200 baris pertama.
« آنچه در بابیلون برلین گذشت »
یه گزارش برای اول مـِی بهم بدهکاری
دارم روش کار میکنم
اونا فقط یک کپی از هر فیلم کونیش درست کردن
میدونی که من ضمانت کردم که ما این مسئله رو قبل از انتخابات حل میکنیم
برونو؟
کمکـت رو لازم دارم
باید کاریاسکی رو پیدا کنم
کلید ماجرا اونه
اگه چیزی لازم داشتی... ببین، این چیزیه که وقتی به حرف بیای، برات دارم
یه چیز قویتر نیاز دارم
فکر میکردم این مخصوص شما بزدلهای رعشهایه
ضمناً، کارداکوف دیشب هنوز اینجا بود
کجا، توی برلین؟ - توی خونهی سوروکینا -
همهی اونا بهخاطر تو کُشته شدن
!همهشون مُردن
.در وارماشتراسه یهجور زیرزمینـه
مرکز فرماندهی «قلعهی سرخ»ـه
بذارید قطار رد بشه
...طبق مقرراتمون - این قطار بفرمان رایشسوهر رد میشه -
یه نفر باید بارنامه رو امضا کنه
ایشون سرلشگر سیگرس هستن
یکی از واگُنها بارش با باقی واگنها متفاوته
نمیتونیم اینجا بررسیشون کنیم
باید یهجایی باشه که بتونید بازشون کنید
کارگرهای مجرب موردنیاز رو در اختیار دارید؟
توی خط مقدم بودی؟
هزار بار این رو دیدم. خیلی شبیه حملهی گازیـه
!گاز
روزنامه خیس شد؟ لطفاً اتوش کن
حادثهی شیمیایی در » « محوطهی بارگیری انهالتر
گریتا، قهوه، لطفاً - الان میارم، خانم بندا -
ممنون
بله، ممنون
نه. اینجا
...گریتا، و تخم مرغها اونجا قرار میگیرن
و پنج دقیقه، لطفاً
آقای مستشار؟
خانم؟
بله؟
میخواستم از اینکه استخدامـم کردید تشکر کنم
بله، مشکلی نیست
و بچهها؟
فوراً میرم
،ما نباید منتظر اونا بمونیم بلکه باید برعکس باشه
گریتا؟ در رو باز کن، لطفاً
صبحبخیر
.من شوارتز هستم از آسیبشناسی فوراً باید با مستشار صحبت کنم
بفرمایید تو - ممنون -
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
امروز در مورد پدیدهی روانرنجوری جنگ صحبت میکنم
در عرف با عنوان «موج انفجار» یا بیماری بمبی» هم شناخته میشه»
مشخصات ظاهری، از دست دادن زیاد ،کنترل جسمی
گرفتگی عضلات در تمامی دستها و پاهاست
تشنجهای غیرقابلکنترل در نواحی سر و صورت
،نشانههای اون سربازهای سابق خط مقدم
که تقدیر هولناک نسلشون ،در داخل جسمشون نوشته شده
گواه مشوشکنندهترین تجربهها در میدان جنگـه
جسم با سرکشی، روح رو بهخاطر تمام تحمیلهای جنگ، مجازات میکنه
متخصصین همچنین گریزی به این زدن که اکثریت اون موردها، وانمودگرها
یا بزدلهایی هستن که از نوعی پدیدهی پزشکی جنبی استفاده میکنند
تا از مسئولیتشون نسبت به جامعه ،شونه خالی کنن
گرچه ما باید شدیداً به اون اعتراض کنیم
پژوهشهای هفت سال گذشتهی من
،نشون میدن که افرادی که تحت تأثیر قرار گرفتن واقعاً از اختلال روانی رنج میبرن
بذارید یک مثال ملموس براتون برنم
،سرباز وظیفه کاریاسکی 32ساله در زمان خدمت
سرباز وظیفه کاریاسکی، سن 32 » « دفنشده در زیر رگبار نارنجکها
در مؤسسهی من، ما از یک رویهی سهگامی جدید که من توسعه دادم، استفاده میکنیم
گام اول، تسکین بیمار با ،اسید باربیتوریک مشتقشدهست
و بهوسیلهی تلقین در حالت هیپنوتیزمشده قرار میگیره
!هیپنوتیزم
...در هیپنوتیزم، ما بیمار رو
برمیگردونیم به منشأ «تروما»ـش
به وحشتانگیزیهای جنگ
تصاویر حافظهاش تا ته چیزی که ما بهش نیمهخودآگاه میگیم، پیش میره
ما؟ «ما» کیه؟
مافوق آگاه هم وجود داره؟
در گام دوم درمان، ما مطابق روش پروفسور روشاخ
...تستهای فرا افکن اجرا میکنیم
روشاخ؟ چرنده - بله -
با کمک ایشون اختلال رو بهصورت دقیق جانمایی میکنیم
و خیلی آروم به خودآگاهی بیمار نزدیک میشیم
تنها حالا، فاز سوم و سرنوشتساز درمان ما آغاز میشه
ترومای بیمار مستقیماً مورد ملاحظه قرار داده میشه
زمانی که کاملاً هوشیاره
یک درمان گفت و شنودی میتونه درمان رو تبدیل به یک موفقیت پُردوام کنه
!اون چرندیاته
منظورتون از موفقیت چیه؟ - این به کجا منجر میشه؟ -
.برق، آقا. دوکهای ماهیچهای به گوشتون خورده؟
« مؤسسهی تلقیندرمانی » « 1929 »
،دکتر اشمیت، جوری که من میبینم مشکل مدتهاست حل شده
