200 baris pertama.
"اتفاقی دیدمت"
پس، این یه ماشین معمولی نیست ماشین زمانه
و تو هم مسافر زمانی
منم با این ماشین تصادف کردم
و به سال 1987 سفر کردم داستان اینه؟
عالیه- "عالیه؟"-
ماشین منو اینجوری دیدی و این حرف رو میزنی؟
هرجور شده این ماشین رو درست میکنم
تا درست بشه اینجا بمون
لی سون ئه ام، اسمم اینه
ولی مامان صدام نکن
واقعا منو میترسونه
راستی اسم تو چیه؟
بک هی سوب
همه اون دخترها به مدرسه تو میرن؟
همینجوری وایسادن و غرق شدنت رو تماشا کردن
چجوری دوستاتن؟
نمیتونی وانمود کنی همچین اتفاقی نیفتاده؟
دقیقا یک سال دیگه
تو سالی که 35 ساله میشم، میمیرم
به خاطر اینکه قاتلی که منو میکشه مجرم واقعی
پرونده قتلهای زنجیره ای ووجونگ ری تو سال 1987 هستش
و این توی صحنه قتل منم پیدا شده
این امضای کاری قاتل تو سال 1987 بود
باید هرجور شده تا قبل اون پسش بفرستم
"چایخانه بونگ بونگ"
این اینجا چیکار میکنه؟
"اتفاقی دیدمت، قسمت3، رازی که داری"
:ترجمه و زیرنویس ≡ Zamilton ، مانا ، سارا ≡
میدونم چطور به نظر میرسه
حتما فکر میکنی من که یهویی به گذشته سفر کردم
باید مسخره و عجیب باشه که اینجا یه کاری دارم
...ولی
بیرون
اینجا سردتر از بیرونه
پس بذار فعلا از اینجا بریم بیرون
"قسمت 3"
درهرصورت که فکر نمیکنم بتونیم امشب از اینجا بریم
برو داخل و لباسهات رو عوض کن
کو می سوک و مامانم همو میشناختن؟
حتی تو یه کلاس هم بودن
و کتاب رمانش؟ اون دیگه چی؟
به نظر میرسه که بقیه از من خوششون نمیاد
...پس
حرفم اینه که
میخوام بمیرم
اصلا به ذهنمم خطور نمیکرد که مامانم
همچین روزهای تیره و تاریکی رو تجربه کرده باشه
ولی این همه ش بود؟
تمام لحظاتی که نمیدونستم مامانم داشته
یه زمانی بود که منم رویای نویسنده شدن داشتم
خلاصه داستانش چیه؟
میتونی یه کتاب امضا شده به منم بدی؟
میخوای بخونیش؟
چرا باید کتاب بخونم؟
این همه سال چقدر از وقتای مامانم رو از دست دادم؟
نه
میتونم اینجا همه چی رو عوض کنم
"چایخانه بونگ بونگ"
چجوری این به دستش رسیده؟
فکرنکنم فعلا بتونم برگردم
یه کاری هست که باید حتما انجامش بدم
میخوای اینجا چیکار کنی؟
"چایخانه بونگ بونگ"
اونارو یادته نه؟
این دو قربانی مونث تو روز 14ام و 16ام
ماه می 1987 به ترتیب کشته شدن
و زنی هم که تو تاریخ 20 می گم شد و
تا به الان مفقوده
بله، اونارو توی محله مون دیدم
یا قبل از این دوره میشناختمشون
ولی تو این آدم ها رو نکشتی
واقعا من نبودم
اگه اون کارآگاه ها همه چه رو به من نمیچسپوندن
اشتباهی متهمم کردن
باید حرفم رو باور کنی
باشه، و درست اینجا
این لیست مظنونین اصلی اون موقع پلیس هستش
با خودت 3 نفر بوده
دو نفر دیگه توی لیست رو میشناسی؟
آره، محله کوچیکی بود
...پس
هرچی که یادت میاد درباره این 6 نفر و خودت
همه رو برام بگو
حتی اگه فکر میکنی چیزی مهم نیست هم بگو
زمان زیادی گذشته نمیدونم خاطراتم دقیقن یا نه
من فقط به عنوان منبع ازش استفاده میکنم نگران نباش
و همین که برسم اونجا همه چی رو چک میکنم
اطلاعات یا مدرک زیادی برای این پرونده باقی نمونده
پس تا جایی که بتونم بهشون نزدیک میشم
و به عنوتن یکی از خودشون قاطیشون میشم و مشاهده میکنم
و تمام حرکاتشون رو زیر نظر میگیرم
و باید منتظر بمونم
درست تا قبل از اتفاق افتادن حادثه
میتونی به جایی فکر کنی که تو سال 1987
حداقل نصف این افراد بخشی ازش باشن؟
جایی که بخشی ازش بودن؟
مدرسه؟
مدرسه
اونجا نقطه شروعم میشه
