200 baris pertama.
.اسکی هلیکوپتری در بلغارستان
کلبهای که توش اقامت داشتم .تختهایی مثل یه زندان حکومت شوروی داشت
.ولی برف... خدای من
اولین کارت توی نفت بود؟ - .اصلاً -
.والدینم فرش فروشی داشتن
.دههی 20 سالگیم اونجا کار میکردم
.نفت واسه من یه کار زودگذر بود
خب، دیگه به این اشاره نکنیم که عذر اصلیش
.آوردن دخترها بعد از ساعات کاری بود
یادم بنداز که برادرم رو بکشم که .این داستان رو برات تعریف کرده
کی اون نقشههای بزرگت رو از بین برد؟
خب، یه زمانی میرسه که باید یه مرد .روی پای خودش بایسته
.فروشگاه آتیش گرفت - .قبول دارم، اونم بود -
،خلاصه، منِ 26 ساله و بدون مهارت
.تصمیم گرفتم برای خودم آستین بالا بزنم
تنها شغلی که پیداکردم مدیریت شیرابهی
.یه درخت فیکوس خارج از کلیولند بود
رئیسم بهم گفته بود یه سری کارها انجام بدم .و رودخونه آتیش گرفت
رودخونهی کویاهوگا؟ - ،البته به هرحال من هم اخراج شدم -
با اینکه من فقط واسه طرف کار میکردم
.که اون هم واسه طرف کار میکرد
...نکته اینه که - .همیشه بهتره خودت طرف باشی -
،جوک همیشگیم همینه، عزیزم
،ولی واسه اینکه تو رو سیاه کنم
نکته اینه که
همه باید سختی بکشیم .تا به خودمون بیایم
.باعث میشه موفقیت شیرینتر بشه
خب، پس تو عاشق دخترمی، نه؟
.بابا - چیه، نمیخوای جوابش رو بدونم؟ -
.باشه، بابام خل و چله .حرفهاش رو نادیده بگیر
.و دخترم هم به باباش رفته
،باشه، من میرم به گراهام سلام کنم
.تا از شکنجه خلاص بشم
.مجبورش کن واسه تغییر هم که شده یه مقدار کارکنه
.قرار بود جیپم رو تعمیر کنه
خیلی عاشق دخترتونم
چون، جدا از خیلی چیزها، اون .آدم شکاکیه، مثل شما
پس اگه میشه بگو چطوری میخوای .ازش حمایت کنی
،از من کمکی قبول نمیکنه
.حداقل نه تا وقتی زندهام
و پولی که از نویسندگی در میاره
.واسه دو نفر جوابگو نیست
.نگران نباشید، دارم به یه سری کارها فکرمیکنم
نفت چطور؟
.نفت یعنی کند و کاو در گذشته
.هیچوقت علاقهی زیادی بهش نداشتم
تأمین سوخت دنیا برات به اندازهی کافی جذاب نیست؟
،با زیاد شدن تقاضاها در آیندهای نزدیک
.نوآوری شامل اُفت سرعت میشه
.اگه من جای شما بودم، دوباره تنوع میگشتم
مثلاً چی؟
چیزی که دیدی به آینده داره
.با احتمال تغییر همهچیز
واسه من، اون چیز تکنولوژیـه
.و تا وقتی خلافش بهم ثابت بشه همون میمونه
.نظر من اینه، جو
...فکرمیکنم با سابقهی کاری شطرنجی تو
و شطرنجی بهترین طوریه که میتونم چیزهایی که شنیدم ...رو بیان کنم
،الان انتخابهای زیادی نداری
.توی تکنولوژی و جاهای دیگه
،با مراجع گوناگونی که داری
فکرکنم به سختی بتونی یه کار توی .ماهیتابه فروشی گیر بیاری
واقعاً میخوای تو این شرایط باشی؟
