200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(در پی لمس تو)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اون آدمی که- آدمی که-
...منو کشت- ...منو کشت-
اینجاست- اینجاست-
اوه، نه- آجوشی-
آقای پارک- کارآگاه به-
آمبولانس خبر کنید- بله قربان-
من میبرمش- باشه-
بذاریدش پشتش
مراقب باشید- برو-
بریم
خوبی؟
پام پیچ خورده
زود باش برو
جونگ موک، خوبی؟
خوبم
بذار ببینم- چی شد؟-
فقط پیچونده شد
خوبی؟- خوبم-
مراقب باش
...چرا این
محض رضای خدا
خوش اومدین
سلام- سلام-
یه چیز خنک بیارید بخوریم
دخترا، یکم آیس کافی بیارید
برای چی انقدر خستهاید؟
امروز مراسم روستا نبود؟
نذار شروع کنم
مراسم یه دیقه بعد اینکه شروع شد تموم شد
چرا؟
روح مرده رفته بود تو بدن شمن
چشماش اینجوری میپرید
و یه چیزایی میگفت "آدمی که منو کشته اینجاست"
...کاملا، میدونی
چقدر ترسناک
خدای من
تلفنو بردار
کافی شاپ موجین
دو تا قهوه برای املاک موجین؟- داشتم فکر میکردم-
باشه
چجوری میتونیم هر چی که شمن میگه رو باور کنیم
ولی وقتی اونجوری شد
تمام بدنم مور مور شد
واقعی به نظر میومد
بیخیال
چی میشه اگه واقعی باشه؟
داری میگی قاتل واقعی بین ماست؟
نوش جون
ممنون
به هرحال
فکر میکنم خیلی بترسم که برم تو محله
ولی نمیتونیم خودمونو تو خونه حبس کنیم
خیلی بده
ممکنه واقعا روستامونو خراب کنه
هنوز چیزی پیدا نکردی؟
نه هنوز
چجوری میشه؟ هیچ اثری ازش نمونده
شاید شمن درست میگه و قاتل اینجاست
غیر این، چچوری قاتل میتونه از دوربینا فرار کنه؟
با توجه به حرف پدرم
اون شمن بعضی وقتا میتونه درباره اتفاقای گذشته درست بگه
پس ما واقعا باید از شمن بپرسیم قاتل کیه؟
هزاربار بهتون گفتم قاتل همین جاهاست
حتی قبل از اینکه شمن بگه
کارآگاه باید واقعیت رو در نظر بگیره نه خرافات
ببین ما باید به هر دری چنگ بزنیم چون کار دیگهای نمیتونیم بکنیم
من نمیخوام به هر دری چنگ بزنم میخوام به قاتل چنگ بزنم
خدایا، جدی مهارت خاصی داری همه چیزو تبدیل به چرت و پرت بکنی
میرم تحقیق کنم
نمیتونی همینجوری بری من چی میشم؟
میتونم برم از شمن بپرسم؟
...حتما صدالبته، موقعی که اونجایی
ازش راجع به خیانتای شوهر دست گلتم بپرس
آجوشی، خوبی؟
چرا اینجام؟
موقع مراسم غش کردین
کل شبو تب داشتین
غش کردم؟
یادتون نیست؟
یادمه داشتم مراسمو انجام میدادم
ولی هیچی از بعدش یادم نیست
گفتین که قاتل بین کساییه که اومدن تماشا
اینم یادتون نیست؟
نه
هیچی یادم نیست
بعد کارم میام
یکم استراحت کنید
اونی
خوبی؟
چیکار دارم میکنم؟
اینجا خوبه؟
آره
ولی صبح به این زودی اینجا چیکار میکنی؟
دارم میرم سرکار
...ولی امروز یکم گرمه پس
سه هزار وون میشه
چیزیه؟
...نه، فقط
یهبون
یه مشکلی هست- چی شده-
فکر کنم مریض شدم
منظورت چیه؟
آتیشبازی میبینم و صدای زنگ میشنوم
درباره چی حرف میزنی؟
همه شبیه ماهی مرکب شدن غیر یه نفر
کی؟ کارآگاه مون؟
!نه
!به خاطر همین میگم مریض شدم
