The Penthouse

The Penthouse (펜트하우스)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 3

Maklumat siaran

 펜트하우스 3 The Penthouse S03 EP12 moonriverteam
Ulasan oleh moonriverteam1
All.Vers. تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com/

Tag

other
Diterbitkan pada: 2021-08-27
Muat Turun: 34
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

تمامی شخصیت ها ؛ مکانها، حوادث ،سازمانها و پیشینه ها در این سریال ساختگی هستند محتوای ارائه شده ممکن است برای بینندگان زیر 19سال مناسب نباشد

...آنچه در پنت هاوس گذشت

یه جوری رفتار نکن انگاری منو میشناسی

!نمیخوام دیگه ببینمت

اگه هر اتفاقی واسم افتاد

بهم قول بده که مراقب رونا باشی

همه عمرش رو اونجا میپوسه

آقای بک جون کی؟

بک...بک جون کی؟

لوگان زنده ست، مامان هم حالش خوبه

نمیتونم بزارم اینطوری تموم شه

!میخوام برگردم

چه چیزیش اینقدر خاصه که همه واسه داشتنش با هم میجنگن؟

برای اینکه دیگه جنگی نباشه باید کار اینجا رو تموم کنیم

من همه خاطرات بدت رو پاک میکنم، مامان

اون دو تا باید معنی تو عذاب زندگی کردن رو حس کنن

واسه پولی که ازمون قرض کرده اومدم اینجا

!من رئیس گروه چئونگ آه هستم

...میدونین که ساخت و ساز چئونگ آه

اعلام ورشکستگی کرده ؟

!خانم چئون

کجا باید ببرمتون؟

کاخ هرا

منو ببرین کاخ هرا تو سامسونگ دونگ

قسمت 12

!یون بیول

اون کجاست؟

!یون بیول

!یون بیول

!یون بیول

اینجا بودی

همه جا رو دنبالت گشتم

خانم چئون

وقت نداریم

امروز مراسم تحلیف منه

لباس هامون آماده ست

زود باشین. دیر کردیم

خانم چئون، ولم کنین من یون بیول نیستم

چرا به حرف مامانت گوش نمی کنی؟ !همون کاری رو که گفتم بکن

تو دختر منی حتماً باید توی مراسم شرکت کنی

هر چی که دارم مال تو میشه زود بیا

!زودباش! عجله کن

!به حرفم گوش کن

...خانم چئون، چرا شما - !بیا -

بیا، یون بیول - من یون بیول نیستم -

زود باش بیا

بس کن، چئون سو جین

تو چرا اینجایی؟

اومدی اینجا یون بیولو ازم دور کنی؟

!نمیتونی هرگز نمیزارم این اتفاق بیوفته

چیکار داری می کنی؟ اون دختر تو نیست

!آره، هست نمیتونی ازم دورش کنی

یون بیول، بیا پیش مامان

!رو نا، فرار کن، زود

!نه! یون بیول

خودتو جمع کن، سو جین - !یون بیول -

رو نا، حالت خوبه؟

عقلتو از دست دادی؟ کجا میخوای ببری بچه مو؟

!اون دختر منه

!رو نا

آقای ها، حالتون خوبه؟

!یون بیول

ما وقت نداریم فوراً با من بیا

چرا انقدر کله شقی؟

!یون بیول - !خانم چئون -

باهام بیا

!یون بیول

اینجا چه اتفاقی افتاده؟

چرا اینقدر به هم ریخته ست

!رونا! دکتر ها

!وای، بیاین اینجا

!کمک نیاز داریم! فورا

الو؟ یکی اینجا بدجور صدمه دیده

تو اتاق اجتماعات کاخ هرا

فورا بیاین اینجا خواهش می کنم

همه این کارها رو خودم تنهایی انجام دادم

خانواده ای ندارم

مادرم مرده

و یه مدتی میشه که با برادربزرگم قطع رابطه کردم

پس فقط بفرستین برم زندان

سوک کیونگ

چرا به اونا زنگ زدی؟

من هیچ رابطه ای با اونا ندارم نمیشناسمشون

من مادر سوک کیونگم

مادر؟ اون مادر من نیست

من دخترت نیستم ماها غریبه ایم

تمومش کن، جو سوک کیونگ

چرا سوک کیونگ ما اینجاست؟

...دختر شما به فراری جو دان ته کمک کرده

که به ژاپن فرار کنه

...حتی باهاش سوار یه قایق شده

و تا ژاپن رفته، این رو بررسی کردیم درست بوده

حالا، واسه چی بهمون واقعیت رو نمیگی؟

واقعا تنهایی این کارا رو کردی؟

از کجا پول آوردی کمکش کنی، فرار کنه؟

من کلی پول دارم

مادر واقعیم، کلی پول واسم ارث گذاشته

این خانم و پدرم، چندین ساله جدا شدن

و من با پدرم زندگی می کردم

همش خواهش میکرد ازم مجبور بودم کمکش کنم

جرمه یه دختر به پدرش کمک کنه ؟

خب، تو ژاپن کجا فرستادیش؟

نمی دونم

بعد اینکه دیدم رسیده ژاپن، ازش جدا شدم

اینقدر دروغ نگو