.هرچی که لازم باشه - .من فقط دارم حقایق دردناک رو بیان میکنم -
.نمیتونی به آسونی کار پیداکنی
،اگه متوجه منظورم شدی بدون .دارم بهت پیشنهاد شغل میدم
،نمیدونم فکرمیکنی من کیام
.ولی دنبال خیریه نیستم
.منم نمیخوام کار خیر بکنم
.امروز... روز آزمایشگاه رؤیاییه
.واقعاً میخوام سر و همش کنم، میدونی
.حرف زدن کافیه، فقط عمل
.میدونی، شاید به نشستم سی یاد گرفتم
کی گفته فقط تو سختاَفزار کارم درسته؟
،تو وقت اضافی که دارم .واقعاً میخوام آشپزی یاد بگیرم
.یعنی، میدونی، آشپزی واقعی رو میگم
.میدونی، واسه همهمون
امشب درخواست ویژهای نداری، همسر عزیزم؟
ها؟ اُردک سوخاری؟
آره، چیشد؟
...اون آرد سوخاری رو پیداکردی
هی، خوبی؟ - .آره -
.یعنی، یه جورایی
دیروز رفتم بانک که سعی کنم .حد اعتبار میوتینی رو افزایش بدم
.طرف همینجوری بهم میخندید
خب، چقدر لازم داری؟
.هرهر، وسعت نمیرسه
.خب، اون جلسهی ویسی شیک و پیک واسه همینه دیگه
.آره، اگه بتونیم باهاش قرارداد ببندیم
میترسم بدون دادهی طولانی مدت
.رشد پیشبینی شدهمون رو قبول نکنه - .هی، هی، هی -
.ببین، تو همیشه توی ارائهیهای اطلاعات تکنولوژیت عالی بودی .این هم مثل اونها فرقی نداره
فقط میری داخل، یه داستان خوب .با اعتماد به نفس بالا براشون میگی
!بابایی
،میدونی .آدم فکرمیکنه خونه آتیش گرفته
!دارم پرواز میکنم، عزیزم
.باید بازگشتی و چند راهی باشه
جوری که، به انشعاب نیاز نداشته باشی
.به جز برای رشته، انتخاب و تکرار
...من نمی - .دارم به گرافیکها کمک میکنم -
چی، حتی اگه باعث بشه شبکه از کار بیوفته؟
،سرعت فعالیت عملیاتی بلوکها رو دوباره بالا ببر .و تا شب انجامش بده
.کمرون، آنلاین شد - .باشه -
چی؟ چرا این رشته انجام نشده؟
.کمرون، ما آنلاین هستیم
چیه؟
.پیامدهی خالی، بدون بازی
،اسمش رو گذاشتیم انجمن میوتینی
.ولی اگه یه اسم بهتر باشه که چه بهتر
چند ساعت روی این وقت گذاشتی؟
.زیاد نبود
.دانا، دربارهاش حرف زدیم
میتونی امتحانش کنی، ولی توی .بازیها داریم عقب میافتیم
.صبرکن، صبرکن، ساکت، ساکت باش .ببین، اولین کاربرمون
.بازی نداریم، فقط چت"
"سلام، حالتون چطوره؟
باشه، حالا میشه دیگه ،کدنویسی بازیت رو تموم کنی
کاری که واقعاً توی این شرکت انجام میدیم؟
.خدای من
،انتظار نداشتم برام جشن بگیرین .ولی یه صندلی بدین بد نیست
.خدایا
.ای وای
،توی اولین شورش زندانی .هردو قوزک پام شکست
شکستمشون. با ماشین آبپاش .زدنم زمین
.از بالای پلهها پرت شدم پایین
.زارت! مستقیم خوردن به بتون دیوارها
بیلاخ، نکنه باورتون شده؟
خدای من، چه مرگتونه؟
حالت چطوره، بازورث؟ .آرکی، با یه افسانه آشنا شو
.آره، حتماً، حتماً - کِی آزاد شدی، باز؟ -
،خب، یه چند روز پیش زدم بیرون
