Westworld

Westworld

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 4

Maklumat siaran

Westworld S04E01 WEBRip x264-ION10
Westworld S04E01 720p WEB x265-MiNX
Westworld S04E01 720p WEB h264-KOGi
Westworld S04E01 1080p WEB H264-CAKES
Westworld S04E01 WEB x264-TORRENTGALAXY
Westworld S04E01 The Auguries 720p HMAX WEBRip DD5 1 x264-NTb
Westworld S04E01 The Auguries 1080p HMAX WEBRip DD5 1 x264-NTb
Westworld S04E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Westworld S04E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Westworld S04E01 1080p HEVC x265-MeGusta
Ulasan oleh thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tag

web
x264
webrip
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
Diterbitkan pada: 2022-06-27
Muat Turun: 42
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫از این وضع خوشم نمیاد

‫تجارت‌های اون قانونیه. ‫چه احتیاجی به ما داره؟

‫هیچکسی نیست که این همه پول داشته باشه ‫و خطایی نکرده باشه

‫اون بخش زیادی از شهر قدیمی...

‫و مناطق دور افتاده رو با استفاده از ‫شرکت‌های هولدینگ خریده

‫زمین‌ها اکثرشون بی‌ارزشن...

‫ولی درک نمی‌کنم داره چیکار می‌کنه

‫پول اون شکل پول بقیه‌ست

‫خوش‌وقتم

‫همچنین. قبلاً دیدینش؟

‫بچه که بودم. با پدر و مادرم توی سفر

‫یه ذره هم عوض نشده

‫بذارید این اطراف رو نشونتون بدم

‫توربین‌ها رو ارتقا دادیم

‫بدون تعمیرات تا صد سال کار می‌کنن

‫همه‌شون برای تأمین نیروی این

‫ما دنبال سرسختی هستیم

‫برنامه‌ی زمانی‌مون جاه‌طلبانه‌تر از ‫برنامه‌ی زمانی اکثر افراده

‫ما پیشنهاد منحصر به فردی میدیم

‫داده‌ها همیشه قابل تعویض بودن. موقت بودن

‫اگه داده‌هاتون رو پیش ما سرمایه‌گذاری کنید، ‫روی سنگ حک میشه

‫- تا ابد ‫- تا ابد...

‫به تجربه‌ی من این کلمه یه مقدار...

‫طولانی‌تر از انتظار دیگرانه

‫قصد دارید چقدر از پلتفرم ما رو رزرو کنید؟

‫- همه‌شو ‫- دوباره میگید؟

‫چیزی که من می‌خوام از قبل اونجاست

‫ازم دزدیده شده

‫از یکی از تشکیلاتم. هشت سال پیش

‫و می‌دونم که پول خوبی برای ذخیره‌اش گرفتید

‫پیشنهاد می‌کنم این قضیه رو ‫با کسی که ذخیره‌اش کرده مطرح کنید

‫نمی‌تونم. مُرده. که یعنی من نمی‌تونم ‫رمزگشاییش کنم

‫هیچکی دیگه هم نمی‌تونه

‫نمی‌خوام جابجا یا آشفته بشه

‫واسه همین کلشو یه جا می‌خرم

‫این یه دارایی منحصر به فرده و ‫واسه همین فروشی نیست

‫اینجا آمریکاست. ‫اینجا همه‌چی فروشیه

‫این سود خیلی خوبی از سرمایه‌گذاری‌تونه

‫ما می‌دونیم شما مشغول چه کاری بودید

‫فکر می‌کنید کسی بدون اجازه‌ی ما ‫میاد زمین بفروشه؟

‫ما با رضایت خاطر زمین‌ها رو فروختیم. ‫یه مشت بیابون بی‌ارزش بود

‫ولی اینجا رو نمی‌تونید از آن خودتون کنید

‫تا حالا داستان اون مُبلغ مذهبی رو شنیدی...

‫که سعی کرد با یه ببر مذاکره کنه؟

‫به ببره گفت اون می‌تونه ‫بیشتر بدنش رو بخوره...

‫ولی وقتی رسید به سرش باید ‫دست از کارش بکشه

‫تو و دوستات توی کارتل...

‫یا هر گهی که این روزا ‫اسم خودتونو گذاشتید...

