200 baris pertama.
این سریال یک اثر تخیلی ساخته شده بر اساس حقایق تاریخی "میباشد"
"اکثر جزئیات و شخصیت ها ساختگی میباشند"
دیوونه شدی؟
میتونستیم از میون بُر بریم
میدونی این مسیر پر از راهزناست
پس چرا؟
هیونگ نیم
زودتر اون گیل چه رو فراموش کن
منو ببین کاملا خوبم
مگه جونگ جونگ تنها دختر دنیاست؟
دنیا پر از دخترهای شبیه جونگ جونگه
...هردو
...جسم و روحم
مال توئه
چیزیت هست که مال من باشه؟
..خب
اینجا؟
یا اینجا؟
شایدم اینجا
...و
اینجا
♥ عزیزترینم ♥
"قسمت یازدهم"
بذارش اینجا
خیلی گرسنه ام
بانوی من
ببخشید، خانم
میتونی بری
توهم همینطور، جونگ جونگ
مثلا تازه عروسه، ولی اصلا خجالت نمیکشه
من باید اونکارو میکردم
من همسر خوبی میشم
لطفا بهم اعتماد کنین
عزیزم
به چی فکر میکنی؟
جانگ هیون برنگشته؟
عالیجناب
الان خیلی کارها هست باید بهشون رسیدگی بشه
چطور میشه عقب انداختشون؟
...لطفا یکی رو بفرستین
لی جانگ هیون رو خبر کنه تا برگرده
میخوان که لی جانگ هیون احضار بشه و برگرده
جانگ هیون برای کاغذ اوردن تو چوسان مونده
هنوز باید جواب نامهمون رو بده
منم منتظرشم
پوست سمور، پوست سنجاب، و یک اسب قوی
...کیسه صفرا سمور، شمشیر ژاپنی، عسل، چرم روباه قرمز و
همین که بری
کِی دوباره میبینمت؟
تمام سعیم رو میکنم به چوسان برگردم
و تاوان وظیفه نشناس بودنم رو بدم
باشه
راستی
شنیدم یونگ گول ده پیشنهاد داده ردای اژدهای قرمز بپوشی
بخاطر بی فکری و بی سوادیشونه
بهشون گفتم که
فقط اعلیحضرت ردای قرمز با گلدوزی اژدها به تن میکنه
و اونا چی گفتن؟
فکرکنم متوجه شدن
به طرز عجیبی، به نظر میرسه که
خیلی خوشحال میشن وقتی رعیت های چوسانی از خودشون وفاداری نشون میدن
یا که وقتی زنها پاکدامنیشون رو حفظ میکنن
حتی چینگ هم میخواست این آرمان هارو یاد بگیرن
خوشحال بودن؟
وقتی ترکیبی از برنج و ارزن فرستادی
اونموقع هم راضی و خشنود بودن، آره؟
وقتی که داشتن بهمون فشار میاوردن
بهشون گفتم فقط درحالی میتونیم به موقع براشون بفرستیم که ترکیبی از غلات باشه
و از این امر خوششون اومد
...با شایعاتی موقع بزرگ شدن
توی دیوارهای قصر شنیدم، فرق دارن
بعد اینکه شخصا باهاشون ملاقات کردم
انعطاف پذیرتر از اونی بودن که فکر میکردم
...پس منم
فکر میکنی چون داخل این قصر میشینم
نسبت به دنیای بیرون کور و کرم؟
امپراتور چینگ یه نامه شخصی برام فرستاد
از اینکه به جای پسر خونیم پسر خونده ام رو به عنوان گروگان فرستادم
وزارش منو سرزنش کردن
هنوزم فکر میکنی انعطاف پذیرن؟
پس بگو ببینم ...تا به الان
تو شیمیانگ چه دستاوردی داشتی؟
پنج دو بلوط آبیِ زرد
سه ورق پارچه قرمز
...و قلم مو
عالیجناب
مترجم لی جانگ هیون برگشته
عالیجناب، عرض ادب میکنم
