200 baris pertama.
شین میونگ سوب ♥ هان سون جو سالگرد ازدواج
من، شین میونگ سوب
از الان تا آخر عمرم
...سوگند می خورم
که فقط به همسرم، هان سون جو احترام بزارم و دوستش داشته باشم
من، هان سون جو ...از الان تا آخرعمرم
سوگند میخورم که فقط به شوهرم ... شین میونگ سوب احترام بزارم
و دوستش داشته باشم
مامان کجاست؟- چی؟-
تا الان که همینجا بود
!اوا خاک عالم صدای چی بود؟
اون زن و شوهر مثل دو تا قناری عاشق بودن
آخه چطوری همچین اتفاق وحشتناکی افتاده؟
واقعا باورم نمیشه
چطوری باورم کنم...اوه
از همون اولش هم حس میکردم که یه چیزی مشکوکه
و یه روزی بالاخره گندش در میاد
همچین احساسی داشتم
...میدونین، بالاخره همه
یه رازی واسه قایم کردن دارن
مخصوصا وقتی صحبت از یه زوج متاهل باشه
ممکنه رازهایی باشه که نخوای بقیه هم درموردش بفهمن
میگم کارآگاه، من قبلا همه جور جرم ناشی از هیجان زیاده دیده بودم
اما این پرونده اصلا برام قابل درک نیست
ازدواج کردی؟
نه، هنوز مجردم
...یه ازدواج در واقع
یه میدون جنگ سخته
...به جای درک کردن همدیگه، سوتفاهم و بی اعتمادی
...یه جنگ
ویترین:خانه ملکه -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam _sns
داری به چی فکر می کنی؟
با این خوب میشه
اونجا جاییه که همه آدمای مشهور کره دارن جمع میشن
باید بیشتر از همه به چشم بیای
...مهارت ها
اخلاق و جذابیت
تو تنها مردی هستی که تو دنیا همه ـی اینا رو داری
...گل سر سبد چیزایی که دارم
!تویی
بعد مدت ها بالاخره میتونی یه استراحتی بکنی
توام باید باهام بیای
منم دلم میخواد بیام اما وقت قرار گذاشتن ندارم
باید مراقب بچه هامون باشم
خب، دیگه باید بری
باشه
آه
همین که رسیدی بهم زنگ بزن
باشه، دیگه میرم
برو تو
❤@moonriverteam_sns ❤-
میشه اینو بردارم- باشه-
خیلی نازه
باید برش داری
ممنون
باشه
به خوشی استفاده اش کنی
یه رانگ اونی
بازار خیلی وقته شروع شده چرا انقدر دیر کردی؟
حس و حال خانم سون جو خوبه؟
اون کیونگ، تو واسه من انتخاب میکنی دیگه، آره؟
اما سون جو بهترینه
انتخاب؟ قبل اینکه به خودم بیام همه چی فروش رفته بود
حتی اگه نتونی چیزی بخری حداقل باید یه عکس بگیری
من دیر کردم
اون کجاست، کجا؟- اونجا-
ممنون، مراقب باش
چرا اومدی اینجا؟- ...چرا-
باحاله، مگه نه؟
اگه یکی ببینه چیکار میکنی؟
اون وقت، هیجانش بیشتر میشه
خودت که میدونی
از قمار و ماجراجویی متنفرم
اگه نمایش معرفی پیش رو شکست بخوره
خودت باید مسئولیتش رو قبول کنی
رئیس مگه شده که تاحالا شکست هم بخورم؟
چرا سون جو باهات نیومد؟
باید می اومد یه استراحتی می کرد مگه ازت نخواستم که بیاریش؟
اون علاقه ای به کارای شرکت نداره
خودتون بهتر میدونین، رئیس
مطمئنم ادا در میاره که هیچ علاقه ای نداره
دیگه میتونی بری
بله
این طراحی که از بیرون شرکت آوردن، کیه ؟
یکی از کارمندای شرکت پیمانکار فرعی راهن
اون طراح چه ارتباطی با شین میونگ سوب داره؟
هیچ ارتباط خاصی پیدا نکردیم
شما زودتر برین تو
مامانِ هه ریم
رفته بودی جایی؟
آره، یکم کار داشتم
کی قراره هه ریم رو بیاره؟
با تاکسی میاد
اگه سرت شلوغه، کافی بود به من بگی دنیای خطرناکیه
مشروب خوردی؟
اوه، هنوز مستی از سرم نپریده
از نوشیدنی دیروز...؟
مامانِ هه ریم این روزا چِت شده؟
چی اینقدر ذهنت رو مشغول کرده ؟
چی ذهنمو درگیر کرده؟
مطمئن نیستم، بنظرت ذهنم مشغول چیه؟
کیش
کیش و مات
