200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سرنوشت الهی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت سیام)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
راستی
چه اتفاقی برای برج شیطان افتاد؟
چیه؟
برج شیطان رو تخریب نکردی؟
چرا باید تخریبش کنم؟
میدونی توی اون برج چه خبره؟
من نمیخوام الان تخریبش کنم
فعلا دارم از لحظات لذتبخش
پادشاه شیطان بودن لذت میبرم
تو کنترل خودت رو از دست دادی؟
نقشهی انرژی شنجو رو باز کن
میخوام تغییرات انرژی معنوی رو ببینم
وای نه
کوههای شیشوان
اون پیر خرفت، سون گو
اون هنوز داره به کوههای شیشوان حمله میکنه
روچن
ما باید برگردیم تا والدینم رو نجات بدیم
تو پادشاه شیطان شدی
تو باید توانایی بردنمون به دنیای فانی رو داشته باشی، درسته؟
اگه حصار وویا بشکنه
دیگه دیر میشه
تا حالا به این فکر کردی که
به محض اینکه از اینجا بری
راه ارتباطی نه جهنم و دنیای فانی
برای همیشه قطع میشه؟
تو دیگه نمیتونی برگردی
و برای همیشه منو فراموش میکنی
با نیروی الانم
من میتونم حصار نه جهنم رو بشکنم
ولی نمیخوام تو ترکم کنی
من نمیخوام تو بری
و نمیخوام فراموشم کنی
روچن
ولی..روچن
اگه ما نریم
والدین من
استادم
و همهی دوستام توی کوههای شیشوان
میمیرن
اگه ما نریم
تا آخر عمرم حسرت میخورم
چطور میتونم خوشحال باشم؟
روچن
منو ببخش
من باید برگردم
!ولم کن
!ولم کن
هیچ جا نرو
فقط کنار من بمون
!ولم کن
تو دیگه جی روچن نیستی
!ولم کن
آره
من دیگه جی روچن نیستم
من اینجا یه هیولام
من پادشاه اینجا هستم
البته
شوهر تو هم هستم
!ولم کن
!ولم کن
!ولم کن
!پدر
!مادر
من میخوام برای نجاتتون برگردم
!پدر
مادر
ببخشید
من باهاتون خداحافظی نکردم
!ولم کن
نمیخوام برای همیشه از دیدن والدینم محروم بشم
التماست میکنم
التماست میکنم
بذار من برگردم
باشه
از اونجایی که اینقدر دلت میخواد برگردی
بیا برگردیم
منم باهات میام
با هم شیشوان رو نجات میدیم
ولی قبل رفتنمون
اجازهی تو رو میخوام
و امیدوارم دیگه ازم عصبانی نباشی
چرا باید ازت عصبانی باشم؟
یینیین
به زودی
من به دریای بیکران برمیگردم
و یه راهی برای مقابله با اشک نووا پیدا میکنم
هیچ چیز نمیتونه ما رو از هم جدا کنه
خدا داره میمیره
شیطان متولد شده
مردم گرفتار بدبختی هستن
فریادهای غمانگیز سراسر سرزمین رو فراگرفته
خدای جوان جی
تو برگزیدهای
تو خدای تبعید شدهای
چطور میتونی اینجوری بری؟
اگه من رو از بهشت میبینی
قدرتت رو نشونم بده
بهم جواب بده
شاید هنوز هم بتونم
راهی برای
احیای تو پیدا کنم
شاگرد جی
ما کجاییم؟
...ما
اینجا سرزمین مقدس چینگیوانه
الان یادم میاد
ما نمردیم؟
چرا این شکلی شدی؟
خدای جوان جی
یینیین
آقای جی
فکر کردم توهم زدم
...شما
شما نمردین؟
ارشد یینیین و من خوش شانس بودیم
ما توی دنیای مردگان چرخیدیم
و برگشتیم
من چیز مهمی رو فراموش کردم؟
...من
خدای جوان جی
میتونم باهات یه صحبتی داشته باشم؟
آقای جی
اگه میخوای چیزی بگی
میتونی جلوی ارشد یینیین بگی
شما ادامه بدین
درود، خدای شیطان، من جی تیانشیا هستم
به نظر میاد که تو
از قبل هویت من رو میدونستی
و تا الان مخفیش کردی
از سخت کوشیت ممنونم
...من
من دلایل خودم رو دارم
لطفا درکم کن
آقای جی
تو زندگی من رو نجات دادی
فقط چیزی که میخوای بگی رو بگو
خدای شیطان
آیا تو
برج اون پایین رو تخریب کردی؟
چه برجی؟
برج شیطان؟
من فقط رفتم داخل و یه نگاهی انداختم
بعدش هم اومدم بیرون
...تو
جی روچن
...تو
...من
...من
صلح سه قلمرو
بخاطر تو به هم خورده
چقدر رقت انگیز
آقای جی
من فاجعهی بین
سه قلمرو رو شروع نکردم
به من تهمت نزن
پادشاه شیطان
تو باید بدونی
که فقط آتش آبی نه جهنم
میتونه فاجعهی برج شیطان رو حل کنه
...پس
چرا فقط
بدون هیچ نگرانی
رنج کشیدن مردم رو تماشا میکنی؟
آقای جی
اگه یه روز
یه مهرهی شطرنج
به یه بازیکن شطرنج تبدیل بشه
به نظر تو
بازم تحت کنترل میمونه؟
خیلی خب
خوبه
حتی اگه حال و هوات هم بد باشه
نمیخوای که برج رو خراب کنی
به عنوان مرید شیشوان
به نظرت مسئول مقابله با مخمصهای که شیشوان توش افتاده نیستی؟
شیشوان تو چه مخمصهای افتاده؟
چه اتفاقی برای فرقه شیشوان افتاده؟
!خبرای بدی دارم
سون گو برای لشکرکشی به کوهستان شیشوان
به سی و شش فرقه پیوسته و باهاشون متحد شده
امپراطور هیولا های دنیای مردگان به شیشوان وقتی گاردش پایین بود ضربه زد
و صد هزار سرباز جمع کرد
میترسم همین الانشم متحد شده باشن
شاگرد، من دارم میرم
اگه هنوز به دوستای هم دورهایت اهمیت میدی
دنبالم بیا
سریعتر، سریعتر
پیشوا دستور دادن
باید به سرعت عازم بشیم هیچ تعللی مجاز نیست
ببخشید
چرا چینگشو افراد بیشتری رو فرستاده؟
سلام پری کو
از دیدنتون خوشوقتم
بنظر میرسه امروز قراره تشکیلات وویای شیشوان رو
درهم بشکنیم
بنظر میرسه این جنگ سهمگین اجتناب ناپذیره
No comments yet. Be the first to leave one.