‫امروز این ساختمون رو بهم می‌فروشید

‫وگرنه چی میشه؟

‫وگرنه فردا مجانی بهم می‌دیدش

‫ما...

‫ما وقتی به اینجا اومدیم ‫زیاد از حضورمون استقبال نشد

‫اون اوایل مجبور بودیم...

‫هر پیشنهادی که قدیمیا ‫بهمون می‌دادن رو قبول کنیم

‫اکثر اونا رو ته همین دریاچه دفن کردیم

‫تشکیلات ما تاریخ طولانی و سربلندی...

‫از دفاع از خودش و تجارتش ‫به شکلی پرخاشگرانه داره

‫پس گزینه‌ی دوم رو انتخاب کردی

‫فردا

‫فردا

‫چی گفت؟

‫گفت دیروز حاضر میشد پولشو بده

‫ولی امروز مجانی بهش میدیمش

‫ممنون

‫کارم تموم شد؟

‫آره. حالا می‌تونی استراحت کنی

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫عه، بیدار شدی. به یه مشکل خوردم

‫تو بودی کدومو انتخاب می‌کردی؟ ‫سفید یا سیاه؟

‫کریستینا؟

‫- جفتشون قشنگن ‫- یکیو انتخاب کن، کریسی

‫امشب چی می‌پوشی؟

‫همینو

‫صحیح

‫خیلی قشنگه

‫بر خلاف این پف زیر چشم من

‫شبیه زامبی‌ها شدم

‫- خوب نخوابیدی؟ ‫- کابوس دیدم

‫شاید بهتر بود یه قرص می‌خوردم

‫ولی مدام توی تخت وول می‌خوردم

‫بازم اون عجیب‌الخلقه‌ست؟

‫من بلاکش کردم، ولی مدام ‫موفق میشه باهام تماس بگیره

‫فقط یه آدم چندشه...

‫یا یه ربات که سعی داره ‫یه اشتراک بهت بفروشه

‫به گمونم

‫اخیراً حس می‌کنم یکی منو زیر نظر داره

‫بهت برنخوره، ولی چطوری؟

‫آخه به جز واسه رفتن سر کار ‫از خونه نمیای بیرون

‫واسه همینم امشب میای بیرون

‫آخه احتمالاً پسر خیلی خوبیه

‫در ضمن پروفایلش هم درجه‌ی پلاتینیومه

‫قراری که یکی دیگه جور کنه خیلی عجیبه

‫تنها مردن هم همینطور

‫نمی‌تونی تا ابد از جهان خودتو ‫مخفی کنی، کریستینا

‫باشه

‫دیوونه‌کننده بود

‫این خیلی بهتر از انتظاراتمه

‫اینجا خیلی خفنه

‫باورم نمیشه اولین باره که میای

‫یالا

‫یه جایی رو می‌شناسم که پشماتون می‌ریزه

‫می‌بینیدش؟

‫روی ما سایه انداخته. ‫برج رو میگم! می‌بینید؟

‫می‌بینید؟ می‌بینید؟

‫متن رو ضبط کن

‫یه دختر جوون هست

‫نه اونقدرا هم جوون

‫بیشتر مثل یه دختر نوجوون

‫توی خونه با پدرش توی روستا زندگی می‌کنه

‫قسمت آخر رو حذف کن. ‫توی شهر زندگی می‌کنه

‫بابائه یه مقدار ناتوانه

‫واسه همین دختره اکثر وقت‌ها پیش اونه

‫ولی رویای یه زندگی بزرگ‌تر رو داره

‫یه زندگی با هیجان، ماجراجویی و عشق

‫کریستینا

‫ضبط رو متوقف کن

‫باید راجع به عملکرد کاریت صحبت کنیم

‫آخه نمی‌خوای توی کارت پیشرفت کنی؟

‫- البته که می‌خوام ‫- خب پس باید از...

‫ساخت این داستان‌های لوس دست برداری

‫می‌دونی، مردم دنبال سکس و خطر و خشونتن

‫سرپیچی از قانون، ملودرام. تراژدی می‌خوان

‫- از این چرت و پرتا ‫- می‌دونم

‫تو این فکر بودم که شاید بتونم...