دوباره باختم، همونطوری که توقع داشتم نمیتونم اصلا از مامان ببرم
تسلیم نشو
به بابا حسودیم میشه
منم دوست داشتم باهاش برم
نمره آخرین آزمون ارزیابیت رو یادت بیاد
هنوزم دوست داری بری و خوش بگذرونی؟
...هی، وقتی هم سن تو بودم
بله مامان
مگه بهت نگفتم با داماد شین بیا؟ گفتم یا نه؟
نیازی نیست؟
یعنی چی "نیازی نیست"؟
به خانم کیم بگو از بچه ها مراقبت کنه خودت زود بیا اینجا
باید بچه ها رو ببرم مدرسه، نمیشه
میتونی از راننده یانگ بخوای تا اونا رو ببره معلمشون و آموزشگاه هم که هست
مامان چی شده؟
بالاخره بعد این همه مدت میتونی فشن شو رو ببینی
و یکم اینجا استراحت کنی بیا اینجا
مامان میدونم چرا داری این کارا رو میکنی
من برنمیگردم شرکت الکی امیدوار نباش
...فقط واسه اینکه همه چیزت رو به پای
مراقبت از بچه هات و شوهرت ریختی
فکر میکنی قدر تو رو میدونن؟
تهش فکر میکنن چون خیلی کارشون درسته موفق شدن و پیشرفت کردن
مامان واسه اینکه ازم قدردانی کنن، خانه دار نشدم چون خودم دوست داشتم، این کار رو کردم
این انتخاب خودمه که یه زن خانه دار باشم
...دلیلی که میگم بیای
فقط واسه این نیست
منظورت چیه؟
بگذریم، دیگه نه نیار فقط بیا
نظرتون چیه؟
یه دور دیگه بازی کنیم؟
آره، یه دور دیگه بازی کنیم
باشه
مثل یه رویا میمونه
این یه رویا نیست
چیکار کنم؟
همش میخوام قول و قرارمون رو زیر پا بزارم
اگه تو رو واسه خودم نگهدارم
در حقت بی انصافی میشه
پس واسه خاطر خودم، داری باهام بهم میزنی
به هر حال از قبل برنامه داشتیم از هم جدا بشیم
بهتر نیست رابطه مون رو علنی کنیم؟
به جای جدا شدن؟
داشتم شوخی میکردم چرا یهو جدی شدی
از همون اولش این قول وقرارمون بود بعدش شروع کردیم به قرار گذاشتن
...واسه من
خانواده ام مهمه
میدونم
قبلا در موردش حرف زدیم
...کاری نیست که
واسه خاطرت انجام ندم
یه چیزی هست که میتونی واسم انجام بدی
بزار دقیقا یه سال قرار بزاریم
بیا قرار بزاریم
بعد یه سال دیگه جلوت رو نمیگیرم
تو هیچ وقت نباید خانواده ات رو ول کنی
...تو به همراه خانواده ات
باید صدها ویا هزاران سال به خوشی زندگی کنی
من همینطوری میزارم بری
اگه تو خوشحال نباشی به گمونم ممکنه منم اذیت بشم
!می را من، تو خیلی باحالی
چیه؟ چرا انقدر چهره ات تو هم رفته ؟
باید بیشتر نگهت دارم؟
به سلامتی
به خاطر سفر زیبای جداییمون
...به سلامتی
!خاطراتمون
فردا نمایش معرفی برنده ...منتظرم
هدیه ای که واسه ات آماده کردم رو ببینی
...برای جشن 40مین سالگرد افتتاح شرکت
شما رو برای رونمایی از برند جدیدمون که توسط طراحان ما آماده شده دعوت می کنیم
ویکتوریا" رو معرفی میکنیم"
این روزا خیلی بهت سخت میگذره؟
اینطوری بنظر میاد؟
اره، اگه یه اتفاقی برات بیوفته من میتونم فورا متوجه شم
بیچاره
چیکار میتونم واست کنم؟
...تو فقط
لازمه با من خوش بگذرونی
!بیخیال
صبرکن
این چیه؟
همین الان چون حوصلم سر رفته بود، کشیدمش
خوب بنظر میرسه
به تو هدیه اش میدم
اگه روی جواهرات بیشتر حساسیت به خرج داده بودی
... تصویر و ارزش گروه
الان خیلی بهتر بود
...بخاطر لجبازیت
میدونی چقدر پول از دست دادیم؟
...مطمئن میشم که
یه طرح موفقیت آمیز پیدا کنم
اوقات سختی رو میگذرونی، آره؟
هنوز خیلی مونده تا تموم شه
تو اول برو بخواب
این طرح خیلی قشنگه
دوستش دارم، انگار میدونه زنا چه حسی دارن
No comments yet. Be the first to leave one.