200 baris pertama.
اجـرای سـرود "بچشیـد و ببینیـد" توسط گـروه کـر کـالج ترینیـتی کمبـریـج
یالا، تکون بخور
!بگیرش دیگه
هی، هی، هی، هی، هی، هی!
"باوقار ببازیـد، با افتخار جشن بگیریـد"
پالمر، اگه عجله کنی میرسی با اونا بری
بقیهی شما هم فردا ساعت 3:30 تمرین دارید
بله آقا
بیخیال بابا، اونا که بردن
به اندازهی کافی خوب نبودن
الان دیگه میتونم سگم رو ببرم بگردونم، نه؟
ساعت از 4:30 گذشته ملودی هر چقدر دلت میخواد بگردونش
ممنون
بریم کاسپر
"محلِ اقامت اَبـوت"
- مجبورت کرده کدوم سرفصل رو تمرین کنی؟ ششم -
-میدونی کجا باید بری؟ بله آقا -
چای میخوری؟
نه، ممنون. ولی مطمئنم مادرت میخوره
-پالمر، نوشیدنی میخوری؟ نه، مرسی -
دیدم چقدر همهجا ساکتـه
-هنوز ندیدیش، نه؟ نه -
...خب، آم
بهتره شروع کنی به تمرین کردن
مطمئنم هر لحظه ممکنه برگرده - باشه -
مامان؟
تلفن این شخص...
سارا پالی... خاموش است
مامان؟
وقتی به همهی اینا نگاه میکنم کلی با خودم فکر میکنم
که هیچوقت وقت نذاشتم همهی کتابهایی رو که باید میخوندم، بخونم
فکر کنم هیچوقت برای شروع دیر نیست
چی شده؟
مامان کجاست؟
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... .:: کـانـال تـلگـرام : Saeed_Pardis_Sub ::.
خوشمزهست؟
رمزش اینه؟ "میشه منم یه کم امتحان کنم؟"
اگه بخوای میتونی بخوری
نه، ممنون، همینو میخورم
اینم با کسی شریک نمیشم کثیفکاریش زیاده
نه؟
میتونه شبیه اون صحنهی انیمیشن "بانو و ولگرد" بشه
...معلومه که تو هم
نقش بانو رو داری
هنوزم میتونم بخندونمت
خب، خندیدن هیچوقت مشکل ما نبوده، مگه نه؟
گوش کن کریگ، از اینکه اینجاییم خوشحالم،
ولی قرار نیست از همونجایی شروع کنیم که دفعهی پیش تموم شد
...منم نمیخوام از اونجا - -انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده
نمیتونم دوباره خودمو تو اون وضعیت قرار بدم، باشه؟
ممنون
خانم؟ نه ممنون
-آنی، ما فقط داریم غذا میخوریم من جدی میگم کریگ -
دارم میبینم - لبخند نزن -
لبخند نمیزنم - این موضوع مهمه -
ببین
دارم بهترین رفتارمو نشون میدم
بهترین پیراهنم و بیمزهترین جوکهام رو آوردم
در ضمن، استرس هم دارم
-تو استرس داری؟ آره -
میدونم همهچیز رو خراب کردم آنی
و هر اتفاقی هم که بیفته...
میدونم این آخرین شانسـمه
به چی فکر میکنی؟
دارم فکر میکنم اگه این بهترین پیرهنـته،
مشکلاتمون خیلی بزرگتر از اونیه که فکر میکردم
بیا بگیر
خودتم میدونی که دلت میخواد
پیامهام فقط یه تیک خورده خونهی مامانبزرگ هم نیست
هوم؟
تو مراسم صبحگاه میبینمت
باید به یه نفر بگیم. بابا!
"و در نهایت، دیروز توی محوطهی مدرسهمون،
یه اتفاق بسیار مهم رخ داد"
تیم اول راگبی زنجیرهی بردهاش رو به 8 بازی رسوند
آخرین باری که تیم اولِ ،سنتبارت 8 بازی اولش رو برده بود
برمیگرده به سال 1996 که فصل رو بدون شکست تموم کردن
واژهی "اینویکتوس" در زبان لاتین یعنی...
-لیبی جیمز؟ شکستناپذیر، آقا -
بسیار عالی
خب، تیم اول این شنبه بازی مهمان داره،
اما آخر هفتهی بعد باید با تمام قوا حضور داشته باشین
و توی بازی خانگی مقابل اکسبریج حمایتش کنین
خوبی؟
خوبم
سه تا متقاضی واسه مصاحبهی دبیر زبان دارید
اولی واسه فردا ساعت 4 هماهنگ شده
سارا زنگ نزد؟
-اصلاً ندیدیش؟ نه -
همهچیز روبراهه؟
تلفن این شخص...... سارا پالی...
