200 baris pertama.
ترجمه bollylover
فردايي که تو راهه
خيليزود تبديل ميشه به گذشته
فردايي که تو راهه
خيليزود تبديل ميشه به گذشته
هر لحظه رو غنيمت بدون
بفرماييد آقا... داريم ميبنديم ميريم خونه
زودباش برو، پسرم
قراره طوفان بياد
تو رو با خودش ميبره ها
زودباش
صبحبخير
اين گزارش مشروح امروز است
طبق آخرين گزارشات از ادارهي هواشناسي
طوفاني که از اقيانوس هند سرچشمه گرفته
از طريق درياي عمان به سمت گهات غربي بهشدت درحالِ پيشروي است
ادارهي هواشناسي، به تمام مناطق ساحلي هشدار قرمز داده
کارشناسان هواشناسي ميگويند بهدليل ماهيت غيرعادي اين طوفان
پيشبيني مسير آن دشوار است
مامان
آبيشِک نيومد؟
کِي رفتي بيرون؟
قبل از رفتن، ازت پرسيدم
همينجا نشسته بودي
هزاربار بهت گفتهم
وقتي دارم کار ميکنم، ازم چيزي نپرس
به هر سوالي جواب بله ميدم
هواي بيرون رو ديدي؟
راديو هم هشدار داد
زنده برگشتم ديگه
چيکار ميکني؟
ساخت بيمارستان شروع شده
ولي طراحيهاي مامان هنوز تموم نشده مگه نه؟
ميدونم
حالا سربهسرم نذار برو بشقابا رو بچين
بعد باهم شام ميخوريم، خُب؟
باشه
مامان
بابا زنگ زد؟
نه، آنِي
هر روز اينو نپرس
شرايط همينطوره
باشه؟
بابا، به اين زوديا نمياد
و
هزاربار بهت گفتهم تو خونه کلاه نذار
برو
لبخند بزن، آنِي
دارم ويديو ميگيرم
فقط عکس نيست
اينجوري چطوره؟
ميدوني؟
اين مردِ جوون رو اينجا ميبيني؟
بهزودي با لباس فضانوردي، ميره فضا
در جستجويِ دنيايي جديد
ممنون، بابا
دوستت دارم، پسرم
خُب، حالا يه لبخند بزرگ بزنيد
آهان، عاليه
حالا بريم ناهار بخوريم
نه. بذار اول شنا کنيم
بازم برو بيرون
مامان ديوونهست ديگه
هميشه غُر ميزنه - هي -
ببخشيد، مامان
غذرخواهي چه فايدهاي داره؟
شايد الان تب کني
بعد مدرسه رو از دست ميدي
منم بايد بشينم تو خونه از تو پرستاري کنم
بيخيال، مامان
سلام، بابا
چطوري؟
خيلي دلم برات تنگ شده
لااقل حرفمو گوش کن - ولم کن -
روجوتا، بس کن
مامان
نه، خواهش ميکنم... گوش کن
اون دوست منه - گوش کن -
منو ول کن
مامان
مامان
مامان
تو خونهي عمو راجا دعواست
بخواب
تو کي هستي؟
هي
آنِي، وايسا
گوش کن، آنِي
2:12 دوبـاره
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان - چي شده؟ -
چي شده؟
آروم باش، چي شده؟
خوابِ بد ديدي؟
بگو؟
بازم خواب بد ديده
جاشو خيس کرده
الان حالش خوبه؟
متاسفم
جمعهها بار مياد
امنيت ضروريه
فقط هتلِ شما جمعهها بار داره؟
آوانتي رو گذاشتهم تو تختخوابمون
وقتي برگشتي، ميتوني رو کاناپه بخوابي
باشه، گوش کن
فرداصبح، کارتونها رو باز کنيم
بعدش، خاله شيلا و آبيشِک رو براي شام دعوت کن
باشه، بهشون زنگ ميزنم
من ميرم، خاله... داره ديرم ميشه
يهچيزي بخور
دوباره همون طوفان
دفعهي پيش، سهروز ادامه داشت