حالتون خوب بوده؟
چرا انقدر دیر کردی؟
معلومه
همینجوری نمیذاره بره
تو چوسان اتفاقی افتاد؟
...چرا طوری به نظر میرسی که
انگار بانویی که دلتنگش بودی رو از دستت دادی؟
....ای دوستِ مکار
بله، از دست دادمش
این بار
برای همیشه از دستش دادم
منم همینطور
منم دستگاهم رو برای همیشه از دست دادم
حتی بدون اونا هم
هنوز میتونیم به زندگیمون ادامه بدیم
... چیزی نیست که بدون اون
نتونی زنده بمونی
هر طور شده
هنوزم زندگی میکنیم
خوب حقته
میدونستم بالاخره روزی یه زن تو قلبت خنجر فرو میکنه
حتما خیلی بهت خوش میگذشت وقتی زن ها رو بازیچه خودت میکردی
و میگفتی ازدواج گریزی
به خاطر همین نمیشه از مجازات گریخت
حتی اگه سعی کنی توی اعماق اقیانوس یا برفراز کوه ها
مخفی بشی
بعد از نوشیدن از حال رفتی سر جات بمون
اینجوری بهتر شد
ریانگ اوم هم اینجا نیست
بیا دست از این کار برداریم
خدایا
باید بریم
چی؟
بیا بریم
!واقعا که
ریانگ اوم هم اینجا نیست چرا دوباره اینکارو میکنیم؟
دوباره از ریانگ اوم حرف میزنی؟
انقدر دلتنگشی؟
من کِی همچین گفتم؟
پس براش نامه بفرست
و بگو تا سرحد مرگ دلتنگشی
گفتم اینطور نیست
تو تعقیبم میکنی؟
حتما زنه
آره حتما
تو تا اینجا تعقیبم کردی؟
بیا ببینیم کی افراد بیشتری میگیره
دور شین
نه- نه-
زود باشین
آهای
بگیرینشون
بلند شین
بیاین بریم
نزدیک شین
یانگ چون
یانگ چون
...تو
فراری ها رو میگیری که بفروشیشون؟
چیزی که امروز دیدی رو نادیده بگیر
لطفا
خدایا. یانگ چون
باشه بگیر، بخور
آره، خوب بخور
بگیر
چی شد؟
...چجوری کارت به این رسید
نه، چیزی نیست، بخورین
بچه هارو ترسوندی
اگه این دفعه گیر میفتادم
میدونستم که میمیرم
باورم نمیشه راهم به شماها خورد
در آخر، زنده موندم
با حملهی متجاوزها
همه مردم ایجو برای مخفی شدن سراغ من اومدن
پای آوازهم وسط بود
نتونستم نادیده شون بگیرم
همه مردن
نینگوچین فرار کرد
ولی احتمالا اونم مرده
...ولی
...کار شماها چجوری
به گرفتن فراری ها و فروختنشون کشید؟
رو ما چه حسابی کردی؟
هرکدوم پاشنه یه نفر رو ببرین و برای ارباب هاتون بفرستین
بله، سرورم
لطفا ازمون بگذرین
لطفا ازمون بگذرین
بذارین زنده بمونم
ولم کنین
ولم کنین
ولم کنین
اگه پاشنه هاشون رو ببری
قیمتشون پایین میاد
چه حیف
ولم کنین
لعنت به همه تون
احتمالا بتونین 30 نیاینگ بفروشینشون
این آدمای ضعیف در ازای 30 نیانگ؟
فکر نمیکنم
فکر کنم من بتونم
لطفا، ازم بگذرین
اگه نتونستم
برای بریدن پاشنه هاشون دیر نمیشه
لطفا، ازم بگذرین
...در عوض
ازم بگذرین
اگه 30 نیانگ فروختمشون
لطفا 3 نیانگ بهم بدین
منم به انگیزه احتیاج دارم
ایست
اگه سرم کلاه بذاری
No comments yet. Be the first to leave one.