‫توی ژانر‌های متفاوتی بنویسم ‫که یه مقدار بسطش بدم

‫شاید یه مقدار عاشقانه، کمی شوخی

‫شاید بهتر باشه اینو بذاری ‫واسه دفتر خاطراتت

‫می‌دونم که جنم نوشتن...

‫اون داستانایی که می‌خوایم رو داری

‫حالا اون داستانی که چند ماه پیش ‫نوشتی رو در نظر بگیر

‫یه بدبخت همه‌چیو از دست میده، ‫غرق در غم و ناراحتی میشه...

‫یواشکی یه دختره رو تعقیب می‌کنه. ‫بگو پایانش چطور بود؟

‫- همه کشته شدن ‫- آره. درسته

‫واقعاً یه داستان گریه‌داره

‫فقط بازم از اینا بساز

‫وگرنه مجبور میشم یه نویسنده‌ی دیگه ‫پیدا کنم که بتونه این کارو کنه

‫- مفهوم بود؟ ‫- بله. البته

‫خیلی‌خب

‫الو؟ صدامو می‌شنوی؟

‫می‌دونم که اون بیرونی. دیدم چی نوشتی

‫چرا داری این کار رو باهامون می‌کنی؟

‫باید کمکم کنی. بازی شما داره ‫زندگی منو نابود می‌کنه

‫آهنگ "همیشه کلاسیک"

‫از هندریکس بی‌همتا

‫و حالا، برمی‌گردیم به پوششمون از جشن

‫تدارکات امسال داره...

‫نه!

‫آماده‌ای عزیزم؟

‫- واسه چی؟ ‫- این جهان جدیده

‫و توی این جهان، ‫می‌تونی هر خری که می‌خوای باشی

‫محض رضای خدا...

‫برنامه‌ای برای سالگردتون نداری؟

‫نه. فقط میام سر کار

‫پول اضافه‌کار رو می‌زنی به جیب، آره؟

‫پسر، هفت سال پیش...

‫توی تعطیلات ‫فقط یه مشت ربات کار می‌کردن، ولی...

‫از شانس ما، حالا همه‌شون ‫یه مشت آهن‌قراضه شدن

‫حداقل شورش‌ها امنیت شغلی‌مونو تضمین کردن

‫هدف شورش‌ها دقیقاً این نبود

‫آره، چون شورش‌ها هیچ هدفی نداشتن

‫آزادی‌مون رو پس گرفت

‫البته، ولی از کی؟ از خودمون؟

‫ببین پسر، از دید من...

‫اون دستگاه اینسایت که نابودش کردن...

‫بهمون نمی‌گفت چی می‌تونیم باشیم. ‫چیزی رو می‌گفت که از قبل بودیم

‫- واقعاً اینو باور داری؟ ‫- تو نداری؟ بذار اینو ازت بپرسم

‫از وقتی اون دستگاه رو نابود کردن...

‫زندگی تو فرقی کرده؟

‫به قدر کافی تمرین نکردی

‫بابا!

‫خوشحالم که می‌بینمت، عسلم

‫بیا. خیلی‌خب

‫- چطوری این کارو کردی؟ ‫- گفتم که. با تمرین

‫کلی تمرین

‫تمرین روی قوطی؟

‫آره. روی قوطی

‫بیا

‫خیلی‌خب

‫یادت باشه. اینطوری

‫حالا بهش خیره شو

‫خیلی‌خب. تجسم کن

‫نفستو بده بیرون

‫تکون نخور

‫و ماشه رو بچکون

‫فرانکی! کیلب!

‫داشتم تجسم می‌کردم

‫خب بیا داخل، رولت گوشت تجسم کن

‫- فقط یه کم دیگه؟ ‫- یالا، به حرف مادرت گوش کن

‫اومدیم

‫برو دست و صورتتو بشور

‫این مزخرفات کابوی دیگه بسه

‫- خوشش میاد ‫- اون هفت سالشه، کیلب

‫به لطف تو، سرگرمی‌هاش شده شکر و خشونت

‫ببین، متأسفم

‫می‌دونم که روز سختی داری

‫ولی جنگ دیگه تموم شده

More Farsi Persian subtitles for Westworld

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left