نميدونم اينبار چندروز طول ميکشه
خاله
شب دير ميام خونه
يهچيزي بخور
باشه؟
صبحبخير، کاپيتان
اصلا صبح خوبي نيست
وقتي تو هواي بَد پرواز ميکنيم مسافرا نفرينمون ميکنن
بيخيال، حرفاي مثبت بزن
تو هميشه شاکي هستي
اگه مثبت بودم، منو رَد نميکردي؟
سلام، عمو - سلام -
براي رَد شدن، اول بايد درخواست داده باشي
من که از تو هيچ درخواستي نگرفتم، خُب؟
حالا بِدم؟
ويکاس رو ول کن
اون خيلي منفيتَر از منه
جلوي دخترم باهام لاس ميزني خجالت نميکشي؟
يهکاري کن... شب بيا اينا رو جلوي روش بگو
شام ساعتِ هَشته
اول تو خونه جاگير بشيد
بعدا براي شام ميايم
اول مهموني خونهي جديد رو ميگيريم بعد جاگير ميشيم
بههرحال، ويکاس ميخواد ريزوتويِ معروفِ خودشو درست کنه
پس من غذا ميخورم ميام
خيلي بدجنسي، يهلحظه
خاله شيلا
امشب ساعتِ هشت، شام خونهي مايين - سلام -
لطفا بيا، باشه؟
از اين فاصله، يه کلمه هم نشنيد
تو که شنيدي پس بهتره امشب بياي
طوفانهاي ژئومغناطيسي فقط ارتباطات يا جهتيابي راديويي رو مختل نميکنن
تلفن همراهي که استفاده ميکنيم اينترنت، کابل
و حتي رادارها رو تحتتاثير قرار ميدن
در چنين شرايطي، پروازها نبايد انجام بشن
نهتنها تکنولوژي
بلکه، در جريانِ خون ما هم تاثير ميذاره
مخصوصا مويرگهاي خوني ما
ميتونن باعث بالارفتن فشارخون و افزايش ناگهاني آدرنالين بشن
ما از اثراتِ چنين طوفانهاي ژئومغناطيسياي اطلاع داريم
ولي احتمالاتِ زيادي وجود داره که هنوز کشف نشده
شيجيت جِين - بله، آقا -
يک، دو، پنج
آوانتي آواستي - بله، آقا -
يک، دو، پنج
شيوِن - بله، آقا -
خانوم، عمل چطور بود؟
حالِ شوهرم خوبه؟ - آروم باش -
من پرستارم، دکتر نيستم
کسي به من چيزي نميگه - بشين -
از کدوم طرف ميخواي منو ببُري؟ - ببينيم چي ميشه -
اگه سِپتيک بشه چي؟
نگران نباش
دکتر سِتوپاتي، از اين جراحيها زياد کرده
کارشو خوب بلده
ممنون که به حرفم گوش ميدي
اينجا از احساس غريزي تو، خوب استفاده ميشه
کارکردن با دکتر اکبر
حتما يه کابوس بوده
من از زمان دانشگاه، ميخواستم دستيارتون بشم
و حالا اين فرصت رو دارم
تو بودي که فرصت رو از دست دادي
اونموقع، من تو رو بهعنوان جراح درحالِ آموزش ميخواستم
کاش به حرفم گوش ميدادي
آنتارا
تو بايد اين عمل رو انجام ميدادي
اشکالي نداره، آقا پشيمون نيستم
خوشحالم
واقعا، خوشحالم
بريم
چطوري آقا رانجيت؟
خوبم، آقا - خوبي؟ -
آقا، کجاي منو ميخواي ببُري؟
خودت اين کارو کردي يا کمک گرفتي؟
چيکار ميکني، مامان؟
تو چيکار ميکني؟
بيا پيش مامانت بشين
بيا
اينجا
مامان، کونکان کجاست؟
کونکان
کونکان، 14400 ثانيه فاصله داره
خيلي دوره. چرا ميپرسي؟
چون تو کونکان، خونههاي مردم پرواز کرد
No comments yet. Be the first to leave one.