باید به مدرسه برم
مدرسه، باید اونجا باشم
داغه
داغه- دیوونه ای؟-
داغه
"برای پرس و جو در مورد جاسوسان و جنایتکاران کمونیست تماس بگیرید"
واقعا برای جاسوس تحویل دادن پول نقد میدن؟
چرا میپرسی؟ فرد مشکوکی دیدی؟
همه مشکوک به نظر میرسن
اون نونا رو ببین
بریم- بریم یه دور دیگه بزنیم-
کیونگ هه- خدایا-
من حتی میدونم خانواده ش چند جفت قاشق و چابستیک دارن
هیچی ازش در نمیاد
درباره غریبه هایی که حرفای خنده دار میزنن
آدمایی که انگار از یه دنیای دیگه اومدن
آها، غریبه هایی از یه دنیای دیگه
درسته، و اون آدم ها ممکنه ندونن کجان
یا تو چه سال و تاریخی هستن
درسته ممکنه ندونن- درسته-
علاوه بر اون
ممکنه یه ماشین عجیب داشته باشن و حرفای عجیب بزنن
یه ماشین عجب
صبرکن، دیروز یه نفر رو دیدم که دقیقا با این مشخصات میخوند
آها درسته مطمئنم شرط میبندم هرروز همچین ادمایی میبینی
منم چون دید خوبی دارم خیلی واضح میبنمشون
نه
کیه؟
درباره کی حرف میزنی؟
فکر میکنی منطقیه؟ میخوای مدرسه بری؟
میخوای به عنوان دانش اموز بری نه معلم؟
اینقدر شوکه کننده ست؟
اینقدری شوکه کننده که متوجه آب جوش نشدی؟
خب، همونطور که میبینی
همین که آرایشم رو پاک کنم
نمیشه تشخیص داد چند سالمه
اگه بهشون بگم سه سال عقب افتادم
مطمئنم بقیه هم باور میکنن
نباید نگران این باشی
یادت رفته کجاییم؟
نه داغه، یواش تر
یادم نرفته، تو سال 1987 ایم
فعلا که نمیتونیم برگردیم
گفتی هویت داشتن کار امنیه
تو به خودت هویت دادی منم نمیتونم اینکارو بکنم؟
اون یکی دستت رو بده
به ذهنت نرسید که ممکنه ترتیبش اشتباه باشه؟
ترتیب درست نداره مادامی که به هردو دست بزنم اشکالی نداره
اوه، درباره این حرف نمیزدی
به خاطر کاریه که باید اینجا بکنی نه؟
فکرمیکنم درستش این باشه که اول بهم بگی موضوع چیه
تو این ساعت منتظر کسی هستی؟
مطمئنین میتونیم اینکارو بکنیم؟
تازه شم توی دبیرستان ووجونگ معلمه
...اگه رئیس بفهمه
خدایا، با رئیسمون هم صمیمیه
کاراگاه بک دونگ شیک اینجا چیکار میکنه؟
صبر کن سریع برمیگردم
این وقت شب چه خبره؟
کاراگاه بک دونگ شیک از بخش جرایم خشونت آمیز
ایستگاه پلیس ووجونگ هستم
برای چک کردن چیزی اومدیم، لطفا مارو ببخشین
صبرکنین
فکرکنم یادتون رفت بگین قضیه از چه قراره
فکر میکنی این کار لازمه؟
الان؟
آقای یون
حداقلش سعی کنین به رئیس زنگ بزنین
اون پسره از شب مهتابی همیشه همین مزخرفات رو میگه
و این توی موقعیت بدی قرارتون میده
میتونم کارت شناساییت رو ببینم؟
بذارین این دفعه درست ببینمش
بله؟- صدامو نشنیدی؟-
یه گزارش دریافت کردم که یه آدم مشکوک اینجاست
پس کارت شناساییت رو بده
دفعه پیش گمش کردم
به نظر میرسه با زحمت و تلاش زیادی اماده نشده
و انگار راه دیگه ای برای اثبات هویتشون وجود نداره
خیلی خب پس
به ایستگاه میبرمت
صبرکنین ایستگاه پلیس؟
تا بیرون همراهم بیا- به ایستگاه پلیس؟-
دنبالم بیا- صبرکنین-
دیوونه شدی؟
چون رئیس هوات رو داره اینجوری رفتار میکنی؟
میفهمم که به خاطر عملکرت
برای دستگیر کردنش مستاصلی
منم دارم کمکت میکنم که انرژیت رو تلف نکنی
این فقط وقت هدر دادنه
کارت شناسایی معتبر داره، و راهی برای اثباتش دارم
اگه میخوای، میتونم نشونت بدم خودت ببینی
کارت شناسایی معتبر داره؟
آره
...اون
...اون
دانش آموز سال آخر دبیرستان ووجونگ هستش
ایول
جدی میگی؟- معلومه-
فراموشش کن
سلام- سلام-
No comments yet. Be the first to leave one.