،از اونجایی که افرادی که تحت تأثیر قرار گرفتن یا مُردن یا نشانههای بیماریشون در طول سالها از بین رفته
!درسته - !این رو تموم کنید -
بله، ولی مؤسسات اختصاصی پُر هستن از اون سربازهای نگونبخت
،دارم در مورد هزاران دههزار مرد صحبت میکنم
!ولی اگه همهشون از بین برن، بهتره
!آقایون
مغز یه عضوه، نه یه کتاب شعر
خیلی از اون افراد، قهرمانهای جنگی هستن
قهرمان؟
از چه قهرمانهایی حرف میزنی؟ - ،بهطور سازمانیافته از میان ما حذف شدن -
از زندگی روزانهمون، چون ما رو یاد مصیبتی میندازن که
توسط دستههای بهخصوصی در کشورمون بزرگنمایی شدن
!اونا شکست کاملـن !اونا آبروی ارتش ما رو لکّهدار میکنن
!بزدلها و شونهخالیکُنها - !دیگه بسه -
دکتر اشمیت، تو مایهی ننگ حرفهی مائی
!شبهعلم - !تو غیرقابل دفاعی -
!روشهای عجیبوغریب
!چه پزشک شیادی
« داروخانهی سورین »
،محلهای ساختوساز ،میلیونها بازدیدکننده
!یهودیها، مزدورها. و هزینهها
و تمام ضعیفهها زشتـن
غذای بد
بدترین غذای تاریخ
.بدترین آبجو، فقر و کهیرها
...و جرب و راست میگم یا آره؟
راستـش من خیلی از اینجا خوشم میاد
تو عقل نداری فرزندم
باید بری برلین، جائی که بیعقلها هستن
تو به اونجا تعلق داری
ممنون
« دگر درمانی - جور درمانی »
کشیش، چطور میتونم کمکتون کنم
دکتر اشمیت من رو فرستاده
از حالا به بعد، این داروی بیماریه که همین الان از اینجا رفت
اسید باربیتوریک مشتقشده
برای گام اول رویه
حاضر، آماده، بگیر
پس کارداکوف فقط وانمود کرد که یه موسیقیدانـه؟
نه، فکر نکنم، ولی در حال حاضر اون عمدتاً یه انقلابیـه
چراغها خاموش، چاقوها بالا
درسته. بیا
ممنون
بهخاطر ریههای سیاه، فکر میکنی کارگر راهآهنـه؟
درسته
برداشت خوبی داشتی، تونی - بذار ببینم -
استامپ رو از کجا آوردی؟ - قرضـش کردم -
واقعی بهنظر میاد، مگه نه؟
«نوشته «پلیس
،تا زمانی که رسمی باشه هیچکس با دقت نگاهـش نمیکنه
مأمور پلیس مطبوعاتی ریتر
از مغز باهوشـت توی مدرسه استفاده کن، خانمی
تو خُلی
من نمیتونم بیام؟ - به محوطهی بارگیری؟ -
عقلـت رو از دست دادی؟
چیه؟
« کاخ سرخ، جناح بازداشتگاه، میته، برلین »
یهخرده بهم میدی، آره؟ دیگه نمیتونم ادامه بدم
اول نگاتیو و کُپی، همهچیز
اونا بلایی که سر کونیش آوردن سر منم میارن
کونیش به خودش شلیک کرد - ولی نه به میل خودش -
.بر خواهیم گشت در این بین، در موردش فکر کن
!ولی دیگه نمیتونم فکر کنم - آره، آره -
« محوطهی بارگیری انهالتر » « کرویتسبرگ، برلین »
محفظهی اِیبی 3-2-2-1، مثبت برای فوسژن مایعی بیرنگ که در ساخت جنگافزارهای ] [ شیمیایی کاربرد دارد
خیلیخب، بیا جمعوجورش کنیم و بریم سراغ 64
سلام - سلام -
تو مثل یهنفر میمونی که میتونه به من کمک کنه
خب پس، بهت کمک میکنم
دیدی؟ همین رو گفتم
آره، منم همینطور - خوبه -
اینم از سؤال اساسی من
پس بپرس
هفتهای چند قطار از روسیه میرسه اینجا؟
از نظرم دو یا سهتا
جدیدترینـش کِی رسید؟
سهروز پیش، همونی که دیروز باعث یه انفجار بزرگ شد
انفجار بزرگ
درسته
هـی، وارنر
اون کیه؟ - ...خانمی که اینجاست -
از مطبوعاته
مطبوعات پُر آب و تاب؟ - به اصطلاح -
برلینیر ایلوستریته
اینجا رو باش! همسرم اون مجله رو میخونه
کارت شناسایی داری؟ - بله -
بسیارخب
شنیدم یکی از واگُنها منفجر شد
اوه، نذار شروع کنم. همین رو کم داشتیم
ممنون، فوکسه. آتیش هم داری؟
...یه احمقی دریچه رو باز کرد و
.مثل کتریـم. چه سوتی کشید چندتا از افرادمون رو از بین برد
...و از اون موقع خودت میتونی ببینی دیگه
و داخل؟
،چندتا کارشناس از کمپانی نیسن دارن واگُنها رو بررسی میکنن
پالتوپوشها کی هستن؟
همهشون روس هستن
سرویس مخفی، یا... نمیدونم
از زمان انفجار اینجان
یه قطار روسی بود
میتونم داخل رو یه نگاه بندازم؟
دوشیزه
عجب آدمی هستیا
من به همین خاطر اینجام
که کسی یه نگاه به داخل نندازه
چی؟ دیروز؟
باور نمیکنم
چطور میتونه اتفاق افتاده باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.