خاموش است
یالا عزیز دلم نباید دوباره این بساط رو راه بندازیم
گ ل چ ی ن د ا ن ل و د
حدس بزن اون روز کی زنگ زد؟
-فکر کردم شمارهش رو بلاک کردی نه -
خودت گفتی میخوای بلاک بکنی
بلاک کردن شمارهش، عوض کردن اسمت فروختن خونه و مهاجرت به اسپانیا
نقشه همین بود
"در صورت وقوع جنگ هستهای"
در صورت وقوع جنگ هستهای
به هر حال خونه رو نمیشه فروخت هنوز به نام اونـه
میخواست بریم اون پیتزافروشی جدیده نزدیک پل، با هم غذا بخوریم
خب، نرو
-فقط در حد یه گپ زدن ساده نه -
هم به خودت قول دادی، هم به من
ختم کلام
"ختم کلام"؟
تکیهکلام جدیدمـه
-همچین جدیدم نیست واسه من هست -
توی یه برنامهی تلویزیونی شنیدمش
دارم سعی میکنم یه جوری بچپونمش توی حرف زدنم
-حرف آخر رو میزنه دقیقاً -
توی این مورد هم صدق میکنه آنی
باید دورش رو خط بکشی
-برو، برو، برو باشه -
تخممرغ توی یخچالـه، کنسروها هم توی کابینت
فردا هم سریع میام و شیر رو برات میارم
-نه عزیزم. گرت میتونه بره نه، نه -
خودم واسه احتیاط یه بطری میخرم
خداحافظ
ممنون عزیزم
-صبح بخیر دیوید صبح بخیر -
-سلام کیت سلام -
اون یارو توی اتاق یکه این یکی هم الان پیداش میشه
صبح بخیر
یه یارویی توی اتاق یکه میخواد گزارش گمشدن یه نفر رو بده
خب، به ما ربطی نداره کار نیروهای یونیفرمپوشـه
آره، اینو میدونیم، خودم بهش گفتم ولی اصرار داره با یه کارآگاه حرف بزنه
اون مدیر مدرسهی سنتبارتـه کدوم یکی بود باز؟
"همون بزرگـه توی "ابتس لی
همون اعیونیـه؟
هوم
یه نفر موهاش رو درست کرده - واقعاً؟ کی؟ -
ناخنهاش هم همینطور فکر نکن این چیزا از چشمم در میره
قرار مراری چیزی داری؟
-حق دارم به ناخنهام برسم خوبـه که داری دوباره به خودت میرسی -
-حتماً که نباید پای یه مرد وسط باشه نباید باشه، ولی احتمالاً هست -
بسه دیگه، حالا کی هست؟
عاشق همین ویژگیتم بکی این ذهن کنجکاوت
همیشه دنبال حقیقتی
واسه همینه که کارآگاه خوبی شدی
-پس حدسم درست بود، نه؟ نه -
سلام. مایکل هستین، درستـه؟
اون هیچوقت دیر نمیکنه
هیچ کلاسش رو غیبت نمیکنه
هیچوقت بدون اینکه بهم بگه یا پیام بذاره، مدرسه رو ترک نمیکنه
حداقل انتظارم همینه و اونم همین انتظار رو از من داره
حرفم اینـه که این رفتار اصلاً شبیهش نیست، بیسابقهست
واسه همین باید فوراً بهش رسیدگی بشه
-آخرین بار کی همسرتون رو دیدین؟ دیروز -
-دیروز چه ساعتی؟ 10:20 صبح -
خیلی دقیقه - تایم زنگ تفریح بود -
دخترم که اونم جزو کادر مدرسهست، خیلی نگرانـه
توی مدرسه باهاش ناهار خورده یعنی حدود ساعت 12:15 یا 12:30
بعدش، بعدازظهر،
من و دخترم مسابقهی راگبی تماشا کردیم و بعدش اومدیم خونه
یکی از شاگردهای سارا رو هم با ماشین رسوندیم
به محض اینکه پام رو گذاشتم داخل فهمیدم یه چیزی درست نیست
و از اون موقع تماسی نداشتین؟
-با تلفن یا...؟ نه، گوشیش خاموشـه -
پس واقعاً جای نگرانی داره
خب وقتی خونه خالیه آدم حسش میکنه، مگه نه؟
وقتی شریک زندگیت اونجا نیست، آدم فقط...
خب، با تمام وجودت حسش میکنی
درستـه. متوجهم
اما مسئله اینجاست مایکل،
اگه "به محض اینکه" اومدین فهمیدین یه جای کار میلنگه
و اگه به قول خودتون این قضیه ..."باید فوراً بهش رسیدگی بشه"
پس چرا اینقدر طولش دادین تا به ما خبر بدین؟
گلچین دانلود
میگه زنش گم شده
خب، اسم این کار گمشدن نیست
نمیتونیم اینطوری صداش کنیم از نظر فنی نه
-چون هنوز 24 ساعت نگذشته؟ ساعتش اصلاً مهم نیست -
اون یه زن بالغه که نه سوءپیشینه داره،
نه سابقهی بیماری روانی یا اعتیاد...
تا جایی که میدونیم نه این همون چیزیه که باید بفهمیم
ولی با خودت فکر میکنی
اگه قتلی چیزی اتفاق افتاده باشه احتمالاً پای خود این یارو وسطـه؟
نه، دارم فکر میکنم اون آدم...
آدم مرموزیه، اینطوری فکر میکنم
فقط چون توی یه مدرسهی اعیونی همهکارهست،
معنیش این نیست که توی خونهش همهچیز گل و بلبله، مگه نه؟
بیا رو راست باشیم، احتمالاً برعکسه
...هیچکس نمیدونه توی رابطهی بقیه
-واقعاً چه خبره دقیقاً. ممنون -
آره، ولی اینطورم نیست که مجبور باشه آمار همهجا رفتنش رو بهش بده
مسئله همینه یه حس درونی بهم میگه مجبور بوده
-الان کجاست؟ برگشته مدرسه -
پس برو اونجا تا جایی که میتونی اطلاعات جمع کن
-بچه مچه هم دارن؟ آره، یه دختر -
با اونم حرف بزن
اینکه سابقهی قبلی ندارن رو هم یه نکتهی مثبت در نظر میگیریم
چون پای یه مدرسه وسطه قضیه رو بی سر و صدا پیش ببر، باشه؟
خدا رو چه دیدی، شاید تا برسی اونجا، برگشته باشه خونه
اسم این مدیره چی بود؟
اسمش هست مایکل پالی
یه بار دیگه!
قبل از اینکه جوابتون رو بنویسین حسابی دربارهش فکر کنین
No comments yet. Be the first to leave one.