اگه حرفامو باور نمی کنی، واسه چی به خودت زحمت پرسیدن میدی؟

اگه میخوای درست و درمون تحقیقات کنی اول اینا رو بفرست برن

والا، یه کلمه حرف هم نمیزنم

الان بازیت گرفته ؟

!پس فقط منو بنداز زندان

من به پدرم کمک کردم فرار کنه

...چرا آدمایی که هیچ ربطی به ماجرا ندارن رو کشوندی اینجا

و داری تحقیرم می کنی؟

این یه بیمارستان روانی تو فوکودا هستش

مطمئنم که اونجاست

از پلیس بین الملل درخواست همکاری کن و مشخصات جو دان ته رو براشون بفرست

بله، قربان

شاید بعدا بخوایم بازم ازتون چند تا سوال بپرسیم لطفا همکار کنین

بله، متوجه ام

آماده شو بریم سفر- بله، قربان-

ول کن- الان کجا میخوای بری؟-

عین بچه ها فرار کردن، همه چیو حل می کنه ؟

گفتم خودم مسئولیتشو قبول می کنم

گفتم به خاطرش میرم زندان چرا همه جلوی منو میگیرن

از کجا فهمیدی؟

از کجا میدونستی که بری بندر پوسان؟

وقتی سوک هون باهات تلفنی حرف میزد، شنیدم

داری میگی دنبال مامان رفتی؟

چرا اصلا نمی ترسی؟ چرا تا ژاپن رفتی؟

میخواستم با چشم خودم ببینم

میخواستم مردنش رو ببینم

بیمارستان روانی، بهتر از چیزی بود که فکرشو می کردم

دیگه هیچ وقت نمی بینمش

باید واسه آخرین بار میدیدمش، نه؟

نگران من نباش من قانونا دخترشم

برای همین نمیتونن من رو به خاطر اینکه بهش کمک کردم فرار کنه، مجازات کنن

چطور تنهایی رفتی جایی به اون خطرناکی؟

میدونی وقتی ناپدید شدی، چقدر نگرانت بودیم؟

چرا نگران یه عوضی بیخودی مثل من شدین؟

من به بابا رفتم، نمیدونی هر چی بشه بازم زنده می مونم؟

مجبوری این مدلی حرف بزنی؟

کاریش نمیتونم بکنم، همینم دیگه

غذا خوردی؟

بریم یه چیزی بخوریم

خیلی لاغر شدی

فعلا غذاتو بخور

...باید انرژیت رو به دست بیاری

تا بتونی باهام بجنگی و ازم متنفر باشی

بیا

میخوای غذامو بخورم و گورمو گم کنم؟

باشه، پس میخورم

تو از اولش هم دختر من بودی

حتی یه لحظه هم اینطور فکر نکردم که تو وسوک هون بچه های من نیستین

این تقصیر تو نبود که زیر دست جو دان ته بزرگ شدی

از هیچی خبر نداشتی

نه، تقصیر من بود

مین سول آه، به خاطر من مرد

من کسی بودم که ماشین رو آتیش زدم

من اونو اونجا زندانی کردم و فرار کردم

تقصیر منه که مامان رونا مرد

یکی مثل من لایق این نیست که دختر تو باشه

اونقدر از خودم متنفرم داره دیوونه م می کنه

حالا چطور میتونم اصرار کنم که دختر توام؟

خب؟ باز دوباره فرار می کنی؟

میخوای بدون ندامت، همه عمرت رو فرار کنی؟

تو این کار رو کردی

شاید دردناک باشه، اما باهاش روبرو شو ازش فرار نکن

اینطوری، یه راه برگشتی هم پیدا میشه

وقتی نبودم دخترم خیلی بزرگ شده ها

بیا بریم خونه اتاقتو خوشگل مرتب کردم

اشتباه کردم

!ببخشید، مامان

خیلی اشتباه کردم

خیلی دلم برات تنگ شده بود

انقدر دلم برات تنگ شده بود که فکر میکردم از شدتش میمیرم

بله؟

مامانت چرا جواب گوشیش رو نمیده؟

وحشتناکه، توی کاخ هرا یه حادثه ای اتفاق افتاده

...منظورت چیه که

حادثه رخ داده؟

علائم حیاتیش چطورن؟- ضعیف-

عمل رو شروع می کنیم، پنس

فشار خون در حال کاهشه

خطرناکه- همین الان شروع می کنیم-

سلام- چی شده؟-

خدای من، دکتر ها بدجوری زخمی شده

همش تقصیر اون سو جین جادوگر بود

سرش بدجور خونریزی داشت الان تو اتاق عمله

چرا چئون سو جین توی کاخ هرا بود؟

منم همینو میگم فکر می کنم بدجور کنترلشو از دست داده بود

داشت رونا رو "یون بیول" صدا میکرد و می گفت و میگفت میخواد با خودش ببردش

نمایش بزرگی اجرا کرد که بعدم این آشفته بازارو به وجود آورد

رونا چطوره؟

خداروشکر، اون زخمی نشد

چئون سو جین کجاست؟

ولم کن، باید برم مامانمو ببینم

از اتاق عمل بیرون اومده و الان تو ریکاوری ئه

لوستر از سقف افتاد اما اون خوش شانس بود و زنده موند

مادرت فوق العاده ست

...مادرت داره نقش بازی می کنه

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left