.ولی، فقط یه حموم نشونم بدین قبلش
.آمادهی آمادهام. زودباشید .بیاید مهمونی رو شروع کنیم
کجا بشینم؟ - صبرکن، حالا اینجا کار میکنی؟ -
!عالیه
بله، آقا. به تازگی به عنوان .کارمند شمارهی 17 استخدام شدم
وقتی زندان بودی تایپ کردن یاد گرفتی؟
.ای حرومزاده
اینجا خوبه؟ .من میشینم اونجا، محض رضای خدا
illusion مترجم: امیرعلی
Sync:AliNet
قبلاً هم خونریزی بینی داشتی؟
نه، نه از وقتی گرت فالونا
.قبلاً توی زمین بازی با مشت میزد توی دماغم
...علائم دیگهای داری
سردرد، حالت تحوع، درد مفاصل، هرچیزی؟
.نه، نه راستش
...یعنی، من
وقتی توی کامپیوتری که داشتیم میساختیم ،ضربالعجلهای کاری داشتیم
.یه مدت کوتاه کوکائین میزدم
باشه. چقدر کوتاه و چه مقدار؟
.دو یا سه ماه
.و نمیدونم .هروقت لازم داشتیم
...بدجوری تحت فشار بودیم، واسه همین
کوکائین یه آلکالوئید تروپانـه که میتونه غشای بینیت رو بسوزونه
اگه قبلش بخاطر حملهی قلبی .یا سکته نمیری
نه، من از سه ماه پیش ...دیگه استفاده نکردم. من
.خوبه .دوست ندارم دخترهات یتیم بشن
.اینطوری ناراحتکننده میشه
...خب
نه، من از اون دسته آدمها نیستم
.که به راحتی معتاد میشن
.بهت قول میدم
.میتونستی حداقل بهم بگی
.چی؟ جفتمون از رئیس بازی خستهایم
،یعنی، هرموقع کارها رو غلتک بیوفته
.میتونه از مسئولیتهامون کم کنه
.22سال مدیر کاردیف بود - .میدونم -
.میوتینی که کاردیف نیست .موضوع همینه
.میدونم - ،کمرون، اون یه محکوم سابقه -
که باعث میشه استخدام هوشمندانهای نباشه
.اون هم وقتی واسه بودجهی بیشتر داریم توی بازار میگردیم
،و وقتی اینقدر پولمون کمه
میخوای روی کسی حرومش کنی
که هیچی از سرعت انتقال داده نمیدونه؟
این کار رو نکن. چیزی که داریم میسازیم رو
بخاطر احساس گناه یا تأسف برای اون .تهدید نکن
.دانا، اون میمونه
.گفتیم توی این قضیه باهم هستیم
.گفتیم برقراری ارتباط باهمدیگه کلید کاره
.این... چیزی نیست که دربارهاش حرف زدیم
چیه؟
...داشتم فکرمیکردم راجعبه
.پیشنهاد کاری پدرت
.آره
.یعنی، هنوز ازش عصبانیام
.همون کلک قدیمی جیکوب ویلرش رو میخواسته پیاده کنه
اگه قبولش کنم چی؟
خب، چرا؟ .یعنی، ما دربارهاش شوخی کردیم
،گفتی اونجا یه مقبرهاست
".کار و کسبی که واقعاً روی فسیلها ساخته شده"
میدونم ولی، نمیدونم... یه سری .تحقیقات انجام دادم
نمونهسازی کامپیوتر 3بعدی واقعاً داره ،صنعت رو شکل میده
.جا و نوع نفوذ کردن رو تغییر میده
،میتونم واردش بشم
.کمک کنم وستگروپ به آینده پا بذاره
کارهای دیگه چطور؟
.به درد نمیخورن
میدونم، دلیل خوبی نیست که برم ،واسه شرکت نفت پدرت کارکنم
،ولی من خیلی دربارهاش تحقیق کردم، سارا
No comments yet. Be the first to leave one.