟
کی بود؟
دا اون بود؟ یا مین یونگ بود؟
اشک مین یونگ رو در آوردی؟- تو رو خدا بس کن-
کی بود؟- لطفاً منو نزن-
دیگه کی اونجاست؟
اشک دخترای زیادی رو در آوردی؟- لطفاً، منو نزن-
!اسمشون رو بهم بگو
اشکشون رو در آوردی؟- لطفاً بذار برم خونه-
لطفا بهم رحم کن- عجب افتضاحی-
تو رو خدا، من کاری نکردم
!من نمیدونم- بیا بریم خونه-
باشه- !تو رو خدا-
...موقعی که بقیه دارن میرن سر کار
!من دوست دارم که برگردم خونه
چی؟- منم-
امیدوارم امروز همه تا میتونن سخت کار کنن
موقعی که من برمیگردم خونه و میخوابم
در بعد از ظهر
و صبح- صبرکن، این صدای کیه؟-
هیچ روزی نبود که
من و تو
که تو و من به اشتراک نذاریم
نگرانی هامون رو گوش کن-
بابا- بله؟-
من دوست پسر دارم- باباته؟-
چی؟
از چیِ اون پسره خوشت مياد؟
خب مثل تو مهربونه
و باهام خوب رفتار ميکنه
... ولي
No comments yet. Be the first to leave one.