اونی که بیشتر از همه شبیه ماهی مرکبه شبیه ماهی نیست
پس تو یه کراش دیگه داری
منطقیه
وقتی از کسی خوشت میاد بقیه برات شبیه ماهی میشن
بعضیا صدای زنگ میشنون بعضیا آتیشبازی میبینن
باهام بیا
اونی که اونجاست
اوکهی
تو مریضی
واقعا مریضی
بیا اینجا
37.1درجهست
نمیشه گفت تب داری
من قطعا مریضم
باید برم خونه استراحت کنم
مغازه چی؟
کسی اینجا نیست
کوچه از وقتی آجوشی اونجوری شد خالیه
اون شمن یه حقهبازه واقعا مردم باورش میکنن؟
اون خیلی وقتا درست میگه
و چیزی که گفتو نمیتونی به راحتی بگی الکیه
به نظرم قاتل میتونسته کنجکاو شده باشه بیاد مراسمو ببینه
مگه نه؟ ممکنه درباره تحقیقاتم کنجکاو شده باشه
شکی توش نیست
میگن که مجرم همیشه به صحنه جرم برمیگرده
احتمالا قایم شده و داره نگاه میکنه پلیس چیکار میکنه
پس ممکنه تو و کارآگاه مون رو دیده باشه که دنبال مدرک میگشتین
قطعا
کی اولین جسدو پیدا کرد؟
من بودم، مگه نه؟
و وقتی قربانی دوم مرد من اونجا بودم
اگه اسکل مسکل نباشه
باید بدونه دارم میگردم پیداش کنم
پس تو باید برای قاتل سریالی یه مزاحم باشی
مطمئنن
میتونم شرط ببندم نمیتونه صبر کنه تا از شرم خلاص شه
اوکهی
چیکار کنم؟
نباید همینطوری این دور و بر میچرخیدم
به ذهنم نرسیده بود
چیکار کنم؟
اینا همش به خاطر اون دیوونهست
عوضی چی میگی
الو؟
بیا چیزی که شروع کردم تموم کنیم
هزار نفر در روز، یادته؟
ببخشید ولی قدرتم وقتی امروز بیدار شدم از بین رفت
پس فکر نمیکنم بتونم باز کمکت کنم
وقتی قدرتم برگشت خبرت میکنم
چی میگی؟
گوشیمو انداختم تو دستشویی
چی؟ هوی
هر چی
این بهتر از به قتل رسیدنه
...چی
الان چیکار کنم؟
جلوی بیمارستانم دارم میام تو
بگو منو ندیدی، باشه؟
...کجا
همه مجرما مثل همن
روششون فرق نمیکنه
تا الان داشتی خوب انجامش میدادی چرا اینجوری شدی؟
ممکنه هدف بعدی قاتل من باشم
چی؟
بهش فکر کن
قاتل میدونه پلیس دنبالشه
پس از دور نگاه میکنه
ولی وقتی این دختر بامزه رو که حتی پلیسم نیست میبینه
که از صحنه جرم بازدید میکنه
قاتل سریالی تعجب میکنه که
این دختره کیه؟
کنجکاو میشه
به خاطر همین همه کارامو نگاه میکنه
و در آخر وقتی میبینه به باسن مردم دست میزنم
میگه "اون شبیه منحرفا نیست "پس چرا به باسن مردم دست میزنه؟
با این سوال تو سرش بالاخره میفهمه که
دلیلی که باسنا رو لمس میکنم
"اینه که "اون قدرت ماورایی داره
"در نهایت اون متوجه میشه من قاتلم"
چون فقط قدرت نداره" "باهوشم هست
باهوش؟- پس وقتی فکر میکنه میگه-
باعث تاسفه کسی به" "خوبی اونو بکشم
ولی تا وقتی که میخوام زندگی کنم" "چاره دیگهای ندارم
بعد یه پانچ بارونی میپوشه
چاقوی رزشو برمیداره، و زنگ میزنه
"سلام، بیمارستان حیوانات بونگ؟"
یه سگ مریض اینجا پیدا کردم" "میشه بیاید یه نگاه بندازید؟
بعد احساس بدی پیدا میکنم اگه بگم نه
پس تصمیم میگیرم برم ولی یه چیزی درست نیست
دوربین یا آدمی اونجا نیست
No comments yet. Be the first to leave one.